دوره و شماره: دوره 11، 1 (اولین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، بهار 1396 ((اولین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)) 

تحلیل جامعه شناختی گفتمان های خانواده در مذاکره های مجالس قانونگذاری ایران (از 1320 تا 1357)

صفحه 5-35

نوریه انصارین، حسن سرایی، باقر ساروخانی، فیروز راد

چکیده خانواده و موضوعات مرتبط با آن یکی از مسائل جامعۀ کنونی است. قانون و نظام قانون‌گذاری را می‌توان ابزار مهمی جهت تسلط بر این حوزه به‌شمار آورد. هدف حقیق حاضر شناسایی گفتمان‌های مسلط خانواده در مجالس قانون‌گذاری ِدورۀ پهلوی دوم و تحلیل آنهاست. به‌این‌منظور، مذاکره‌های نمایندگان مجلس بیست‌ویکم و بیست‌وسوم‌با روش تحلیل گفتمان بررسی شده و چشم‌انداز نظری آن برمبنای نظریه‌های عاملیت-ساختار، نظام کنش، بازنمایی و جهانی‌شدن تدوین شده‌است. نتایج حاکی است با توجه به ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، در مجلس بیست‌ویکم‌«گفتمان اعتدال‌گرایی سنتی» از دیالکتیک گفتمان مسلط سطح فرهنگی (سنت‌گرایی اصول‌گرا) و گفتمان مسلط سطح سیاسی (نوگرا) به‌وجود آمده و در مجلس بیست‌وسوم «گفتمان نوگرای اصلاح‌طلب»، با حمایت قوی گفتمان مسلط سطح سیاسی (نوگرای رادیکال) و نادیده‌گرفتن گفتمان قدرتمند سطح فرهنگی (سنت‌گرای اصول‌گرا)، به گفتمان مسلط مجلس تبدیل شده‌است.
 

طراحی الگوی خانواده مستحکم" "موضوع سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی"

صفحه 36-68

فاطمه حاجیان مقدم، رضا صالحی امیری، غلامرضا غفاری

چکیده هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تعیین ابعاد، مؤلفه­های اثرگذار بر استحکام خانواده است. الگوی به کار گرفته در پژوهش، رهیافتی فرارشته‌ای است که با استفاده از چارچوب نظری ترکیبی در حوزه ادبیات توسعه در زمینه کیفیت زندگی، حوزه روانشناسی و همچنین ویژگی­های خانواده مطلوب بر اساس فرهنگ بومی )اسلامی-ایرانی( و از طریق کمّی سازی مفاهیم نظری با کمک فراتحلیل مطالعات خانواده، فازهای دلفی و تحلیل عاملی صورت پذیرفته است. ابزارگردآوری داده­ها پرسشنامه محقّق ساخته است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. پایایی آن هم با روش همسانی درونی با استفاده از آلفا کرون باخ برای بخش های مختلف؛ بالاتر از %74 درصد تائید شد.
الگوی پیشنهادی این پژوهش دارای ساختار چند بعدی و متأثر از عوامل متعدد است و ویژگی­های خانواده مستحکم ایرانی را معرفی می­نماید .این الگو بر پایه ۴ اصل بنیادین،29 مؤلفه کلیدی در ابعاد سه گانه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی؛چشم­اندازی یکپارچه و کل­نگرانه درباره خانواده مستحکم ارائه می­دهد.
 

مطالعة جامعه‌شناختی تغییرات گفتمانی نسل‌های سه‌گانة خانوادة ایرانی

صفحه 69-91

انسیه زواره، عالیه شکربیگی، تقی آزادارمکی

چکیده در این پژوهش به مطالعة روابط درون خانواده ازمنظر روابط میان سه نسل کهن‌سال، میان‌سال  و جوان پرداخته شده‌است تا روشن شود که این روابط تابع چه گفتمان‌هایی است و آیا این گفتمان‌ها به‌هم نزدیک‌اند یا نشانة مشهودی از فاصله میان این سه نسل دیده می‌شود. روش محقق بهره‌گیری از رهیافت کیفی، مبتنی بر تحلیل موقعیت گفتمانی، با تأکید بر مصاحبه‌های روایی، و درنهایت کشف نظریة زمینه‌ای گفتمانی بوده‌است. به‌این‌منظور، 30 نفر از شهروندان تهرانی به‌شیوة هدفمند و چندگانه انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که روابط میان سه نسل در خانوادة ایرانی هم‌گراست و درعین تفاوت گفتمان نوگرایی سنت‌پیشة نسل اول، نوگرایی محافظه‌کارانة نسل دوم، و نوگرایی پیش‌روِ نسل سوم، هرسه در گفتمانی به‌هم نزدیک می‌شوند که گفتمان نوگرایی است و برآیند آن نظریة زمینه‌ای گفتمان هم‌گرایی نسلی نوخواهانه در خانوادة ایرانی است و خانواده درعین تفاوت‌ها، در مسیر تهدید نسلی قرار ندارد و همچنان خانواده موضوع دارای اهمیت و اولویت نسل‌هاست.
 

