کلیدواژه‌ها = خانواده

تحلیل و ارزیابی روایت‌های طلاق نزد مردان و زنان (مورد مطالعه: شهر اراک)

دوره 19، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 112-132

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2065646.1909

پگاه پارسازاده، امید علی احمدی، علی روشنایی

چکیده زمینه و هدف: طلاق به‌عنوان یکی از چالش‌های برجسته اجتماعی در ایران معاصر، پیامدهای چندوجهی بر سلامت روانی، روابط بین‌فردی و ساختار خانواده برجای می‌گذارد. روش و داده‌ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریه مبنایی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل ۳۰ نفر از مردان و زنان مطلقه ساکن شهر اراک بودند که با معیارهای تنوع در سن، تحصیلات، مدت زندگی مشترک و علت طلاق انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته‌ها: بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، مقوله هسته‌ای «فقدان عشق و سردی عاطفی» نیروی محرک اصلی طلاق در اراک است. شرایط علی شامل تعارضات خانوادگی، بدبینی و روابط فرازناشویی؛ شرایط زمینه‌ای فشارهای اقتصادی، تجمل‌گرایی و کشمکش سنت‑مدرنیته؛ و شرایط مداخله‌گر مشکلات جنسی، ازدواج شتاب‌زده و کم‌مهارتی ارتباطی می‌باشند. راهبرد غالب، تعارض‑محور است و پیامدها به مثبت (رهایی، استقلال) و منفی (انگ، تنهایی، افسردگی) تقسیم می‌شوند. بحث و نتیجه‌گیری: مدل پارادایمی حاصل از این پژوهش، طلاق در اراک را نه یک رویداد آنی، بلکه فرایندی تدریجی نشان می‌دهد که در هم‌تنیدگی عوامل فردی، بین‌فردی و ساختاری شکل می‌گیرد. برجستگی مقوله «سردی عاطفی» در هر دو گروه جنسی، لزوم توجه به برنامه‌های آموزش مهارت‌های عاطفی و ارتباطی پیش از ازدواج و در طول زندگی مشترک را آشکار می‌سازد. تفاوت‌های جنسیتی در اولویت‌بندی علل، حاکی از نیاز به مداخلات متمایز برای مردان و زنان است.

خانواده در میان ذهنیت دانشجویان دانشگاه‌های تهران؛ مطالعه‌ای کیفی

دوره 16، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 97-121

https://doi.org/10.22034/jss.2023.526282.1595

خدیجه کشاورز

چکیده ذهنیت دانشجویان دانشگاه‌های تهران نسبت‌به مناسبات میان جنسیتی در خانواده و تصورات و انتظارات آنان از خانوادۀ مطلوب خود موضوع این تحقیق است. رویکرد روش‌شناختی پژوهش حاضر، رویکردی کیفی است. از میان دانشجویان سه دانشگاه تهران، امیرکبیر و الزهرا با 32 دانشجوی دختر و پسر در خرداد و تیر 1399 مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته انجام شد. داده‌های به‌دست‌آمده با روش تحلیل تماتیک بررسی شدند. یافته‌های پژوهش در سه محور انتظارات از زندگی مشترک، هرم قدرت در خانواده و تقسیم جنسی کار خانگی نشان می‌دهند که دختران و اغلب پسران مشارکت‌کننده در پژوهش به خانواده نگاهی مثبت دارند و آن را مأمن آرامش‌بخشی می‌خواهند که فرصت‌های رشد و بالندگی را برای اعضایش فراهم کند. بخش مهمی از مشارکت‌کنندگان به خانوادۀ‌ پدرسالار نقد دارند و برای خود خانوادۀ برابرتر مطالبه می‌کنند. رابطۀ فرادست ـ فرودست مردانه ـ زنانه در جنبه‌های مهمی از زندگی برای بخش مهمی از مشارکت‌کنندگان مورد تردید واقع شده است، گرچه این گرایش همچنان در میان بخشی از مشارکت‌کنندگان وجود دارد. درنهایت می‌توان دال مرکزی یافته‌های تحقیق را ابهام هنجاری در نگرش دانشجویان نسبت‌به خانواده دانست. آن‌ها الگوی خانوادۀ پدرسالار را نقد می‌کنند، اما در شناخت و پذیرش الزامات خانوادۀ مدنی با ابهام روبه‌رو هستند. این ابهام مختص دانشجویان نیست و بخشی از تغییرات بزرگ‌تر در مناسبات جنسیتی و الگوی خانواده در ایران امروز است.    

