تعداد دوره‌ها 19
تعداد شماره‌ها 67
تعداد مقالات 446
تعداد نویسندگان 795
تعداد مشاهده مقاله 706,923
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 372,495
نسبت مشاهده بر مقاله 1585.03
نسبت دریافت فایل بر مقاله 835.19
تعداد مقالات ارسال شده 995
تعداد مقالات رد شده 412
درصد عدم پذیرش 41
تعداد مقالات پذیرفته شده 109
درصد پذیرش 11
زمان پذیرش (روز) 307
تعداد پایگاه های نمایه شده 6
تعداد داوران 685

 

 

نویسندگان محترم

خواهشمند است شرایط جدید ارسال مقاله به مجله را مطالعه بفرمایید. 

همچنین راهنمای نویسندگان را به دقت مطالعه کرده و کلیه اطلاعات از جمله ایمیل سازمانی نویسندگان+ شماره تلفن نویسندگان ،اسامی انگلیسی نویسندگان  و کد ارکید ذکر شود. در صورت چاپ مقاله،  هیچ تغییری در سامانه ثبت نخواهد شد.

(مجله مطالعات اجتماعی ایران، نشریه‌ای است  با امتیاز رسمی انجمن جامعه‌شناسی ایران +A)

 «این نشریه، مقالات را با استفاده از نرم‌افزارهای مشابه یاب سیناوب، بررسی و کنترل می‌کند که اصالت تعلق آن به نویسنده مسلم شود»

به دلیل اختلال در سیستم بانکی، لطفا تا اطلاع ثانوی تمام پرداخت‌ها صرفا از طریق شماره شبا یا شماره حساب انجام گیرد. 

فراخوان ارسال مقاله انگلیسی برای ویژه نامه جنگ، جامعه و مسئله ایران: پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و منطقه‌ای جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران (برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید)

سه دیدار با هویت ایرانی

صفحه 5-13

https://doi.org/10.22034/jss.2026.741878

احمد اشرف

چکیده توجه: چکیده حاضر ماشینی است و توسط تحریریه مجله آماده شده است. برای خوانش دیدگاه، فایل پیوست را بارگذاری کنید.

زمینه و هدف: هویت ایرانی در دوره‌های مختلف تاریخی معنا و صورت یکسانی نداشته است. احمد اشرف در این مقاله با بازگویی سه مواجهه شخصی و پژوهشی خود با مسئله هویت، شکل‌گیری و تحول دیدگاهش را شرح می‌دهد. هدف مقاله روشن‌کردن تفاوت میان «هویت ایرانی» در گذشته و «هویت ملی ایرانی» در معنای امروزی آن است؛ تمایزی که به باور نویسنده، در برخی روایت‌های تاریخ ایران نادیده گرفته می‌شود.
روش و داده‌ها: مقاله با رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی و به شیوه‌ای روایی و تحلیلی نوشته شده است. نویسنده تجربه‌های دوران کودکی و نوجوانی، مشاهدات خود از عشایر و روستاییان در سال ۱۳۴۵ و پژوهش‌های بعدی‌اش را کنار هم می‌گذارد. بخش تاریخی بحث بر بررسی متون تاریخ، جغرافیا، اندرزنامه‌ها و آثار ادبی استوار است. اشرف توضیح می‌دهد که برای پیگیری کاربرد نام «ایران» و واژه‌های مرتبط، شواهد این منابع را گردآوری و برحسب دوره تاریخی بررسی کرده است.
یافته‌ها: تجربه‌های میدانی نویسنده نشان می‌دهد که آشنایی با سرودها و نمادهای ملی لزوماً به معنای درک یکسان از مفهوم ایران نبوده است؛ برخی کودکان عشایری «ایران» را با شهر نزدیک خود می‌شناختند و برخی روستاییان واژه «ملت» را در معنای دینی به کار می‌بردند. در بررسی تاریخی، مقاله میان پیشینه فرهنگی، قومی و دینی ایده ایران و صورت‌بندی سیاسی آن تمایز می‌گذارد و، با استناد به دیدگاه نیولی، برجسته‌شدن معنای سیاسی «ایران» را به دوره ساسانی نسبت می‌دهد. نویسنده همچنین تداوم تاریخ سنتی ایران را از راه خدای‌نامه‌ها، شاهنامه و روایت‌های شفاهی توضیح می‌دهد و برای هویت ایرانی پس از دوره ساسانی تا پیدایش دولت ملی، چند مرحله تحول قائل می‌شود.
بحث و نتیجه‌گیری: از نظر اشرف، تداوم برخی روایت‌ها و نمادهای ایرانی به معنای ثابت‌ماندن مفهوم هویت در طول تاریخ نیست. آگاهی تاریخی و فرهنگی ایرانیان در دوره‌های گذشته را باید در زمینه همان دوره‌ها فهمید و با هویت ملیِ وابسته به دولت ملی در عصر جدید یکی ندانست. مقاله از این راه، نسبت‌دادن مفهوم امروزی ملیت به دوره‌های باستانی را نقد می‌کند و بر ضرورت خواندن منابع تاریخی بدون عطف‌به‌ماسبق‌کردن مفاهیم جدید تأکید دارد.