برساخت اجتماعی هم‌باشی بر اساس تجربه زیسته نمونه‌ای از هم‌باشان

صفحه 92-119

فرزانه فرامرزی، محمدصادق مهدوی، فرح ترکمان

چکیده یکی از مباحث مهم در دنیای امروز، بحث تحوّل در الگوهای هم­زیستی و شکل­گیری الگوهای جدید هم­زیستی دو جنس مخالف می­باشد. یکی از گونه­های جدید هم­زیستی که به عنوان یک پدیده­ی نوظهور اجتماعی مورد توجه محققان حوزه­ی خانواده در ایران قرار گرفته، هم­باشی است. هم­باشی به معنای زندگی مشترک دو جنس مخالف با هم، بدون ازدواج است. در تحقیق حاضر که در کلانشهر تهران صورت گرفته، محققان برآنند که علاوه بر شناخت این پدیده، به ابعاد این هویت هم­زیستی از نگاه کسانی که این تجربه زیسته را داشته­اند، پی­ببرند؛ تا بتوانند تصویری از برساختِ این واقعیت اجتماعی ارائه دهند. این تحقیق با رویکرد روش­شناختی تفسیرگرایانه به روش « نظریه زمینه­ای» انجام گردید، با مصاحبه عمیق از 15 نفر از کنشگران هم­باش این نتیجه حاصل شد که، هم­باشی از نگاه این افراد در حقیقت خوانشی نو از مفهوم ازدواج در عصر حاضر می­باشد. خوانشی نو در جامعه­ای که در حال تجربه کردن اَشکال و صورت­های جدید از واقعیت­های اجتماعی دنیای مدرن است که هرچند در فضای فردی افراد به وقوع می­پیوندد، ولی حاصل شرایط جدید اجتماعی و اقتصادی جامعه است.
 

مطالعه پدیدارشناختی دلائل بی وفائی زناشویی

صفحه 120-144

علی اصغر فیروزجائیان، حسن قدیری

چکیده «روابط فرازناشویی» یکی از آسیب های جدی اجتماعی است که پژوهشگران اجتماعی نسبت به گسترش آن هشدار می‌دهند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی دلایل ورود زنان به این نوع روابط است. بدین منظور 36 نفر از زنانی که تجربه رابطه فرازناشویی داشتند از طریق تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه ی نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که روابط فرازناشویی معلول عوامل متعدد و متکثری است. تحلیل کیفی مصاحبه ها نشان داد که ده مقوله اصلی فردگرایی، ضعف دینداری و اخلاقی، عدم رفع نیازهای جنسی، عدم رفع نیازهای عاطفی و روانی، خشونت فیزیکی و کلامی شوهر، ضعف نظارت بر زندگی  و زندگی صادقانه، تاثیرپذیری از دوستان، فقر و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، رسانه‌ها و شیوع فرهنگ فساد در جامعه، از دلایل اصلی مصاحبه شوندگان برای ورود به روابط فرازناشویی بوده است. در مجموع  این پژوهش نشان داد که « برآورده نشدن انتظارات و نیازها» به همراه «رشد ارزش‌های فردگرایی و ضعف مذهبی و اخلاقی» در ورود زنان به روابط فرازناشویی نقش مهمی دارد. 
 

بررسی درک معنایی تداوم و تغییر خانواده (مطالعة موردی: شهر مریوان)

صفحه 145-169

آکو کهنه پوشی، علیرضا کلدی، سیدمحمد سیدمیرزایی

چکیده در چند دهة اخیر، خانواده و نظام خویشاوندی تحت تأثیر نوسازی و پیامدهای آن قرار گرفته و در این فرایند، نیروهای ساختارشکن زیست‌جهان خانوادة ایرانی را دگرگون کرده‌است. به‌دلیل اهمیت این موضوع، هدف تحقیق حاضر بررسی درک معنایی تغییرات خانواده است. چارچوب مفهومی تحقیق رویکرد پارادایم تفسیرگرایی اجتماعی و روش‌شناسی مبتنی بر روش تحقیق کیفی است. داده‌ها با استفاده از فنون قوم‌نگاری (مشاهدة مشارکتی، مصاحبة عمیق و ساخت‌نیافته)، براساس منطق نمونه‌گیری هدفمند و نظری در بین ساکنان شهر مریوان گردآوری و براساس نظریة زمینه‌ای تحلیل و درقالب الگوی پارادایمیک ارائه شد.
یافته‌ها شامل هفت مقولة جزء (فضای اجتماعی، تنظیم درون‌گروهی، حضور نوسازی، تغییرات ارزشی، ارتقای اقتصادی‌ـ‌اجتماعی، و پذیرش) و سه مقولة عمده (خانوادة سنتی، پدیدة نوسازی و خانوادة امروزی‌شده)‌ هستند. "انتقال نسبی خانواده" مقولة هستة نهایی است. نتایج پژوهش نشان‌دهندة وقوع تغییرات متعدد در زیست‌جهان خانواده در جامعة تحت بررسی است. براساس درک و تفسیر مردم این جامعه، صورت‌های جدیدی از خانواده، تحت تأثیر ورود عوامل نوسازی و سنت‌زدا، جایگزین خانوادة سنتی شده‌است که می‌توان آن را با عنوان "انتقال نسبی خانواده" شناخت.