عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با احساس امنیت در فضای خانواده

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه یزد

2 دانشجوی کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه یزد

3 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه یزد

چکیده

خانواده از بنیادی‌ترین عوامل توسعة فردی و اجتماعی در جوامع مختلف است و نقش بی‌بدیلی در رشد احساس امنیت کنشگران اجتماعی دارد. برای آنکه خانواده نقش و کارکرد اجتماعی خود را به‌خوبی انجام دهد، قبل‌از هرچیز باید از فضایی امن و پویا برخوردار باشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با احساس امنیت در فضای خانواده‌های شهر شیراز انجام شد. رویکرد تحقیق کمی و روش آن پیمایشی بوده است. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامة محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. برای پایایی پرسش‌نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جامعة آماری شامل خانواده‌های شهر شیراز بوده است که به‌ این‌منظور 500 خانواده به شیوة طبقه‌ای تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که رابطة معناداری بین احساس امنیت در فضای خانواده با میزان دین‌داری، رضایت از زندگی، امکانات زندگی، انحرافات اجتماعی، روابط اجتماعی، تحصیلات والدین و درآمد خانواده وجود دارد. براساس رگرسیون چندمتغیره، رضایت از زندگی و انحرافات اجتماعی اعضای خانواده، مهم‌ترین متغیرهای تبیین‌کنندة احساس امنیت در فضای خانواده افراد مورد مطالعه است. 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

امنیت از ریشة لاتین secures در لغت به معنای «نداشتن دلهره و دغدغه» است (ماندل، 1379: 44). امنیت از نیازهای اساسی انسان به شمار می­رود، به­ طوری که با زوال آن آرامش خاطر انسان از بین می‌رود و تشویش و ناآرامی جای آن را می­گیرد. مرتفع­شدن بسیاری از نیازهای آدمی در گرو تأمین امنیت است، به طوری که آبراهام مازلو در سلسله‌مراتب نیازها، احساس امنیت را بلافاصله پس‌از ارضای نیازهای اولیه قرار می­دهد (کاهه، 1384: 133).

مفهوم امنیت اجتماعی و احساس ناشی از آن درپی توسعة تحلیل­های جدید امنیتی و پس ‌از جنگ سرد در اروپا مطرح شد. این مفهوم نخستین‌بار ازجانب گروه مستقلی از محققان در مؤسسة تحقیقات کپنهاک توسعه پیدا کرد (بیلگین،[1] 2003: 211). در باب احساس امنیت تعریف‌های متفاوتی وجود دارد که هرکدام از زاویه­ای مقولة امنیت را تعریف کرده­اند؛ ازجمله «احساس امنیت به فقدان هراس از تهدید ­شدن یا به ‌مخاطره­ افتادن ویژگی­های اساسی و ارزش­های انسانی و نبود ترس از تهدید حقوق و آزادی­های مشروع گفته می­شود» (افشار، 1385). احساس امنیت به احساس رهایی انسان از اضطراب، بیم و خطر اطلاق می­شود (گروسی و همکاران، 1386: 28). درمجموع می­توان مفهوم امنیت را «مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت» و درباب افراد، «نبود هراس و بیم از سلب حقوق و آزادی­های مشروع» و «به ‌مخاطره ‌نیفتادن حقوق و آزادی­ها و مصون­بودن از تهدید و خطر مرگ، بیماری، فقر و حوادث غیرمترقبه» و درکل «فقدان هرعاملی که آرامش انسان را از بین ببرد» تعریف کرد (ریچارد،[2] 1999). امنیت اجتماعی دو بعد ذهنی و عینی دارد: در بعد عینی، امنیت اجتماعی به معنی فقداان تهدید علیه ارزش­های کسب‌شده است؛ و در بعد ذهنی، مشتمل بر نبود هراس از اینکه آن ارزش­ها هدف حمله قرار گیرد (اونییل،[3] 2002). بعد ذهنی امنیت به معنای احساس امنیت است. امنیت ازلحاظ بعد ذهنی ارتباط مستقیمی با ذهنیت و ادراک مردم دارد. پس احساس امنیت را می­توان در تجربه‌ها و تفسیرهای افراد  جست. بیشتر تهدیدها برای افراد ناشی از این حقیقت است که آنها در محیط انسانی به­سر می­برند و این محیط انواع فشارهای اجتناب‌ناپذیر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را ایجاد می‌کند (بوزان، 1378: 54).

احساس امنیت همیشه ملازم وجود امنیت نیست؛ چه‌بسا در جامعه­ای امنیت وجود نداشته باشد، ولی مردم احساس امنیت کنند. همچنین برعکس، ممکن است امنیت وجود داشته باشد، ولی مردم احساس امنیت نکنند؛ چون احساس امنیت مقوله­ای ذهنی است. در بسیاری از موارد، احساس ناامنی در خانواده شکل می­گیرد؛ این درحالی است که احساس ناامنی را خانواده به فرزندان منتقل می­کند و نسلی محتاط، بدبین و مضطرب و بی­اعتماد به جامعه تحویل
می­دهد و تأثیر ناگواری بر تعاملات و پیشرفت جامعه می‌گذارد (شایگان و رستمی، 1390: 152). نتیجة یک نظر­خواهی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) مبین این گفته است که 81 درصد از ایرانیان به‌گونه­ای احساس ناامنی می­کنند (کلاهچیان، 1384: 154).

ارائة نظریات کلی و کالبدشکافی مفهوم احساس امنیت به‌تنهایی کافی نیست و بررسی مفهوم احساس امنیت نیازمند تحدید آن به حوزة خاصی از واقعیت است که برای این منظور خانواده در نظر گرفته شده است؛ چراکه خانواده دربین تمام نهادها، سازمان­ها و گروه‌های اجتماعی نقش و اهمیت خاص و بسزا دارد. چنان‌که هیچ جامعه­ای نمی­تواند ادعای سلامت کند، اگر از خانواده­هایی سالم برخوردار نباشد و هیچ جامعه­ای نمی­تواند ادعای امنیت کند، اگر خانواده از امنیت بهره­مند نباشد (ساروخانی، 1375: 11).

براساس دیدگاه­های موجود (اینگلهارت،[4] 1382؛ گیدنز، 1377) احساس امنیت، به‌ویژه در کودکی و نوجوانی پیامدهای مثبت و مهمی در بزرگ‌سالی دارد. احساس امنیت این دوران سرنوشت­ساز برای انسان بیش‌از هرجا در فضای خانواده تحقق می­یابد. احساس امنیت خانواده به معنای حفظ حریم زندگی خصوصی خانوادگی از خطرها و تهدیدها و نیز ارتقای سطح زندگی خانوادگی با اتخاذ تدابیری جهت کسب فرصت­های زندگی است. در اینجا مقصود از خطر و تهدید کلیة مخاطراتی است که در روابط گرم و عاطفی، صمیمی و محبت­آمیز خانواده اختلال ایجاد کند و احساس نزدیکی و هم‌دلی میان اعضا را ازبین ببرد (چلبی، 1375: 70).