تحلیل جامعه‌شناختی مسیرهای علّی منتهی به انواع رفتارهای اقدام به خودکشی در نوجوانان در معرض خطر شهر مشهد

صفحه 14-37

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2090175.1953

منصوره گلی، مرضیه ابراهیمی

چکیده زمینه و هدف: اقدام به خودکشی در میان نوجوانان پدیده‌ای چندبعدی است که تبیین آن تنها با عوامل فردی امکان‌پذیر نیست و مستلزم توجه به زمینه‌های خانوادگی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ترکیب‌های علّی مؤثر بر انواع رفتارهای اقدام به خودکشی در نوجوانان شهر مشهد انجام شد.
روش و داده‌ها: این پژوهش با رویکرد ترکیبی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مقایسه‌ای کیفی مبتنی بر منطق جبر بولی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با ۶۱ نوجوان ۱۵ تا ۱۸ ساله دارای تجربه اقدام به خودکشی ناموفق گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان با نمونه‌گیری هدفمند و رعایت اصل حداکثر تنوع انتخاب شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها چهار سنخ اصلی اقدام به خودکشی شامل «فرار از رنج»، «تکانشی–واکنشی»، «اعتراضی–پیام‌رسان» و «وجودی» را آشکار ساخت. روابط ناکارآمد خانوادگی شرط علّی محوری در همه سنخ‌ها بود. در سنخ فرار از رنج، هم‌زمانی فروپاشی ساختاری خانواده، انزوای اجتماعی و فشارهای محیطی نقش تعیین‌کننده داشت. سنخ تکانشی–واکنشی در خانواده‌های دارای انسجام نسبی اما روابط عاطفی آسیب‌زا شکل گرفت. سنخ وجودی با تنهایی ساختاری و بحران معنا و سنخ اعتراضی–پیام‌رسان با فقدان کانال‌های مشروع برای بیان اعتراض و فشارهای محیطی تبیین شد.
بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد ناکارآمدی خانواده، در تعامل با ضعف نهادهای میانجی و حمایتی، نوجوانان را در چرخه‌ای از رنج و بن‌بست ساختاری قرار داده و مسیرهای متفاوت اقدام به خودکشی را شکل می‌دهد. ازاین‌رو، پیشگیری مؤثر مستلزم مداخلاتی فراتر از سطح فردی، مبتنی بر تقویت خانواده و توسعه شبکه‌های حمایتی و اجتماعی است.

حکمرانی داده و مشارکت در دولت رفاهِ رقومی (دیجیتال)، مطالعه موردی پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان

صفحه 38-59

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2089913.1949

علی شکوری، حمید عبداللهیان، سعیده صدیقی

چکیده زمینه و هدف: این مقاله با تلفیق «عدالت داده» و «نهادگرایی تاریخی»، حکمرانی داده در «پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان» را با رویکرد تحلیل سیاست انتقادی ارزیابی می‌کند. گذار به سیاست‌گذاری اجتماعی داده‌محور با هدف ارتقای هدف‌گیری و کارآمدسازی تخصیص منابع دنبال می‌شود؛ اما پرسش اصلی آن است که این معماری تا چه حد بر مشارکت معنادار، شفافیت، پاسخ‌گویی و عدالت داده‌ای بنا شده است.
روش و داده‌ها: پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل سیاست انتقادی انجام شد. داده‌ها از بیش از ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران ارشد، معاونان، مشاوران و پژوهشگران این حوزه، حضور در بیش از ۳۵ جلسه تخصصی، و تحلیل اسناد رسمی طی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ گردآوری شد. داده‌ها با تحلیل مضمونی ترکیبی و در گفت‌وگو با عدالت داده و نهادگرایی تاریخی تفسیر شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد معماری موجود در سه سطح شهروندی، اجتماع‌محور و نهادی، الگوی متمرکزی از حکمرانی داده را بازتولید می‌کند: شهروند به موضوع رؤیت بدل می‌شود، اجتماعات محلی و نهادهای مدنی به حاشیه می‌روند، و نهادهای رفاهی از مشارکت تفسیرگرانه در داده‌ها محروم می‌مانند. ریشه‌های این الگو در مسیر نهادی پس از انقلاب و تثبیت نهادهای حمایتی جزیره‌ای است؛ مسیری که سازوکارهای چندسطحی مشارکت، شفافیت و پاسخ‌گویی را محدود کرده است.
بحث و نتیجه‌گیری: سیاست‌گذاری اجتماعی داده‌محور در ایران، بدون بازطراحی قواعد مشارکت، از جمله خوداظهاری استاندارد، حق اعتراض و توضیح‌پذیری، حق داده‌نشدن، نقش‌آفرینی اجتماعات محلی و دسترسی تفکیک‌پذیر برای نهادهای رفاهی، با خطر نابرابری دانشی، تمرکز قدرت تبیینی و مشارکت‌زدایی ساختاری مواجه است.

