بررسی اولویت‌های ارزشی معلمان و ارتباط آن با برخی عوامل اقتصادی- اجتماعی (مورد مطالعه: معلمان شهرستان بروجن)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه یاسوج

2 کارشناس ارشد جامعه شناسی

چکیده

ارزش‌ها از بنیادی‌ترین عوامل جهت‌دهندۀ رفتارهای انسانی در هر جامعه‌ای به شمار می‌آیند و نقش مهمی در رشد و توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایفا می‌کنند. اولویت‌های ارزشی که از جامعه‌ای به جامعة دیگر تفاوت دارند بازتاب تجربه‌های متفاوت مردم مختلف هستند. این مطالعه با استفاده از نظریة تحول فرهنگی اینگلهارت، درصدد شناخت اولویت‌های ارزشی معلمان و ارتباط آن با برخی عوامل اقتصادی-اجتماعی است. داده‌های پژوهش بهشیوۀ پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. حجم نمونه شامل 343 معلم شاغل در ادارۀ آموزش و پرورش شهرستان بروجن بوده که به شیوۀ تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شده بودند. نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش نشان دادند که معلمان دارای اولویت‌های ارزشی مادی‌گرایانه هستند و تفاوتی در اولویت‌های ارزشی گروه‌های سنی مختلف معلمان مشاهده نشد. از بین متغیرهای مستقل تحقیق "احساس امنیت اجتماعی"، "جنسیت" و "درآمد" رابطة معناداری با اولویتهای ارزشی داشتند.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

مفهوم ارزش از مفاهیم پیچیده با کاربرد بسیار و معانی متنوع می­باشد. برای مثال، این واژه در فلسفه، حقوق، روان‌شناسی، علوم اقتصادی، سیاست، جامعه­شناسی و علم اخلاق به معانی متفاوتی به کار رفته است. ارزش در جامعه­شناسی به معنای خوب یا بد، شایسته و مطلوب یا ناشایست و نامطلوب در نزد یک فرد یا گروه تعریف شده است (گیدنز، 1382: 56). بعضی نیز آن را هنجار و معیار انتخاب یک فرد یا گروه در میان علی‌البدل­های مختلف مربوط به یک موقعیت تعریف کرده­اند (خلیفه، 1378: 45).

صاحب­نظران مختلفی از جمله کراثول، کلاکهون، استروبک، پارسونز و روکیج به سلسله‌مراتبی‌بودن ارزش­ها توجه کرده­اند. پنج مسئلة اساسی را که در هر جامعه وجود دارد و باید پاسخی ارزشی (ترجیحی) به آن‌ها داده شود، مورد پژوهش میدانی قرار داده­اند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که نظام ارزش­های یک جامعه فقط از ارزش­های مسلط تشکیل نشده­ است، بلکه نظام ارزشی شامل مجموعه ارزش­هایی است که به شکل سلسله‌مراتب قابل تغییر در هم آمیخته­اند. در این میان، به‌ندرت ارزش‌های جدید ظهور می­کنند. آنچه روی می­دهد تغییر اولویت­های ارزشی است. این مسئله ضمن متأثرشدن از شرایط اجتماعی در تغییرات اجتماعی دیگر نیز مؤثر است  (گالاگر، 2001).

هر نظام اقتصادی و سیاسی باثبات دارای نظام فرهنگی همساز و پشتیبانی است که به آن مشروعیت می‌بخشد، به طوری که اعضای آن جامعه یک سلسله قواعد و هنجارها را می­پذیرند و درونی می­کنند. فرهنگ به نظام­های سیاسی و اقتصادی شکل می­دهد و در مقابل از آن­ها تأثیر می­پذیرد. بی‌هیچ تردید، فرهنگ در خدمت مشروعیت‌بخشیدن به نظام اجتماعی است. فرهنگ برحسب هدف­های مشترک جامعه را یکپارچه می­کند، نیازهای فکری و زیباشناختی را برآورده می­کند و رفتار نخبگان را تاحدودی محدود و مشروط می­کند (اینگلهارت، 1386).

