دلایل انفعال شهروندان در بحرانهای محیط زیستی و پیامدهای آن بر توسعه پایدار از منظر نخبگان دانشگاهی
صفحه 5-30
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2043574.1869
محمودرضا رهبرقاضی، زهرا صادقی نقدعلی
چکیده این مقاله به بررسی دلایل انفعال شهروندان نسبت به مسائل محیط زیستی در ایران از منظر نخبگان دانشگاهی میپردازد. هدف تحقیق شناسایی و تحلیل شرایط علی، زمینهای و مداخلهگر تأثیرگذار بر عدم مشارکت فعال در سیاستهای زیستمحیطی و استخراج راهبردها در قبال این پدیده و پیامدهای آن بر توسعه پایدار است. روش تحقیق از نوع کیفی و با شیوه نمونهگیری نظری و مبتنی بر تحلیل دادههای مصاحبههای عمیق با 24 نخبه دانشگاهی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که شرایط علی شامل مقولات عدم آگاهی عمومی، ضعف آموزههای مسئولیتپذیری، ضعف در سیاستگذاریها، نارسایی در اجرای قوانین و عدم تعامل مؤثر میان دولت و جامعه مدنی است. شرایط زمینهای شامل مقولات بیاعتمادی نهادی، تغییرات سریع اجتماعی - اقتصادی، فقدان ارتقاء دانش زیستمحیطی و نابرابریهای اجتماعی - اقتصادی است. عوامل مداخلهگر شامل مقولاتی مانند دخالتهای بینالمللی، نقش رسانهها در نگرشهای زیستمحیطی و تغییر تکنولوژیهای زیستمحیطی بود که نقش بسزایی در بیتفاوتی شهروندان دارند. همچنین نتایج نشان میدهد که با تقسیم استراتژی شهروندان به دو مقوله پذیرش/مقاومت، بیتفاوتی و انفعال شهروندان نسبت به مسائل محیط زیستی در ایران میتواند سه پیامد منفی، ترکیبی و مثبت بر روی توسعه پایدار داشته باشد.
طب سنتی - اسلامی و پزشکی مدرن در ایران:ستیز گفتمانی و دلالتهای آن در خلال همهگیری کرونا
صفحه 31-55
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2062142.1903
سیدمحمد زرهانی، مهرداد عربستانی
چکیده نظامهای درمانی پزشکی مدرن و طب سنتی-اسلامی رویکردهای متفاوتی به سلامت و بیماری دارند که به ویژه در دوران همهگیری کرونا این تفاوتها برجسته شده و به تقابل انجامیدند. این پژوهش با رویکرد نظری مبتنی بر گفتمانی لاکلاو و موف و گردآوری اطلاعات با روش مردمنگاری چندمکانه به ریشهها و نقاط تمایز و تخالف این دو نظام پرداخته است. یافتهها نشان میدهند که تولید دانش در گفتمان طب سنتی-اسلامی مبتنی بر منقولات دینی و سنتی است و توضیح بیماری بر اساس رویکرد کلنگر نظام مزاجی صورت گرفته و درمان بر اعاده تعادل اخلاط قرار دارد. گفتمان پزشکی مدرن در مقابل بر تجربهگرایی و دانش انباشتی بنا شده است. بر این اساس طب سنتی-اسلامی کرونا را بیماری با طبع سرد و تر تفسیر کرده و مبنای درمان را تجویز داروها و اقدامات درمانی برای تعدیل مزاج به سوی مزاج گرم و خشک قرار میدهد. در مقابل طب مدرن این بیماری را ناشی از عامل ویروسی دانسته و کنترل و درمان آن را بر مبنای درمان بیماریهای عفونی و همهگیریشناسی قرار میدهد. گفتمان پزشکی سنتی را همچنان میتوان به منزلهی دغدغهای هویت جویانه و مقاومت "سنت و میراث" در برابر سلطه دانش مدرن و در عین حال بیاعتمادی به نهادهای رسمی تلقی کرد. پزشکی مدرن کفایت درمانهای بومی در شرایط همهگیری را زیر سؤال برده و اعتبار این شیوهها را مشکوک میشمارد. هر یک از این دو جریان در تلاش برای مفصلبندی دالهای سلامت و بیماری با معانی متفاوت در یک میدان گفتمانی وسیعتر هستند که حاصل آن ستیزی گفتمانی در رقابت برای هژمون شدن است. نظر به دلالتهای سیاسی هر یک از این گفتمانهای درمانی، این ستیز گفتمانی را میتوان متناظر با ستیز موجود در گفتمان حکمرانی ایران در نظر آورد که حاصل ترکیب عناصر "سنتی، بومیگرا و هویت جو" از یک طرف، و عناصر "پیشرفتگرا و مدرن" از سوی دیگر است.