بازنمایی افراط‌گرایی در رمان شیاطین داستایفسکی: تحلیل محتوای کیفی بر پایه بحران هویت، رادیکال‌شدن تدریجی و مدیریت ترس

صفحه 60-81

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2093951.1961

احسان حمیدی زاده، فاطمه طوبایی، زهرا معانی

چکیده زمینه و هدف: این مقاله بازنمایی افراط‌گرایی را در رمان شیاطین داستایفسکی بررسی می‌کند. به‌جای تلقی خشونت ایدئولوژیک به‌عنوان محصول مستقیم یک آموزه یا تیپ شخصیتی واحد، پژوهش حاضر می‌پرسد بحران‌های هویت و معنا چگونه در ساختار روایی رمان با سازمان‌دهی گروهی، اضطراب وجودی و نحوۀ مواجهۀ اخلاقی با دیگری پیوند می‌خورند.
روش و داده‌ها: پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای کیفی ساختاریافته و براساس ترجمۀ فارسی سروش حبیبی از رمان شیاطین انجام شده است. واحدهای معنایی از گفت‌وگوها، توصیف‌های روایی، کنش شخصیت‌ها و توالی رویدادهای مربوط به ستاوروگین، پیوتر ورخاویِنسکی، کیریلف، شاتوف، استپان ترافیمویچ و چند شخصیت زن و کودک استخراج شدند. بحران هویت، رادیکال‌شدن تدریجی و مدیریت ترس به‌عنوان مفاهیم حساس‌کننده به کار رفتند و زیرمقوله‌ها از طریق خوانش مکرر و مقایسۀ شواهد متنی پالایش شدند.
یافته‌ها: فراط‌گرایی در رمان حاصل تعامل بی‌ثباتی هویتی، فشار گروهی، شرم، ترس، خلأ اخلاقی و ابزارشدن دیگری است. پیوتر از طریق رازداری، تهدید، دست‌کاری زبان اخلاقی و ایجاد همدستی در جرم، آسیب‌پذیری‌های فردی را به خشونت سازمان‌یافته تبدیل می‌کند. ستاوروگین و کیریلف مسیرهای وجودی و اخلاقی متفاوتی را آشکار می‌سازند، درحالی‌که شاتوف امکان خروج از گروه افراطی و هزینۀ این خروج را نشان می‌دهد.
بحث و نتیجه‌گیری: مان شیاطین خشونت افراطی را فرایندی چندسطحی نشان می‌دهد، نه پیامد ناگزیر بحران هویت یا ترس. خشونت هنگامی تثبیت می‌شود که تعهدهای بی‌ثبات، سازوکارهای الزام‌آور گروهی و فشارهای وجودی یکدیگر را تقویت کنند و اشخاص دیگر به ابزار قدرت، انسجام، لذت یا حذف تقلیل یابند.

سبک‌های فراغتی نوجوانان در عصر دیجیتال: تبیین جامعه‌شناختی نقش سرمایه‌های خانوادگی و ارتباط با عملکرد تحصیلی

صفحه 82-111

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2097098.1991

محمد قدیم‌پرست بی ریا اباتری، محمد رضا اقدامی، علی یعقوبی چوبری

چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر به تبیین جامعه‌شناختی سبک‌های فراغتی نوجوانان در عصر دیجیتال و بررسی ارتباط آنها با سرمایه فرهنگی و اقتصادی خانواده و عملکرد تحصیلی پرداخته است. چارچوب نظری با بهره‌گیری از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو، تبیین دی‌ماجیو از پیوند مشارکت فرهنگی با مزیت آموزشی و دیدگاه جامعه شبکه‌ای کاستلز تدوین شد. روش و داده‌ها: این پژوهش پیمایشی و مقطعی بر روی 321 دانش‌آموز دوره متوسطه شهرستان خمام، منتخب با نمونه‌گیری چندمرحله‌ای، انجام شد. داده‌های پرسشنامه محقق‌ساخته با تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) و چرخش واریماکس، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در SPSS 26 تحلیل شدند. یافته‌ها: تحلیل مؤلفه‌های اصلی، پنج سبک فرهنگی ـ یادگیری، دیجیتال ـ ارتباطی، بدنی ـ ورزشی، رسانه‌ای منفعل و پرخطر ـ هیجانی را شناسایی کرد که 63.7 درصد واریانس کل را تبیین کردند (KMO=0.721؛ Bartlett’s χ²(120)=1462.09؛ p<0.001). سرمایه فرهنگی در مقایسه با سرمایه اقتصادی، ارتباط گسترده‌تر و منسجم‌تری با سبک‌های فراغتی داشت و فراغت فرهنگی ـ یادگیری، رسانه‌ای منفعل و بدنی ـ ورزشی را به‌طور معنادار پیش‌بینی کرد. فراغت دیجیتال ـ ارتباطی با سرمایه‌های خانوادگی رابطه معناداری نداشت و بیشتر با سن و محل سکونت مرتبط بود. در مدل چندمتغیره عملکرد تحصیلی، فراغت فرهنگی ـ یادگیری با معدل رابطه مستقل مثبت و فراغت پرخطر ـ هیجانی رابطه مستقل منفی داشت؛ سایر سبک‌ها سهم مستقل معناداری نداشتند. بحث و نتیجه‌گیری: فراغت نوجوانان الگویی اجتماعی دارد و با تفاوت‌های آموزشی مرتبط است. کیفیت و جهت‌گیری فعالیت‌های فراغتی بیش از صرف دسترسی به زمان یا منابع مادی اهمیت دارد و بهره‌گیری مکمل از دیدگاه‌های سرمایه فرهنگی و جامعه شبکه‌ای می‌تواند تبیین دقیق‌تری از تفاوت‌های فراغتی نوجوانان فراهم سازد.

بازتولید سلطه جنسیتی و فرسایش صمیمیت زناشویی: ارائه مدل فرایندی چرخه پیوندآفرینی مراقبتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2094673.1970

مهسا میرحسینی، سیدعلیرضا افشانی، حسین افراسیابی، ملیحه علی‌مندگاری

چکیده زمینه و هدف: صمیمیت زناشویی یکی از مؤلفه‌های اساسی کیفیت روابط زوجی و بهزیستی خانواده است، بااین‌حال، سازوکارهای اجتماعی و رابطه‌ای مؤثر بر فرسایش آن کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرایند بازتولید سلطه جنسیتی و چگونگی پیوند آن با فرسایش صمیمیت زناشویی انجام شد. روش و داده‌ها: . این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد سازه‌گرایانه چارمز انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان ۲۹ نفر از زنان و مردان متأهل شهر یزد بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری، مقایسه مستمر و یادداشت‌نویسی نظری تحلیل شدند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که سلطه جنسیتی به‌طور مستقیم موجب کاهش صمیمیت زناشویی نمی‌شود، بلکه از طریق فرایندی تدریجی و انباشتی عمل می‌کند. بازتولید هنجارهای جنسیتی و روابط نابرابر قدرت، ظرفیت زوجین برای نیازشناسی و پاسخ‌دهی مراقبتی را محدود می‌سازد، این اختلال به تضعیف بازشناسی متقابل و ادراک عدالت رابطه‌ای و در نهایت به فرسایش سرمایه عاطفی و کاهش صمیمیت می‌انجامد. بر پایه این یافته‌ها، مدل فرایندی فرسایش چرخه پیوندآفرینی مراقبتی مفهوم‌پردازی شد. بحث و نتیجه‌گیری: این مدل نشان می‌دهد که صمیمیت زناشویی در چرخه‌ای پویا از نیازشناسی، پاسخ‌دهی مراقبتی، بازشناسی متقابل و عدالت رابطه‌ای شکل می‌گیرد و اختلال در این چرخه، آن را از مسیر پیوندآفرینی به مسیر فرسایش سوق می‌دهد. دستاورد اصلی پژوهش، ارائه تبیینی فرایندی از چگونگی تبدیل روابط نابرابر قدرت به فرسایش تدریجی پیوند عاطفی در زندگی زناشویی است.

شیرینی فراتر از خوراک: مطالعه مردم‌نگارانه فرهنگ مصرف شیرینی در یزد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2095494.1984

فریبا صدیقی، حمیده شیری محمدآباد، مهتا باغشاهی

چکیده زمینه و هدف: با وجود مصرف زیاد شیرینی در زندگی روزمره مردم یزد، ابعاد فرهنگی تداوم مصرف آن، به‌ویژه در شهری که شیوع دیابت در آن قابل توجه است، کمتر به‌طور مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. ازاین‌رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی بسترهای فرهنگی و اجتماعی تداوم مصرف شیرینی در شهر یزد، انجام شده است. روش و داده‌ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مردم‌نگاری انجام شد. داده‌ها از طریق مشاهده مشارکتی، حضور مستمر در قنادی‌ها، کارگاه‌های شیرینی‌پزی، منازل و مناسبت‌های آیینی و ثبت یادداشت‌های میدانی به دست آمد. بعد از آن، برای تکمیل داده‌ها، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با هفت قناد و هفت مصرف‌کننده انجام شد. تحلیل داده‌ها متمرکز بر روش سه مرحله‌ای اسپرادلی بود. یافته‌ها: تداوم مصرف شیرینی در شهر یزد حاصل برهم‌کنش فرهنگ، اقتصاد، اقلیم، منزلت اجتماعی، حافظه جمعی و روابط عاطفی است و نمی‌توان آن را صرفاً بر اساس ترجیح ذائقه یا نیازهای تغذیه‌ای تبیین کرد. شیرینی در موقعیت‌های مختلف، از جمله مهمانی، جشن، سوگواری، عیادت، سفر، ماه رمضان و نوروز، کارکردهای متنوعی همچون احترام‌گذاری، مهمان‌نوازی، تقویت پیوندهای اجتماعی، نمایش منزلت، حفظ خاطره و انتقال ارزش‌های فرهنگی بر عهده دارد. همچنین، مفاهیم برآمده از میدان، از جمله «شیرینی قسطی»، «شیرینی آشغال»، «شیرینی به‌مثابه سرمایه نمادین»، «نمود تشریفاتی شیرینی» و «شیرینی به‌مثابه پاسخی فرهنگی»، ابعاد کمتر شناخته‌شده فرهنگ مصرف شیرینی را آشکار ساختند. بحث و نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان می‌دهد که شیرینی در یزد رسانه‌ای فرهنگی برای بازتولید هویت، مناسبات اجتماعی و حافظه جمعی است.

جامعه شناسی

تتو ابزار هویت و مقاومت؛ پژوهشی کیفی در کلان شهر شیراز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2105721.2001

سیروس احمدی، نجیم نجیمی، مریم مختاری

چکیده زمینه و هدف: تتو در سال‌های اخیر در بین گروه‌های مختلف اجتماعی رواج یافته و نمایش آن در محیط‌های عمومی متداول‌تر شده است. این پدیده به‌ویژه در بسترهایی که همزمان دارای دو وجه سنت و مدرن هستند، با حساسیت‌های بیشتری همراه است. کلان‌شهر شیراز سومین پایتخت مذهبی ایران بستر مناسبی برای مطالعه این پدیده است. براین اساس، هدف این پژوهش آن است که «تتو» را در بستر اجتماعی شیراز مورد مطالعه قرار دهد.
روش و داده ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر مبنای نظریه زمینه‌ای انجام شد. مشارکت‌کنندگان، 17 نفر افراد دارای تتو بودند که به روش هدف‌مند انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه‌ساختار یافته گردآوری، و به‌صورت باز، محوری، و انتخابی کدگذاری شدند.
یافته‌ها: کدگذاری داده‌ها منجر به استخراج هفت مقوله گردید. سودمندی جسمی–روانی و حس زیبایی‌شناختی شرایط علّی تتو هستند. عرفی‌شدن، شرایط زمینه‌ای را فراهم می‌آورد. دیگران مهم، شرایط مداخله گر است. مبارزه و استدلال راهبردهای کنشگران در مواجهه با تتو می‌باشند. و بالاخره، دستاورد متضاد، پیامد انجام تتو است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش منجر به ظهور هسته با عنوان تتو ابزار هویت و مقاومت گردید. در بستر اجتماعی کلان‌شهر شیراز که هویت دوگانه سنّت و مدرنیته را تجربه می‌کند، فرد با الهام از ساختار مدرنیته کلان‌شهری، برای ابراز وجود و ترمیم خویشتن از تتو استفاده و با آن، احساس قدرت می‌کند. اما در سوی دیگر به‌دلیل بافت سنتی در مواجهه با ساختارهای نهادی و گفتمان‌های رسمی، با محدودیت‌های اجتماعی متعددی مواجه و این تضاد را با شدت بیشتری حس می‌کند.