خانواده برای اعمال کارکردهایش نیاز دارد در فضای درون فضای جامعه احساس امنیت کند؛ چراکه جامعة جدید کاستی­هایی در درون نهاد خانواده ایجاد کرده است و خانواده درمعرض خطرها و زیان­های پرشماری قرار گرفته است. بدین­سبب اعضای خانواده دچار کمبود سرمایة عاطفی در حوزة ارتباطات شده‌اند، به­ طوری که آسیب­ها، آفت­ها و بحران­ها امنیت عاطفی اعضای خانواده را به مخاطره انداخته‌اند (ساروخانی و نویدنیا، 1385: 89). اغلب افراد منحرف از فضای گرم و عاطفی خانواده محروم بوده­اند. هر تغییر مثبت یا منفی در خانواده بر جامعة بزرگ انسانی تأثیر مستقیم دارد. احساس امنیت در خانواده به طور مستقیم بر جامعه تأثیر می­گذارد؛ یعنی در جوامعی که ارزش­های خانواده متزلزل شوند و خانواده نتواند نیازهای عاطفی و احساس امنیت را برآورده کند دچار تزلزل می­شود. با توجه به اهمیت و نقش اثرگذار خانواده در سرنوشت فردی و اجتماعی، لازم است خانواده، قبل‌از هر نهاد دیگری، فضایی آرام و امن داشته باشد. این تحقیق با هدف بررسی میزان احساس امنیت در فضای خانواده و عوامل مرتبط با آن انجام شده است و به دنبال آن است تا نقش و اهمیت این عوامل را بررسی کند.

 

تحقیقات پیشین

امنیت و احساس امنیت در سال­های اخیر مرکز توجه محققان رشته­های مختلف به‌ویژه حوزة علوم‌اجتماعی قرار گرفته و تحقیقات متعددی در این زمینه انجام شده است. خواجه­نوری و کاوه (1392) در تحقیق خود با عنوان «مطالعة رابطة بین مصرف رسانه­ای و احساس امنیت اجتماعی دربین زنان شهر سنندج» دریافتند که بین جنسیت، وضعیت تأهل، نوع مسکن و وضعیت سکونت با احساس امنیت رابطة معنادار برقرار است. بین استفاده از رسانه­ها و احساس امنیت نیز رابطة معنی­دار وجود دارد.

یافته­های تحقیق هاشمیان­فر و همکاران (1392) نشان داد که دین‌داری و تمام ابعادش با احساس امنیت رابطة مستقیم و معنی­داری دارد. همچنین احساس امنیت با میزان استفادة رسانه­های داخلی، تلویزیون، رادیو و ماهواره رابطة معنی­دار دارد.

تحقیق دیگری با عنوان «بررسی ادراک شهروندان از احساس امنیت و عوامل مؤثر بر آن در استان خراسان جنوبی» که به‌کوشش فرهادپور و همکاران (1391) صورت گرفته است، نشان داد که میزان امنیت از دیدگاه شهروندان به‌صورت کلی متوسط است، میزان امنیت خرده‌مقیاس‌های مالی، اجتماعی و روانی متوسط است، میزان امنیت خرده‌مقیاس­های جانی، سیاسی و حقوقی بالاست و بین میزان امنیت براساس جنسیت و سن تفاوت معناداری وجود دارد.

در تحقیق دیگری که مختاری و همکاران (­1391) با عنوان «بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر احساس امنیت در شهر یاسوج» انجام دادند، تفاوت معناداری میان افراد جوان و افراد مسن، افراد مجرد و متأهل، قوم لر و اقوام دیگر و... ازنظر احساس امنیت شناسایی شد. در این تحقیق رابطة مستقیم و معناداری نیز بین متغیرهای مستقل پایگاه اقتصادی-اجتماعی، اعتماد اجتماعی، میزان دین‌داری، نگرش به عملکرد پلیس و متغیر وابستة میزان احساس امنیت دیده می­شود.

افشانی و همکاران (1391) در تحقیق خود با عنوان «بررسی احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در شهر یزد» اکثر پاسخگویان را به‌لحاظ احساس امنیت اجتماعی متوسط ارزیابی کردند. همچنین متغیرهای جنس، وضعیت تأهل، سن، پایگاه اجتماعی-اقتصادی و منطقۀ سکونت رابطة معناداری با احساس امنیت اجتماعی افراد نداشت، ولی متغیرهای استفاده از رسانه‌های جمعی، رضایت از زندگی، دین‌داری، بهداشت روانی-اجتماعی و سرمایۀ اجتماعی رابطة مثبت و معناداری با احساس امنیت اجتماعی افراد نشان داد.

یافته‌های تحقیق هزارجریبی و صفری شالی (1388) با عنوان «بررسی رضایت از زندگی و جایگاه احساس امنیت» نشان­ داد که ضریب همبستگی بین رضایت اجتماعی و امنیت اجتماعی بالاست و بالابودن میزان هریک از این دو می­تواند در خلق دیگری مؤثر باشد.

پورکسمائی و همکاران (2013) در تحقیقی با عنوان «ساختار خانواده و احساس امنیت» به این نتایج دست یافتند که خانوادۀ سنتی به نسبت خانوادۀ دموکراتیک جدید از احساس امنیت و لذت بیشتری برخوردار است. تحقیق آنها نشان داد که احساس امنیت زنان، هم در خانوادۀ سنتی و هم مدرن، به نسبت مردان کمتر است. زنان در خانوادۀ مدرن کمتر از خانوادۀ سنتی احساس امنیت می­کنند. هاودون و ریان[5] (2009) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که بین سرمایۀ اجتماعی و جرم رابطۀ منفی وجود دارد. همچنین، بین اعتماد و عمل متقابل همسایگان رابطۀ معناداری وجود ندارد. لیندسترام[6] (2008) در تحقیق خود دریافت که افراد مختلف با توجه به تنوع محیط پیرامونی، بینش متفاوتی درباب مفهوم امنیت دارند و احساس امنیت را با توجه به نظام اقتصادی، نظام سلامت و تجربه­های فردی ناامنی، متغیر می‌دانند و دلهرۀ ناشی از احساس ناامنی را بیشتر از ناامنی واقعی و عینی تصور می‌کنند. گانت و بنیامین[7] (2008) در مقالۀ خود با عنوان «ناامنی شغلی، استرس و جنسیت» نشان داده­اند که ناامنی شغلی در زنان بیشتر از مردان است و در مردان سنتی احساس ناامنی بیشتر از زنان سنتی است، اما در زنان و مردان برتری‌طلب، درجۀ مشابهی از احساس ناامنی شغلی دیده می­شود. اولسن[8] (2007) در مقاله­ای با عنوان «امنیت اجتماعی، و معضلات آن» امنیت اجتماعی را با متغیرهایی مانند امنیت ملی، سازگاری با توسعۀ محیط زیست و امنیت انسانی مرتبط دانسته است.

درمجموع می­توان گفت بیشتر پژوهش­های انجام‌شده دربارۀ احساس امنیت، با نگاهی کلی، سعی کرده‌اند میزان احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن را شناسایی کنند. درواقع، به احساس امنیت در درون فضای خانواده به‌مثابۀ متغیر مستقل یا کنترل ننگریسته‌اند. پژوهش حاضر می­کوشد تا احساس امنیت کنشگران را درون فضای خانواده اندازه­گیری کند و به عوامل مرتبط با آن بپردازد.