جوامع در حال تغییر و دگرگونی‌اند. یکی از ادعاهای محوری نظریة نوسازی این است که رشد اقتصادی و تغییرات فرهنگی و دگرگونی سیاسی، همه، در الگویی منسجم و همساز و تاحدی پیش­بینی­پذیر جای می­گیرند. مردم از آن­رو از یک شیوة زندگی به شیوۀ دیگر زندگی متمایل شده­اند که در هر محیط اقتصادی و فنی معین، انواع خاصی از جوامع بر انواع دیگر برتری کارکردی دارند. به نظر بسیاری از صاحب‌نظران، جوامع و ارزش­های آنان از مرحلة نوسازی وارد مرحلة پسانوسازی شده­اند. تحول ارزشی پسامدرن نخستین تحول عمدۀ فرهنگی در تاریخ نیست. تغییر جهان­بینی سنتی ناشی از اقتصاد ثابت و یکنواخت گذار از جامعة کشاورزی به جامعة صنعتی را تسهیل کرد و اکنون در جوامع صنعتی پیشرفته که بخش عمده­ای از جمعیت در رفاه اقتصادی بزرگ شده­اند، اولویت­های ارزشی آنان به تأکید روزافزون بر کیفیت زندگی و ابراز وجود تغییر یافته است. به نظر اینگلهارت، درون هر جامعة معین ارزش­های پست‌مدرن بیشتر در بین افرادی که از امنیت جانی و اقتصادی برخوردارند گسترده خواهد بود. تحصیل­کرده­ها و ثروتمندترها احتمال بیشتری دارد که دارای ارزش‌های فرامادی باشند. به نظر می­رسد که معلمان هم از نظر تحصیلی و هم از بعد طبقة اجتماعی می‌توانند نمونه­ای از اقشار امن در جامعه باشند. این مقاله سعی دارد اولویت­های ارزشی معلمان را به‌عنوان یکی از اقشار مهم و تأثیرگذار جامعه بررسی کند. نظام ارزشی هیچ گروه شغلی معرف نظام ارزشی یک کشور نیست، اما ممکن است معلمان مدرسه برای مطالعة ارزش­ها مناسب­تر از بقیة گروه‌ها باشند؛ زیرا از آن‌ها انتظار می­رود که نقش روشنی در جامعه­پذیری ارزش­ها ایفا کنند. آن‌ها انتقال­دهندگان اصلی فرهنگ محسوب می‌شوند (شوارتز و ساگی، 2000).این مقاله درصدد پاسخگویی به این مسئله است که معلمان از چه اولویت ارزشی برخوردارند؟ این مقاله درصدد است به پرسش­های زیر پاسخ دهد:

1- اولویت­های ارزشی معلمان کدام‌اند؟ 2- آیا تحول فرهنگی و تفاوت ارزشی آن‌چنان‌که در جوامع پیشرفتة صنعتی رخ داده است، در بین گروه­های سنی مختلف معلمان رخ داده است؟ 3- عوامل اجتماعی و اقتصادی چه تأثیری بر اولویت­های ارزشی معلمان دارند؟

مهم‌ترین هدف این مقاله، شناخت اولویت­های ارزشی معلمان و تأثیر برخی عوامل اقتصادی و اجتماعی بر آن بوده است. بررسی این موضوع از جهات زیر اهمیت و ضرورت می­یابد: 1- به شناخت اولویت­های ارزشی معلمان به‌عنوان تأثیرگذارترین افراد بر ارزش­های نسل آینده کمک می­کند. 2- به کسب بینش و آگاهی کلی دربارة نگرش افراد جامعه به پدیده­ها و مطلوبیت­ها یاری می­رساند. 3- از سوی دیگر، کمبود تحقیقات در زمینة بررسی ارزش­ها به‌ویژه قشرهای خاص و تأثیرگذار بر جامعه انجام این پژوهش را ضروری می­سازد. 4-همچنین انجام چنین تحقیقاتی داده­های تجربی لازم برای سنجش دگرگونی ارزشی را فراهم می­سازد.