نوجوان و موسیقی: ذائقه مصرف موسیقایی در بین دختران نوجوان
صفحه 57-79
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2061578.1902
سیده متین سید حسینی، افسانه کمالی، پیام روشنفکر
چکیده موسیقی در زندگی انسانها، بهویژه در دوره نوجوانی، نقشی مهم دارد و نوجوانان زمان زیادی را به گوش دادن به آن اختصاص میدهند. این پژوهش با رویکرد کیفی و انجام مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۵ دختر نوجوان، به بررسی دلایل گوش دادن آنها به موسیقی و سبکها و خوانندههای مورد علاقهشان میپردازد. تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون انجام شد و در چهار محور اصلی دستهبندی گردید: ذائقه موسیقایی، الگوی مصرف، انگیزهها و تمایزات نسلی. یافتهها نشان داد که گوش دادن به موسیقی یکی از فعالیتهای اصلی نوجوانان در اوقات فراغت است. بیشتر آنها به موسیقی پاپ غربی، کیپاپ و پاپ قدیمی ایرانی علاقهمند بودند. متن و محتوای آهنگها برایشان اهمیت زیادی داشت و سبک رپ فارسی طرفداران کمتری داشت. نتایج این پژوهش نقش پررنگ موسیقی را در زندگی دختران نوجوان مورد مطالعه نشان میدهد.
فرزندآوری: تحول معنایی، تأملی در تغییر ارزشهای خانوادگی(مطالعه موردی زنان و مردان متأهل تک فرزند یا بی فرزند ساکن شهر کرج)
صفحه 81-104
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2053822.1888
ابوتراب طالبی، ندا عطاءاللهی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تحول معنای فرزندآوری در بستر تغییر ارزشهای خانوادگی است. در این راستا ارزیابی تفاوت بین تعداد مطلوب فرزندان و رفتارهای واقعی زوجین در فرزندآوری نیز بررسی شده است. علیرغم اینکه کمفرزندی در جامعه ما مطلوب نیست، امّا کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی، نشان از افزایش رفتار تکفرزندی یا گرایش به نداشتن فرزند در میان خانوادههای ایرانی دارد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی و نمونهگیری هدفمند و تکنیک مصاحبة عمیق نیمهساختاریافته با 14 نفر از زنان و مردان متأهل ساکن شهرکرج انجام شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در تجربه زیسته مشارکتکنندگان، الگوهای معنایی مربوط به فرزندآوری در مقایسه با پیشینه فرهنگی و خانوادگی جامعه ایرانی، دستخوش دگرگونی شده است. تصمیمگیری درباره فرزندآوری از نگاه آنان بیشتر بر اساس ملاحظاتی نظیر گسترش فضای مجازی و تغییر در الگوی روابط و فرزندآوری، بازاندیشی درباره مفهوم فرزندآوری، کمالگرایی، دغدغههای زیستمحیطی، جامعه نابسامان، فردگرایی، نگرانی از ناپایداری زندگی زناشویی، نگرانی از پذیرش مسئولیت فرزندآوری، بدنمندی _ سلامتی، فضای غیر حمایتی خانواده و جامعه از فرزندآوری، تغییر سبک فرزندپروری، شکاف بین شرایط اقتصادی موجود و انتظارات و ضدارزش شدن خانواده پر جمعیت صورت میگیرد. با توجّه به نتایج پژوهش، ذات تجربه فرزندآوری در خانواده «فرزندآوری آگاهانه» است که پیامد آن، رفتار تکفرزندی و یا بیفرزندی میباشد. افراد مورد مطالعه برای اقدام به فرزندآوری، نه تنها شرایط فردی و خانوادگی را مدنظر قرار میدهند، بلکه به مقتضیات زندگی در جامعه مدرن و محیط زیست پیرامون خود نیز توجه دارند.
بررسی تطبیقی مسئولیت اجتماعیِ خیرخواهی و نوعدوستی در دستگاه اندیشگی دورکیم، سینگر و ژیژک
صفحه 105-132
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2018667.1818
غلامرضا غفاری، جمشید میرزایی، سارا مزینانی شریعتی
چکیده مسئولیت اجتماعی نشان میدهد که انسانها به عنوان موجوداتی اجتماعی نمیتوانند نسبت به حیات همنوعان خود بیتفاوت باشند. در نسبت کنشهای نوعدوستانه با اندیشه اجتماعی باید گفت که این کنشها در سیر تاریخِ تفکرِ اجتماعی، سوژه مناسبی برای اندیشهورزی بوده است. دورکیمِ جامعهشناس، سینگرِ فیلسوف اخلاق و ژیژکِ فیلسوف سیاسی از جمله متفکرینی هستند که درباب مسئولیت اجتماعیِ نوعدوستی نظریهپردازی کردهاند. پژوهش حاضر میخواهد که با رویکردی تطبیقی، مسئولیت اجتماعیِ خیرخواهی را در منظومه فکری این سه اندیشمند تحلیل کند.
این پژوهش با رویکردی تطبیقی و ذیل سنت کیفی و از نوع موردمحور و با موارد کم یا همان N کوچک (تمرکز بر سه متفکر) انجام شده است.
