توجه: چکیده حاضر ماشینی است و توسط تحریریه مجله آماده شده است. برای خوانش دیدگاه، فایل پیوست را بارگذاری کنید.
زمینه و هدف:هویت ایرانی در دورههای مختلف تاریخی معنا و صورت یکسانی نداشته است. احمد اشرف در این مقاله با بازگویی سه مواجهه شخصی و پژوهشی خود با مسئله هویت، شکلگیری و تحول دیدگاهش را شرح میدهد. هدف مقاله روشنکردن تفاوت میان «هویت ایرانی» در گذشته و «هویت ملی ایرانی» در معنای امروزی آن است؛ تمایزی که به باور نویسنده، در برخی روایتهای تاریخ ایران نادیده گرفته میشود. روش و دادهها: مقاله با رویکرد جامعهشناسی تاریخی و به شیوهای روایی و تحلیلی نوشته شده است. نویسنده تجربههای دوران کودکی و نوجوانی، مشاهدات خود از عشایر و روستاییان در سال ۱۳۴۵ و پژوهشهای بعدیاش را کنار هم میگذارد. بخش تاریخی بحث بر بررسی متون تاریخ، جغرافیا، اندرزنامهها و آثار ادبی استوار است. اشرف توضیح میدهد که برای پیگیری کاربرد نام «ایران» و واژههای مرتبط، شواهد این منابع را گردآوری و برحسب دوره تاریخی بررسی کرده است. یافتهها:تجربههای میدانی نویسنده نشان میدهد که آشنایی با سرودها و نمادهای ملی لزوماً به معنای درک یکسان از مفهوم ایران نبوده است؛ برخی کودکان عشایری «ایران» را با شهر نزدیک خود میشناختند و برخی روستاییان واژه «ملت» را در معنای دینی به کار میبردند. در بررسی تاریخی، مقاله میان پیشینه فرهنگی، قومی و دینی ایده ایران و صورتبندی سیاسی آن تمایز میگذارد و، با استناد به دیدگاه نیولی، برجستهشدن معنای سیاسی «ایران» را به دوره ساسانی نسبت میدهد. نویسنده همچنین تداوم تاریخ سنتی ایران را از راه خداینامهها، شاهنامه و روایتهای شفاهی توضیح میدهد و برای هویت ایرانی پس از دوره ساسانی تا پیدایش دولت ملی، چند مرحله تحول قائل میشود. بحث و نتیجهگیری:از نظر اشرف، تداوم برخی روایتها و نمادهای ایرانی به معنای ثابتماندن مفهوم هویت در طول تاریخ نیست. آگاهی تاریخی و فرهنگی ایرانیان در دورههای گذشته را باید در زمینه همان دورهها فهمید و با هویت ملیِ وابسته به دولت ملی در عصر جدید یکی ندانست. مقاله از این راه، نسبتدادن مفهوم امروزی ملیت به دورههای باستانی را نقد میکند و بر ضرورت خواندن منابع تاریخی بدون عطفبهماسبقکردن مفاهیم جدید تأکید دارد.