دوره و شماره: دوره 6، 3-4، پاییز 1391 

دوگانۀ زائر ـ سیاح در تجربۀ زیستۀ سه نسل: مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه شهیدبهشتی

صفحه 5-26

سید سالار اجتهدنژاد کاشانی، نسرین‌السادات قوامی

چکیده مقالۀ حاضر به بررسی جامعه‌شناختی تمایزهای نظری میان دو مفهوم زیارت و سیاحت به‌عنوان دو نوع کنش اجتماعی و دو مفهوم دارای قرابت با سبک‌های متمایز زندگی می‌پردازد و دو پدیدۀ زائر و سیاح را به‌عنوان دو هویت گفتمانی مورد مطالعه قرار می‌دهد و بر این اساس به جستجوی این تمایز در تجربیات سه نسل از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی می‌پردازد و می‌کوشد تفاوت‌های نسلی موجود در تجربۀ زیستۀ این سه نسل را درخصوص زیارت و سیاحت آشکار سازد. برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش از تکنیک مصاحبۀ عمیق استفاده شده و به این منظور با 15 نفر از کارمندان سه نسل این دانشگاه مصاحبه‌هایی انجام گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که کاهشی محسوس در گرایش نسل سوم پاسخگویان به مقولۀ زیارت در مقایسه با نسل‌های اول و دوم حاصل شده است. همچنین در ذهنیت‌های پاسخگویان تمایزی مفهومی میان سیاحت و زیارت اماکن مذهبی خارج از کشور وجود دارد. این تمایز میان سیاحت و سفرهای زیارتی داخل کشور کمتر به چشم می‌خورد.

فراتحلیل پژوهش‌های انجام‌شده در حوزۀ رضایت از سفر

صفحه 27-44

حسین اکبری، آرش قهرمان، محمد مظهری

چکیده یکی از مهمترین مسائلی که هر نهاد متولی پذیرش گردشگر یا زائر با آن مواجه است، شناسایی میزان رضایت گردشگران از خدمات ارائه‌شده است. نظر به آنکه نهادهای شهری همواره می‌کوشند برای گردشگران در مقاطع مختلف سال امکان حضور با اهداف سیاحتی و زیارتی را پدید آورند و اینکه فراهم کردن زمینه‌های مذکور هزینه‌های زیادی به دنبال دارد، مناسب است نهادهای مورد اشاره از برون‌داد این سفرها و کارایی برنامه‌های اجراشده در جلب رضایت بهره‌برداران مطلع باشند. لذا مقالۀ حاضر در چهارچوب فراتحلیل و با استفاده از آمارههای میانگین استاندارد و میانگین وزنی استاندارد شده و با مطالعۀ منابع علمی معتبر داخلی و خارجی و بررسی اولیة نتایج بیش از 70 پروژۀ تحقیقاتی و گزینش 16 مورد از آن‌ها، به بررسی و تحلیل جامعه‌شناختی میزان رضایت گردشگران ـ به تفکیک ابعاد ـ در شهر مشهد و نوسانات آن در سالهای اخیر پرداخته است. یکی از چهارچوبهای نظری در حوزۀ جامعه‌شناسی مصرف، درنظرگرفتن گردشگر درمقام «مشتری» است که خدمات گردشگری را از سازمان ارائه‌دهنده و شهر میزبان خریداری میکند. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که در بین ابعاد مختلف، رضایت از سفر، وضعیت بهداشت و تغذیه در پایین‌ترین سطح و رضایت از همسفران در بالاترین سطح قرار داشته است.  

نیازهای فرهنگی زائران خارجی امام رضا (ع) مورد مطالعه: زائران اردو، عرب، آذری و انگلیسی‌زبان

