خواهشمند است شرایط جدید ارسال مقاله به مجله را مطالعه بفرمایید.
همچنین راهنمای نویسندگان را به دقت مطالعه کرده و کلیه اطلاعات از جمله ایمیل سازمانی نویسندگان+ شماره تلفن نویسندگان ،اسامی انگلیسی نویسندگان و کد ارکید ذکر شود. در صورت چاپ مقاله، هیچ تغییری در سامانه ثبت نخواهد شد.
باتشکر
(مجله مطالعات اجتماعی ایران، نشریهای است با امتیاز رسمی انجمن جامعهشناسی ایران A+)
«این نشریه، مقالات را با استفاده از نرمافزارهای مشابه یاب سیناوب، بررسی و کنترل میکند که اصالت تعلق آن به نویسنده مسلم شود»
چکیده زمینه و هدف:این مقاله به بررسی شکلگیری «انسان اضافی» در بستر دولت پریبندال در ایران میپردازد و روستای سلمانیه–اردوگاه در شهرستان قلعهگنج استان کرمان را بهعنوان مطالعة موردی تحلیل میکند. پژوهش با تکیه بر رهیافت جامعهشناسی اقتصادی و اقتصاد سیاسی، و با بهرهگیری از مفاهیم پاتریمونیالیسم و پریبندالیسم (وبر و جوزف)، فکشدگی اقتصاد (پولانی) و نظریة دولت، میدان و عادتواره (بوردیو)، به بررسی نحوة مداخله دولت و پیامدهای آن بر ساختارهای معیشتی، اخلاق اقتصادی و روابط اجتماعی محلی میپردازد.روش و دادهها: روش تحقیق مردم نگاری انتقادی است و دادهها از طریق مشاهدهات میدانی پژوهشگران از ده سال حضور نامنظم در منطقه و مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از ساکنان روستا در سال ۱۴۰۳ گردآوری شده وتحلیل شدهاند.یافتهها:یافتهها نشان میدهد که امتداد منطق پریبندالی دولت در قالب شبکههای حامی–پیرو، پروژههای عمرانی و اقتصادی رانتی، و سیاستهای ناهماهنگ منابع طبیعی و کشاورزی، به فروپاشی سامان اجتماعی–اقتصادی پیشین، تضعیف همبستگی اجتماعی و حرکت به سوی فکشدگی اقتصاد منجر شده است. در این فرایند، اخلاق اقتصادی جدیدی مبتنی بر فردیشدن، تفوق ارزش پول، مهارتمحوری ابزاری و ایدة «خواستن و تلاش فردی» شکل گرفته است.بحث و نتیجهگیری:نتیجة این تحولات، شکلگیری گروهی از کنشگران «رهاشده» است که بهدلیل فقدان سرمایههای اقتصادی، اجتماعی و نهادی، از دسترسی به منابع و فرصتها بازمانده و به «انسانهای اضافی» بدل شدهاند. مقاله نشان میدهد که مسئلة انسان اضافی قابل تقلیل به سوءمدیریت نیست و دستکم در این مورد خاص ناشی از الگوی ساختاری تلاقی پریبندالیسم و سیاستهای اقتصادی مسلط در ایران معاصر است.
چکیده پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل مضمون به واکاوی زمینههای بروز خشونت در مدارس ابتدایی از منظر دانشآموزان پایه سوم و چهارم در شهر شیراز میپردازد. این تحقیق تلاش کرده است با تمرکز بر ادارک کودکان بهعنوان کنشگران فعال فضای آموزشی، تصویری واقعگرایانه و چندوجهی از پدیده خشونت در مدرسه ارائه دهد. با توجه به تغییر ساختارها و مناسبات اجتماعی، ضرورت شنیدن صدای کودکان بیشازپیش اهمیت یافته است. اطلاعات از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۸ دانشآموز گردآوری شد و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که خشونت در مدرسه محصول برهمکنش پیچیده عوامل ساختاری، فرهنگی و بینفردی است که در شش دسته اصلی سازمان یافت: شلوغی فضای آموزشی، قوانین نامنعطف، ویژگیهای معلّم، ساختار فیزیکی خشونتزا، کودکستیزی نظاممند و ناهماهنگی مسئولان مدرسه. این عوامل در کنار هم منجر به بازتولید خشونت به اشکال نمادین، ساختاری و مستقیم در محیط مدرسه میشوند که ضرورت بازنگری در سیاستها و ساختارهای تربیتی موجود را گوشزد میکند.