 

ادبیات تحقیق

آزاد ارمکی و مسقطیان در تحقیقی با عنوان "تغییرات فرهنگی در استان مازندران" به آزمون تجربی نظریة اینگلهارت پرداخته­اند. این تحقیق که با حجم نمونۀ 384 نفر با شیوۀ مصاحبة حضوری صورت گرفته، درصدد پاسخگویی به این پرسش بوده که آیا در جامعۀ مورد مطالعه تغییراتی در ارزش­های خانوادگی، جنسیتی، سیاسی، اقتصادی، دینی و اخلاقی صورت گرفته است؟ نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده­ها نشان می­دهند که تغییراتی در استان مازندران با توجه به پیش­زمینه­های فرهنگی در بین گروه­های سنی مختلف مشاهده نمی­شود و از بین متغیرها تنها متغیر تحصیلات به‌عنوان یکی از مؤلفه­های امنیت سازنده در دگرگونی ارزش­ها تاحدودی تأثیرگذار است (آزاد ارمکی و مسقطیان، 1380).

خالقی‌فر در مطالعة خود با عنوان "بررسی ارزش­های مادی و فرامادی جوانان تحصیل‌کردۀ ایرانی، عوامل مؤثّر بر آن و رابطۀ آن با برخی نشانگان فرهنگی" جهت­گیری ارزشی در میان جوانان ایرانی را در مقایسه با برخی از کشورها نشان داده است. داده­های این پژوهش از طریق مصاحبه با 332 نفر از دانشجویان دانشگاه­های تهران گردآوری شده­اند. نتایج پژوهش نشان می­دهند که میزان اعتماد بین شخصی، احساس رضایت اجتماعی، اعتماد به مسئولان و نهادهای سلسله‌مراتبی و مذهبی، میزان امنیت وجودی و میزان وابستگی مذهبی در میان پاسخگویان بسیار پایین بوده است. همچنین پاسخگویان ارزش­های بقا و ارزش­های سنتی را ترجیح می­دادند و دارای ارزش‌های مادی­گرایانه و قوم‌مرکز بودند. داده­های مقایسه­ای نشان می­دهد که جوانان تحصیل‌کردۀ ایرانی بیشتر از مردم سه کشور مجارستان، آرژانتین و آفریقای جنوبی همنوا و همسو بودند و با دیگر کشورهای صنعتی و پیشرفته نشانگانی متضاد و در جهت مخالف داشتند. این سه کشور جزء کشورهای توسعه‌نیافته با میزان رشد اقتصادی پایین بودند (خالقی‌فر، 1381).

آزاد ارمکی و خادمی در تحقیقی با عنوان "ترجیحات ارزشی دانش­آموزان تهرانی" به بررسی این موضوع پرداخته­اند. از نظریۀ اینگلهارت به‌عنوان چهارچوب نظری تحقیق استفاده شده و فرضیه­هایی براساس نظریۀ ارزش‌های مادی و فرامادی ساخته شده­اند. اطلاعات براساس مصاحبة مستقیم در قالب پرسش‌نامه از 6 منطقة آموزش و پرورش جمع­آوری شده­اند. نتایج به دست آمده نشان می­دهد که پدر و مادر دانش­آموز بیشترین نقش را در میزان شکل­دهی به ارزش­های دانش­آموز داشته­اند. این نتایج به نوعی تأیید فرضیة اجتماعی‌شدن است که می‌گوید کودک بیشترین نگرش­هایش را در دوران کودکی به دست می­آورد. نتایج به دست آمده فرضیة کمیابی را تأیید نکرده­اند (آزاد ارمکی و خادمی، 1382).