صفحه 45-62

مجید حیدری چروده، حمیدرضا همت آبادی، محمد اکبری فریمانی

چکیده مقالۀ حاضر به منظور توصیف و تحلیل نیازهای فرهنگی زائران خارجی حرم رضوی در شهر مشهد انجام شده است. برای این هدف، نیازهای فرهنگی حیطۀ زیارت در پنج بعد عاطفی، اعتقادی، مناسکی، دانشی و پیامدی شناسایی شده و به روش پیمایشی در نمونۀ 1427 نفری از زائران آذری‌زبان، اردوزبان، انگلیسی‌زبان و عرب‌زبان اجرا شده است. نتایج نشان داد که نیازهای دانشی در صدر سلسله‌مراتب نیازهای زائران خارجی قرار داشته و پس از آن نیازهای پیامدی در مرتبۀ دوم قرار دارد. سه نیاز عاطفی، اعتقادی و مناسکی در حد بسیار پایینی قرار دارند. مقایسۀ نیازهای پنج‌گانه نشان داد که تفاوت بین سطوح آن‌ها به‌لحاظ آماری معنادار است و علاوه بر آن بین چهار گروه مورد بررسی از زائران خارجی نیز تفاوت معناداری از لحاظ شدت نیازهای فرهنگی مشاهده می‌شود. 

راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران درمشهد

صفحه 63-86

محمد قاسمی خوزانی، سلمان حیاتی، مهدی کاظمی بی‌نیاز، محسن حجازی جوشقانی

چکیده چگونگی گذران اوقات فراغت به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی در کلان‌شهر مشهد، با توجه به قداست و اهمیت بین‌المللی این شهر، از جمله مسائلی است که نگاه ویژه‌ای را برای تدوین راهبرد و برنامه‌ریزی در این زمینه می‌طلبد. هدف این پژوهش به طور کلی اولویت‌بندی راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران در کلان‌شهر مشهد است. روش پژوهش توصیفی/ تحلیلی با ماهیتی قیاسی، برگرفته از نگرش سیستمی است و روش جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای/ اسنادی و پیمایشی بوده که از 50 پرسش‌نامه‌ محقق ساخته  به روش دلفی استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش تکنیک سوات[1] است. در این پژوهش مشخص شد که در کلان‌شهر مشهد در زمینۀ اوقات فراغت، وزن اصلی با قوت‌ها و فرصت‌هاست. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کلان‌شهر مشهد در موقعیت تهاجمی قرار گرفته و این واقعیت بیانگر آن است که کلان‌شهر مشهد باید از قوت‌ها و فرصت‌های خود برای رفع ضعف‌ها و تهدیدها استفاده کند. همچنین راهبرد ارتقای عملکرد زیرساخت‌های گذران اوقات فراغت موجود و خلق فضای کالبدی و معنوی متناسب با فرهنگ زیارت اولویت اول را در بین راهبردهای تهاجمی به خود اختصاص داده است.
[1]. SWOT

متن فضایی زیارت امام رضا (ع)

صفحه 87-108

مهدی سقایی، فرامرز نودهی، زهره جوانبخت قهفرخی، سید محمدباقر طباطبایی

چکیده زیارت به‌عنوان یک فرآیند اجتماعی دیرپا که در بطن جوامع انسانی ریشه دارد، با مکان مقدس که مقصد سفرهای زیارتی است در ارتباط قرار دارد. حرم مطهر امام رضا (ع) از جمله مکان‌های مقدسی است که هرساله میلیون‌ها زائر برای زیارت به این مکان سفر می‌کنند. در مقصد این سفرهای زیارتی و با توجه به کنش مستقیم مابین زائران و مجاوران امام رضا (ع) در محدودۀ شهر و در شعاع مشخص متنی فضایی حاصل از زیارت تولید می‌شود. این مقاله با تأسی به نظر دیالکتیسین‌ها، بخصوص نظر هنری لوفور دربارۀ تولید فضا، به شناخت و مطالعۀ تولید متن فضایی زیارت امام رضا (ع) پرداخته و چگونگی تولید، خوانش، مختصات و ویژگی‌های این متن فضایی را مورد بررسی قرار می‌دهد. در نتیجۀ این تحقیق نظری و تحلیلی، متن فضایی زیارت امام رضا (ع) در چارچوب مدلی مفهومی در تطبیق با مدل لوفور توضیح داده شده و تقابل‌های دودویی و گونه‌شناسی موجود در متن فضایی زیارت مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بر مبنای این بررسی‌ها پیش‌یابی‌های مرتبط با متن فضایی زیارت ارائه و این نتیجه حاصل شده است که متن فضایی زیارت امام رضا (ع) متنی فرهنگی است که تمامی عناصر آن در خدمت معرفت‌افزایی و تعمیق آگاهانۀ زائران و مجاوران از زیارت و متن زیارت است. بنابراین، لازم است در هنگام تصمیم‌گیری برای هر عنصر کلان یا خرد متن فضایی زیارت امام رضا (ع)، میزان تأثیر آن در موارد فوق سنجیده شود و این سنجش مورد ارزیابی و اولویت‌گذاری قرارگیرد.  

