مطالعة جامعهشناختی نزاعهای خیابانی (بررسی افراد درگیر نزاع در شهر سنندج)
صفحه 5-30
یعقوب احمدی، جمال ادهمی
چکیده هدف مطالعۀ حاضر بررسی وضعیت نزاعهای خیابانی شهروندان سنندج و عوامل و مؤلفههای مؤثر بر آن است. روش نوشتار حاضر کیفی و مبتنی بر نظریۀ زمینهای است که در آن 15 نفر از افراد درگیر در نزاعهای خیابانی ازطریق نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شده و در مطالعه مشارکت کردهاند. دادههای پژوهش بهروش مصاحبۀ نیمهساختاریافته جمعآوری شده و از روش مقایسهای مداوم استراوس و کوربین نیز برای تحلیل دادهها استفاده شده است. از میان 64 کد اولیه، هفت مقوله انتخاب شد و با توجه به روابط و مقایسة آنها، مقولۀ "بیقوارگی اجتماعیـانسداد کنش ارتباطی" بهمنزلة مقولۀ مرکزی معرفی شد. یافتههای پژوهش مبتنی بر مصاحبه با افراد درگیر در نزاعهای خیابانی و کدگذاری پاسخها، حاکی از آن است که سهدسته عوامل علّی، زمینهای و مداخلهای در الگوی پارادایمی مؤثر شناخته شدهاند: عوامل علّی شامل ضعف مهارتهای ارتباطی، کاهش آستانۀ تحمل و اختلافات مالی و خانوادگی؛ عوامل زمینهای، ازجمله شامل محل سکونت، پایگاه اجتماعیـاقتصادی و تحصیلات فرد و والدین، و مؤلفههای مهیاکنندة موقعیت نزاع و درگیری در سطح شهر سنندج بودهاند؛ عوامل مداخلهگر یا تسهیلکننده دربرگیرندة خشونت ساختاری و فقر فرهنگی بوده است. از نتایج این مطالعه برمیآید که اثر متقابل این عوامل و تعامل بین آنها زمینههای نزاع، گرایش به نزاع و درنهایت وقوع نزاع خیابانی در شهر سنندج را فراهم کرده است.
امر مسلط و سیاست مقاومت: برساخت گفتمانی هویت اجتماعی در کشاکش متون نهادی و تجربة زیسته (مطالعهای درباب جوانان شهر سنندج)
صفحه 31-51
مسعود بیننده، جهانگیر محمودی
چکیده در پژوهش حاضر، نحوة مواجهة جوانان با گفتمان هویتی حاکم و شیوههای مقاومت، مذاکره یا موافقت آنان با این گفتمان، درعین دسترسی به گفتمانهای دیگر، مطالعه میشود. بهاینمنظور، از حوزههای نظری مرتبط با مطالعات فرهنگی و برساختگرایی در چارچوب نظریة تحلیل گفتمان استفاده شده است. چارچوب نظری پژوهش از ترکیب نظری رویکرد لکلائو و موفه درباب سلطه و گفتمان و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استوارت هال بهدست آمده است. در این پژوهش، از روششناسی تحلیل گفتمان استفاده شده است. در ابتدا، با ٣٨ نفر از جوانان شهر سنندج مصاحبة عمیق و نیمهساختیافته بهعمل آمد. سپس، متون فراهمآمده از مصاحبه درمقایسهبا متون گفتمان هویت رسمی، که درقالب «منشور تربیتی نسل جوان» بازنمایی شده است، قرار گرفت و پیوندها و منازعههای گفتمانی آنها تحلیل شد. مطابق یافتههای تحقیق، عرصة نظم هویتی جوانان کانون منازعه و رقابت فرادستیِ گفتمانهای متنوعی است که هرکدام برطبق موقعیت گفتمانی خود برای فراخوانی جوانان و برساخت هویت آنها میکوشند. دراینمیان، گفتمانهای مخالف و معارض گفتمان هویتی مسلط (اصولگرایی در چارچوب انقلاب اسلامی)، بیشترین حضور و تأثیر را در تکوین هویت اجتماعی جوانان شهر سنندج در ابعاد سهگانة ملی، قومی و مذهبی داشتهاند. سرانجام اینکه، ناسازگاری الگوی هویتی رسمی با خواستهها و موقعیت جوانان بحران هویت و ناکارآمدی را بهدنبال داشته است.
بررسی جامعهشناختی نگرش به قتلهای ناموسی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شهر مریوان
صفحه 52-79
محمداسماعیل ریاحی، وحید اسمعیلی
چکیده قتل ناموسی هنجار اجتماعی دیرپایی است که با وجود وقوع تحولهای گوناگون و عمیق در ابعاد حیات اجتماعیِ جوامع امروزی همچنان پابرجا مانده است. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی اثر همزمان ساختارهای اجتماعی و فرآیندهای یادگیری بر نگرش به قتلهای ناموسی است. این پژوهش بهصورت مقطعی و با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعة آماری پژوهش، تمام مردان و زنان بالای 18 سال شهر مریوان در استان کردستان بودهاند که 384 نفر از آنان بهمنزلة نمونة تحقیق انتخاب شدند. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای و با ابزار پرسشنامه، دادههای لازم گردآوری شد. چارچوب نظری تحقیق، نظریة ساختار اجتماعیـیادگیری اجتماعی رونالد ایکرز بوده است. نتایج توصیفی تحقیق نشان میدهد که یکپنجم از پاسخگویان،نگرش مثبتی به قتلهای ناموسی داشتهاند(27.6 درصد مردان و 5.3 درصد زنان)، درحالیکه نگرش 2/38 درصد (28.1 درصد مردان و 55.6 درصد زنان) منفی بوده است. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن است که متغیر یادگیری اجتماعی، قویترین و مهمترین پیشبینیکنندة مستقیم نگرش مثبت به قتل ناموسی است. از میان عوامل ساختاری، متغیرهای احساس نابرابری جنسیتی، پذیرش باورهای مردسالارانه، و پایبندی به باورهای دینی سنتی، بهترتیب، مهمترین متغیرهای پیشبینیکنندة نگرش مثبت به قتل ناموسی بودهاند. اثرگذاری متغیرهای ساختار اجتماعی بر نگرش به قتل ناموسی، با میانجیگری متغیرهای یادگیری اجتماعی انجام میگیرد.