گسترده­ترین پژوهشی که دربارۀ نگرش‌ها، ارزش­ها و اعتقادات مردم سرتاسر جهان صورت گرفته است، پیمایش­های ارزش­های جهانی[1] است. این پژوهش­ها طی پنج موج از سال 1981 انجام شده است. شواهد برگرفته از پیمایش­های ارزش­های جهانی هم تغییر فرهنگی گسترده و هم استمرار ارزش­های سنتی خاص را نشان می­دهند. توسعة اقتصادی نه تنها میراث فرهنگی جامعه را زایل نمی­کند، بلکه در مسیری موازی با خطوطی که میراث فرهنگی ترسیم می­کند حرکت می­نماید. به نظر اینگلهارت، در این موضوع که نیروهای نو­سازی یک فرهنگ یکدست جهانی پدید آورد تردید وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش­ها نشان می­دهد که برخلاف برخی اعتقادات رایج مبنی بر از بین رفتن تدریجی دین، اعتقادات دینی پابرجای می­ماند و علایق معنوی در معنای گسترده­اش در جوامع صنعتی پیشرفته گسترش می­یابد (اینگلهارت و بیکر، 2000).

داده­های حاصل از پیمایش­های ارزش­های جهانی منبع بسیاری از پژوهش­ها است و بسیاری از محققان به نقد و بررسی نظریة اینگلهارت درباب تغییر ارزش­ها از مادی­گرایی به فرامادی­گرایی پرداختند؛ از جمله هارولد کلارک و نیتیش دات به نقد جنبه­های روش­شناختی مطالعات تغییر ارزش­ها و سنجش اولویت‌بندی ارزشی پرداخته­اند. به نظر آنان، تحلیل­های نمونه­ای مبتنی بر مجموعه مشاهدات زمانی طی دورة 86-1976 نشان داد که شاخص اروپایی برای سنجش تغییرات ارزش­های مادی و فرامادی در برابر تغییرات کوتاه‌مدت بسیار حساس است (کلارک و دات، 1378).

 

چهارچوب نظری

دوران گذار از جامعۀ سنتی به مدرن از جهات گوناگونی مورد توجه جامعه­شناسان و صاحب­نظران علوم اجتماعی بوده است و بسیاری از نظریه­پردازان به نوعی مبنای نظریة اجتماعی خود را به شرایط اجتماعی ویژۀ دوران گذار ارتباط داده­اند. این مطالعه از منظر اینگلهارت شرایط فرهنگی دوران گذار ایران را بررسی می­کند.

 


نظریة دگرگونی فرهنگی اینگلهارت

از نظر اینگلهارت وجه تمایز مردم جوامع مختلف نگرش­ها، ارزش­ها و مهارت­های اصلی و پایدار آنان است. در چند دهۀ گذشته، تغییرات اقتصادی- تکنولوژیکی و اجتماعی-  سیاسی،  فرهنگ­های جوامع پیشرفتۀ صنعتی را از جنبه­های بسیار مهم دگرگون ساخته است (اینگلهارت، 1382: 1).

اینگلهارت پیش از سال 1970 اندازه­گیری یکی از جنبه­های تغییرات فرهنگی را آغاز کرد، با این فرض که نسل بعد از جنگ در اروپای غربی به دلیل اینکه جنگ جهانی اول و دوم و رکود بزرگ اقتصادی را تجربه کرده­اند، اولویت بالایی به امنیت فیزیکی و اقتصادی می­دهند، بخش بالایی از نسل جوان­تر هم اولویت بالایی به ابراز وجود[2] و کیفیت زندگی می­دهند. این تحقیق با دو فرضیۀ اساسی هدایت می­شد: 1- فرضیۀ کمیابی:[3] اولویت­های فرد بازتاب محیط اجتماعی – اقتصادی وی است؛ شخص بیشترین ارزش را برای چیزهایی قائل می­شود که عرضۀ آن نسبتاً کم است. 2- فرضیۀ اجتماعی‌شدن:[4] رابطۀ بین محیط اجتماعی- اقتصادی و اولویت­های ارزشی مبتنی بر انطباق سریع نیست. برای اینکه ارزش­های انسان شرایطی را که در سال­های پیش از بزرگسالی حاکم بوده منعکس کند، تأخیر زمانی قابل توجهی لازم است.

