استراتژی عرفان عامه در مواجهه با مخاطرات کولبری
صفحه 5-27
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2030088.1844
وکیل احمدی، صادق نیکنام
چکیده در حداقل یک دهه اخیر اخیر، حیات اقتصادی روستاهای مرزی بخش نوسود از توابع شهرستان پاوه استان کرمانشاه، به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی و موقعیت مرز با پدیده کولبری گره خورده است. کولبری فعالیتی موقتی، استرسزا و ریسکپذیر است. هدف پژوهش بررسی نقش اقتصاد مرزیِ پرمخاطره در تشدید اقبال به عرفان عامه است. روش پژوهش، کیفی با استفاده از نظریه زمینهای و گردآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق با فعالان کولبری در بخش نوسود بوده است. یافتهها نشان داد ریسکپذیری، حس رقابت، عدم ثبات شغلی، شرایط محیطی، عدم اطمینان به اطرافیان به عنوان شرایط زمینهای و دسترسی آسان به عناصر عرفان عامه و ایجاد قوت قلب عوامل مداخلهگری هستند که منجر به اتخاذ استراتژیهایی مانند دعانویسی، فالگیری، رجوع به تعبیرگر خواب و افراد مقدس از سوی برخی افراد درگیر در فعالیت کولبری شده است که از آن به عنوان استراتژی عرفان عامه یاد شده است. پیامد چنین استراتژی، فرسایش اعتماد عمومی، مقبولیت عرفان عامه و ایجاد آرامش برای ادامه مشاغل همراه با ریسک عنوان شده است.
مرزنشینی بدون مردان: مردمنگاری روزمره زنان هورامان
صفحه 29-51
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2022425.1826
سحر باباصفری، نافع باباصفری
چکیده فرصتها و چالشهای مرز، بیشتر از آنچه به نظر میرسد به زنان گره خورده است. پژوهشهای مرز، کنشگران مرد را مورد کنکاش قرار میدهند و عموماً زنان مرزنشین مورد غفلت بودهاند. هورامان به عنوان منطقهای مرزی، هم چون دیگر مناطق مرزی کردستان، همواره با فرصتها و چالشهایی روبرو بوده است چنان که در سالهای اخیر مردانی از هورامان ایران به عنوان «کارگران مرزی مهاجر» به صورت روزمزد، به دور از خانواده در کردستان عراق مشغول به کار میشوند. این پژوهش به روش مردمنگاری و بر مبنای مفاهیم اینترسکشنالیتی(درهمتنیدگی) تدوین شده است تا به واکاوی زیستجهان روزمره زنان هورامی مرزنشین بپردازد. بر پایه این پژوهش میتوان گفت که به طور عام، مرکزنشینان و به طور خاص جامعه دانشگاهی، نیازمند آگاهی بیشتری از شیوههای مختلف زندگی زنان مرزنشین هستند و باید در تغییرات اجتماعی به راههایی که مورد نظر زنان مرزنشین میباشد اهتمام بیشتری نشان داده شود و این امر نیازمندِ نزدیک شدن به افقهای زنان مرزنشین و توجه به تعاریف زنان از زنانگی، هویت، تبعیضها و دیگر دغدغههای روزمره زنان مرزنشینی است که بیشتر ایام سال را باید بدون حضور مردان خانواده، در رنج سپری نموده و بار زندگی را به دوش بکشند. نتایج این مردمنگاری نشان میدهد رفع چالشهای روزمره زنان منطقه هورامان، پیش از آن که با هژمونی نظام مردسالارانه مواجه شود با عواملی دست به گریبان است که مانع توانمندسازی نه فقط زنان بلکه مردان نیز هست. بر این مبنا، رفع تبعیضهای خاص زنان، به تنهایی میسر نیست زیرا به شکل پیچیدهای با تبعیضها علیه مردان درهم تنیده است.