دلایل سفر نکردن برخی از مردم مشهد به عتبات عالیات

صفحه 109-130

غلامرضا صدیق اورعی

چکیده زیارت معصومین (علیهم‌السلام) در باور مذهبی ایرانیان جایگاه برجسته‌ای دارد و در پژوهش‌های انجام‌گرفته حضور میلیون‌ها زائر در مشهد دیده شده است. اما اغلب تحقیقات دربارۀ اقدام به سفر زیارتی است. این نوشتار به بررسی «نرفتن به سفر زیارتی» پرداخته ‌است، با این سؤال محوری که چرا عده‌ای از مردم ‌مشهد به کربلا سفر نمی‌کنند. روش مورد استفاده «رویش نظریه» است. یافتۀ بررسی این است که آنان‌که برای زیارت به عراق نمی‌روند، یا با مانعی مواجهند یا انگیزه‌ای برای آن ندارند. موانع در یک مقولة مرکزی «ناداری وبی‌تحملی» خلاصه می‌شود. موانعی که از جنس «ناداری» هستند، نداشتن زمان، پول و همسفرِ همدل است و موانعی که از جنس «بی‌تحملی»هستند، راهِ دورِ سفر، فشردگیِ برنامه، تمیزنبودنِ اماکن ‌اقامتی، تغذیه‌ای و ناامنی است. فقدان انگیزه نیز در مقولۀ مرکزی «دل‌مشغولی‌های دیگر‌ ‌و ‌بی‌اشتیاقی» خلاصه می‌شود که زیرمجموعۀ آن غلبۀ انگیز‌ۀ سیاحت، عدم اولویت تخصیص بودجه، اکتفا به زیارت حضرت رضا، یکسان‌انگاریِ زیارت از راه ‌دور و نزدیک و نداشتنِ شوقِ ‌زیارت ‌امام‌حسین (ع) است. پیشنهاد پژوهشی مقاله بررسی این موضوع و نیز «سفرنکردن به مشهد» در سایر مناطق ایران است.

مؤلفه‌های اجتماعی - فرهنگی شهر زیارتی پایدار مورد مطالعه: شهر مشهد

صفحه 131-156

مژگان عظیمی هاشمی، سعید شریعتی مزینانی، فائزه اعظم کاری

چکیده شهر مشهد مهم‌ترین قطب زیارتی و کانون عمدۀ گردشگری مذهبی و زیارت در ایران است و به‌ویژه نزد شیعیان جهان نیز موقعیت ممتازی دارد و فضای کنش زیارتی سالانه میلیون‌ها زائر است. با عنایت به جایگاه سفرهای دینی و معنوی در گردشگری جهانی، کیفیت و شرایط مقاصد زیارتی می‌تواند نقش مهمی در تعمیق و بهبود کیفیت کنش زیارت داشته باشد و شرایط مناسبی برای تجربۀ معنوی زائر فراهم آورد. این نوشتار با عنایت به وجوه متعدد مقصد زیارتی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی پایداری شهر زیارتی را واکاویده است. رویکرد این مطالعه آن است که جامعۀ میزبان یا مجاوران، هم در بعد سخت‌افزاری و هم در بعد نرم‌افزاری، لازم است جهت ارتقای کنش زیارتی زائران و گردشگران مذهبی تمهیداتی بیندیشند. هشت مؤلّفه و چهل‌ودو شاخص در ذیل ابعاد اجتماعی، فرهنگی و گردشگری مذهبی پایدار استنباط شد و در فرآیند تحلیل عاملی تأییدی به حک و اصلاح رسید. شاخص‌های مذکور در فرآیند مقایسۀ سلسله‌مراتبی به‌شیوۀ فازی رتبه‌بندی شد و وزن تأثیر بعد اجتماعی – فرهنگی مؤلفه‌ها و شاخص‌های آن در تقویت پایداری زیارت تعیین گردید. نتایج پیمایش سلسله‌مراتبی نشان داد که از بین هشت مؤلّفۀ تأییدشده در نمایۀ شاخص‌های اجتماعی - فرهنگی شهر زیارتی مطلوب که شامل امنیت، ایمنی، آموزش، فرهنگ میزبانی، هویت دینی، فضاهای مذهبی، فضاهای فرهنگی و تفریحی و سرمایۀ فرهنگی در شهر مشهد است، سه مؤلّفۀ امنیت شهری، ایمنی و آموزش به قدری اولویت دارند که سایر مؤلفه‌ها را موقتاً بی‌تأثیر می‌کنند.   