تحلیل مناسبات خانوادگی در دوران کرونا: مادرسری محنت بار

دوره 16، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-27

https://doi.org/10.22034/jss.2022.542453.1623

یعقوب احمدی، پرویز سبحانی، بی نظیر جلالی

چکیده کووید-19 بدل به پاندمی ناگواری شده است که اثرات آن تا سطح ترومای جمعی تشخیص داده شده است. اقدامات و پروتکل ها برای مواجهه با این پاندمی تقریبا به اندازه خود بیماری پیامدهای نگوار به بار آورده است و خانه و خانواده به عنوان امن ترین و البته مهمترین مرکز مقابله با بیماری به واسطه تشدید اقداماتی مانند فاصله گذاری اجتماعی و قرنطینه از اهمیت بسیاری برخوردار شده و البته همزمان دچار مخاطرات جدی از خشونت تا جدایی و بحران تربیتی و... شده است.
نوشتار حاضر با انجام نوعی تحلیل کیفی درصدد شناسایی مناسبات و مخاطرات خانواده در کردستان در این دوران بحران برآمده است. روش مطالعه حاضر گرانند تئوری و نمونه از متخصصین و مطلعین کلیدی بوده است که تا حد اشباع انجام مصاحبه ها ادامه یافته است.
نتایج مطالعه حاکی است که بازگشت به خانه و اهمیت ماندن در آن برای مقابله با کرونا سبب اهمیت مادر و زن در مناسبات خانوادگی شده است، اما این اهمیت در حقیقت به معنای سری و سروری نیست و بلکه محنت افزا و اندوهناک بوده است. نتایج همچنین، حاکی از برجستگی مقولاتی مانند فروبستگی اجتماعی، اتمیزه شدن خانواده، بحران تربیتی و فراغتی و مواردی از این دست به عنوان مقولات محوری بوده است.

احساسات دینی و سازگاری خانواده با بحران کووید 19: مطالعۀ پدیدارشناسانه در استان سیستان و بلوچستان

دوره 14، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 159-183

https://doi.org/10.22034/jss.2020.246368

الهام شیردل، فاطمه حامی کارگر، محسن حاکمی

چکیده احساسات یکی از ابعاد مهم زیست دینی و اجتماعی است که نقش ارزنده­ای در فعالیت­ها و سازندگی جهان زندگی افراد و خانواده­ها دارد. احساسات دینی در زمان بیماری‌ها نظیر همه­گیری کرونا با ایجاد نگرش مثبت در فرد موجب کنار آمدن بهتر افراد و خانواده­ها در شرایط سخت می­شود. پژوهش حاضر جهت دستیابی به فهم تجربۀ زیستۀ احساسات دینی در سازگاری خانواده­ها با بحران اپیدمی کرونا در بافت استان سیستان و بلوچستان با رویکرد کیفی و روش­شناسی­ پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. در این پژوهش 40 نفر از اعضای زن و مرد خانواده­ها، با شیوۀ نمونه­گیری هدفمند مورد مصاحبۀ عمیق قرار گرفتند. معیار تعیین حجم نمونه بر اساس رسیدن به نقطۀ اشباع نظری تعیین شد. اطلاعات با روش تحلیل کولایزی[1] در 2 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی و 45 مضمون اولیه طبقه‌بندی شد. مضمون اصلی تعالی احساسی خانواده با تمسک به سرچشمۀ الهی از پنج مضمون فرعی تسهیل زندگی خانوادگی با قدرت ایمان الهی در شرایط کرونا، پناه الهی و زدودن ترس از مرگ در شرایط کرونا، خانوادۀ دین­مدار و بهبود روحیۀ خانوادگی، احساسات مثبت دینی در خانواده، و امداد الهی در گذار خانواده از خطرات کرونا، تشکیل شده است. همچنین مضمون اصلی تجدید تنظیم احساس دینی در مقابله با کرونای چالش‌زا از مضامین فرعی بحران‌زدایی با تقویت احساس تعلق دینی در خانواده، بازاندیشی مثبت و تداوم کنش­های دینی خانوادگی مطابق با شرایط کرونا، و احساس منفی ناشی از تقلیل دین، استخراج شده است. مضمون نهایی تحقیق نشانگر آن است برساخت ابعاد تعالی احساس دینی، الگوی تنظیم احساس دینی، پیوند احساسی با سرچشمۀ الهی، و به طور کلی احساسات دینی، از دلایل سازگاری خانواده‌های منطقۀ سیستان و بلوچستان در جریان افت و خیزهای کرونا است.
 