چکیده استفاده از شیوة اهدای تخمک ازجمله فناوریهای کمک باروری (ART) است که در سالهای اخیر به دنبال موفقیت روزافزون آن به زنان ناباروری که به دلیل مشکلات تخمدان یا دیگر موضوعهای پزشکی قادر به فرزندآوری با تخمک خود نیستند، امید بسیار زیادی برای رسیدن به آرزوی داشتن فرزند بخشیده است. شناخت تجربة زنان نابارور در دورة دشوار تصمیمگیری برای استفاده از اهدای تخمک و ترجیح این شیوة درمان به دیگر راههای جایگزین (فرزندپذیری یا ادامة زندگی بدون فرزند)، بسیار بااهمیت مینماید و پژوهشهای انگشتشماری در سطح داخلی با توجه به موضوعات اجتماعی و فرهنگی خاص کشور برای شناخت این پدیده صورت گرفته است.مقالة حاضر به توصیف تجربة زنان نابارور از انتخاب اهدای تخمک بهمثابة راهی برای رسیدن به مادری میپردازد. محقق با هدف شناخت و توصیف این تجربه از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده کرده است و یازده مشارکتکننده را تحت مصاحبة عمیق نیمهساختاریافته قرار داده است. مشارکتکنندگان این پژوهش از میان زنانی که برای درمان اهدای تخمک به پژوهشگاه رویان مراجعه کرده بودند، به شیوة نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. اجرای پژوهش و تحلیل دادهها براساس طرح عملی کلایزی انجام شد. یافتهها حاصل از توصیفهای زنان شامل شش عبارت اصلی است: امکان حفظ محرمانگی در اهدای تخمک، امکان تجربة حاملگی، زایمان و شیردهی در اهدای تخمک، انتقال ژنتیک شوهر، تأثیر زمان در انتخاب اهدای تخمک، مجازبودن اهدای تخمک به لحاظ شرعی، بار عاطفی و اجتماعی ناباروری.
چکیده لزوم مشارکت مردم در تمام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی امروزه در همة جوامع پذیرفته شده و روزبهروز نیز بر اهمیت آن افزوده میشود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی انجام شده است. در این تحقیق، با استفاده از نظریه های تلفیقی مشارکت به منزلة پشتوانة نظری، رابطة بین رضایت مندی اجتماعی و سیاسی، دینداری، رسانهها و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با مشارکت تحت بررسی قرار گرفت. روشی که در تحقیق حاضر به کار رفته پیمایش است و از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جمعیت تحقیق کلیة شهروندان بالای 18 سال شهر کرج است که 400 نفر از میان آنها به مثابة نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای رگرسیون خطی دومتغیره، آزمون تی، و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. درنهایت، مشخص شد که رضایت مندی سیاسی 33 درصد از 19 درصد از / تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهد، دینداری نیز 6 تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند. بین هریک از متغیرهای رضایت مندی اجتماعی، رسانة جمعی، درآمد و جنسیت با مشارکت اجتماعی- سیاسی هم رابطة معنادار مشاهده شد. پساز ورود همزمان متغیرهای اصلی و متغیرهای شخصی شهروندان به مدل تحقیق، مشخص شد که درمجموع متغیرهای تحقیق 41 درصد از تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهند. نتایج تحقیق حاضر از برازش بالای نظریة تحقیق با یافته های تجربی مشاهدهشده حکایت دارد.
چکیده مفهوم سلامت اجتماعی، در کنار سایر ابعاد سلامتی (جسمی، روانی، معنوی) از جایگاه قابل توجهی برخوردار میباشد و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد، یکی از مهمترین این عوامل امنیت و بهویژه امنیت اجتماعی است. با توجه به این مهم؛ پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی جوانان 15تا29 ساله شهر قاین با تکیه بر نظریه سلامت اجتماعی کییز و رویکرد مدرن به امنیت اجتماعی انجام شده است. این پژوهش به روش پیمایشی و با انتخاب تصادفی 376 نفر بهعنوان حجم نمونه و با تکیه بر ابزار پرسشنامه انجام شده است. یافتههای حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که رابطه معنیدار و مستقیمی بین امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی جوانان شهر قاین وجود دارد. همچنین بین امنیت اجتماعی و ابعاد یکپارچگی، پذیرش، مشارکت و شکوفایی اجتماعی رابطه معنیدار و مثبت برقرار است که بیشترین شدت همبستگی با بعد پذیرش اجتماعی و کمترین همبستگی با بعد یکپارچگی اجتماعی میباشد. در عین حال، بین امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی رابطه معنیداری وجود ندارد.