 

چارچوب نظری

درباب امنیت رویکردهای گوناگونی مطرح شده و هر رویکرد بر فرض‌های خاصی استوار است. به طور کلی می­توان گفت در چندسال اخیر امنیت ازلحاظ مفهومی متحول شده است. دیدگاه­های کلاسیک بر نقش دولت تأکید کرده و امنیت را در بعد کلان مرکز توجه قرار داده­اند و برداشت آنها از مفهوم امنیت بعد عینی‌تری داشته است. درمقابل، هرچه به زمان معاصر نزدیک می­شویم، امنیت در تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اهمیت می­یابد. درکنار امنیت، مفهوم احساس امنیت و نقش نهادهای اجتماعی در تقویت آن مطرح است. در ادامه، نظریۀ بوزان، دورکیم، پارسونز و گیدنز مرور شده و با تأکید بر نظریۀ گیدنز، مهم­ترین متغیرهای مرتبط با احساس امنیت انتخاب شده است.

بوزان: پس‌از پایان جنگ سرد، باری بوزان به همراه ال ویور در مکتب کپنهاک درپی گسترش مفاهیم امنیت، تحلیل­های ظریفی ارائه دادند و نظریۀ امنیت اجتماعی را مطرح کردند. موضوعی که نخستین‌بار در آنجا مطرح شد این بود که اولاً امنیت/ناامنی صرفاً به عوامل نظامی منوط نیست، بلکه امروزه مسائل اجتماعی فراتر از عوامل نظامی نقش ایفا می­کند. ثانیاً متصدی امنیت فقط دولت­ها نیستند، بلکه نیروهای اجتماعی نیز در این زمینه نقش برجسته­ای دارند. به‌علاوه، صاحب­نظران مکتب کپنهاک امنیت را در دو بعد عینی و ذهنی مطرح و اظهار می­کنند تهدیدهای امنیتی به طور ذهنی (احساس امنیت) نیز تجربه‌پذیرند­ (نبوی و همکاران، 1389: 11-12). بوزان معتقد است زمانی امنیت اجتماعی مطرح خواهد بود که نیروهایی بالقوه یا بالفعل تهدیدی برای هویت افراد جامعه باشند. امنیت به حفظ مجموع ویژگی‌هایی ارجاع دارد که برمبنای آن، افراد خودشان را عضو یک گروه اجتماعی قلمداد کنند؛ به بیان دیگر، امنیت به جنبه­هایی از زندگی فرد معطوف است که هویت گروهی او را سامان می­بخشند. بوزان مفهوم ارگانیک امنیت اجتماعی را هویت می‌داند و امنیت اجتماعی را مترادف امنیت هویت تلقی می­کند (نویدنیا، 1382: 64-65).

دورکیم: از دیدگاه دورکیم امنیت جامعه در پرتو همبستگی تأمین می­شود و همبستگی اجتماعی عامل حفظ جامعه از خطرها و آسیب­هاست. در این الگو، که بر رابطۀ ضروری امنیت با همبستگی گروه‌ها و نیروهای اجتماعی تأکید می­شود، امنیت فرایند پایان­ناپذیر رقابت و سازش میان نیروهای گوناگون است که نمایندۀ علایق و همبستگی­های اجتماعی متفاوت‌اند، مانند گروه‌های صنعتی و تجاری، اتحادیه­های کارگری، گروه­بندی­های مذهبی و قومی و غیره (تنهایی، 1374: 133). از دیدگاه دورکیم، همبستگی نحوۀ جذب فرد در اجتماع است. با این حال، عنصر اصلی تداوم حیات اجتماعی، نظم اخلاقی است که مجموعه­ای از قواعد است که بر روابط اجتماعی حکم‌فرماست. بنابراین، همبستگی اجتماعی پدیده‌ای اخلاقی و معنوی است که نمود عینی نظم اخلاقی است و امنیت نیز معلول نظم اخلاقی یا اخلاقیات مشترک است؛ به‌گونه­ای که با حضور ارزش­ها و باورهای مشترک، به همان نسبت که پیوندهای جمعی افزایش می­یابد، امکان تعدی به حقوق دیگران و تجاوز به مال و جان افراد نیز کاهش پیدا می­کند (نویدنیا، 1382). برمبنای تحلیل دورکیم با تأکید بر پیدایش بی­نظمی براساس خلل در آگاهی جمعی، می­توان نتیجه گرفت که درصورت بروز تهدید علیه فرهنگ مشترک اعضای جامعه، زمینۀ بروز نابهنجاری­های اجتماعی فراهم می­آید و یکی از مصداق‌های نابهنجاری اجتماعی احساس ناامنی است.

پارسونز: تالکوت پارسونز امنیت را از منظری جامعه­شناختی تحلیل کرده است. مسئلۀ اساسی نظریۀ تحلیلی کنش پارسونز، مسئلۀ نظم اجتماعی است (چلبی، 1375: 14) که گویا شامل مفهوم امنیت نیز هست. پارسونز جامعه را به خرده‌سیستم­هایی تقسیم کرده که هرکدام کارکردهایی خاص دارند و توانمندی آنها در ایفای کارکردها، عامل دوام و بقای جامعه است و برعکس، به میزان کاستی در انجام کارکردها، به انسجام و یگانگی و درنتیجه امنیت جامعه خدشه وارد می‌شود و خطر فروپاشی و زوال آن را تهدید می­کند (­نویدنیا، 1385: 38-39). ازآنجاکه در نظریۀ پارسونز، نهادهای قانونی و حقوقی از تحقق کارکردها در جامعه خبر می­دهند و یگانگی مدنظر پارسونز را فراهم می­کنند، جامعه با تثبیت نهادهای حقوقی و قانونی، نظم، امنیت و دوام خود را رقم خواهد زد (بشیریه، 1373: 89). روشن است که حفظ نظم و امنیت در نظریۀ پارسونز صرفاً به ابزار نظارت و کنترل بیرونی خلاصه نمی­شود، بلکه ابزار درونی کنترل و عنصر اجتماعی‌کردن را نیز دربرمی­گیرد.

آنتونی گیدنز: گیدنز در تحلیل­های جامعه­شناختی خود به این نتیجه می­رسد که امروزه مدرنیته خطر را در برخی حوزه­ها و شیوه­های زندگی کاهش داده و در عین حال، برخی پارامترهای جدید خطرآفرین را، که پیشتر ناشناخته بود، به همان حوزه­ها وارد کرده است. گیدنز صورت‌های اصلی سیمای مخاطره‌آمیز مدرنیته را به دو دسته تقسیم می­کند: یکی آنهایی که توزیع عینی مخاطره‌ها را تغییر می­دهند، که ازآن‌جمله می­توان جهانی­شدن مخاطره­آمیز، شمار فزایندۀ رخدادهای احتمالی و نفوذ دانش انسانی در محیط‌های مادی را نام برد؛ دیگری آنهایی که تجربۀ مخاطره یا ادراک مخاطره را تغییر می­دهند؛ مانند آگاهی از مخاطره به‌منزلۀ صرف مخاطره و نظایر آن (گیدنز، 1377: 148). در تحلیل گیدنز درباب مخاطره و رهایی از آن و امنیت، امنیت وجودی[9] یکی از صور مهم احساس امنیت تلقی شده است. این اصطلاح به اطمینانی ارجاع می‌دهد که بیشتر اشخاص به تداوم هویت خود و دوام محیط­های اجتماعی و مادی کنش در اطراف خود دارند. ازاین‌نظر، این امنیت پدیده‌ای عاطفی است (گیدنز، 1377: 148). گیدنز در بخشی از مباحث خود دربارۀ امنیت و احساس امنیت با توجه به آرای اریکسون به عوامل روان‌شناختی اشاره می­کند. این احساس امنیت که در رابطۀ نوزاد با والدین ریشه دارد، بیشتر امری عاطفی است تا شناختی و زمینۀ آن ناخودآگاه است (تاکر،[10] 1998: 83). نیروی اساسی ورای بسیاری از کنش­ها، مجموعۀ فرایندهای ناخودآگاه برای دستیابی به حس اعتماد در تعامل با دیگران است. گیدنز این مجموعه فرایندها را تحت عنوان نظام امنیت وجودی صورت‌بندی می­کند؛ بدین‌معنی که یکی از نیروهای برانگیزنده، اما به­شدت مغشوش در ورای کنش، تمایل به حفظ امنیت وجودی یا حس اعتمادی است که از توانایی کاهش اضطراب در روابط اجتماعی برمی­خیزد. کنشگران به این حس اعتماد نیاز دارند (ترنر،[11] 2003: 484).