پس از بررسی آثار این سه متفکر، تعداد 10 مؤلفه (پروبلماتیک متفکر، اهمیت و ضرورت عدالت اجتماعی، همراهی و همدلی متفکر با خیریه و خیریهگرایی، سویههای منفی خیریه و خیریهگرایی، و...) شناسایی و به شکل تطبیقی مورد تحلیل قرار گرفت.
ترسیم منظومه فکری سه متفکر منتخب در یک پیوستار نشان میدهد سینگر(با رویکردی مثبتنگر، ایجابی، خوشبین و امیدوار) در سمت راست، ژیژک (با رویکردی امتناعی، تهاجمی، نفیگرایانه و بدبینانه) در سمت چپ و دورکیم نیز (با رویکردی مشروط، انتقادی و اخلاقی) در میانه جانمایی میشوند.
چالش ها و استراتژی های آشکارسازی هویت جنسیتی مردان ترنس در شهر مشهد
صفحه 133-157
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2063771.1907
مجید فولادیان، امیرآراد قراول، فاطمه درخشان فر
چکیده آشکارسازی هویت جنسیتی مردان ترنس در بافتهای فرهنگیـمذهبی همچون مشهد، صرفاً امری شخصی یا روانشناختی نیست، بلکه کنشی اجتماعی و پرمخاطره است که در تقابل با نظم مسلط جنسیتی، قدرت نهادی و گفتمانهای مردسالارانه شکل میگیرد. این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و راهبردهای مردان ترنس در فرآیند آشکارسازی و تثبیت هویت جنسی، با تمرکز بر تجربه زیسته آنان در مشهد، به روش کیفی و با تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۴ مرد ترنس (۲۲ تا ۳۰ ساله) گردآوری و با شیوه نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی نمونه ها انتخاب شدند. تحلیل دادهها در سه سطح فردی، میانه و کلان و با بهرهگیری از نظریههای گافمن، باتلر، گیدنز، آرچر و وست و زیمرمن صورت گرفت. یافتهها نشان میدهد که مشارکتکنندگان با چالشهایی همچون اضطراب، بیثباتی هویتی، طرد خانوادگی، خشونت خانگی، بوروکراسی تبعیضآمیز و انگ اجتماعی مواجهند. در پاسخ به چالش ها، افراد ترنس از راهبردهایی چون پنهانسازی گزینشی، مدیریت بدن، سرمایه اجتماعی، ترک محیطهای ناسازگار و بازتعریف مردانگی بهره میگیرند. هویت مردانه در مردان ترنس، فرآیندی در حال شکلگیری و بازتعریف مداوم است که در دل نظارت اجتماعی و بر پایه تعامل با محیط اجتماعی تکوین مییابد. این تحلیل نشان میدهد جنسیت، بدن و عاملیت در تجربه ترنسبودگی، مفاهیمی سیال و زمینهمندند. از مهمترین محدودیتهای پژوهش، دشواری در دسترسی به مشارکتکننده بهدلیل حساسیت موضوع و ملاحظات امنیتی در بافت فرهنگیـاجتماعی مشهد بود.
از دعوت به تاملی آیرونیک درباره ساختار اداره ایران تا تجربه دیالکتیک غیر بیانی (با تاکید بر آراء کیگور،آلتوسر، بدیو، دلوز)
صفحه 159-185
https://doi.org/10.22034/jss.2025.557470.1705
علی خسروی
چکیده تعیین نوع نظام اقتصادی ایران به بن بستی معرفتی تبدیل شده است. بر این اساس، چارچوب مفهومی این نوشتار، سعی دارد به پراکسیسی رهایی بخش همچون تعیین چگونگی بازتولید نظامِ یاد شده دست یابد زیرا ساختار اداره ایران در وضعیتی آیرونیک(متناقض) گرفتار شده است و قواعد کاپیتالیستی در اقتصاد ایران، از ناحیه سیاست خارجیِ ضدکاپیتالیستی در حال بازتولید است. بر این اساس روش آیرونی را بنا بر اقتباسی از آراء کیگور مورد استفاده قرار داده ایم و صورتبندی نئومارکسیستی آیرونیِ یاد شده را در خوانش سمپتوماتیک[1] و گسست پروبلماتیکِ[2] آلتوسر، و دیالکتیک غیربیانگر و دیالکتیک تاییدیِ بدیو، پیشنهاد کردهایم. بنا بر یافتهها، اگر با رویکرد آیرونیک به نسبت سیاست خارجی ستیزآمیز و نوع نظام اقتصادی داخلی بنگریم، گسست از گفتمان نئولیبرال فراهم میگردد زیرا توقف بازتولید قواعد نئولیبرالیسم در اقتصاد ایران موکول به توقف این نوع از ستیز با سرمایه داری جهانی در سطح سیاست خارجی است.
واژه های کلیدی:
