دوره و شماره: دوره 7، شماره 1، بهار 1392 

اقتصاد سوگواری

صفحه 4-29

عمادالدین باقی

چکیده اساس این تحقیق در بیان نظریة همآغوشی حوزههای عرفی و قدسی، دین و دنیا و
امور لاهوتی و ناسوتی و نقد تصور رایج حقیقی دانستن دوگانه بینی در این عرصه است.
این تحقیق در ادامة نوشتههای دیگر نگارنده و مطالعات تجربی برای نشاندادن
اعتباری بودن این تفکیک بوده و اینبار موضوع سوگواریها را برای اثبات تجربی نظریة
خویش برگزیده است. بخشی از تحقیق در زمینة وسایل سوگواری است و میخواهد
نشان دهد که نابانگاری دربارة کنشهای مذهبی و برچسب قدسیزدن صرف به آن با
واقعیت اجتماعی همخوانی ندارد و در واقعیت اجتماعی امور قدسی کاملاً از امور
دنیوی منتزع نیستند، چنانکه سوگواریها با وجود جلوة مذهبی و معنوی خود
به شیوه های گوناگونی با زندگی مردم پیوند دارند. از جمله اینکه گردش مالی عظیمی
در پشت سوگواریها نهفته است که در دوام این کنش مؤثر است

دلالتهایی بر روند فردی شدن امر دینی در ایران: مطالعة موردی جوانان شیراز

صفحه 30-59

علیرضا خدامی

چکیده مطالعة امر دینی در ایران از جمله حوزه های جامعه شناسی است که نیاز به توجه ویژه ای دارد. از یک سو، نقش تعیین کنندة دین در کلیة شئونات فردی و اجتماعی ایرانیان در طول تاریخ و از سوی دیگر، استقرار نظام اسلامی در سال 1357 اهمیت موضوع تحولات در عرصة دینی را به خوبی نشان می دهد. این مقاله با بررسی برخی از بازنمودها و آیین های مذهبی و نیز چند نمونه از رفتارهای روزمره ای که قرار است ارزش ها و هنجارهای مذهبی جهت دهندة نهایی آن ها باشند قصد دارد نگرش دینی جوانان شیراز را در این زمینه ها جویا شود. پژوهش حاضر در قالب مصاحبه از نوع باز در بین جمعی از جوانان بین 18 تا 32 ساله در اماکن گوناگون و نیز مشاهدة میدانی دو مراسم دینی که در آن جوانان مشارکت فعالی داشت هاند انجام گرفته است. نتایج تحقیق نشان دهندة اهمیت یافتن فزایندة پدیدة فردی شدن در هر سه سطح باور، آیین و رفتارهای روزمره است. از آنجا که فرد در دنیای متکثر حامل ارزش های گوناگونی به سر م یبرد، ذهنیت دینی سیالیت فزاینده ای پیدا می کند و به موازات پویش فردیت یافتگی در متن زندگی اجتماعی، در عرصة دینی نیز گرایش های فردی برجسته تر می شود.

جایگاه تنوع روش شناختی در جامعه شناسی دین 1 با نگاهی ویژه به تحلیل تاریخی- تطبیقی

صفحه 60-80

محمدمسعود سعیدی

چکیده نمودهای متفاوت دین لزوماً منجر به رویکردهای متفاوت به شناخت دین می شوند: رویکرد درون دینی برای مطالعة نمود معرفتی و رویکرد برون دینی برای مطالعة نمود خارجی. کانون توجه، هدف شناسایی و در نتیجه روش این دو رویکرد تفاوت مهمی با هم دارند. از این منظر، این دو رویکرد در یک سطح نیستند تا تعارض کنند، بلکه- با رعایت حدود و شرایط- بیشتر مکمل هم در شناخت همه جانبة دین محسوب می شوند. یکی از دین شناسی هایی که رویکرد برون دینی دارد جامعه شناسی دین است با تنوعی در روش ها، و یکی از روش های جامعه شناسی دین که خصوصاً از اوایل قرن بیست ویکم با توجه روزافزونی مواجه شده است تحلیل تاریخی- تطبیقی است. این روش علاوه بر برخورداری از تکنیک های مناسب برای توصیف و تبیین تاریخی با موضوعاتی که به تازگی در مطالعات دینی اهمیت یافته اند سازگاری های روش شناختی متعددی دارد.