مقالۀ حاضر با اتکا به نظریۀ ساختاربندی[12] گیدنز به تحلیل عوامل مؤثر بر احساس امنیت در فضای خانواده پرداخته است. در نظریۀ ساختاربندی، حیطۀ اصلی مطالعۀ علم اجتماعی، اعمال اجتماعی است که در طول زمان و مکان نظم یافته­اند. ساختارها مجموعه­ای از الگوهای بادوام کنش هستند که همیشه با قواعد و منابع راهنمایی می­شوند. براساس مفهوم دوسویگی ساخت، کنشگران در تولید کنش متقابل به قواعد و منابع متوسل می­شوند، اما بدین­ترتیب همان قواعد و منابع از رهگذر همین کنش متقابل مجدداً پی­ریزی و ساخته می­شوند (ریتزر، 1377: 480). قواعد و منابع میانجی هستند، یعنی روابط اجتماعی را به هم وصل می­کنند، قواعدی که کنشگران به‌کار می‌برند تا در طول زمان و مکان روابط را بیافرینند، تقویت کنند و تغییر دهند.

به تعبیر گیدنز، افراد از قواعدی پیروی می­کنند که در ساختار اجتماعی جای دارد و معرفت جمعی درباب قواعد اجتماعی، شرط تعامل اجتماعی است. به اعتقاد او، افراد هم تابع قاعده­اند و هم خالق آن (تاکر، 1998: 81). قواعد فرایند­های تعمیم‌یافته­ای هستند که کنشگران آنها را در موقعیت‌های مختلف درک می­کنند و به‌کار می­برند. گیدنز ادعا می­کند که قواعد، روش یا تکنیکی هستند که کنشگران اغلب به طور ضمنی می­شناسند و برای کنش مناسب می­دانند (ترنر، 2003: 478). به‌عبارتی، قواعد متعارف، اما قراردادی‌اند.

قواعد می­توانند روش­ها و فرمول­های ترکیبی متنوعی برای هدایت مردم در زمینۀ ارتباط، کنش متقابل و سازگارشدن با دیگران ارائه دهند و به دو نوع اساسی تقسیم می‌شوند: «قواعد هنجاری، یا ایجاد حقوق و وظایف در یک زمینه (مکان) و قواعد تفسیری، یا طرح ها و ذخایر آگاهی در یک زمینه (مکان)» (ترنر، 2003: 479). در این میان، قواعد هنجاری به ابزار مشروعیت تبدیل می­شوند، زیرا باعث می­شوند چیزها درست و مناسب به نظر بیایند، اما قواعد تفسیری، برای ایجاد معنا یا نظام­های نمادین معنادار استفاده می‌شوند (مانند آموزه­های دینی)، زیرا به مردم راه­های دیدن و تفسیر وقایع را نشان می­دهند.

دومین جزء ساختار در نظریۀ ساختاربندی منابع‌اند که می­توانند مادی، مانند پول یا کالا، باشند، یا منابع اقتداری، ازقبیل سرمایۀ فرهنگی و قدرت سیاسی (گیدنز، 1984). منابع قویاً به قواعد اجتماعی مرتبط‌اند. نکتۀ اساسی این است که منابع ابزار سلطه‌اند و به دو نوع اساسی تقسیم شده­اند: «اقتداری یا ظرفیت سازمانی، برای کنترل و هدایت الگوهای کنش متقابل در یک زمینه و تخصیصی، یا کاربرد ویژگی‌ها، ابزار و کالاهای مادی برای کنترل و هدایت الگوهای کنش متقابل در یک زمینه» (ترنر، 2003: 497).

با استفاده از نظریۀ ساختاربندی گیدنز می­توان به تحلیل احساس امنیت در درون فضای خانواده پرداخت. همان­طور که گفته شد، گیدنز در نظریۀ ساختاربندی معتقد است کنش انسان­ها تحت تأثیر دو عامل قواعد و منابع است. بنابراین، کنشگران برای تسهیل در ارتباطات اجتماعی به قواعد و منابع متوسل می­شوند. افراد درون خانواده ورای کنش­هایشان باید احساس امنیت وجودی داشته باشند. برای اینکه این احساس ازسوی جامعه نیز به آنها تزریق شود، به قواعد و منابع متوسل می­شوند. با اتکا به نظریۀ ساختاریابی متغیرهایی نظیر تحصیلات، درآمد، رضایت از زندگی و امکانات زندگی به‌‌مثابۀ منابع (از نوع تخصیصی) و متغیر روابط اجتماعی (به‌منزلۀ قواعد هنجاری) و پایبندی دینی، انحرافات اجتماعی و امکانات زندگی (به‌عنوان قواعد تفسیری) درنظر گرفته شده­اند. در ادامه، براساس چارچوب نظری پژوهش، مدل تجربی تحقیق ترسیم می­شود.

 

 

 

فرضیه‌های پژوهش

  1. بین تحصیلات والدین و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.
  2. بین میزان درآمد و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.
  3. بین انحرافات اجتماعی و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.
  4. بین رضایت از زندگی و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.
  5. بین امکانات زندگی و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.
  6. بین میزان پایبندی دینی و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.
  7. بین روابط اجتماعی و احساس امنیت در خانواده رابطه وجود دارد.

 

روش تحقیق

روش این پژوهش پیمایشی مبتنی بر یک نمونۀ معرف و ابزار سنجش معتبر است. ضمن اینکه برای تدوین ملاحظات نظری و سوابق تجربی تحقیق از روش کتابخانه­ای (اسنادی) بهره گرفته شده است. این پژوهش ازلحاظ معیار زمان مقطعی و ازلحاظ معیار ژرفایی پهنانگر بوده است. جامعۀ آماری تحقیق را کلیۀ خانوارهای شهر شیراز تشکیل می‌دهند که طبق سرشماری 1390 تعداد آنها 479722 خانوار بوده است. با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران و احتمال خطای 5 درصد، حجم نمونه 384 خانواده به دست آمد که برای افزایش تعمیم یافته­ها و اعتبار تحقیق تعداد این نمونه به 500 خانواده افزایش یافت. روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه­ای چندمرحله­ای است. پرسش‌نامه پس‌از احراز اعتبار و پایایی در مراحل مقدماتی تحقیق، برای جمع­آوری داده­های لازم به‌کار گرفته شد. برای سنجش اعتبار ابزار تحقیق از اعتبار صوری استفاده شد؛ به‌این‌ترتیب، چندنفر از متخصصان گویه­های محقق‌ساخته را تأیید کردند تا اعتبار صوری به­ دست آمد. برای ارزیابی پایایی تحقیق از تکنیک هماهنگی درونی گویه­ها و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.