.[1] Colaizzi (Paul Francis Colaizzi 1938—2010)

مطالعة تجربة زیستة کودکان و نوجوانان در خانواده‌هایی با والد زندانی

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 133-153

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38127

زهرا میرحسینی، مرضیه ابراهیمی

چکیده مقاله ی حاضر مبتنی بر پژوهشی کیفی و پدیدارشناسانه است که با هدف مطالعه تجربه ی زیسته کودکان و نوجوانان خانواده های والد زندانی انجام شده است. محققان کوشیده‌اند پیامدهای زندانی‌شدن والدین را در زندگی کودکان دریابند و شرح روایت‌های کودکان را در این‌باره مطالعه کنند. به‌این‌منظور، با 20 کودک و نوجوان 10 تا  18 سالة ساکن شهر تهران، که دست‌کم یکی از والدین آنها در زندان به‌سر می‌برد، مصاحبه‌های عمیق کیفی صورت گرفته است. طبق یافته‌های تحقیق، پیامدهای حبس والدین در چهار مقولة اصلی دسته‌بندی می‌شود: ازهم‌گسیختگی و آشفتگی خانواده، تغییر جریان عادی زندگی، طردشدگی، سرخوردگی و ناامیدی، و نیز ننگ‌ها و انگ‌ها. علاوه‌براین، یافته‌ها نشان داد ویژگی‌های زمینه‌ای این کودکان و نوجوانان، نظیر سن و جنسیت آنها، و در کنار آن جنسیت والد زندانی و نوع جرم او، در تجربة زیستة مصاحبه‌شوندگان و نیز در پیامدهای به‌وجودآمده در زندگی آنها نقش مؤثری دارد. بااین‌حال، با توجه به کیفی‌بودن پژوهش، نویسندگان به‌هیچ‌وجه قصد تعمیم یافته‌ها را ندارند. 

تجربة پذیرش فرزندخواندگی به‌مثابة مسئلة اجتماعی (مطالعة خانوادة جانبازان قطع‌نخاعی)

دوره 12، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 4-27

سیدحسن حسینی، قاسم اویسی فردویی

چکیده موضوع مقالة حاضر مسئلة پذیرفتن فرزندخوانده، ابعاد مختلف آن و نیز تجربة زیستة خانواده‌های جانبازان قطع‌نخاعی درباب فرزندخوانده است. موضوع فرزندخواندگی در خانوادة جانبازان زمانی معنی پیدا می‌کند که بسیاری از جانبازان قطع‌نخاعی، به‌دلیل ناتوانی جسمی و جنسی، قابلیت داشتن فرزند را ندارند و به‌ناچار، به پذیرفتن فرزند روی می‌آورند. حال، سؤال این است که آنها موقعیت خود را پس از پذیرفتن فرزند و نحوة مواجهه با آن چگونه روایت می‌کنند. با چه دشواری‌های احتمالی دراین‌زمینه مواجه شده‌اند؟ به‌نظر می‌رسد خانواده‌ها با دشواری‌های مختلفی مواجه شده‌اند که پیش‌بینی‌پذیر نبوده است. انتخاب روش نظریة مبنایی، به‌مثابة روشی کیفی، نخست، به فهم عمیق‌تر موضوع می‌انجامد، و دوم، به بسط بیشتر مفاهیم نظری و امکان نظریه‌سازی دراین‌باره کمک می‌کند. سوژه‌های تحقیق را 20 نفر از جانبازان قطع‌نخاعی (اعم از قطع‌نخاع از کمر و قطع‌نخاع از گردن) در سه شهر تهران، قم و اصفهان تشکیل داده‌اند. مطابق یافته‌ها، جانبازان در مواجهه با مشکلاتی چون تنهایی و بروز اختلافات خانوادگی ناشی از آن، به‌منظور ایجاد پیوندهای بیشتر عاطفی، مناسب‌ترین راه را پذیرفتن فرزندخوانده تشخیص داده‌اند، اما به‌مرور زمان با رسیدن فرزند به سن بلوغ، به‌ویژه از دورة دبیرستان به بعد، خانواده‌ها با مسائل و دشواری‌های چندوجهی مواجه شده‌اند. پنهان‌کردن موضوع فرزندخوانده با عنوان «راز بزرگ»، مسئلة «محرم و نامحرمی»، برخورد اقوام و دوستان، موضوع تک‌فرزندی، موانع حقوقی، دشواری‌های عرفی و عدم پذیرش جامعه «طرد یا ترحم اجتماعی» را می‌توان ازجمله مسائل پذیرفتن فرزندخوانده در چنین خانواده‌هایی برشمرد. 
 

