کودکان رنجکش و تقلای اخلاقی: پژوهشی مردمشناختی در محلهای حاشیهنشین در تبریز
صفحه 5-26
https://doi.org/10.22034/jss.2025.551837.1684
اصغر ایزدی جیران
چکیده آثار مردمنگارانۀ اولیه کودکان را دریافتکنندگان منفعل فرهنگ بازنمایی میکردند، اما آثار اخیر آنها را همچون سوژههایی تجربهکننده و دارای معنا و ارزش میدانند که باید برای علم اجتماعی جدی گرفته شوند. این مقاله با تکیه بر پژوهش میدانی مردمنگارانه، چگونگی تجربۀ کودکی در یک محلۀ حاشیهنشین را بررسی میکند. تحقیق میدانی در محلۀ قُپانلار در تبریز طی سالهای 1394 تا 1399 انجام شده و جمعآوری دادهها از طریق مشارکت، مشاهده و گفتوگو صورت گرفته است. این مطالعۀ مردمشناختی بر شرایط واقعی زیست کودکان، انتظارات خانوادهها و سازمانهای غیردولتی از آنها و واکنش کودکان به زندگی فقیرانه متمرکز است. روایت مردمنگارانۀ کودکان حاشیهنشین از دوران جنینی آغاز میشود؛ زمانی که کودکان تحت تأثیر کالاییسازی خدمات بهداشتی، دچار ضعف و نقص میشوند. سپس کودکان گرسنگی و میلهای سرکوبشده را تجربه میکنند. آنها دوران بیکاری شدید پدرهای کارگر و زندگی در کوچههای صدپلهای و خانههای روی تپهها با سقفهای ترکخورده و در حال ریزش را تجربه میکنند. کودکان قُپانلار به هفتسالگی که میرسند، قربانی خشونت نمادین سازمانهای غیردولتی و خانوادههایشان میشوند؛ چون در شرایط کالاییسازی آموزش، سبک زندگی طبقات بالاتر بر آنها تحمیل میشود. با وجود این، واکنش کودکان به چنین شرایطی «تقلایی اخلاقی» است. آنها که پدر و مادرهایشان را در رویارویی با فقر تنها مییابند، با دوختن کفش و زبالهگردی، از آنها حمایت میکنند.
گفتمان کاوی موسیقی از مشروطه تا انقلاب 1357
صفحه 27-49
https://doi.org/10.22034/jss.2024.1996169.1767
محمدرضا ذوالفقاری، مهناز رونقی نوتاش، بهرنگ صدیقی
چکیده
مقالة حاضر در پی مقایسه گفتمانی موسیقی دورة مشروطه با انقلاب 1357 است. تحولات گفتمانی موسیقی در این دو دوره میتواند تحولات گفتمانی دو دوره تاریخی ایران بهویژه در شرایط انقلابی را به نمایش بگذارد. در دورة مشروطه تصنیفهای عارف قزوینی و سپس محمدتقی بهار (اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول) بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند؛ عارف مشهورترین تصنیفساز این دوره است که آثارش همچنان در تاریخ اجتماعی و موسیقی ایران باقی مانده است. «کانون موسیقی چاووش» نیز بهعنوان نمونهای برای تصنیفهای دورة انقلاب 1357 برگزیده شده است.
تفاوتهای اجتماعی دو دوره، تولید محتوایی متفاوت داشته است؛ اشعار دورۀ مشروطه کمتر حالتی حماسی دارند و بیشتر با غم و اندوه روایتگر اوضاع اجتماعیاند. اشعار در دوره انقلاب 1357 بهویژه تصنیفهای ساخته شده توسط کانون چاووش، بیشتر حالتی حماسی داشته و در پی تهییج جامعه نیز برمیآیند. این وضعیت بهلحاظ فرم نیز قابل مشاهده است؛ موسیقی دورة انقلاب 1357 مارشگونه و مهیج و به طور کلی «رزمی» است برخلاف موسیقی مشروطه که حزنانگیز و شِکوهگر است و هردوی اینها نشان از وضعیت اجتماعی و گفتمان اجتماعی هر دوره دارند. این مقایسه نشان میدهد که جامعه در دوره مشروطه با شکستهایی که مواجه شده است به یأس اجتماعی دچار شده است این در حالی است که گفتمان انقلاب 1357 گفتمانی است که جامعه را به مبارزه مداوم و رسیدن به پیروزی تشویق میکرده است.