 

جدول 1. آلفای کرونباخ متغیرهای تحقیق

متغیر

میزان آلفای کرونباخ

احساس امنیت

84/0

دین‌داری

74/0

رضایت از زندگی

73/0

روابط اجتماعی

76/0

انحرافات اجتماعی

73/0

امکانات زندگی

87/0

 

جدول 1 نشان می­دهد که میزان آلفای کرونباخ همۀ متغیرهای تحقیق بالای 07/0 است. یعنی گویه­های تحقیق از همبستگی درونی زیادی برخوردارند. میزان آلفای کرونباخ متغیر وابستۀ تحقیق یعنی احساس امنیت 84/0 به دست آمد.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

احساس امنیت: احساس امنیت به فقدان هراس از تهدید­شدن یا به‌مخاطره‌افتادن ویژگی­های اساسی و ارزش‌های انسانی و نبود ترس از تهدید حقوق و آزادی­های مشروع گفته می­شود (نبوی و همکاران، 1389: 17). برای عملیاتی‌کردن این متغیر مقیاسی به شیوۀ لیکرت با پنج‌گویه طراحی شد. سطح سنجش این متغیر به‌صورت فاصله‌ای بوده است.

روابط اجتماعی: عبارت است از محدودۀ کسانی که فرد با آنها ارتباط دارد و درواقع بر آنان تأثیر می‌گذارد یا از آنها تأثیر می­پذیرد. برای سنجش این متغیر سؤالاتی دربارۀ ارتباط و رفت‌وآمد خانواده با دوستان و آشنایان طرح شده است. سطح سنجش این متغیر فاصله­ای بوده و از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته استفاده شده است.

دین‌داری: به معنای میزان پایبندی پاسخگو به باورها و اعتقادات مذهبی و انجام اعمال مذهبی است. این متغیر در سطح سنجش فاصله­ای اندازه­گیری شد. تعداد گویه­های این متغیر نیز پنج‌ سؤال محقق‌ساخته بود.

رضایت از زندگی: منظور از رضایت از زندگی، نگرش فرد، ارزیابی عمومی دربارۀ کلیت زندگی خود یا برخی جنبه­های زندگی مانند زندگی خانوادگی است. سطح سنجش این متغیر فاصله­ای و درقالب طیف لیکرت نمره­گذاری شد.

برای سنجش انحرافات اجتماعی پنج‌گویه درقالب طیف لیکرت طراحی شد. این گویه­ها سؤالاتی را دربارۀ مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی، و زدوخورد درمیان اعضای خانواده مطرح می‌کردند. امکانات زندگی درقالب طیف لیکرت به مسافرت­های سالانۀ خانواده، هزینه‌های پزشکی، و میزان تنوع غذایی و امثال اینها می‌پردازد که در سطح سنجش فاصله­ای اندازه­گیری شد.

 

یافته­ها

واحد تحلیل در این تحقیق خانواده­های شهر شیراز است. برای سهولت در ارائۀ یافته­های تحقیق کوشیدیم پرسش‌نامه­های تحقیق را در هر منزل به سرپرست خانواده بدهیم، بنابراین در اینجا سرپرستان خانواده­ها نمونۀ تحقیق قرار گرفتند. داده­های توصیفی از 500 خانواده نشان می­دهد میانگین سنی جمعیت نمونه 50/45 سال، حداکثر سن 84 و حداقل 23 سال است. میانگین تعداد اعضای خانواده 54/4 نفر است که بیشترین خانواده 10 نفر و کمترین آن 2 نفر جمعیت دارند. ازمجموع 500 خانواده برحسب طبقۀ اجتماعی، 2/8 درصد به طبقۀ مرفه، 8/66 درصد به طبقۀ متوسط، 0/18 درصد به طبقۀ کارگر و 0/7 به طبقۀ پایین جامعه تعلق داشتند؛ بنابراین، با توجه به یافته­های تحقیق، می­توان گفت اکثر خانواده­های این تحقیق متعلق به طبقه متوسط‌اند. ازمجموع کل خانواده­ها، 265 خانواده در ملک شخصی خود سکونت داشتند. محل سکونت 191 خانواده استیجاری و 17 خانواده سازمانی بوده است و 23 خانواده نزد اقوام خود سکونت داشتند. 4 خانواده نیز به نوع منزل خود پاسخ نداده­اند؛ بنابراین، می­توان گفت بیش‌از 50 درصد خانواده­های تحقیق منزل شخصی دارند.

جدول 2. توزیع فراوانی دین‌داری پاسخگویان

دین‌داری

فراوانی

درصد

بالا

389

8/77

متوسط

89

8/17

پایین

22

2/4

جمع

500

100

جدول 2 نشان می­دهد که 8/77 درصد از پاسخگویان بسیار دین‌دارند، دین‌داری 8/17 درصد درسطح متوسط است و فقط 2/4 درصد از پاسخگویان پایبندی دینی کمی داشتند؛ بنابراین، با توجه به نتایج جدول می‌توان گفت اکثر پاسخگویان از دین‌داری سطح بالایی برخوردارند.

 

جدول 3. توزیع فراوانی میزان رضایت از زندگی پاسخگویان

رضایت از زندگی

فراوانی

درصد

زیاد

69

8/13

متوسط

415

0/83

کم

16

2/3

جمع

500

100

 

جدول 3 به توزیع فراوانی رضایت از زندگی دربین پاسخگویان می‌پردازد. نتایج نشان داد که 8/13 درصد از پاسخگویان از زندگی رضایت زیادی داشتند، 0/83 درصد رضایت متوسطی را تجربه کرده‌اند و 2/3 درصد از پاسخگویان رضایت کمی از زندگی داشتند. می­توان گفت اکثر پاسخگویان از رضایت زندگی متوسطی برخوردار بودند.

 

جدول 4. توزیع فراوانی میزان روابط اجتماعی پاسخگویان

روابط اجتماعی

فراوانی

درصد

زیاد

360

0/72

متوسط

112

4/22

کم

28

6/5

جمع

500

100

 

جدول 4 نشان می­دهد که میزان روابط اجتماعی 72 درصد از پاسخگویان بالاست، 4/22 درصد متوسط است و فقط 6/5 درصد از پاسخگویان روابط اجتماعی کمی داشتند. با توجه به این یافته­ها می­توان گفت میزان روابط اجتماعی دربین کنشگران این تحقیق بالاست.

 

 

جدول 5. توزیع فراوانی میزان احساس امنیت در فضای خانواده

احساس امنیت

فراوانی

درصد

زیاد

414

8/82

متوسط

68

6/13

کم

18

6/3

جمع

500

100

میانگین

03/13

 

با توجه به جدول 5 مربوط به متغیر وابسته می­توان گفت احساس امنیت در فضای خانواده­های تحت مطالعه بالاتر از سطح متوسط است. چنان‌که در جدول 6 نیز مشاهده می­شود، اغلب خانواده‌ها احساس امنیت زیادی را در فضای خانواده گزارش کرده­اند. بیش‌از 80 درصد پاسخگویان از احساس امنیت زیادی برخوردار بودند و صرفاً 6/3 درصد از پاسخگویان احساس امنیت کمی داشتند. میانگین احساس امنیت پاسخگویان برابر با 03/13 بوده است که از میانگین پیش‌بینی‌شده، که برابر با 50/12 بوده است، بیشتر است.