بررسی میزان تمایل جوانان 18 تا 30 سالة شهر شیراز به همسان‌همسری و عوامل مرتبط با آن

دوره 12، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 136-154

مهسا نوری، علی یاراحمدی

چکیده انتخاب همسر یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی است که هر فرد در طول زندگی می‌گیرد. یکی از معیارهای گزینش همسر موضوع همسان‌گزینی است که ممکن است از دیدگاه سنی، تحصیلی، اجتماعی، و فرهنگی در کانون توجه قرار گیرد. در پژوهش حاضر، میزان تمایل جوانان به همسان‌همسری و عوامل مرتبط با آن بررسی می‌شود. در این پژوهش، 384 نفر از جوانان شهر شیراز، به‌شیوة پیمایشی و با کمک پرسش‌نامه، هدف مطالعه قرار گرفته‌اند. متغیر وابسته در این تحقیق همسان‌همسری است که ازطریق طیفی از همسان‌همسری تا ناهمسان‌همسری سنجیده شده است. ازاین‌رو، افرادی که در این طیف نمرة بالاتری گرفته‌اند، تمایل بیشتری به همسان‌همسری در ازدواج دارند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که رابطة میزان مطالعه، تمایل به برابریِ نقش‌های جنسیتی، نوع شغل و میزان درآمد با میزان همسان‌همسری جوانان رابطة معنادار دارد. نتایج حاصل از تحلیل چندمتغیره نشان داد که مردبودن، تأهل و برخورداری از برابرخواهی جنسیتی بیشترین تأثیر را بر تمایل به همسان‌همسری دارند. به‌طورکلی، با توجه به یافته‌ها، می‌توان گفت افراد متمایل به برابریِ نقش‌های جنسیتی، زنان و مجردها تمایل بیشتری به ناهمسان‌همسری دارند.

تحلیل ظرفیت‌های سیاست‌گذاری نهاد خانواده در ایران برای گسترش اشکال مشروع خانواده

دوره 11، 3(دومین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، پاییز 1396، صفحه 104-125

مینا عزیزی، سیدحسن حسینی

چکیده با توجه به تغییراتی که در سال‌های اخیر در حوزۀ خانواده و به‌ویژه درقالب شکل‌هایی از هم‌زیستی شاهد بوده‌ایم، و با درنظرگرفتن اولویتی که نظام جمهوری اسلامی برای تداوم و تقویت اشکال مشروع خانواده قائل است، پرداختن به موضوع منابع و موانع مشروعیت در صورت‌های سنتی خانواده و این زیست‌های نوظهور ضروری می‌نماید. در این مقاله کوشیده‌ایم با مرور نظریه‌های موجود در این حوزه و با استفاده از روش مصاحبۀ تخصصی با نخبگانی از طیف‌های فکری گوناگون، ازیک‌سو، و تحلیل نظرهای آنها در نسبت با مبانی نظری مرورشده، ازسوی دیگر، به درک بهتری از روند تغییرات حوزۀ خانواده، منابع و موانع مشروعیت اشکال متنوع خانواده، نسبت رویکردهای سیاست‌گذارانه و اشکال مشروعیت‌بخشی در شکل‌گیری ازدواج و نیز بدیل‌های حمایت از آتیۀ نهاد خانواده در ایران برسیم. نتایج این مطالعه حاکی از این واقعیت است که همچنان روزنه‌های امیدوارکننده‌ای برای گشایش‌های نظری، مفهومی و اعتقادی وجود دارد و می‌توان با فراهم‌کردن امکان گفت‌و‌گو میان سنت‌های نظری موجود، بر مقبولیت اقدام به تشکیل خانواده درمیان جوانان نسل حاضر افزود.   