چکیده مقالة حاضر به بررسی مسئولیتپذیری اجتماعی میپردازد که نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیتهای گوناگون به دلیل تقید به دیگران است. جهت سنجش عوامل مؤثر بر آن از نظریههای مختلف مثل نظریههای نوعدوستی متقابل، اعتماد و مشارکت، یادگیری اجتماعی باندورا و نظریة نقش اجتماعی استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامة محققساخته بوده است. این پژوهش درمیان 404 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهیدباهنر کرمان صورت گرفته که با روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شدهاند.
نتایج تحقیق نشان میدهد که احساس عزت نفس، شیوة فرزندپروری منسجم، صمیمی و پاسخگو، مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی، اعتماد اجتماعی بینشخصی، اعتماد تعمیمیافته و نهادی و جنسیت و پایگاه اقتصادی اجتماعی متغیرهای تأثیرگذار بر مسئولیتپذیری اجتماعی هستند.
چکیده شیوههای تحقیق تلفیقی را جنبش سوم روششناختی نامیدهاند. این بدان معناست که اکنون برای ارتقای روششناختی تحقیق، که با رویکردهای کمی و سپس کیفی آغاز شده است، لازم است رویکردهای تحقیق تلفیقی در تحقیقات اجتماعی دنبال شوند.
رویکردهای عمده در تحقیقات انسانی- اجتماعی در طی جنبشهای متعدد روششناختی مسیر پیشرفت روشهای تحقیق را پیمودهاند. موج اول روششناسی با کمیّتگرایی و تجربهگرایی آغاز گردید. پس از یک دوره غلبة کمّیگرایی، نقص روشهای کمی در نشاندادن افکار و نیّات مردم دربارة فعالیتها و وقایع خاص و پیچیده مشخص گردید. موج دوم روششناختی تحت عنوان تحقیق کیفی در دهههای 80-1970 میلادی با تأکید بر ادراک فرآیندهایی که به نتایج مورد مطالعه منجر میشوند، گسترش یافت. در دهة اخیر، محدودیتهای روشهای کیفی در تعمیم یافتهها، درهمآمیزی یافتههای تحقیق با ارزشهای خاص محقق و مشکلات اعتبار و پایایی دادهها بهعنوان چالشهای مهم فراروی تحقیقات کیفی معرفی شدهاند. از این رو، توجه به رویکرد تلفیقی بهعنوان جنبش سوم روششناختی از اهمیتی خاص برخوردار است.
ایدة اصلی روش تلفیقی که از آن به رویکرد چندخصلتی، چندروشی یا شیوة آمیخته نیز یاد میشود، این است که ترکیب رویکردهای کمی و کیفی درک مناسبتر و جامعتری از موضوعات تحقیق به دست میدهد. در این رویکرد، ضعفها و محدودیتهای هریک از تحقیقات کمّی و کیفی جبران میشود. همچنین، این شیوه شواهد و مدارک جامعتری را برای پژوهش موضوع تحقیق ارائه میدهد و به محقق کمک میکند تا به سؤالاتی پاسخ دهد که رویکردهای کمّی یا کیفی به تنهایی نمیتوانند پاسخگوی آنها باشند.
هدف اصلی این مطالعه بررسی تطبیقی روششناسی کمّی و کیفی و شناسایی محدودیتهای روششناختی هریک از این دو رویکرد و ارائة مدل تلفیقی بهعنوان راهکار اساسی روششناختی در مطالعات انسانی- اجتماعی است.