بررسی جامعه شناختی بوروکراتیزاسیون حوزة علمیة قم با رویکرد وبری1 )فرآیندها، چالشها و موانع(

صفحه 81-112

سارا شریعتی مزینانی، مهدی سلیمانیه

چکیده نهاد حوزة علمیه در طول حیاتش به صورت قابل توجهی در حوزه های مختلف بر جامعة ایران تأثیر گذاشته و از آن تأثیر پذیرفته است و بنابراین شایستة توجه جدی و تحلیل جامعه شناختی است. شواهد و قرائنی وجود دارد که به نظر می رسد این نهاد مهم و مؤثر در سه دهة اخیر، و بخصوص در حوزة علمیة قم، با تغییراتی جدی روبه رو بوده است. یکی از این تغییرات مهم روند روبه تزاید بوروکراتیزه شدن نظام آموزشیحوزه است. این پژوهش بر آن بوده تا ابتدا با رویکردی جامعه شناختی به ارائة توصیفی مختصر از کلیت این تغییر بپردازد. سپس با مطالعة آخرین نظرات مکتوب نمایندگان اصلی « بوروکراسی » طیف مدافع این تغییرات، در مقایسه با گزاره های اساسی سازندة مفهوم از منظر ماکس وبر در سنت جامعه شناختی، نشان می دهد که روند کلی این تغییرات بوروکراتیزاسیون » قرابت های فراوانی با مفهوم دارد. « در مرحلة بعد »پیامدها «ی  اجتناب ناپذیر این فرآیند را از منظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار داده ایم تا نشان دهیم که حجم قابل توجهی از این پیامدها بر اثر اجرای این طرح در حال حاضر در حوزه به وقوع پیوسته است. در قسمت انتهایی، نمونه ای از مقاومت های جدی در برابر ابعاد مختلف انجام این پروژه در داخل حوزه بررسی شده است. روش اصلی این پژوهش مطالعة اسنادی بوده که در جریان آن طیفی از داده های اسنادی شامل مصاحبه ها، سخنرانی ها، کتاب ها و آمارهای رسمی مورد استفاده و بررسی قرار گرفته است.

تغییر در قدرت تشکیلاتی و قدرت معنوی روحانیت در گذار از قاجار به پهلوی

صفحه 113-135

رضا کلاهی

چکیده بر دو مبنای ذهنی و عینی استوار است. بعدی را که بر « تواناییِ اثرگذاری بر دیگران » قدرت » و بعدی را که مبنای عینی دارد « قدرت معنوی » مبنای ذهنی استوار استمی نامیم. در گذار از قاجار به پهلوی، هم قدرت تشکیلاتی و هم قدرت « تشکیلاتی معنوی روحانیت دستخوش تحول شد. تحول در قدرت معنوی روحانیت آن بود که با مواجه شد و تحول در قدرت تشکیلاتی روحانیت افول « ملی گرایی » رقیبی تازه به نام آن قدرت بود. به این ترتیب، سازگاری نسبی میان قدرت تشکیلاتی و قدرت معنوی روحانیت که در دورة قاجار وجود داشت، در دوران پهلوی از میان رفت و نزاع میان روحانیت و حکومت رو به حاد شدن گذاشت.