تحلیل جامعه شناختی گفتمان های خانواده در مذاکره های مجالس قانونگذاری ایران (از 1320 تا 1357)

دوره 11، 1 (اولین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، بهار 1396، صفحه 5-35

نوریه انصارین، حسن سرایی، باقر ساروخانی، فیروز راد

چکیده خانواده و موضوعات مرتبط با آن یکی از مسائل جامعۀ کنونی است. قانون و نظام قانون‌گذاری را می‌توان ابزار مهمی جهت تسلط بر این حوزه به‌شمار آورد. هدف حقیق حاضر شناسایی گفتمان‌های مسلط خانواده در مجالس قانون‌گذاری ِدورۀ پهلوی دوم و تحلیل آنهاست. به‌این‌منظور، مذاکره‌های نمایندگان مجلس بیست‌ویکم و بیست‌وسوم‌با روش تحلیل گفتمان بررسی شده و چشم‌انداز نظری آن برمبنای نظریه‌های عاملیت-ساختار، نظام کنش، بازنمایی و جهانی‌شدن تدوین شده‌است. نتایج حاکی است با توجه به ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، در مجلس بیست‌ویکم‌«گفتمان اعتدال‌گرایی سنتی» از دیالکتیک گفتمان مسلط سطح فرهنگی (سنت‌گرایی اصول‌گرا) و گفتمان مسلط سطح سیاسی (نوگرا) به‌وجود آمده و در مجلس بیست‌وسوم «گفتمان نوگرای اصلاح‌طلب»، با حمایت قوی گفتمان مسلط سطح سیاسی (نوگرای رادیکال) و نادیده‌گرفتن گفتمان قدرتمند سطح فرهنگی (سنت‌گرای اصول‌گرا)، به گفتمان مسلط مجلس تبدیل شده‌است.
 

برساخت اجتماعی هم‌باشی بر اساس تجربه زیسته نمونه‌ای از هم‌باشان

دوره 11، 1 (اولین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، بهار 1396، صفحه 92-119

فرزانه فرامرزی، محمدصادق مهدوی، فرح ترکمان

چکیده یکی از مباحث مهم در دنیای امروز، بحث تحوّل در الگوهای هم­زیستی و شکل­گیری الگوهای جدید هم­زیستی دو جنس مخالف می­باشد. یکی از گونه­های جدید هم­زیستی که به عنوان یک پدیده­ی نوظهور اجتماعی مورد توجه محققان حوزه­ی خانواده در ایران قرار گرفته، هم­باشی است. هم­باشی به معنای زندگی مشترک دو جنس مخالف با هم، بدون ازدواج است. در تحقیق حاضر که در کلانشهر تهران صورت گرفته، محققان برآنند که علاوه بر شناخت این پدیده، به ابعاد این هویت هم­زیستی از نگاه کسانی که این تجربه زیسته را داشته­اند، پی­ببرند؛ تا بتوانند تصویری از برساختِ این واقعیت اجتماعی ارائه دهند. این تحقیق با رویکرد روش­شناختی تفسیرگرایانه به روش « نظریه زمینه­ای» انجام گردید، با مصاحبه عمیق از 15 نفر از کنشگران هم­باش این نتیجه حاصل شد که، هم­باشی از نگاه این افراد در حقیقت خوانشی نو از مفهوم ازدواج در عصر حاضر می­باشد. خوانشی نو در جامعه­ای که در حال تجربه کردن اَشکال و صورت­های جدید از واقعیت­های اجتماعی دنیای مدرن است که هرچند در فضای فردی افراد به وقوع می­پیوندد، ولی حاصل شرایط جدید اجتماعی و اقتصادی جامعه است.
 

مطالعه پدیدارشناختی دلائل بی وفائی زناشویی

دوره 11، 1 (اولین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، بهار 1396، صفحه 120-144