 

جدول 6. ماتریس همبستگی متغیرها

متغیرها

تحصیلات پدر

تحصیلات مادر

درآمد

انحرافات

رضایت از زندگی

امکانات زندگی

پایبندی دینی

روابط اجتماعی

تحصیلات مادر

**677/0

 

 

 

 

 

 

 

درآمد

**24/0

**27/0

 

 

 

 

 

 

انحرافات

04/0-

06/0-

09/0-

 

 

 

 

 

رضایت زندگی

**12/0

*09/0

**12/0

**46/0-

 

 

 

 

امکانات زندگی

**35/0

**23/0

**38/0

**16/0-

**18/0

 

 

 

پایبندی دینی

*09/0-

06/0-

03/0-

**34/0-

**38/0

06/0

 

 

روابط اجتماعی

**16/0

*09/0

**17/0

**15/0-

**31/0

**31/0

**20/0

 

احساس امنیت

**12/0-

*10/0-

*09/0

**56/0-

**72/0

**18/0

**34/0

**26/0

** معنی­دار در سطح 99/0 درصد                  * معنی­دار در سطح 95/0 درصد

 

نتایج جدول 6 نشان می­دهد که بین تحصیلات پدر و احساس امنیت رابطۀ معنی­دار و معکوسی وجود دارد. بدین­صورت که هرچه سطح تحصیلات پدر افزایش یابد، احساس امنیت در درون فضای خانواده نیز کمتر می­شود. بین تحصیلات مادر و احساس امنیت نیز رابطۀ معنی­دار و معکوسی وجود دارد. نتایج جدول ماتریس همبستگی نشان می­دهد که ضریب همبستگی پیرسون بین تحصیلات مادر و احساس امنیت برابر با 102/0­- است که رابطۀ ضعیفی را نشان می­دهد. تفسیر این رابطه به‌این‌صورت است که هرچه تحصیلات مادر افزایش یابد، احساس امنیت در درون فضای خانواده نیز کمتر می­شود؛ بنابراین، می­توان گفت به­طور کلی با افزایش سطح تحصیلات والدین، نوعی احساس ناامنی در افراد به وجود می‌آید.

درآمد خانواده عامل دیگری است که با احساس امنیت رابطۀ معنی­دار و مثبتی دارد؛ یعنی افزایش درآمد عامل مهمی در افزایش احساس امنیت در درون فضای خانواده است؛ هرچند باید گفت شدت رابطۀ بین درآمد و احساس امنیت ضعیف است.

متغیر انحرافات اجتماعی در این تحقیق نیز با احساس امنیت رابطۀ معنی­داری نشان می­دهد. براساس جدول 6، می­توان گفت این رابطه معکوس است؛ بدین‌صورت که هرچه انحرافات اجتماعی بیشتر شود، احساس امنیت در درون فضای خانواده کمتر می‌شود. مقدار ضریب همبستگی بین انحرافات اجتماعی و احساس امنیت برابر با 558/0- است که شدت رابطه را متوسط روبه‌بالا نشان می‌دهد.

نتایج ماتریس همبستگی نشان می­دهد که بین رضایت از زندگی و احساس امنیت رابطۀ معنی­دار و مثبتی وجود دارد؛ یعنی هرچه رضایت خانواده­ها از زندگی بیشتر باشد، احساس امنیت در درون فضای خانواده نیز بیشتر می­شود. مقدار ضریب همبستگی پیرسون بین رضایت از زندگی و احساس امنیت برابر با 720/0 است. این رابطه دربین متغیرهای تحقیق بالاترین ضریب همبستگی را دارد.

متغیر دیگری که با احساس امنیت رابطه­ای معنی­دار و مثبت دارد امکانات زندگی است. نتایج ماتریس همبستگی نشان می­دهد هرچه امکانات زندگی بیشتر شود، احساس امنیت در درون فضای خانواده نیز بیشتر می­شود. سطح معنی­داری این فرضیه برابر با 99/0 درصد و مقدار ضریب همبستگی پیرسون بین این دو متغیر برابر با 185/0 است.

بین پایبندی دینی و احساس امنیت رابطه­ای معنی­دار و مثبت وجود دارد. نتایج جدول 6 نشان می­دهد هرچه پایبندی دینی افراد بیشتر باشد، احساس امنیت در درون فضای خانواده نیز بیشتر می­شود؛ بنابراین، پایبندی دینی عامل مهمی در افزایش احساس امنیت در فضای خانواده­هاست.

آخرین متغیری که در جدول ماتریس همبستگی قرار دارد متغیر روابط اجتماعی است. بین روابط اجتماعی و احساس امنیت نیز رابطۀ مثبت و معنی­داری وجود دارد. تفسیر آن بدین­گونه است که با افزایش روابط اجتماعی خانواده­ها، میزان احساس امنیت دربین آنها نیز بیشتر می­شود. همچنین مقدار ضریب همبستگی پیرسون بین متغیر روابط اجتماعی و احساس امنیت برابر با 259/0 است.

 

رگرسیون چندمتغیره

برای تبیین بیشتر متغیرها از رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. در این روش به‌منظور بررسی تأثیر متغیرهای مستقل از روش گام به­گام استفاده شده است. در این روش متغیرهای مستقل به‌ترتیب اهمیت وارد مدل می­شوند، با این تفاوت که هربار بعد از ورود یک متغیر، متغیرهایی که تاکنون وارد شده­اند مجدداً تحت بررسی قرار می­گیرند و اگر سطح معنی‌داریشان کاسته شود از مدل خارج می‌شوند، وگرنه باقی می­مانند.

نتایج جدول 7 نشان می­دهد که دربین متغیرهای تحقیق، متغیر رضایت از زندگی بیشترین همبستگی را با احساس امنیت در درون فضای خانواده دارد. درواقع این متغیر به‌تنهایی قادر است بیش‌از 51/0 درصد از واریانس احساس امنیت را تبیین کند. مقدار بتای رضایت از زندگی نشان می­دهد که با افزایش یک واحد به سطح رضایت از زندگی خانواده­ها، مقدار 568/0 درصد به میزان احساس امنیت خانواده­­ها افزوده می­شود. متغیر بعدی که بیشترین همبستگی را با احساس امنیت دارد، انحرافات اجتماعی است. درواقع با ورود این متغیر به معادلۀ رگرسیون مقدار مجذور آر به 57/0 افزایش یافت. مقدار بتای انحرافات اجتماعی نشان می­دهد که با افزایش انحرافات اجتماعی، احساس امنیت در درون فضای خانواده کمتر می­شود. به­طور کلی این دو متغیر قادرند بیش‌از 57/0 درصد از واریانس احساس امنیت در درون فضای خانواده را تبیین کنند، باقی متغیرها از مدل رگرسیون خارج شدند.

 

جدول 7. نتایج آزمون رگرسیون احساس امنیت در فضای خانواده

متغیر

B

S.E

Beta

T

Sig

R

R2

مقدار ثابت

957/7

479/0

-

62/16

000/0

 

 

رضایت از زندگی

548/0

031/0

586/0

67/17

000/0

72/0

51/0

انحرافات اجتماعی

283/0-

033/0

285/0-

58/8-

000/0

76/0

57/0

 

نتیجه­گیری

این مطالعه با تأکید بر نظریۀ ساختاریابی گیدنز به تبیین عوامل مؤثر بر احساس امنیت در خانواده­های شهر شیراز پرداخت. مطابق این نظریه، قواعد و منابع میانجی‌اند؛ یعنی روابط اجتماعی را به هم وصل می‌کنند. کنشگران از قواعد استفاده می­کنند تا در طول زمان و مکان، روابط را خلق و تقویت کنند و تغییر دهند. با استفاده از این نظریه به بررسی تأثیر عواملی ازقبیل دین‌داری، روابط اجتماعی، رضایت از زندگی، امکانات زندگی و انحرافات اجتماعی و برخی متغیرهای زمینه­ای ازقبیل تحصیلات و درآمد بر احساس امنیت در فضای خانواده پرداختیم.

