روایت زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتی از تجربهی تعامل با پزشک متخصص؛ با تمرکز برعفونت پاپیلومای انسانی (HPV)
صفحه 5-30
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2054941.1890
زهرا ائمهدوست، شیرین احمدنیا، نهال نفیسی
چکیده زنان در جریان پیشگیری و درمان بیماریهای مقاربتی، با چالشهای متنوعی در دسترسی به خدمات سلامت جنسی مواجهاند. با توجه به حساسیتهای اجتماعی و فرهنگی موجود پیرامون سلامت جنسی، این مطالعه، با تمرکز بر عفونت HPV، تجربهی زنان در مواجهه با نهادهای ارائهی خدمات بهداشت جنسی و به ویژه پزشک متخصص را موضوع مطالعه قرار داده است.
این تحقیق با اتخاذ رویکرد روششناختی کیفی انجام شدهاست و شامل مصاحبهی عمیق نیمهساختاریافته با ده زن دارای فعالیت جنسی از استانهای مختلف ایران بوده، که پیشاز مصاحبه به این ویروس مبتلا و یا مشکوک به ابتلا بودهاند و تجربهی مراجعه به پزشک متخصص زنان داشتهاند. نمونهها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند و برای تحلیل دادهها، روش تحلیلمضمون مورد استفاده قرار گرفته است.
در این پژوهش سه مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی شناسایی شد. سه مضمون اصلی عبارتند از: «چالشهای مواجهه با نظام پزشکی»، «تعامل با پزشک؛ سرگذشت واژهها»، و «اهمیت فضا و رعایت حریم شخصی؛ جدارههای نور گذر»مضامین فرعی عبارتند از: «کیسههای پول؛ چالشهای مالی» و «آزمایش و واکسن: چالشهای حقوقی»، «پیشفرضهای بیمار: گمانهزنیهای پیش از وقوع»، «رویکرد پزشک: تجربهی درمان در انعکاس نگاه»، «پاسخگویی پزشک: همهچیز باهم نه!»، «انتظارات بیمار:همهی آن چیزهایی که میخواهیم» و «نقش منشی:پیکاریوس؛خادم وفادار».
یافتهها نشان داد که انگ اجتماعی معطوف به HPV، نه تنها در تعاملات فردی بلکه در نظام پزشکی نیز قابل مشاهده است. موانع برخورداری از آزمایش واژینال استاندارد برای زنان مجرد، شیوهی تعاملی پزشک، هزینهی بالا و دسترسپذیری واکسن و خدمات درمانی، حکایت از چالشهای متنوعی در شکلگیری ارتباط مناسب میان مراجعان و تامینکنندگان خدمات بهداشت جنسی داشته است و ضرورت تجدید نظر در سیاستگذاریهای حوزه تامین خدمات بهداشتی و درمانی در ارتباط با سلامت جنسی زنان و فهم عمیقتر کاستیهای موجود در چارچوب تعامل میان پزشک و بیمار، به ویژه در ارتباط با عفونت HPV را مورد تاکید قرار میدهد.
الگویابی خرد جمعی در سطح تجربی: یک مورد پژوهی چندگانه
صفحه 31-58
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2050976.1882
مریم رضایی
چکیده هدف اصلی این پژوهش الگویابی خرد جمعی در سطح تجربی است. روش پژوهش موردپژوهی چندگانه ابزاری است. برای انتخاب موارد از نظام قشربندی چلبی، برای جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل دادهها از تکنیک بولی استفاده شده است. به منظور الگویابی تجربی و پیدا کردن اشتراکات و افتراقات الگوهای نظری و تجربی با استفاده از تکنیک جبر بولی، ابتدا با استخراج و شناسایی شروط علّی مرتبط در هر کدام از حوزههای چهارگانه که در قالب جداول صدق نمایش داده شدهاند، الگوی محوری تجربی در هر کدام از حوزههای چهارگانه اجتماعی از نگاه مصاحبهشوندگان تحلیل شده و همچنین در کل در جای خود مورد مقایسه و بررسی قرار گرفتهاند. سپس مدل تلفیقی پژوهش در سطح نظری با مدل ترکیبی پژوهش در سطح تجربی مقایسه گردید. یافتههای پژوهش حاکی از این است که وجود تنوع شناختی برای تحقق و تقویت خرد جمعی ضروری است و علاوه بر آن، خرد جمعی در صورتی در جامعه تحقق یافته و تقویت میشود که در حوزه اقتصادی رقابت واقعی «و» کاهش مداخلات دولت، در حوزه سیاسی مشارکت جدی «و» دولت ملی، در حوزه اجتماعی گسترش پیوندهای ضعیف در عرض جامعه «و» عدم تسلط سیاست بر حوزه اجتماعی «و» جامعه مدنی پویا و نهایتا در حوزه فرهنگی رواج هنجارهای انصاف، صداقت و حقیقتجویی در جامعه «و» روابط گفتمانی وجود داشته باشد.