چکیده به باور بسیاری از اندیشمندان حوزة زبانشناسی و انسانشناسی "زبان" پایة هویت بهشمار میآید، چه دو مفهوم هویت و زبان در پیوندی ناگسستنی با یکدیگر قرار دارند. حتی برخی از آنان معتقدند نخستین نشانة هویت، یعنی نامهای فردی، از جنس زبان است. ما در این پژوهش با استفاده از دادههای میدانی، امر زبانی و رابطة آن را با متغیرهای دیگری مانند سن، جنس، قومیت و ملیت در بین مهاجران افغان بررسی و سعی کردهایم ارتباط آن را با مقولة هویت نشان دهیم. بعد از گذشت ربع قرن از حضور وسیع افغانها در ایران، هماکنون نسل دوم و سوم مهاجران درحال تجربة موقعیتی تازه هستند تا بتوانند به هویت جدیدی دست یابند. این فرایند، که ناگزیر از درون نوعی نابهسامانی هویتی عبور میکند، بهتدریج خود را در جامعة مهاجران نمایان میسازد. هویت جدید بدونشک ازخلال زبان صورت میپذیرد. به نظر ما، شکلگیری این هویت میتواند در زمینهسازی حضور رسمی اقلیت جدید "ایرانی-افغان" در ایران بهطور مؤثری عمل کند. بنابراین، هویداست که زبان فارسی افغان، نه فقط ازسوی مهاجران در ایران، بلکه در خود کشور افغانستان نیز درمعرض آسیبها و تهدیدهای کموبیش جدی قرار گرفته است.
چکیده شناخت کامل بازار فعالیتهای غیرقانونی از جمله تن فروشی دشوار و رد مواردی ناممکن است.در عین حال،بدون شناخت ویژگیهای بازار پدیده ای مثل تن فروشی نمی توان سیاست های مداخله ای برای پیشگیری،کنترل،یا کاهش آن را طراحی کرد. جامعه آماری پژوهش زنانی هستند که در مناطق 22 گانه شهر تهران تن فروشی می کردند.یافته های پژوهش نشان میدهد در بازار تن فروشی تقریبا مثل هر بازار دیگری قواعد عرضه و تقاضا تاثیر گذار و تعیین کننده بسیای از عوامل اند،اگرچه توضیح دهنده اصلیترین علت ها و آثار نیستند.بررسی اجزای درآمد و نوبت های کار روسپیان نشان داد عواملی مثل 1. هزینه ها 2. سن فعلی 3. محل جلب مشتری 4. نرخ هر نوع رابطه جنسی(عادی) 5. شمار مشتریان و 6. تجربه بر درآمد حاصل از تن فروشی آثار معنی داری دارند.
یافته ها نشان می دهد الگوی غالب فعالیت روسپیگری خیابانی در ایران،کار فردی است و به معنای اقتصادی "بازار" روسپیگری در این بخش کاملا شکل نگرفته است. پایین بودن نرخ رشد درآمدها به نسبت تورم،عدم توسعه و سازماندهی و تنوع بخشی به فعالیتها،پایین بودن قاچاق انسان(زنان خارجی) برای روسپیگری به ایران و عدم امکان و اطمینان سرمایه گذاری مانع شکل گیری بازار تن فروشی مشابه دیگر کشورها شده است.سن ورود به روسپیگری در ایران بین 16 تا 22 سال و بالاتر از معیارهای جهانی است.همچنین بررسی برخی عوامل بازار از جمله توزیع مکانی و زمانی فعالیت،تعداد متقتضیان،درآمد و هزینه ها و دیگر موارد و مقایسه آنها با یافته های مطالعات جهانی نشان میدهند که به لحاظ جغرافیایی بازار روسپیگری در شهر تهران در محل های فعالیت تقریبا متمرکز و در مسیر خیابانهای اصلی شهر است و از این لحاظ با الگوهای جهانی مشابهت دارند.روزهای پرکار هفته در ایران هم مثل بیشتر تحقیقات مشابه در دیگر کشورها،روزهای پایانی هفته عنوان شده است.اما میزان تقاضا،درآمدها و هزینه ها الگوی متفاوتی دارند.یافته های این تحقیق بر فقرزدایی،به عنوان راهبردی پایدار در کنترل آسیب های اجتماعی و از جمله روسپیگری،تاکید دارد و غفلت از آن را تهدیدی برای شکل گیری و توسعه بازارهای غیرقانونی می داند.