تحلیل جامعه‌شناختی مدت اقامت زائران ایرانی در شهر مشهد

صفحه 157-179

سیمین فروغ‌زاده، سعید شریعتی مزینانی، مجید دانایی سیج

چکیده مقالۀ حاضر با استفاده از نظریات کنش‌گرا و ساخت‌گرا به توصیف و تحلیل جامعه‌شناختی مـدت اقامت زائران ایرانی در مشهد می‌پردازد و نشان می‌دهد که عوامل موقعیتی- ساختاری از یک سو و متغیرهای ذهنی- ادراکی از سوی دیگر، ماندگاری زائران را مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهند. اطلاعات مورد نیاز به‌وسیلۀ پرسش‌نامه از 1600 زائر ایرانی در شهر مشهد، که به روش خوشه‌ای انتخاب شده بودند، به دست آمد و مشخص شد که مدت اقامت زائران به طور متوسط در فصول تابستان، پاییز و زمستان 5/5 روز و در فصل بهار 6 روز بوده است. برای شناخت عوامل تأثیرگذار بر ماندگاری زائران از تحلیل رگرسیون استفاده و معلوم شد که اولاً هراندازه فاصلۀ شهر محل سکونت زائر تا مشهد بیشتر باشد، ثانیاً هرچه زائر با شهر مشهد آشناتر باشد و ثالثاً هراندازه دفعات سفرهای پیشین زائر به مشهد بیشتر باشد، مدت اقامت زائر در مشهد طولانی‌تر است. همچنین زائران روستانشین در مقایسه با شهرنشین‌ها و کسانی که قبل از سفر ترجیح می-داده‌اند بابت اسکان روزانه در مشهد هزینۀ کمتری بپردازند، مدت بیشتری در مشهد می‌مانند. علاوه بر این، دو متغیر درآمد ماهیانۀ خانواده و تعداد همسفران، در عین حال که هزینه‌های اقامت روزانه را افزایش می‌دهد، باعث کاهش ماندگاری می‌شود.  

پدیدارشناسی تجربی زیارت امام‌رضا (ع)

صفحه 180-198

علی یوسفی، غلامرضا صدیق اورعی، علیرضا کهنسال، فهیمه مکری‌زاده

چکیده زیارت دیدار خودخواستة اماکن مقدس است که ابعاد عینی و ذهنی دارد؛ بعد عینی زیارت متضمن نهادمندی و توجیه‌مندی است. در حالی که نهادمندی زیارت حاصل انجام مکرر عمل زیارت در چارچوب آداب و احکام معین مذهبی است، توجیه‌مندی زیارت عمدتاً شامل مجموعۀ احادیث و روایاتی است که در فضیلت و ثواب زیارت نقل شده و از طریق فرآیندهای پرورش و یادگیری اجتماعی زیارت را توجیه‌پذیر می‌کند. بعد ذهنی زیارت متضمن درونی‌سازی معنای زیارت است که به آگاهی زائر از خارق‌العاده ‌بودن زیارت‌شونده و خضوع در برابر او می‌انجامد. تحلیل پدیدارشناختی تجارب زیارتی شش زائر در مشهد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند نشان داد که اولاً مناسک زیارت، عقیده به تقدس، عقیده به شفاعت، دلدادگی، خضوع، توسل‌جویی، مناجات و آرامش از موضوعات مرکزی معنای زیارت است که برحسب اشتراک معنا به سه مقولۀ کلی‌تر شامل آداب‌مندی زیارت، عقیده به خارق‌العادگی زیارت‌شونده و جذبه قابل تقسیم است. ثانیاً هرسه مقولۀ معنایی مذکور در همۀ تجارب زیارتی مشارکت‌کنندگان وجود دارد و این اشتراک نشان دهنده پدیدار اجتماعی زیارت است. در مقابل، وجه تفریدی زیارت عمدتاً مربوط به میزان رعایت آداب زیارت، ادراک خارق‌العادگی زیارت‌شونده و میزان جذبه و پیوستگی به اوست.