تحلیل توصیفی نشان داد که احساس امنیت در فضای خانواده­های تحت مطالعه بیشتر از سطح متوسط است و اغلب خانواده‌ها احساس امنیت زیادی را در فضای خانواده تجربه کرده­اند.

یکی از متغیرهایی که با احساس امنیت در فضای خانواده رابطۀ معنادار دارد تحصیلات والدین است. این یافته با نتایج تحقیق مختاری و همکاران (1391) هم‌سو است. افرادی که تحصیلات بیشتری دارند، درواقع آگاهی و دانش بیشتری دارند. گفته شد که احساس امنیت نیز از حد متوسط بالاتر بوده است؛ بنابراین، می­توان گفت در تحلیل امنیت اجتماعی و دست­یافتن به میزانی از احساس امنیت، افرادی که تحصیلات بیشتر و آگاهی بیشتری دارند، امنیت کمتری احساس می‌کنند. طبق نظریۀ گیدنز می­توان گفت تحصیلات به‌منزلۀ منبعی دردسترس، نه‌تنها احساس امنیت را افزایش نمی‌دهد، بلکه از میزان آن می‌کاهد. درحقیقت، همواره داشتن هرنوع منبعی به افزایش احساس امنیت کمک نمی­کند.

یافتۀ بعدی تحقیق نشان داد که هر­چه درآمد خانواده­ها بیشتر باشد، احساس امنیت نیز بیشتر می­شود. درواقع، برطبق نظر گیدنز، درآمد یکی از منابعی است که می­تواند نقش بارزی در احساس امنیت در فضای خانواده ایجاد کند. متغیر انحرافات اجتماعی نیز با احساس امنیت رابطۀ معنی­دار و معکوسی برقرار کرد، بدین­صورت که هرچه انحرافات اجتماعی بیشتر شوند، احساس امنیت در درون فضای خانواده کمتر می­شود. برای تبیین این یافته به نظر دورکیم می­پردازیم: او اعتقاد دارد در جامعه­ای که فرهنگ مشترک و قوی درباب اعتقاد عمومی وجود دارد، همبستگی اجتماعی استحکام بیشتر، و نظم اجتماعی عینیت بیشتری خواهد یافت. این مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند نظام اخلاقی و نظام باورها، ارزش­ها و هنجارهای مشترک را به مردم جامعه هدیه کند تا در پرتو آن نظم اجتماعی برقرار بماند و جرم، نابهنجاری و خودکشی کاهش یابد و هرج‌ومرج رخت بربندد و به تبع آن امنیت برقرار شود (صدیقی‌اورعی، 1376: 149). بدین­ترتیب درصورت نبود هنجارها و ارزش­های مشترک، که افراد را از انحرافات اجتماعی منع کنند، احساس ناامنی در سطح جامعه گسترش پیدا می­کند و تا لایه­های زیرین اجتماع به­خصوص خانواده نفوذ می‌کند و کارکردهای آن را مختل می‌کند.

متغیر رضایت از زندگی رابطۀ معناداری با احساس امنیت دارد. این یافته با پژوهش هزارجریبی و همکاران (1388) هم‌سو است. اجتماع نظام­یافته یا جمعی­شدۀ پارسونز، اعضای جامعه را گردهم می‌­آورد و ازطریق این تجمع به آنها توانایی می­دهد تا از منافع مشترک خود دفاع کنند و به تأمین نیازها و تحقق اهداف و درنهایت رضایت از زندگی دست یابند (ریتزر، 1377). احساس امنیت با رضایت از زندگی نیز همبستگی قوی دارد و هردو از شاخص­های رفاه اجتماعی محسوب می­شوند (صفری­شالی، 1389: 4). این یافته با نتایج تحقیق افشانی و همکاران (1391) هم‌سو است. یکی از عواملی که نقش بارزی در احساس امنیت درون فضای خانواده دارد، امکانات زندگی است. درواقع خانواده­هایی که توانسته‌اند امکانات مناسبی برای اعضای خود مهیا کنند، از احساس امنیت بیشتری برخوردارند. برخی قواعد برای ایجاد معناداری یا نظام­های نمادین معنادار کاربرد دارند؛ آنها به مردم راه­های دیدن و تفسیر وقایع را نشان می­دهند. دین‌داری افراد و میزان پایبندی‌شان به قواعد آن، ازاین‌جمله است. این تحقیق نشان داد هرچه افراد به عقاید دینی خود پایبندتر باشند، احساس امنیت بیشتری را تجربه خواهند کرد. این یافته با نتایج تحقیق مختاری و همکاران (1391)، هاشمیان­فر و همکاران (1392)، و افشانی و همکاران (1391) هم‌خوانی دارد. می­توان گفت اعتقادات دینی نوعی کنترل درونی در افراد ایجاد می­کند و روح همگانی را در کالبد جامعه می­دمد و باعث می­شود افراد جامعه احساس مسئولیت بیشتری درقبال یکدیگر داشته باشند. این کنترل درونی نوعی نیروی بازدارندگی درمقابل برخی اعمال (نظیر جرم و انحراف اجتماعی) در افراد ایجاد می­کند و آنها را وادار می‌کند که به حقوق دیگران طی روابط و مناسبات اجتماعی­شان احترام بگذارند (قاسمی و امیری­اسفرجانی، 1390: 27).

رابطۀ بین روابط اجتماعی و احساس امنیت هم فرضیه­ای بود که برمبنای نظریۀ گیدنز تدوین شد. این نظریه بیان می­کند که هویت انسان در کنش متقابل با دیگران شکل می­گیرد و در جریان زندگی آن را پیوسته تغییر می‌دهد و تعدیل می­کند. این نظریه با تأیید رابطۀ بین روابط اجتماعی و احساس امنیت براساس تجزیه و تحلیل آماری در تحقیق حاضر تأیید شد.

به‌لحاظ روش­شناختی، احساس امنیت سازه­ای چند­بعدی است و با توجه به وضعیت اجتماعی و افراد مختلف سنجش‌پذیر و قابل اندازه­گیری است. منابع تأمین­کنندۀ احساس امنیت برای آحاد و گروه‌های مختلف جامعه با یکدیگر متفاوت‌اند. ازطرفی، احساس امنیت، که مقوله­ای روان‌شناختی و اجتماعی- فرهنگی است، از اهداف و امکانات جامعه برای تحقق آن متأثر است. در این پژوهش، احساس امنیت اجتماعی بیشتر از قواعد متأثر بود؛ هرچند منابعی نظیر تحصیلات و درآمد نیز در احساس امنیت نقش داشتند. به‌منظور تقویت احساس امنیت در فضای خانواده، که کاهش آن در این نهاد باعث گسترش ناامنی و کاهش امنیت در فضای جامعه می‌شود، پیشنهادهایی ارائه می‌شود:

مطالعات علمی و تخصصی درباب امنیت و احساس امنیت باید به‌صورت مقطعی تکرار شود تا مشخص شود در مقاطع زمانی مختلف احساس آرامش و امنیت اجتماعی در خانواده­ها چه تفاوتی کرده است. رسان ه­های جمعی به‌منزلۀ کنترل­کنندۀ افکار عمومی باید نقش خانواده را در احساس امنیت در درون این نهاد و نیز در فضای جامعه برجسته کنند.