علی اصغر فیروزجائیان، حسن قدیری

چکیده «روابط فرازناشویی» یکی از آسیب های جدی اجتماعی است که پژوهشگران اجتماعی نسبت به گسترش آن هشدار می‌دهند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی دلایل ورود زنان به این نوع روابط است. بدین منظور 36 نفر از زنانی که تجربه رابطه فرازناشویی داشتند از طریق تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه ی نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که روابط فرازناشویی معلول عوامل متعدد و متکثری است. تحلیل کیفی مصاحبه ها نشان داد که ده مقوله اصلی فردگرایی، ضعف دینداری و اخلاقی، عدم رفع نیازهای جنسی، عدم رفع نیازهای عاطفی و روانی، خشونت فیزیکی و کلامی شوهر، ضعف نظارت بر زندگی  و زندگی صادقانه، تاثیرپذیری از دوستان، فقر و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، رسانه‌ها و شیوع فرهنگ فساد در جامعه، از دلایل اصلی مصاحبه شوندگان برای ورود به روابط فرازناشویی بوده است. در مجموع  این پژوهش نشان داد که « برآورده نشدن انتظارات و نیازها» به همراه «رشد ارزش‌های فردگرایی و ضعف مذهبی و اخلاقی» در ورود زنان به روابط فرازناشویی نقش مهمی دارد. 
 

نگرش دانشجویان درباب خانواده، زنان و جنسیت

دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 88-115

خدیجه کشاورز

چکیده  نگرش دانشجویان به مقولاتی مانند خانواده، ازدواج، و رابطة بین دو جنس، به‌دلیل جوان‌بودن دانشجویان، فهم ما را از طرح‌های آیندة آنها برای زندگی ارتقا می‌دهد. امری که در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی‌ـ اجتماعی بسیار تعیین‌کننده است. این پژوهش بر آن است تا به دنبال پاسخ به این سوالات باشد: جوانان چه نگاهی به سن ازدواج دارند، معیارهای مطلوب آنها برای ازدواج چگونه است، آیااین معیارها به‌سمت برابری بین دو جنس سمت‌وسو یافته‌اند، یا همچنان بر معیارهای متفاوت میان زنان و مردان تأکید می‌شود، نگاه دانشجویان به تقسیم کار جنسیتی چگونه است، نگاه دانشجویان به قوانین مدنی در حوزة خانواده و نیز اشتغال و فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی زنان چگونه است؟ پاسخ به این پرسش‌ها درک ما را از فاصله یا توافق ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان با ارزش‌ها و نگرش‌های رسمی بهبود می‌بخشد. بدون تردید، این نگرش‌ها در میان دانشجویان با توجه به جنسیت، طبقة اجتماعی، قومیت، شهر محل تحصیل و... متفاوت است. تلاش ما در این مقاله فهم این گونه‌گونی‌ها و تفسیر این تفاوت‌هاست. در این مقاله، با تکیه بر مطالعات سراج‌زاده، جواهری و همکاران در 1382 و 1394، تلاش می‌شود با درک نگرش دانشجویان در حوزة خانواده، ازدواج و روابط بین دو جنس، تفسیری از تغییرات و نیز مقاومت در این حوزه‌ها حاصل شود. به‌نظر می‌رسد، با نگرش‌ها و هنجارهای برابری‌خواهانه در برخی زمینه‌ها، و سنتی در زمینه‌های دیگر مواجهیم. به‌عبارتی، شاهد تغییر در حوزه‌هایی و نیز مقاومت در حوزه‌های دیگر هستیم. شاید بتوان گفت که دانشجویان با نوعی خرد ابزاری به رابطة زن و مرد نگاه می‌کنند، آنجاکه تغییر را به نفع خود می‌بینند، آن را می‌پذیرند و آنجا که آن‌ را مخالف منافع خود ارزیابی می‌کنند، آن‌ را رد می‌کنند. یعنی ما در مورد مقولات مرتبط با جنسیت، با تغییر و سازش هم‌زمان روبه‌رو هستیم. روش ما در این پژوهش تحلیل ثانویه با تکیه بر پژوهش ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان در دو مقطع 1382 و 1394 است. تلاش می‌شود روندها و تغییرات ایجادشده در طی این بازة زمانی تحلیل شود.
 

نقش دین‌داری در تبیین میزان احساس امنیت اجتماعی (مطالعه‌ای در شهر یزد)

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 25-49

سیدعلیرضا افشانی، راضیه ذاکری‌هامانه، عباس عسکری‌ندوشن

چکیده آدمی از بدو حیات، به تأمین آسایش و امنیت خود و خانواده‌اش نیازمند بوده است. تأثیرپذیرى امنیت از اقتصاد، مذهب، فرهنگ، صنعت و جمعیت و تأثیرگذارى آن بر همة شاخه‌هاى توسعه و حیات انسانى، به ‌آن نقش بنیادین می‌دهد. بزرگ‌ترین دستاورد ادیان الهی حفظ امنیت روحی و روانی انسان‌ها درمقابل تنش‌ها و وسوسه‌های شیطانی است؛ بنابراین دین‌داری نقش مهمی در تبیین احساس امنیت اجتماعی در جامعه خواهد داشت. مطالعة حاضر با هدف بررسی رابطة دین‌داری و میزان احساس امنیت اجتماعی در بین ساکنان شهر یزد انجام گرفته است. با روش پیمایش، 246 نفر از ساکنان شهر یزد با استفاده از شیوة نمونه‌گیری خوشه‌ای متناسب انتخاب شدند و با کمک ابزار پرسش‌نامه تحت مطالعه قرار گرفتند. احساس امنیت اجتماعی در دوازده بعد امنیت جانی، مالی، اقتصادی، شغلی، اخلاقی، فرهنگی، عاطفی، احساسی، فکری، حقوقی، قضایی و نوامیس و دین‌داری در پنج بعد فکری، اعتقادی، مناسکی، عاطفی و پیامدی سنجیده شده است. نتایج تحقیق هم‌سو با نظریات فروم، وبر، دورکیم، بوزان، پارسونز و نظریه‌پردازان مسلمان از همبستگی مثبت و معنادار میزان دین‌داری و ابعاد آن با میزان احساس امنیت اجتماعی نشان داشت. بنابراین، روحیة مذهبی و اعتقادات دینی نقش مهمی در تبیین احساس امنیت افراد اجتماع خواهد داشت. ازاین‌رو، استفادة مطلوب از ظرفیت‌های دینی و روحیة مذهبی افراد موجد شکل‌گیری امنیت اجتماعی پایدار و درنهایت توسعة همه‌جانبة اجتماع خواهد شد.

تأثیر کیفیت نقشة ذهنی بر امنیت اجتماعی خانواده در فضاهای عمومی‌ شهر مطالعه‌ای در کلان‌شهر تبریز

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 50-70

عیسی پیری، میلاد عزیزی، پیمان روشنایی، مهدی رضایان

چکیده نقشۀ ذهنی هر فردی که در فضای جغرافیایی قرار می‌‌گیرد مسبوق به نگرش‌ها، ارزش‌ها، عواطف، امیال و انگیزه‌هاست؛ به عبارت دیگر، فرایندهای روان‌شناختی روح به نوعی به بازنمایی ذهنی جهان بیرون منجر می‌‌شوند که پایه‌ای برای گزینشگری فضایی است. کیفیت نقشۀ ذهنی از فضاهای عمومی‌ متأثر از عوامل اقتصادی-اجتماعی،‌ فرهنگی و کالبدی است. حضور خانواده‌ها در فضاهای عمومی‌ شهر ممکن است از بازنمایی متقابل نقشۀ ذهنی و امنیت اجتماعی متأثر باشد. هدف تحقیق به‌دست‌آوردن همبستگی معنی‌دار بین کیفیت نقشۀ ذهنی و امنیت اجتماعی خانواده‌ها در شهر تبریز است. این مقاله به روش پیمایشی و با استفاده از پرسش‌نامة بسته به دنبال تحلیل رابطۀ متقابل نقشۀ ذهنی از محله‌های شهری و امنیت حضور خانواده‌ها در فضاهای عمومی‌ کلان‌شهر تبریز است. شهروندان نقشه‌های ذهنی متفاوتی از محله‌های مختلف شهر تبریز دارند که تأثیر مستقیمی‌ بر امنیت اجتماعی حضور خانواده‌ها در فضاهای عمومی‌ دارد. نقشه‌های ذهنی فضاهای متعلق به حاشیه‌نشینان شهر تبریز تصویر مطلوبی از امنیت اجتماعی حضور خانواده در فضاهای عمومی‌ به دست نمی‌دهد. حضور خانواده‌ها در فضاهای عمومی‌ شهر تبریز مسبوق به گزینشگری فضایی و نقشۀ ذهنی است.  