بازنمایی اعتیاد زنان در اسناد سیاستی کشور و چشمانداز آینده
صفحه 59-82
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2047101.1876
سمیه سلیمانی، سید حسین سراج زاده، صلاح الدین قادری
چکیده مواجهه با مصرف مواد مخدر در اکثر جوامع، با توجه به فراوانی بالای اعتیاد مردان نسبت به زنان، بیشتر یک پدیده مردانه بوده است و تفاوتهای جنسیتی در این حوزه لحاظ نمیشده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اسناد بالادستی و برنامهها و سیاستهای کلی حوزه مواد مخدر و اعتیاد، به دنبال بررسی و ایجاد حساسیت جنسیتی در این حوزه است.
این پژوهش از نوع کیفی است که اسناد سیاستی در حوزه مواد مخدر و اعتیاد در ایران در فاصله سالهای 1384 تا 1397 ، با تکنیک تحلیل مضمون مطالعه شدهاند. بر اساس یافتههای پژوهش، متناسب با افزایش میزان سهم زنان در حوزه اعتیاد و حساسشدن بیشتر جامعه نسبت به برابری جنسیتی و مسائل زنان، آگاهی و حساسیت جنسیتی در برنامهها و اسناد هم بیشتر دیده میشود. اما این حساسیت هنوز به صورت متناسب و کافی در اسناد سیاستی انعکاس پیدا نکرده است و اکثر اسناد سیاستی و برنامههای حوزه مواد مخدر بدون تفکیک جنسیتی است.
این امر باعث میشود برنامههای مواجهه، کنترل، کاهش آسیب و درمان اعتیاد بدون لحاظ کردن ویژگیها و شرایط زنان طراحی و اجرا شود. درنتیجه، اسناد سیاستی مانعی برای مواجهه واقعگرایانه با پدیده اعتیاد زنان هستند. حوزه سیاستگذاری و برنامهریزی اعتیاد باید معطوف به برنامهها و الگوهایی باشد که به ویژگیهای جنسیتی زنان حساس باشند و آنرا در حوزه پیشگیری، درمان و کاهش آسیب مورد توجه قرار دهند.
از خیابان تا روایت: تحلیل تجارب زیسته کودکان کار در شهر تهران
صفحه 83-108
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2052860.1885
فاطمه قربانعلی، زهرا سادات پورسیدآقایی
چکیده پدیده کودکان کار یکی از معضلات اجتماعی مهم شهر تهران به شمار میرود؛ کار کودکان آثار متعددی بر زندگی فردی و اجتماعی این کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجارب زیسته کودکان کار شهر تهران انجام شد. جامعه هدف این پژوهش کودکان کار 10 تا 12 ساله محصل در مدرسه صبح رویش تهران با تابعیت ایرانی و افغانستانی بود که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونهها پس از 15 نفر به نقطه اشباع رسید. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. دادهها با استفاده از روش مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با روش جیورجی و جیورجی تحلیل شد. یافتههای این پژوهش در قالب 9 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی نشان داد که کودکان کار آسیبهای گوناگونی را تجربه میکنند. مضامین اصلی عبارتند از الگوهای آسیبزای تعاملی، محرومیت از سرمایه اجتماعی، الگوهای رفتار ناسازگار، آشفتگی نظام خانواده، محرومیت از سرمایه آموزشی، آسیبپذیری زیستی-معیشتی، فرسایش جسمانی، سوء رفتار جنسی و استثمار اقتصادی. نتایج این پژوهش بر ضرورت تدوین سیاستهای حمایتی جامع، افزایش همکاری میان نهادهای دولتی و مدنی و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به حقوق کودکان کار تأکید دارد.
