دوره و شماره: دوره 16، شماره 3 (ویژه نامه سید حسین العطاس و استعمارزدایی از دانش)، پاییز 1401 

حسین العطاس در باب دانش استعماری و دانش مستقل

صفحه 3-22

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1996350.1769

سید فرید العطاس

چکیده دورۀ اصلی تفکر العطاس را دوران استعمار، به‌ویژه مالایای بریتانیا و هند شرقی هلند تشکیل می‌دهد. او به‌عنوان یک دانشجو در دانشگاه آمستردام در دهۀ 1950 میلادی، اولین مقالۀ خود را دربارۀ مسئله استعمار نوشت و مسائل ایجادشده توسط استعمار را به سه دسته تقسیم کرد. دستۀ سوم که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد، مشکلات غیرمادی، یعنی جامعه‌شناسانه، روانشناختی و مسائل اخلاقی خلقشده توسط استعمار است که به نظر العطاس بیشتر صدمات استعمار از همین دسته به جوامع تحت استعمار رسیده و همین حوزه است که مانع رسیدن به راه‌حل برای بسیاری از مسائل اجتماعی شده است. در همین دوره بود که العطاس نقش بسیار مهمی برای نخبگان در توسعه قائل شد. به عقیدۀ او نخبگان حاکم که تربیتشدۀ دوران استعمار هستند دارای کمبود یک نظام فکری یکپارچه بودند و نتوانستند سنتزی میان میراث فرهنگی خود و تفکر غربی پیدا کنند. این مقاله نگرش و رویکرد استعمارزدایانۀ العطاس را از منظر نظری، روش‌شناسی و بسترهای موجود شرح می‌دهد.

حسین العطاس و مسئلۀ اسارت ذهنی: امپریالیسم فکری در ایران

صفحه 23-42

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1989485.1762

اسماعیل زینی

چکیده سید حسین العطاس یکی از معدود متفکران پسااستعماری است که در زمان برچیده شدن ساختارهای قدرت استعماری، توجه جهانیان را به ایدۀ «اسارت ذهنی و امپریالیسم فکری» جلب کرد. وقتی بسیاری از روشنفکران فکر کردند استعمارزدایی کامل شده است، او به مسئلۀ اسارت ذهنی و حضور ذهن اسیر، «ذهنی غیرانتقادی و تقلیدی تحت سلطۀ یک منبع خارجی که دارای تفکری مستقل نیست»، برای تداوم سلطۀ پارادایم‌های اروپامحوری و امپریالیسم فکری اشاره کرد. در این مقاله سعی شده است تا نحوۀ دریافت مفهوم «اسارت ذهنی» سید حسین العطاس در ایران ترسیم شود و چگونگی انتقال این مفهوم به ایران و سپس نحوۀ استقبال از آن در ایران پس از انقلاب 1357 تبیین شود. این مقاله نشان می‌دهد که چگونه گفتمان‌هایی مانند غرب‌زدگی جلال آل احمد و آمریکا‌زدگی صمد بهرنگی دریافت مفهوم «اسارت ذهنی» العطاس را در ایران شکل می‌دهند. خواندن آثار این متفکران ما را به مضامین امپریالیسم فکری و فساد دانشگاهی در بستر آموزش ایرانی سوق می‌دهد. سپس این مقاله از مفهوم ذهن اسیر به‌عنوان ابزاری تحلیلی برای کشف علل فساد آکادمیک استفاده خواهد کرد.
 

سید حسین العطاس: اسلام پیش‌رو و سنت علوم اجتماعی مستقل و خلاق

صفحه 43-63

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1990261.1764

ابوالفضل مرشدی

چکیده در این مقاله نخست تصویر العطاس از وضع موجود جوامع آسیایی و اسلامی که در میانۀ «ذهن بسته» و پدیدۀ «تروریسم» قرار گرفته‏اند، ترسیم می‏شود. سپس، دیدگاه وی درمورد وضع علوم اجتماعی در این کشورها و قرار گرفتن آن‌ها در میان دو لبۀ قیچی «ذهن اسیر» و «امپریالیسم فکری» مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‏گیرد. در ادامه، مفهوم سنت علوم اجتماعی مستقل و خلاق که وی در برابر بومی‏سازی یا اسلامی‏سازی علوم مطرح می‏کند، معرفی می‏شود و نحوۀ مواجهۀ العطاس با سوسیالیسم و نظریۀ وبر درمورد اخلاق اقتصادی اسلام و توسعۀ سرمایه‏داری در جنوب شرق آسیا به‌عنوان نمونه‏هایی از مواجهۀ خلاقانه با اندیشمندان غربی و تلاش برای ایجاد سنت مستقل علوم اجتماعی مرور می‏شود. در پایان، برنامۀ پژوهشی العطاس برای ایجاد سنت علوم اجتماعی مستقل مورد نقد قرار می‏گیرد، از این جهت که در این برنامه به ریشه‏های معرفتی شکل‏گیری علوم اجتماعی مدرن در غرب و منطق معرفتی لازم برای شکل‏گیری یک سنت مستقل علوم اجتماعی در کشورهای غیرغربی توجه کافی صورت نگرفته است.
 