اینگلهارت می­نویسد: فرضیۀ کمیابی دلالت بر این دارد که توسعۀ اقتصادی اخیر پیامدهای مهمی دارد. جوامع صنعتی پیشرفته درخلال دورة بعد از جنگ جهانی دوم سطوح درآمد واقعی بسیار بالاتری از هر زمان قبل از آن در طول تاریخ به دست آوردند. این امر همراه با ظهور دولت رفاه که موقعیت بی­سابقه­ای را از نظر تاریخی به ارمغان آورد تا بیشتر جمعیتشان تحت شرایط امنیت غذایی و اقتصادی زندگی ­کنند، به تغییری تدریجی منجر شد که طی آن ارزش­هایی فرامادی نظیر نیاز به احترام، رابطۀ نزدیک با دیگران، رفاه ذهنی و زیبایی‌شناختی مهم­تر  شده‌اند  (اینگلهارت، 1382: 75).

اما ارتباط بین سطح اقتصادی و رواج ارزش­های فرامادی­گرا ساده نیست. این ارزش­ها درک ذهنی فرد را از امنیت می­دهدـ و نه فی­نفسه سطح اقتصادی فرد را. در حالی که مردم ثروتمند میل به احساس امنیت بیشتری در مقایسه با مردم فقیر دارند، احساس امنیتشان همچنین تحت تأثیر زمینۀ فرهنگی و نهادهای رفاه اجتماعی است، که در آن رشد کرده­اند. بنابراین، فرضیۀ کمیابی با فرضیۀ اجتماعی‌شدن تکمیل می­شود که ضمن آن ساختار اساسی شخصیت تمایل دارد که در زمان رسیدن فرد به بزرگسالی شکل بگیرد و پس از آن نسبتاً کم تغییر می­کند (اینگلهارت، 1999: 222).

به­طورکلی، رهیافت نظریه­پردازی اینگلهارت، دو سطح سیستم (ساختار جامعه) و سطح خرد (افراد) را مدنظر قرار می­دهد. بدین شکل که تغییرات محیطی و کلان در سطح سیستم جامعه، به دگرگونی­هایی در سطح فردی انجامیده و این دگرگونی­ها در سطح خرد پیامدهایی برای نظام اجتماعی دارد. وی تغییرات در سطح سیستم را توسعة اقتصادی و فناوری، ارضای نیازهای طبیعی به نسبت وسیع‌تری از جمعیت، افزایش سطح تحصیلات، تجارب متفاوت گروه­های سنی مثل فقدان جنگ و گسترش ارتباطات جمعی، نفوذ رسانه­های جمعی و افزایش تحرک جغرافیایی می­داند. به نظر اینگلهارت (1997) درون هر جامعة معین ارزش­های پست مدرن بیشتر در بین قشر امن­تر گسترده خواهد بود.

چهارچوب نظری این پژوهش، بیشتر با الهام­ از سطح خرد دیدگاه اینگلهارت بوده و در مورد دو فرضیه نیز دیدگاه گروندونا و دیدگاه آموزش نقش در کنار دیدگاه اینگلهارت مورد استفاده قرار گرفته­اند.