برساختن مدلی برای فهم «طرد/شمولیت» در رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری
صفحه 51-79
https://doi.org/10.22034/jss.2025.1986366.1752
جمال رشیدی
چکیده بدون ارجاع به نئولیبرالیسم شهری، جامعه تودهای و دموکراسی شهری در ایران، و اینکه چگونه گروههای بیصدا/کمقدرت از چرخه سیاستگذاری شهری حذف میشوند، نمیتوان تصویر معتبری از رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری بهدست داد. نگاهی انتقادی به بسترهای سازنده شهر لازم است تا بتوان مکانیسمهای طردکننده را رویتپذیر کرد که تاکنون مورد غفلت بوده است. در این مقاله به مدد نظریه زمینهای، سعی شده مدلی از دل دادههای کیفی و کمی گردآوریشده از تجربه زیسته، تحلیل محتوا و تحلیل مضمونی برای گردآوری دادههای تاریخی، دادههای ثانویه و آمار موجود و محتوای روزنامهها، برساخته شود تا چگونگی طرد اجتماعی گروههای مختلف را توضیح دهد.
وضعیت ساختیافته همپیوند بین بسترهای «جامعه نامتکثر»، «دموکراسی شهری تودهای» و «اقتصاد سیاسی نئولیبرال شهری»، تعیینکنندهترین امر در رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری هستند که عموماً منافع گروههای ذیقدرت را تامین و نیازها و اقتضائات گروههای بیصدا/کمقدرت را نادیده میگیرد و بدینسان نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی ساختیافته را بازتولید و تشدید میکند. وجود جامعه مدنی تضعیفشده و همراستایی منافع مدیریت شهری با طبقه ملاک شهری نیز از مهمترین ویژگیهای رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری در کلانشهر تهران است.
عقلانیت ارتباطی در تعامل زوجین (مورد مطالعه: زوجین متعارض استان گیلان)
صفحه 81-110
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2021844.1823
ناصر زادفلاح بیجارسری، علی یعقوبی چوبری، محمدرضا غلامی
چکیده عقلانیت ارتباطی بهمثابۀ تخیل و سرمایۀ عاطفی در پایداری خانوادهها نقش سازنده و حیاتی دارد. هدف مقاله بررسی عقلانیت ارتباطی در بین زوجین استان گیلان است. به لحاظ روش تحقیق، از رویکرد کیفی، نمونهگیری نظری، روش دادهبنیاد و مصاحبه نیمه-ساختیافته استفاده شده است. تعداد مصاحبهشوندگان 45 نفر بوده که با حداکثر تنوع تا حصول اشباع نظری مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها نشان میدهد مصاحبهشوندگان به دو نوع خانواده گفتگویی و تکصدایی در بین زوجین استان گیلان تقسیم میشوند. بنابراین در زوجینِ متعارض روابط تکصدایی یا بهتعبیر مارتین بوبر «من- آن» حاکم است، اما در زوجینِ گفتگویی دارای رابطۀ «من-تو» هستند. از مهمترین شرایط علّیِ عقلانیت ارتباطی در بین مصاحبهشوندگان میتوان به تفکر پدرسالاری، عدم انعطافپذیری، عدم درک همدلانه، خودبزرگبینی، عدم بلوغ عاطفی و روابط فرازناشویی اشاره کرد. شرایط مداخلهگر یا فرایندهای اجتماعی در معنای هابرماسی، تضعیف زیستجهان مدرن است؛ که موجب سردی روابط زناشویی، فرسایش سرمایه اجتماعی، فروپاشی خانوادگی و غلبه روابط استراتژیک گردیده است. همچنین برمبنای تجربۀ زیسته مصاحبهشوندگان، طبقات پایین جامعه که از سرمایه اجتماعی- اقتصادی کمتری برخوردارند دارای عقلانیت ارتباطی ضعیفتری هستند. براساس یافتهها هستۀ مرکزی مسأله عقلانیت ارتباطی در بین زوجین، وجود «عقلانیت ابزاری» و ضعف رابطۀ «من- تو» است.