زوال سکونتپذیری و تولد محلهای کم برخوردار: فرایند ادغام روستای باغِنی در کلانشهر کرمانشاه
صفحه 109-134
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2049703.1880
سیاوش قلی پور، محمدحامد پورجعفری، شریفه حق شناس
چکیده این مقاله به بررسی فرایند ادغام روستای باغنی در کلانشهر کرمانشاه و پیامدهای آن میپردازد. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر آرای میشل دوسِرتو و مارتین هایدگر است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و فنون گردآوری داده مرور اسناد، مشاهده و مصاحبه است. تعداد مصاحبه شوندگان 16 نفر بوده و براساس نمونهگیری نظری انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهند روستای باغِنی پیش از ادغام در کلانشهر کرمانشاه سکونتپذیر بود و فعالیتهای انجمن ایالتی در اوایل دهۀ 40 مانند ساختن مدرسه، حمامعمومی، لولهکشی آب، و لایروبی نهرها، سکونتپذیری را تقویت کرد. همزمان با این فعالیتها، فرایند ادغام با دستاندازی به قلمرو روستا شروع و تا پایان قرن ادامه داشت. ساخت شهرک 22 بهمن در غرب، ایجاد تأسیسات ارتش در شمال و واگذاری زمینهای باغ فردوس و دانشکده کشاورزی در شرق سه روند دستاندازی به حریم روستا در دهههای 40 و 50 خورشیدی بودند. پس از انقلاب نیز، ساخت فضاهای آموزشی و محله مسکونی در حدفاصل روستا و تأسیساتِ ارتش به همراه مجموعه جهاد دانشگاهی، مهمترین روندهایی بودند که باغِنی را در کلانشهر کرمانشاه ادغام کردند. ادغام باغِنی در شهر، روند طولانی مدتی است که در درون فرایندهای اقتصادی و اجتماعی و تصمیمهای سیاسی رُخ داد. باغِنی کششی به سمت ادغام در شهر نداشت اما توسعه برونزایِ کلانشهر کرمانشاه این روستا را به شیوهای آمرانه و از بالا در درون خود جای داد. به همین دلیل پیامدهای منفی گوناگونی به همراه داشت که عبارتند از: از بین رفتن زمینهای کشاورزی، سلب مالکیت گسترده، زوال سکونتپذیری، شکلگیری محلهای کمبرخودار، قیمت پایین ملک وانزوای تحمیلی در درون دیوارهای بلند.
زنان معلول ایرانی: بازنمود خود در اینستاگرام
صفحه 135-160
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2041649.1861
سعیده گروسی، محسن سعیدی، آیدا بناحسین پور
چکیده اینستاگرام بهعنوان پلتفرم شبکه اجتماعی نقش مهمی در بازنمود خود دارد. معلولان با استفاده از اینستاگرام میتوانند به بازنمود خود و کاهش انگ اجتماعی دست بزنند. هدف پژوهش حاضر شناخت نحوه بازنمود خود زنان معلول در اینستاگرام است. این پژوهش بر مبنای نظریه گافمن در زمینه مدیریت تأثیر و انگ اجتماعی و دیدگاه پسافمینیستی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. تصاویر و کپشنهای پستهای اینستاگرامی شانزده زن معلول ایرانی که در اینستاگرام فعال بودند، تحلیل شده است. بر اساس نتایج، زنان معلول برای مدیریت تأثیر و کاهش انگ معلولیت، از تصاویری با محتوای آراستگی، حضور و فعالیت خارج از منزل، مهرورزی و عشقورزی استفاده میکنند. در محتوای کپشنها بیشتر به رابطه خود با جهان (دیگران، خدا، طبیعت و اشیا) توجه شده و کمترین تأکید روی ماهیت جهان بوده است. در معرفی خود، تمهای مربوط به قدرتمندی، توانمندی، قوی بودن و شادی تکرار شده است. بلاگرها با استفاده از ترکیب تصویر و متن به انتقال پیام "زن معلول، ناتوان نیست" مبادرت میورزند.