عدم توافق ارزشی و تأثیر آن بر ناسازگاری زوجین در مشهد

دوره 3، شماره 3، پاییز 1388، صفحه 49-71

غلامرضا صدیق اورعی، احمدرضا اصغرپور ماسوله

چکیده خانواده یکی از قدیمیترین نهادهای تربیتی جوامع انسانی اس ت. خانواده به عنوان یک خردهنظام در درون نظام
ا جتماعی، دارای تمام ویژگیهای نظام اس ت. عدم تعادل در نظام خان واده مو ج ب بروز مشکلاتی در آن میشود و
بر خی کارکردهای آن را مختل میکند. از سوی دیگر در خانوادههای ایرانی، قیود فرهنگی مانع طـلاق مو جـ ب
میشود که مشکلا ت مو ج ود به طور کامل در آمار طلاق منعکس نشود. یکی از راههای بررسی مشکلا ت خان واده
در ایران، بررسی ناسازگاری اعضای خانواده و عوامل مؤثر بر آن اس ت. در این مقاله تضاد ارزشی میان همسران و
رابطه آن با ناسازگاری میان آن دو بررسی شده اس ت. تحلیل دادههای تجربی این پژوهش که از مأ خوذ از مصا حبه
با 143زوج مشهدی اس ت، نشان داد که تضاد ارزشی میان همسران مو ج ب افزایش بروز رفتارهای ناسازگارانه از
سوی هر دو میشود. در تحلیل سا ختاری، ضری ب تحلیل مسیر میان تضاد ارزشی همسران و اعمال ناسازگارانه
شوهران برابر 0/33و همین ضری ب مسیر برای اعمال ناسازگارانه بانوان برابر 0/26بوده اس ت

اعتماد به همسر: مطالعه موردی زنان شهر تهران

دوره 1، شماره 1، بهار 1385، صفحه 125-157

خدیجه سفیری، مومنه میرزا محمدی

چکیده با توجه به اهمیت ثبات،سلامت و گرم بودن کانون خانواده(به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی) در سلامت جامعه و کاهش آسیبهای اجتماعی آن،و از آنجایی که اعتماد ستون خانواده است و ثبات و آرامش خانواده در گرو اعتماد زوجین به یکدیگر می باشد موضوع بررسی اعتماد به همسر برای این تحقیق انتخاب شد. در ضمن با توجه به حساسیت و اهمیت بیشتر این موضوع اعتماد به همسر در زمینه روابط جنسی،در نظر گرفته شد.هدف از بررسی شناخت میزان اعتماد به همسر در بین زنان تهرانی در زمینه روابط جنسی و عوامل موثر بر آن می باشد.به این منظور با استفاده از روش پیمایشی و با تهیه پرسش نامه،داده ها گردآوری شده اند. حجم نمونه 280 نفر بوده است و از روش نمونه گیری چند مرحله ای(طبقه ای و تصادفی سیستماتیک) استفاده شده است. پردازش داده ها در سه سطح توصیف،تحلیل دو متغیره،و تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر انجام شد.برای سنجش میزان اعتماد به همسر از شاخص های صداقت،صراحت،وفاداری،حسن ظن،احساس امنیت،و احساس رضایت عاطفی استفاده شد.سپس،روایی و پایایی این شاخص ها تایید شد.عواملی که با اعتماد به همسر در رابطه قرار گرفتند عبارت بودند از،ویژگیهای فردی و همسر و روابط متقابل و زندگی مشترک. یافته ها نشان داد که توزیع نمرات اعتماد به همسر پاسخگویان در حدود نیمی کمتر از میانگین بود و و رابطه معنادار بین متغیرهای پیشینه خانوادگی،اعتماد بنیادین،نوع دوستان همسر،زیبایی همسر،اقتدار در خانواده،شیوه گزینش همسر،میزان پایبندی به تعهدات و انتظارات،معاشرت پذیری،مجاب سازی،احساس تعلق،میزان همبستگی همسر نسبت به خانواده ،میزان شناخت همسر و مدت زمان تعامل روزانه با میزان اعتماد به همسر وجود دارد. سایر متغیرهای مستقل رابطه معناداری با میزان میزان اعتماد به همسر نشان ندادند. نتیجه تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر،متغیرهای پیش بینی کننده میزان اعتماد به همسر و همچنین مجموع اثرات مستقیم و غیر مستقیم هر یک از متغیرهای آنها را به شرح زیر نشان داد: ویژگیهای روابط متقابل:0.60،زیبایی همسر -30.6، قدرت در خانواده: -21.78، نوع دوستان همسر: 16.6، و شکست در زندگی: -0.23