بررسی انگاره‌های ذهنی روس‌ها دربارۀایرانیان بر مبنای سفرنامه‌های روسی

صفحه 81-96

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1995958.1766

الهه کریمی ریابی، مازیار مظفری فلارتی

چکیده جهانگردان و مسافران غالباً نقش مهمی در توسعۀشرق‌شناسی داشته‌اند و سفرنامه‌ها، یکی از منابع ارزشمند در شرق‌شناسی هستند. سفرنامه‌های روسی دربارۀ ایران در قرن 19 میلادی حاوی نکات فراوانی دربارۀنوع دیدگاه روس‌ها به ایرانیان و همچنین برداشت و درک آن‌ها از خودشاناست. ایران به‌عنوان یک کشور آسیایی و روسیه به‌عنوان کشوری که خود را اروپایی می‌دانست، روابط پرفرازونشیبی در قرن 19 داشته‌اند. در این پژوهش با تکیه بر نظریات جامعه‌شناس معاصر، پروفسور سید حسین العطاس، دیدگاه رو‌س‌ها به ایران و زوایای زندگی فرهنگی و اجتماعی این کشور براساس سفرنامه‌هاو گزارش‌های روسی که در قرن 19 میلادی نگاشته شده مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین به این سؤال پاسخ داده می‌شود که روس‌ها به‌عنوان یک استعمارگر اروپایی چطور به زندگی مردم ایران نگاه می‌کردند و در سفرنامه‌های روسی چه تصویری از ایران به‌عنوان یک کشور مستقل آسیایی ترسیم شده است؟ همچنین تلاش خواهیم کرد تا مؤلفه‌هایی را که به اعتقاد پروفسور العطاس در شرق‌شناسی اروپایی وجود دارد، در چند نمونه از سفرنامه‌های روسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی، نقش سفرنامه‌ها در شکل‌گیری انگاره‌های ذهنی راجع به ایران را تحلیل می‌کند.

سید حسین العطاس و مسئله روشنفکران

صفحه 97-101

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1989271.1760

سید جواد میری

چکیده درک سید حسین العطاس از مفهوم «روشنفکر» را چگونه باید فهمید؟ مسئلۀ روشنفکران در جهان مدرن یکی از چالش‌برانگیزترین پرسش‌های علوم انسانی و اجتماعی است. العطاس میان نقش روشنفکران در جوامع در حال توسعه و توسعه‌یافته تمایز قائل است. مفروضات بنیادی نگرش العطاس، به‌عنوان یک اندیشمند پسااستعماری از مالزی، دربارۀ نقش روشنفکران در جوامع در حال توسعه چیست؟ روایت‌های غیراروپامحور زیادی دربارۀ نقش روشنفکران در جهان معاصر وجود دارد.  برای مثال می‌توان به علی شریعتی، جلال آل احمد و ادوارد سعید اشاره کرد. اما تنها اندکی بر نگرش العطاس در ارتباط با آیندۀ روشنفکران مدرن در دنیا و به‌خصوص در جوامع در حال توسعه کار کرده‌اند. به عبارت دیگر، در این مقاله بر مفهوم روشنفکر، آنگونه که العطاس آن را می‌فهمد، متمرکز خواهیم بود و تلاش خواهیم کرد مربوطیت این رویکرد را در بستر امروز جوامع در حال توسعه پیدا کنیم و در این باره که آیا تعامل انتقادی با این رویکرد غیراروپامحور می‌تواند در به‌کارگیری رویکرد العطاس در سطحی کلی و جهانی مؤثر باشد بحث کنیم؟

العطاس خوانی در ایران و افسانه‌زدایی از استثناگرایی ایرانی

صفحه 102-118

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1988285.1758

شیما وزوایی

چکیده چطور باید افسانۀ بومی تنبل اثر خارق‌العادۀ حسین العطاس را در ایران خواند؟ نقد یک متفکر پسااستعماری جنوب شرق آسیا بر سرمایه‌داری استعماری و تأثیر آن بر تصویر برساخته از بومیان مالایی و جاوه‌ای چه ربطی به بستر ایرانی می‌تواند داشته باشد؟ آیا نقد العطاس می‌تواند راهگشایی برای نظریه‌پردازیِ مفهومی ایدئولوژیک در بستر ایرانی باشد که دینامیک پیشرفت را در بازۀ بلندمدتی در تعلیق نگاه داشته است؟ این مقاله تلاش دارد به بسط ایدۀ استثناگرایی ایرانی و گفتمان‌های حوالی آن بپردازد. با استفاده از نظریات العطاس به‌ویژه کتاب افسانۀ بومی تنبل تلاش می‌شود انگاره‌های فکری و ذهنیت برساخته دربارۀ استثنا بودن وضعیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ایرانیان توضیح داده شود و امکان‌های خلق و تقویت آن توسط استبداد داخلی و شبه‌استعمار در ایران مدرن بررسی شود. درنهایت استثناگرایی ایرانی در این مقاله به‌مثابۀ یک ایدئولوژی متقاطع ملی، مذهبی، جنسیتی تعریف می‌شود که ذهنیتی درونی‌سازی‌شده در افراد عضو اجتماعات ایرانی می‌سازد که آن‌ها را در وضعیت متناقض از فرادستی و فرودستی هم‌زمان در برابر دیگری قرار می‌دهد.[1]
 
 
[1] برخی از ایده‌های مربوط به سوژۀ این مقاله که پروژۀ پژوهشی شخصی نویسنده است، پیشتر در نهمین کنفرانس اروپایی مطالعات ایران، در سال 2019 و دانشگاه فری برلین ارائه شده است.
 همچنین بخشی از استدلال‌های درج‌شده در این مقاله پیش‌تر به زبان انگلیسی توسط این‌جانب در مجلۀ نگرش اسلامی منتشر شده است.
Vezvaei, Sh. (2022). “Demythologizing the Myth of Iranian Exceptionalism”, Islamic Perspective, No. 27: 85-94.