قومیت، قومگرایی و باروری: بررسی تأثیر ابعاد و سطوح قومگرایی بر ترجیحات و رفتارهای باروری زنان کُرد و ترک در شهر ماکو
صفحه 80-101
رسول صادقی، محمدجلال عباسی شوازی، نورالدین فراش
چکیده هدف مقالة پیشِرو، بررسی تأثیر ابعاد و سطوح قومگرایی بر ترجیحات و رفتارهای باروری زنان کُرد و ترک در شهر ماکو است. روش مطالعه پیمایشی است و نمونة تحقیق را 384 نفر از زنان متأهل 15 تا 49 سالة کُرد و ترک در شهر ماکو تشکیل دادهاند. مطابق یافتههای پژوهش، تفاوتهای قومی معناداری در ترجیحات و رفتارهای باروری زنان کُرد و ترک وجود دارد. میانگین باروری زنان کُرد (2/2 فرزند) بیشتر از زنان ترک (9/1 فرزند) است. متوسط باروری ایدهال برای زنان کُرد 6/2 و برای زنان ترک 1/2 فرزند بهدست آمده است. نتایج مطالعه نشان داد که زنان کُرد در مقایسه با زنان ترک قومگراترند. با استناد به نتایج، میزان قومگرایی رابطة مثبت و معناداری با باروری دارد و هرچه قومگرایی افزایش یابد، باروری زنان نیز افزایش مییابد. نتایج تحلیل چندمتغیره نیز نشان داد که با وجود کنترل اثر مشخصههای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی، قومگرایی همچنان تأثیر قوی و معناداری بر ترجیحات و رفتارهای باروری زنان بررسیشده در هر دو گروه قومی دارد، هرچند شدت این اثرگذاری برای کُردها بیشتر از ترکهاست.
جایگاه زن در جامعه ازمنظر اعضای جماعت دعوت و اصلاح کردستان: ارائة سنخشناسی
صفحه 102-124
امید قادرزاده، بهروز محمدی
چکیده عدالت، آزادی، برابری و رهایی از تبعیض و نابرابری درمیان انسانها، بهویژه میان زنان و مردان، از پیامهای اصلی ادیان آسمانی و بهخصوص دین اسلام است. هدف این پژوهش، بررسی رویکرد یکی از جریانهای مذهبی فعال اهل سنت در کردستان، یعنی جماعت دعوت و اصلاح، به زنان است. روش مطالعة حاضر کیفی است و برای انجام عملیات میدانی از روش مردمنگاری و برای تحلیل دادهها از نظریة مبنایی استفاده شده است. با استناد به مصاحبة نیمهساختیافته با 30 عضو فعال جماعت دعوت و اصلاح ساکن شهر سنندج، اعضای جماعت با اتخاذ رویکرد نو به مسئلة زنان و با اعطای مسئولیت به آنان، رویکردی جدا از سنتگرایی ملی و دینی درقبال زنان اختیار کردهاند. جریان مذهبی مزبور، با تفسیر جدید از فقه و متون دینی، به دفاع از حقوق زنان و انتقاد از وضع موجود در کردستان درباب زنان پرداخته و رویکرد اسلامی را بهترین مدافع و حافظ حقوق زنان معرفی میکند. رویکرد جماعت دعوت و اصلاح درباب زنان و جایگاه آنها در جامعه، بازاندیشانه، اصلاحی و در پیِ حمایت از حضور و فعالیت زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی در جامعه است. رویکرد اعضای جماعت به زنان ذیلِ سه سنخ تناسبگرایی، سنتگرایی، و اخلاقگرایی اسلامی تقسیمپذیر است.
زمینههای تاریخی و اجتماعی مؤثر بر شکاف قومی در ایران
صفحه 125-147
حسین محمدزاده، سعید خانی
چکیده کشور ایران اقوام بسیار متنوعی را در خود جای داده است. مطابق منابع و شواهد، شکاف قومی در میان بخشی از اقوام ایرانی فعال شده است. فعالشدن شکاف قومی عوامل پرشماری دارد و پیامدهای سیاسیـاجتماعی آن نیز پیچیده است. هدف این تحقیق، بررسی زمینههای تاریخی و اجتماعی مؤثر بر شکاف قومی و سازوکار فعالشدن آن در میان پنج قوم ایرانی است. مبانی نظری تحقیق در نظریة استین روکان و نظریههای چندمتغیرة قومی ریشه دارد. جامعة آماری شامل اقوام ساکن در ایران است. روش تحقیق تاریخیـتطبیقی است. اتکای مطالعه بر منابع اسنادی بوده و بیشتر از دادههای ثانوی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که شکاف قومی در فرآیندی تاریخی در میان بعضی اقوام ایرانی فعال شده است. تشکیل دولت متجدد مرکزگرا، ملتسازی ناقص و ایجاد نابرابری قومی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، و احساس تبعیض قومی نقشی برجسته در این فعالشدن داشته است. مدیریت توزیع عدالت و کاهش نابرابری در ابعاد مختلف شکاف قومی فعال را ترمیم و آن را به شکاف غیرفعال تبدیل خواهد کرد.