امتناع اندازه گیری دین داری و امکان رتبه بندی نوع دین داری

صفحه 136-165

حسن محدثی

چکیده این مقاله پژوهش های پیمایشی در حوزة دین را نقد و بررسی کرده است. البته تأکید اصلی مقاله بر نقد پیمایش های اندازه گیری دین داری است و نه لزوماً هرگونه پیمایش مربوط به دین. نقطة عزیمت مقاله بحث از هماهنگی و هم خوانی ناخواسته اما آسیب زای دو گرایش فکری در دو گروه متفاوت است: گرایش قشری گری دینی حاکم بر ذهن دولت مردان، سیاستمداران و مدیران جامعه ازیک سو و گرایش پوزیتیویستی حاکم بر ذهن دانشگاهیان و پژوهشگران ازسوی دیگر. آن قشری گری دینی و این تنگ نظری پوزیتیویستی کاملاً با هم سازگارند. هردو دین را امری بیرونی و عینی در نظر می گیرند و هریک به نحوی کمیت نگرند. هردو نگاهی قسری (مکانیکی) دارند و هردو می کوشند واقعیت دینی را هرچه بیشتر به اجزا تجزیه کنند. در ادامه، نویسندهپس از بیان مبادی روش شناختی این گونه تحقیقات بر نقادی پژوهش های پیمایشی دین در غرب و ایران تأکید می کند و می کوشد از طریق نقد یک مدل غربیِ سنجش میزان دین داری (مدل گلاک و استارک) و یک مدل ایرانی (مدل شجاعی زند) به مشکلات بنیادی پژوهش پیمایشی دین نقبی بزند. به دنبال چنین کوششی است که نویسنده امکان سنجش میزان دین داری را به دو دلیل منتفی می داند: نخست آنکه دین داری امری هم بیرونی و عینی و هم درونی و کیفی است و تبلور بیرونی دقیقاًتعین یافته ای ندارد. از این رو، هیچ یک از حالات افراد را نمی توان معیار ثابت سنجش دین داری تلقی کرد، زیرا خود این یا آن حالت آدمی نیست که بایست مورد توجه قرار گیرد بلکه معنای نهفته در حالت آدمی اهمیت دارد. دلیل دوم نیز این است که به هیچ وجه نمی توان میزان اهمیت هریک از مؤلفه های دین داری را در ترکیب کلی دین داری مشخص کرد و چون دین داری های بسیار متنوعی وجود دارد که وزن مولّفه های مختلفشان به نسبت متغیر است، هرگونه امکان مقایسه میان آن ها منتفی می گردد. به عبارت دیگر، دین داری های مختلف ناهمگن و ناهم سنخ اند و لذا سنجش و مقایسة امور ناهم سنخ ممکن نیست (سطح مقیاس اسمی). به جای سنجش میزان دین داری باید به رتبه بندی نوع دین داری (رسیدن به سطح مقیاس ترتیبی) پرداخت زیرا تنها می توان میزان دین داری افرادی را با هم مقایسه کرد که دین داری شان از یک سنخ باشد. روش مناسب این سنجش نیز روش کیفی است. بدین ترتیب، سنجش میزان دین داری در واقع جای خود را به رتبه بندی کیفی انواع دین داری می دهد.

امتناعِ »امتناع اندازه گیری دینداری«

صفحه 176-200

محمدرضا طالبان

چکیده این مقاله به نقد مدعا و ادلة اثبات مدعای محدثی درخصوص امتناع سنجش یا اندازه گیری دین داری می پردازد. در خصوص مدعای امتناع گفته ایم که محدثی اندازه گیری دین داری را به امری ناممکن تبدیل کرده است. مضافاً اینکه، ضرورت اندازه گیری و تعبیة سنجه ای برای دین داری از ضرورت پاسخ به پرسش ها و وارسی مدعاهای نظری درخصوص دین داری نتیجه می شود که از وظایف اصلی پژوهشگران علوم اجتماعی و روا ن شناسی است. در مقام اثبات مدعا نشان داده شده است که ادلة محدثی اختصاص به موضوع دین داری ندارد. این ادله یا نقدی پارادایمی در نفی اندازه گیری کلیة پدیده های انسانی محسوب می شوند یا کلیة متغیرهای مرکب در علوم اجتماعی را شامل می گردند که نیازمند شاخص سازی هستند. در پایان، به را ه حل محدثی پرداخته و نشان داده ایم که اگر نقد محدثی را در کنار را ه حل وی بگذاریم، چیز زیادی از آن باقی نمی ماند؛ ضمن آنکه کلیة نقدهای محدثی درخصوص امتناع اندازه گیری دین داری به راه حل ایشان نیز قابل تسری است.