 
افشار، زین‌العابدین (1385) امنیت اجتماعی زنان در شهر تهران، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشکدۀ علوم‌اجتماعی، دانشگاه تهران. 
افشانی، سیدعلیرضا و همکاران (1391) «بررسی احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن»، مجلۀ تحلیل اجتماعی نظم و نابرابری اجتماعی، شمارۀ 4: 65-82. 
اینگلهارت، رونالد (1382) تحول فرهنگی در جوامع پیشرفتۀ صنعتی، ترجمۀ مریم وتر، تهران: امیرکبیر.
بشیریه، حسین (1373) جامعه‌شناسی سیاسی، تهران: نی.
بوزان، باری (1378) مردم، دولت‌ها و هراس، ترجمۀ پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.
تنهایی، حسین ‌ابوالحسن (1374) مکاتب و نظریه‌های جامعه‌شناسی، گناباد: مرندیز.
چلبی، مسعود (1375) جامعه‌شناسی نظم، تهران: نی. 
خواجه‌نوری، بیژن و مهدی کاوه (1392) «مطالعۀ رابطۀ بین مصرف رسانه‌ای و احساس امنیت اجتماعی»، پژوهش‌های راهبرد نظم و امنیت اجتماعی، سال دوم، شمارۀ پیاپی 6، شمارۀ 2: 57-78.
ریتزر، جورج (1377) نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران: علمی.
ساروخانی، باقر (1375) مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش.
ساروخانی، باقر و منیژه نویدنیا (1385) «امنیت اجتماعی خانواده و محل سکونت در تهران»، رفاه اجتماعی، سال ششم، شمارۀ 22: 87-106.
شایگان، فریبا و فاطمه رستمی (1390) «هویت اجتماعی و احساس امنیت، مطالعۀ موردی: زنان تهران»، برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، شمارۀ 9: 152-183.
صدیقی‌اورعی، غلامرضا (1376) «تأثیر ساختاری بر پدیدۀ امنیت یا ناامنی اجتماعی»، مجموعه مقالات ارائه‌شده در همایش توسه و امنیت (7-5 اسفند 1375)، تهران: وزارت کشور، جلد اول: 131-142.
صفری‌شالی، رضا (1389) مطالعه میزان اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در بین شهروندان قزوینی، تهران: ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی. 
فرهادپور، رقیه، زهرا رجب‌پور، و احمد خامسان (1391) «بررسی ادراک شهروندان از احساس امنیت و عوامل مؤثر بر آن در استان خراسان جنوبی»، دانش انتظامی خراسان جنوبی، سال دوم، شمارۀ1: 28-46.
قاسمی، وحید و زهرا امیری‌اسفرجانی (1390) «تبیین جامعه‌شناسی تأثیر دین‌داری بر سرمایۀ اجتماعی درون‌گروهی (مطالعۀ موردی شهر اصفهان)»، جامعه‌شناسی کاربردی، سال بیست‌ودوم، شمارۀ پیاپی 42، شمارۀ 2: 21-46.
کاهه، احمد (1384) مجموعه مقالات همایش امنیت اجتماعی، جلد اول، تهران: نشر گلپونه.
کلاهچیان، محمود (1384) «راهکارهای تحقق امنیت اجتماعی»، مجموعه مقالات همایش امنیت اجتماعی، معاونت اجتماعی ناجا، جلد اول، تهران: نشر گلپونه.
گروسی، سعیده، جلال میرزایی و احسان شاهرخی (1386) «بررسی رابطۀ اعتماد اجتماعی و احساس امنیت؛ مطالعۀ موردی: دانشجویان دختر دانشگاه آزاد جیرفت»، فصلنامۀ دانش انتظامی، سال نهم، شمارۀ 2: 26-39.
گیدنز، آنتونی (1377) پیامدهای مدرنیته، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران: مرکز.
گیدنز، آنتونی (1378) تجدد و تشخص، ترجمۀ ناصر موفقیان، تهران: نی.
ماندل، رابرت (1379) چهرۀ متغیر امنیت ملی، تهران: پژوهشکدۀ راهبردی.
مختاری، مریم و همکاران (1391) «بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی در شهر یاسوج»، پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، سال اول، شمارۀ 2: 22-40.
نبوی، سیدعبدالحسین، علی‌حسین حسین‌زاده، و سیده‌هاجر حسینی (1389) «بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی»، جامعه‌شناسی کاربردی، شمارۀ پیاپی50، شمارۀ 4: 73-96. 
نویدنیا، منیژه (1382) «گفتمانی پیرامون امنیت اجتماعی»، مجموعه مقالات همایش امنیت اجتماعی، تهران: معاونت اجتماعی ناجا.
نویدنیا، منیژه (1385) «گفتمانی پیرامون امنیت اجتماعی»، فصلنامۀ مطالعات امنیت اجتماعی، معاونت اجتماعی و ارشاد ناجا، مرکز مستندات اجتماعی، شمارۀ 4 و 5: 52-78.
هاشمیان‌فر، سیدعلی، حمید دهقانی، و فاطمه اکبرزاده (1392) «تأثیر دین‌داری و رسانه‌های جمعی بر احساس امنیت اجتماعی دانشجویان»، راهبرد امنیت و نظم اجتماعی، سال دوم، شمارۀ پیاپی5، شمارۀ 1: 53-72.
هزارجریبی، جعفر و رضا صفری شالی (1388) «بررسی رضایت از زندگی و جایگاه احساس امنیت در آن؛ مطالعۀ موردی: شهروندان تهرانی»، فصلنامۀ انتظام اجتماعی، سال اول، شمارۀ 3: 8-28.
Bilgin, P. (2003) "individual and societal dimensions of security", International Studies Review, Vol. 5: 203-222.
Gaunt, R &, Benjamin, O. (2008) "Job insecurity, Stress and Gender", Community, work and family, Vol. 10(3): 341- 355.
Giddens, A. (1984) The Constitution of Society, Oxford: polity Press.  
Lindstrom, M. (2008) "Social capital anticipated ethnic discrimination and self-reported psychological health: a population-based study”, social science & medicine, Vol. 66: 1-13.
Hawdon, J. & Ryan, J. (2009) "Social capital, social control, and changes in victimization rates", Crime & Delinquency, Vol. 55(4): 526-549.
Olsen, B. & Hovden, J. (2007) "Societal safety: concept, borders and dilemmas", journal of contingencies and crisis management, Vol. 15: 43-60. 
Oneill, j. (2002) "The trust fund, the surplus, and the real social security problem",  Cato institute social security paper,  26: 1-9.
Pourkasmaei, M., Fallahi G. R., Nikmanesh, S. & Aghataghi, M. (2013) "Family structure and sense of security”, Advances in Applied Science Research, Vol 4(3):374-379.
Tucker.J., & Kenneth, H. (1998) Anthony Giddens and modern social theory. London: Sage Publication.
Turner, J. H. (2003) The Structur of Sociological theory. London: Wadsworth Publishing Company.