تحلیل تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی مناطق مرزی و غیرمرزی ایران
صفحه 53-78
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2028897.1840
ولی اله رستمعلی زاده، رضا نوبخت، سعیده شهبازین
چکیده در این مطالعه با رجوع به ادبیات توسعه به بررسی تفاوت استانها و شهرستانهای مرزی و غیر مرزی در شاخصهای جمعیتی- اجتماعی و اقتصادی پرداخته شده است. روش مطالعه تحلیل ثانویه دادههای حاصل از سرشماری و سالنامههای آماری سال 1395 است. نتایج تحقیق نشان میدهد از نظر متغیرهای اقتصادی- اجتماعی، در هر دو سطح استانی و شهرستانی، تفاوت معنیدار و تایید شدهای بین مناطق مرزی و غیر مرزی وجود دارد. در هر دو سطح مطالعه، مناطق مرزی دارای نسبت باسوادی و نسبت افراد دارای تحصیلات عالی کمتری از مناطق غیرمرزی هستند. در کنار این دو متغیر، درصد بیکاری به ویژه بیکاری جوانان نیز در مناطق مرزی بیشتر از غیرمرزی است. نتایج مطالعه همچنین نشان میدهد از لحاظ ویژگیهای جمعیتی مانند نسبت شهرنشینی، میزان مهاجرت و میانگین سنی نیز تفاوتهای آشکاری بین دو منطقه وجود دارد. کمبود فرصتهای شغلی، ضعف و عدم دسترسی به امکانات آموزشی، تمرکز منابع و تسهیلات در مناطق مرکزی موجب جریان مهاجرت از سوی مناطق مرزی به سمت مناطق مرکزی شده است.
کولبری؛ زمینه های تکوین و تداوم آن
صفحه 79-104
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2013782.1804
امید قادر زاده، سعید خانی، عادل رسولی
چکیده در مناطق مرزی کُردنشین، کولبری به یک سبک معیشتی و یکی از مهمترین مجاری امرار معاش تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل روایت کولبران از زمینه های تکوین و تداوم کولبری است. روش شناسی پژوهش کیفی بوده و از روش تحلیل روایت استفاده شده است. میدان مورد مطالعه، فضای کولبری در شهرستان بانه است و نمونه آماری آن کولبران هستند. به این منظور با 19 نفر که حداقل 3 سال سابقه کولبری در مرزهای بانه داشتند، مصاحبه شد. در خصوص زمینه ها و بسترهای تکوین و تداوم کولبری به دو تم اصلی «اقتصاد مرزی تخریب شده» و «ساختار نابرابر» دست یافتیم. بنا به روایت کولبران، اقتصاد سیاسی مرز با حفظ و بازتولید وضعیت پیرامونی مناطق مرزی و نابرابری ساختاری پیوند دارد؛ از این منظر، کولبری نوعی تمهید و سیاست فرودست سازی تلقی می شود؛ سیاستی که بدنبال ادغام فرهنگی مناطق مرزی است بدون آنکه در تقسیم ملّی کار، نقش اقتصادی و اجتماعی برای این مناطق تعریف کند. بر مبنای این روایت، کولبری نه محصول انتخابِ اقتصادیِ حسابگرانه کولبران و نه نتیجه طبیعی اقتصاد محلی، بلکه پدیدهای تحمیلی است و بر بحران نمایندگی (بازنمایی) سیاسی مناطق مرزی کُردنشین دلالت دارد.
تحلیل گفتمان انتقادی سیاستهای اجتماعی توسعه مناطق مرزی
صفحه 105-131
https://doi.org/10.22034/jss.2024.1972414.1737
حسین میرزایی، حسین ایمانی جاجرمی، حامد شریف پور
چکیده مناطق مرزی ایران علاوه بر شکاف طبقاتی از بیعدالتی فضایی منطقهای هم رنج میبرند. در حوزه عدالت اجتماعی و عدالت فضایی شهری تحقیقات کمی زیادی در رشتههای مختلف علوم اجتماعی، برنامهریزی شهری و...صورت گرفته است اما «عدالت فضایی منطقهای» مورد غفلت واقعشده است.