با توجه به چهارچوب نظری اینگلهارت، نگاه تک­عاملی به تغییرات فرهنگی آن هم در سطح دگرگونی ارزش­ها نمی­تواند دگرگونی­های جامعة جدید را تبیین کند؛ بنابراین، در این پژوهش برای تبیین اولویت‌های ارزشی پاسخگویان، سطح خرد دیدگاه اینگلهارت و زمینه­های اقتصادی و اجتماعی پاسخگویان مورد توجه قرار گرفته است. با بهره­گیری از الگوی نظری موجود در فرضیه­های کمیابی و جامعه­پذیری اینگلهارت، برخی ویژگی­های اقتصادی و اجتماعی افراد مورد مطالعه به‌عنوان زمینه­های احتمالی تأثیرگذار بر اولویت­های ارزشی مورد بررسی قرار گرفته­اند. بر اساس دو فرضیة یادشده در دیدگاه اینگلهارت، فرضیه­هایی در این پژوهش مورد طرح و بررسی قرار گرفته­اند. به‌عنوان نمونه، فرضیه­های پیرامون رابطة متغیرهای میزان درآمد، احساس امنیت اجتماعی و میزان دارایی (به‌عنوان متغیرهای مستقل) و متغیر وابسته اولویت­های ارزشی براساس فرضیة کمیابی مورد بررسی قرار گرفته­اند. همچنین با الهام از فرضیة­ جامعه‌پذیری و کمیابی اینگلهارت فرضیه­ای پیرامون رابطة بین امنیت سازنده (شامل متغیرهای سطح تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی خانواده در دوران نوجوانی فرد) و اولویت­های ارزشی مورد بررسی قرار گرفته ­است.

با توجه به تفاوت­های سنی و نسلی در شرایط جامعه­پذیری افراد، و با بهره­گیری از فرضیة جامعه­پذیری اینگلهارت، رابطة بین گروه سنی معلمان و اولویت­های ارزشی آن‌ها نیز در قالب فرضیة جداگانه­ای مورد بررسی قرار گرفته است.

جنسیت و اولویت­های ارزشی: زنان و مردان زمینه­های مشترک و متمایزی از تجربه، شناخت ارزش‌های اجتماعی و همچنین بروز رفتارها و کنش­های اجتماعی دارند. با توجه به ادبیات تفاوت­های جنسیتی می­توان گفت سه نوع نظریه دربارة رابطة جنسیت با اولویت­های ارزشی وجود دارد: نخست، نظریه­هایی که وجود تفاوت­های جنسیتی ثابت در اولویت­های ارزشی را مسلم فرض کرده­اند که به اصول‌گرایان معروف‌اند. دوم، نظریه­های "آموزش نقش" که وجود تفاوت­های جنسیتی در اولویت­های ارزشی را ناشی از فرایند یادگیری و جامعه­پذیری می­دانند، و سوم، نظریه­هایی که تفاوت جنسیتی آشکاری میان دو جنس نمی­بینند که ذات­گرایی و کنش متقابل­گرایی نامیده می­شوند (داریاپور، 1381).

با توجه با نظریه­های آموزش نقش و همچنین فرضیة جامعه­پذیری اینگلهارت، تفاوت­های جنسیتی در اولویت‌های ارزشی با طرح فرضیه­ای در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته است.

اعتماد اجتماعی و اولویت­های ارزشی: گروندونا در بررسی ویژگی­های فرهنگی و ارزشی جوامع مترقی و توسعه‌نیافته، دو دسته ارزش­ها را متناسب با سطح توسعة جوامع معرفی کرده است: ارزش­های مناسب توسعة اقتصادی و ارزش­های مانع توسعة اقتصادی. از نظر گروندونا هیچ جامعه­ای نیست که به صورت کامل تنها درون یکی از این دو نظام­ ارزشی قرار گرفته باشد. در زمینة اعتماد، گروندونا داشتن اعتماد را یکی از عناصر نظام ارزشی مناسب توسعه و بی­اعتمادی را یکی از عناصر نظام ارزشی بازدارنده برای توسعه معرفی کرده است (گروندونا، 2000: 47-53). با توجه به اینکه عملاً در دیدگاه اینگلهارت جامعه با اولویت ارزش­های فرامادی متناظر با جوامع توسعه‌یافته است، با ترکیب گزاره­های نظری گروندونا و اینگلهارت، فرضیه­ای در مورد رابطة اعتماد اجتماعی و اولویت­های ارزشی طرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است.