انتخاب اهدای تخمک: راهی برای رسیدن به مادری (مطالعة پدیدارشناختیِ تجربة زنان نابارور مراجعه‌کننده به پژوهشگاه رویان)

دوره 8، شماره 1، بهار 1393، صفحه 6-21

نسرین ایزدیار، شیرین احمدنیا، سیدمحمد سیدمیرزایی، سیدعلی آذین، محمد یزدانی صفا

چکیده استفاده از شیوة اهدای تخمک ازجمله فناوری‌های کمک ‌باروری (ART) است که در سال‌های اخیر به دنبال موفقیت روزافزون آن به زنان ناباروری که به دلیل مشکلات تخمدان یا دیگر موضوع‌های پزشکی قادر به فرزندآوری با تخمک خود نیستند، امید بسیار زیادی برای رسیدن به آرزوی داشتن فرزند بخشیده است. شناخت تجربة زنان نابارور در دورة دشوار تصمیم‌گیری برای استفاده از اهدای تخمک و ترجیح این شیوة درمان به دیگر راه‌های جایگزین (فرزندپذیری یا ادامة زندگی بدون فرزند)، بسیار بااهمیت می‌نماید و پژوهش‌های انگشت‌‌شماری در سطح داخلی با توجه به موضوعات اجتماعی و فرهنگی خاص کشور برای شناخت این پدیده صورت گرفته ‌است.مقالة حاضر به توصیف تجربة زنان نابارور از انتخاب اهدای تخمک به‌مثابة راهی برای رسیدن به مادری می‌پردازد. محقق با هدف شناخت و توصیف این تجربه از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده کرده است و یازده مشارکت‌کننده را تحت مصاحبة ‌عمیق نیمه‌ساختاریافته قرار داده است. مشارکت‌کنندگان این پژوهش از میان زنانی که برای درمان اهدای تخمک به پژوهشگاه رویان مراجعه کرده بودند، به شیوة نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. اجرای پژوهش و تحلیل داده‌ها براساس طرح عملی کلایزی انجام شد. یافته‌ها حاصل از توصیف‌های زنان شامل شش عبارت اصلی است: امکان حفظ محرمانگی در اهدای تخمک، امکان تجربة‌ حاملگی، زایمان و شیردهی در اهدای تخمک، انتقال ژنتیک شوهر، تأثیر زمان در انتخاب اهدای تخمک، مجازبودن اهدای تخمک  به ‌لحاظ شرعی، بار عاطفی و اجتماعی ناباروری.  

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی مطالعهای درباب شهروندان بالای 18 سال شهر کرج

دوره 9، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 64-87

بیژن زارع، مجید روهنده

چکیده لزوم مشارکت مردم در تمام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی امروزه در همة جوامع پذیرفته شده و روزبهروز نیز بر اهمیت آن افزوده میشود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی انجام شده است. در این تحقیق، با استفاده از نظریه های تلفیقی مشارکت به منزلة پشتوانة نظری، رابطة بین رضایت مندی اجتماعی و سیاسی، دینداری، رسانهها و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با مشارکت تحت بررسی قرار گرفت. روشی که در تحقیق حاضر به کار رفته پیمایش است و از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جمعیت تحقیق کلیة شهروندان بالای 18 سال شهر کرج است که 400 نفر از میان آنها به مثابة نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای رگرسیون خطی دومتغیره، آزمون تی، و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. درنهایت، مشخص شد که رضایت مندی سیاسی 33 درصد از 19 درصد از / تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهد، دینداری نیز 6 تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند. بین هریک از متغیرهای رضایت مندی اجتماعی، رسانة جمعی، درآمد و جنسیت با مشارکت اجتماعی- سیاسی هم رابطة معنادار مشاهده شد. پساز ورود همزمان متغیرهای اصلی و متغیرهای شخصی شهروندان به مدل تحقیق، مشخص شد که درمجموع متغیرهای تحقیق 41 درصد از تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهند. نتایج تحقیق حاضر از برازش بالای نظریة تحقیق با یافته های تجربی مشاهدهشده حکایت دارد.

امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی (مطالعه موردی: جوانان 29-15 ساله شهر قاین)

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 71-102

غلامرضا خوش‌فر، آرزو محمدی، فاطمه محمدزاده، راضیه محمدی، فاطمه اکبرزاده

چکیده مفهوم سلامت اجتماعی، در کنار سایر ابعاد سلامتی (جسمی، روانی، معنوی) از جایگاه قابل توجهی برخوردار می‌باشد و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد، یکی از مهم‌ترین این عوامل امنیت و به‌ویژه امنیت اجتماعی است. با توجه به این مهم؛ پژوهش حاضر با  هدف شناسایی رابطه امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی جوانان 15تا29 ساله شهر قاین با تکیه بر نظریه سلامت اجتماعی کییز و رویکرد مدرن به امنیت اجتماعی انجام شده است. این پژوهش به روش پیمایشی و با انتخاب تصادفی 376 نفر به‌عنوان حجم نمونه و با تکیه بر ابزار پرسشنامه انجام شده است. یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که رابطه معنی‌دار و مستقیمی بین امنیت ‌اجتماعی و سلامت ‌اجتماعی جوانان شهر قاین وجود دارد. همچنین بین امنیت اجتماعی و ابعاد یکپارچگی، پذیرش، مشارکت و شکوفایی اجتماعی رابطه معنی‌دار و مثبت برقرار است که بیشترین شدت همبستگی با بعد پذیرش اجتماعی و کمترین همبستگی با بعد یکپارچگی اجتماعی می‌باشد. در عین حال، بین امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی رابطه معنی‌داری وجود ندارد.  

بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی جوانان (مطالعة دانشجویان دانشگاه شهیدباهنر کرمان)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 128-152

لیلا یزدان‌پناه، فاطمه حکمت

چکیده مقالة حاضر به بررسی مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌پردازد که نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیت‌های گوناگون به دلیل تقید به دیگران است. جهت سنجش عوامل مؤثر بر آن از نظریه‌های مختلف مثل نظریه‌های نوع‌دوستی متقابل، اعتماد و مشارکت، یادگیری اجتماعی باندورا و نظریة نقش اجتماعی استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامة محقق‌ساخته بوده است. این پژوهش درمیان 404 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهیدباهنر کرمان صورت گرفته که با روش نمونه‌گیری تصادفی نظام‌مند انتخاب شده‌اند.  نتایج تحقیق نشان می‌دهد که احساس عزت نفس، شیوة فرزندپروری منسجم، صمیمی و پاسخگو، مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی، اعتماد اجتماعی بین‌شخصی، اعتماد تعمیم‌یافته و نهادی و جنسیت و پایگاه اقتصادی اجتماعی متغیرهای تأثیرگذار بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی هستند.

روش‌های تحقیق تلفیقی، جنبش سوم روش‌شناختی در علوم اجتماعی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 158-181

محسن نیازی

چکیده شیوه‌های تحقیق تلفیقی را جنبش سوم روش‌شناختی نامیده‌اند. این بدان معناست که اکنون برای ارتقای روش‌شناختی تحقیق، که با رویکردهای کمی و سپس کیفی آغاز شده‌ است، لازم است رویکردهای تحقیق تلفیقی در تحقیقات اجتماعی دنبال شوند. رویکردهای عمده در تحقیقات انسانی- اجتماعی در طی جنبش‌های متعدد روش‌شناختی مسیر پیشرفت روش‌های تحقیق را پیموده‌اند. موج اول روش‌شناسی با کمیّت‌گرایی و تجربه‌گرایی آغاز گردید. پس از یک دوره غلبة کمّی‌گرایی، نقص روش‌‌های کمی در نشان‌دادن افکار و نیّات مردم دربارة فعالیت‌ها و وقایع خاص و پیچیده مشخص گردید. موج دوم روش‌شناختی تحت عنوان تحقیق کیفی در دهه‌های 80-1970 میلادی با تأکید بر ادراک فرآیندهایی که به نتایج مورد مطالعه منجر می‌شوند، گسترش یافت. در دهة اخیر، محدودیت‌‌های روش‌های کیفی در تعمیم یافته‌ها، درهم‌آمیزی یافته‌های تحقیق با ارزش‌های خاص محقق و مشکلات اعتبار و پایایی داده‌ها به‌عنوان چالش‌های مهم فراروی تحقیقات کیفی معرفی شده‌اند. از این رو، توجه به رویکرد تلفیقی به‌عنوان جنبش سوم روش‌شناختی از اهمیتی خاص برخوردار است. ایدة اصلی روش تلفیقی که از آن به رویکرد چندخصلتی، چندروشی یا شیوة آمیخته نیز یاد می‌شود، این است که ترکیب رویکردهای کمی و کیفی درک مناسب‌تر و جامع‌تری از موضوعات تحقیق به دست می‌دهد. در این رویکرد، ضعف‌ها و محدودیت‌های هریک از تحقیقات کمّی و کیفی جبران می‌شود. همچنین، این شیوه شواهد و مدارک جامع‌تری را برای پژوهش موضوع تحقیق ارائه می‌دهد و به محقق کمک می‌کند تا به سؤالاتی پاسخ دهد که رویکردهای کمّی یا کیفی به تنهایی نمی‌توانند پاسخگوی آن‌ها باشند. هدف اصلی این مطالعه بررسی تطبیقی روش‌شناسی کمّی و کیفی و شناسایی محدودیت‌های روش‌شناختی هریک از این دو رویکرد و ارائة مدل تلفیقی به‌عنوان راهکار اساسی روش‌شناختی در مطالعات انسانی- اجتماعی است.