از جنبش اصلاحات تا دموکراسی خیابان: تحلیل طبقاتی جنبشهای اجتماعی پساانقلابی در ایران
صفحه 111-132
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2009019.1787
نیما شجاعی
چکیده این مقاله از منظر جامعهشناسی سیاسی، جنبشهای اجتماعی سالهای 1376-1402 را مورد بررسی و تببین قرار داده است. در این مقاله، در مورد تحولات اجتماعی و سیاسی سالهای پس از جنگ ایران و عراق، نشان داده شده است که جنبشهای اجتماعی این سالها را میتوان با توجه به تحلیل طبقاتی ملهم از نظریه اریک الین رایت، حرکت از «جنبش اصلاحات» بهسوی «دموکراسی خیابان» نامگذاری کرد، و نشان داد که حاملان اصلی این جنبشهای اجتماعی در ابتدا «طبقه متوسط» بوده و کمکم شامل «طبقهی متوسط فقیر» شدند. در این تحقیق، از روش تحلیل تطبیقیـتاریخی (از نوع تحلیل روایتی) استفاده شده است که در آن با شناسایی بزنگاههای تاریخی، نقش کنشگران سیاسی در ارتباط با ساختار سیاسی موجودرای شناخت ماهیت جنبشهای اجتماعی پساانقلابی در ایران مورد تحلیل قرار میگیرد. با توجه به نتایج این مقاله، باید گفت که دموکراسی خیابان، برعکسِ جنبش اصلاحات: 1) کنشمحور، 2) عملگرا، 3) بدون رهبری، 4) فاقد سازماندهی، 5) معطوف به مصائب زندگی روزمره و 6) رخدادمحور است. بعلاوه، گفتنی است که هدف اصلی «جنبش اصلاحات» عدالت سیاسی بود، اما هدف اصلی «دموکراسی خیابان» عدالت اجتماعی و بهدنبال کاهش «نابرابری» و «فساد» و افزایش «سرمایهی اجتماعی» است.
بررسی اثرات سرمایه اجتماعی بر فساد مالی در ایران
صفحه 133-160
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2000124.1774
وحید شقاقی شهری، شیرین واحدرسولی
چکیده فساد مالی یکی از مهمترین علل تضعیف رشد و توسعه اقتصادی است. بانک جهانی موضوع حکمرانی خوب را به عنوان سرلوحه سیاستهای اقتصادی دولتها بویژه در کشورهای توسعهنیافته و درحال توسعه مطرح کرده است. یکی از مهمترین شاخصههای حکمرانی خوب نیز مبارزه و ریشهکنی فساد است. اهمیت مبارزه با فساد موجب شده طی سالهای اخیر مطالعات گستردهای در باب عوامل اثرگذار بر کنترل فساد مالی انجام شود. هدف مقاله حاضر بررسی اثرات سرمایه اجتماعی بر فساد مالی در ایران است. برای این منظور پس از برآورد فازی سرمایه اجتماعی و فساد مالی در ایران، از الگوی خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) برای برآورد رابطه بلندمدت مدل فساد مالی استفاده شد. نتایج نشان میدهد کشش فساد مالی نسبت به سرمایه اجتماعی طی دوره 1399-1360 منفی و معادل 0.52- درصد است. این یافته تاییدی بر این واقعیت است که در بلندمدت با تقویت سرمایه اجتماعی در کشور، حجم فساد مالی کاهش خواهد یافت.