این پژوهش به بررسی سیاستهای اجتماعی در خصوص توسعه مناطق مرزی با تأکید بر عدالت فضایی منطقهای با روش کیفی تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد ترکیبی فر کلافی – لاکلاو و موف در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین میپردازد.
در برنامههای توسعه 5 ساله بعد از انقلاب درخصوص توسعه مناطق مرزی به جزء ماده 204 از برنامهی پنجم توسعه که به سرمایهگذاری و معیشت پایدار مرزنشینان و شهرکهای صنعتی مرزی میپردازد، ماده و تبصره دیگری در خصوص توسعه مناطق مرزی وجود ندارد. برنامههای توسعه بعد از انقلاب، متأثر از گفتمانهای لایهبندی شدهای هستند که در لایهی بالایی، فرا گفتمان ثابت حکومتی انقلاب اسلامی و در لایه میانی گفتمانهای متغیر دولتی و در لایه درونی، گفتمانهای توسعهای وجود دارد که دالهای شناور را حول دال مرکزی خود مفصلبندی میکنند و یک نظم گفتمانی را به وجود میآورند که توسعه مناطق مرزی با تأکید بر عدالت فضایی منطقهای را صورتبندی میکند. در این سیاستهای اجتماعی متأثر از صورتبندی ایدئولوژی- گفتمانی، عدالت پسینی و توزیعی بیشتر از عدالت پیشینی و فرایندی موردتوجه واقعشده است. در صورتی که توسعه مناطق مرزی ایران با تأکید بر عدالت فضایی منطقه ای، نیازمند رویکرد ترکیبی عدالت فرایندی – توزیعی و حاکمیت نظم گفتمانی تکاملی به جای تقابلی است.
زندگی به مثابه مقاومت:تجربۀزیستۀ رانندگان شوتی شهر بانه از قاچاق کالا*
صفحه 133-157
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2008663.1785
محمد یزدانی نسب، کیوان بهزادی
چکیده قاچاق کالا از دیرباز یکی از مسائل مهم اجتماعی بوده و مطالعات زیادی حول آن صورت گرفته است؛ اما عمدۀ مطالعات با نگاهی آسیب شناختی به این موضوع ورود کرده اند. در این مطالعه سعی کرده ایم به کمک روش پدیدارشناسی تفسیری و مصاحبۀ روایی سراغ تجربۀزیستۀ افرادی برویم که به صورت مستقیم درگیر قاچاق کالا هستند. به این منظور با 15 نفر از رانندگان شوتی شهر بانه، مصاحبه کرده ایم. در روایت ها، زمینۀ برآمدن قاچاق کالا، مخاطرات این شغل، استراتژی های مقابله با این مخاطرات و ادراک از قاچاق استخراج گردید. یافته ها نشان میدهند هر چند عوامل زمینه ای بستر مناسبی برای ورود به این شغل فراهم کرده است اما عواملی از قبیل سود زیاد، عدم تناسب مجازات و جرم، احتمال کم دستگیری و استراتژی های مقابله با خطر سبب ماندگاری و بازگشت مجدد به این شغل شده است. کلیت قاچاق کالا را می توان نوعی مقاومت در برابر ساختارهای نابرابر دانست. این مقاومت برای دو گروه از شوتی ها متفاوت بود که یکی را مقاومت منفعلانه و دیگری را مقاومت فعالانه نامیدیم. مقاومت منفعلانه، کنشی است که در برابر فقدان فرصت های شغلی و در واقع در برابر شرایط نابرابر داخلی صورت می گیرد و اگر کنشگر شغل مناسبی پیدا کند از این کار دست می کشد؛ مقاومت فعالانه، مربوط به کنشگرانی است که حاضر به ترک این شغل نیستند. برای این گروه که اکثریت را شامل می شوند، هر چند ورود به این شغل ناشی از نابرابری ها و فقدان فرصت های شغلی بوده است اما چنان با این شغل انس گرفته اند که هویت آنها جدای از رانندگی شوتی معنا ندارد. مقاومت این گروه هم در برابر زمینۀ نابرابر داخلی است و هم در برابر روش های مشروع کسب موفقیت در زندگی امروز.