مطالعة انسان‌شناختی هویت زبانی مهاجران افغان در ایران

دوره 8، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 109-128

حسین میرزائی

چکیده به باور بسیاری از اندیشمندان حوزة زبان‌شناسی و انسان‌شناسی "زبان" پایة هویت به‌شمار می‌آید، چه دو مفهوم هویت و زبان در پیوندی ناگسستنی با یکدیگر قرار دارند. حتی برخی از آنان معتقدند نخستین نشانة هویت، یعنی نام‌های فردی، از جنس زبان است. ما در این پژوهش با استفاده از داده‌های میدانی، امر زبانی و رابطة آن را با متغیرهای دیگری مانند سن، جنس، قومیت و ملیت در بین مهاجران افغان بررسی و سعی کرده‌ایم ارتباط آن را با مقولة هویت نشان دهیم. بعد از گذشت ربع قرن از حضور وسیع افغان‌ها در ایران، هم‌اکنون نسل دوم و سوم مهاجران درحال تجربة موقعیتی تازه هستند تا بتوانند به هویت جدیدی دست یابند. این فرایند، که ناگزیر از درون نوعی نابه‌سامانی هویتی عبور می‌کند، به‌تدریج خود را در جامعة مهاجران نمایان می‌سازد. هویت جدید بدون‌شک ازخلال زبان صورت می‌پذیرد. به نظر ما، شکل‌گیری این هویت می‌تواند در زمینه‌سازی حضور رسمی اقلیت جدید "ایرانی-افغان" در ایران به‌طور مؤثری عمل کند. بنابراین، هویداست که زبان فارسی افغان، نه فقط ازسوی مهاجران در ایران، بلکه در خود کشور افغانستان نیز درمعرض آسیب‌ها و تهدیدهای کم‌وبیش جدی قرار گرفته است. 

بازار تن فروشی خیابانی زنان در کلان شهر تهران

دوره 6، شماره 1، بهار 1391، صفحه 130-153

سعید مدنی قهفرخی، فریبرز سعید دانا، پیام روشن فکر

چکیده شناخت کامل بازار فعالیتهای غیرقانونی از جمله تن فروشی دشوار و رد مواردی ناممکن است.در عین حال،بدون شناخت ویژگیهای بازار پدیده ای مثل تن فروشی نمی توان سیاست های مداخله ای برای پیشگیری،کنترل،یا کاهش آن را طراحی کرد. جامعه آماری پژوهش زنانی هستند که در مناطق 22 گانه شهر تهران تن فروشی می کردند.یافته های پژوهش نشان میدهد در بازار تن فروشی  تقریبا مثل هر بازار دیگری قواعد عرضه و تقاضا تاثیر گذار و تعیین کننده بسیای از عوامل اند،اگرچه توضیح دهنده اصلیترین علت ها و آثار نیستند.بررسی اجزای درآمد و نوبت های کار روسپیان نشان داد عواملی مثل 1. هزینه ها 2. سن فعلی 3. محل جلب مشتری 4. نرخ هر نوع رابطه جنسی(عادی) 5. شمار مشتریان و 6. تجربه بر درآمد حاصل از تن فروشی آثار معنی داری دارند. یافته ها نشان می دهد الگوی غالب فعالیت روسپیگری خیابانی در ایران،کار فردی است و به معنای اقتصادی "بازار" روسپیگری در این بخش کاملا شکل نگرفته است. پایین بودن نرخ رشد درآمدها به نسبت تورم،عدم توسعه و سازماندهی و تنوع بخشی به فعالیتها،پایین بودن قاچاق انسان(زنان خارجی) برای روسپیگری به ایران و عدم امکان و اطمینان سرمایه گذاری مانع شکل گیری بازار تن فروشی مشابه دیگر کشورها شده است.سن ورود به روسپیگری در ایران بین 16 تا 22 سال و بالاتر از معیارهای جهانی است.همچنین بررسی برخی عوامل بازار از جمله توزیع مکانی و زمانی فعالیت،تعداد متقتضیان،درآمد و هزینه ها و دیگر موارد و مقایسه آنها با یافته های مطالعات جهانی نشان میدهند که به لحاظ جغرافیایی بازار روسپیگری در شهر تهران در محل های فعالیت تقریبا متمرکز و در مسیر خیابانهای اصلی شهر است و از این لحاظ با الگوهای جهانی مشابهت دارند.روزهای پرکار هفته در ایران هم مثل بیشتر تحقیقات مشابه در دیگر کشورها،روزهای پایانی هفته عنوان شده است.اما میزان تقاضا،درآمدها و هزینه ها الگوی متفاوتی دارند.یافته های این تحقیق بر فقرزدایی،به عنوان راهبردی پایدار در کنترل آسیب های اجتماعی و از جمله روسپیگری،تاکید دارد و غفلت از آن را تهدیدی برای شکل گیری و توسعه بازارهای غیرقانونی می داند.

ابر واژگان

نشریات مرتبط