 

فرضیه­ها

با توجه به چهارچوب نظری و گزاره­های اقتباس‌شده از دیدگاه­های مبنایی مورد استفاده، فرضیه­های زیر مورد بررسی قرار می­گیرند:

  • · بین میزان درآمد و اولویت­های ارزشی رابطۀ معناداری وجود دارد.
  • · بین میزان دارایی و اولویت­های ارزشی رابطۀ معناداری وجود دارد.
  • · بین میزان امنیت سازنده و اولویت­های ارزشی رابطة معناداری وجود دارد.
  • · بین احساس امنیت اجتماعی و اولویت­های ارزشی رابطۀ معناداری وجود دارد.
  • · بین میزان اعتماد اجتماعی و اولویت­های ارزشی رابطۀ معناداری وجود دارد.
  • · بین جنسیت و اولویت­های ارزشی رابطۀ معناداری وجود دارد.
  • · گروه­های سنی مختلف دارای اولویت­های ارزشی متفاوت هستند.

 

روششناسی تحقیق

روش تحقیق مطالعۀ حاضر از نوع پیمایشی است و داده­ها از طریق پرسش‌نامه جمع­آوری شده است. جامعة آماری شامل کلیۀ معلمان شاغل در ادارة آموزش و پرورش شهرستان بروجن است. ارزش­های هیچ گروه شغلی معرف ارزش­های یک جامعه نیست، امّا معلمان مدرسه ممکن است از گروه­های دیگر برای مطالعة ارزش­ها مناسب­تر باشند؛ زیرا از آن‌ها انتظار می­رود که نقش روشنی در جامعه­پذیری ارزش­ها ایفا کنند. آن‌ها انتقال­دهندگان اصلی فرهنگ محسوب می­شوند (شوارتز و ساگی، 2000). تعداد نمونة آماری براساس جدول نمونه­گیری لین (1976: 446) انتخاب شده است. در این جدول با توجه به حجم جامعة آماری و سطح معناداری تعداد نمونة آماری مشخص شده است. در این تحقیق با سطح اطمینان 95 درصد، احتمال خطای 5 درصد و حجم جامعة آماری که 2174 نفر بودند و با این فرض که 50 درصد از جمعیت پاسخ یکسانی ارائه نمایند، حجم نمونه 325 مورد محاسبه گردید که برای افزایش دقت، حجم نمونه به343 نفر ارتقا یافت. با توجه به اینکه مطالعه در سه منطقة آموزش و پرورش شهرستان بروجن انجام گرفته است برای نمونه­گیری از روش نمونه­گیری تصادفی از نوع چندمرحله­ای استفاده شد؛ به این معنا که ابتدا با استفاده از شیوة نمونه­گیری سیستماتیک نسبت معلمان هر منطقه به کل معلمان شهرستان مشخص و حجم نمونه برای هر منطقه محاسبه شد؛ سپس با استفاده از شیوة نمونه­گیری تصادفی از نوع خوشه­ای، در هر منطقة آموزشی مدارس مختلف از مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان انتخاب شدند و معلمان مدارس انتخاب‌شده به شکل تصادفی خوشه­ای مورد مصاحبه قرار گرفتند. انتخاب خوشه­ها با درنظرگرفتن تعداد معلمان در مدارس برای پوشش‌دادن سهم هر منطقه از معلمان مقاطع مختلف انجام شده است. جدول زیر حجم جامعة آماری و سهم هر منطقه از حجم جامعه و نمونة آماری را نشان می­دهد، با این توضیح که حجم نمونة واقعی گردآوری‌شده 343 مورد بوده است.


جدول 1. توزیع حجم جامعه و نمونة آماری مناطق مختلف مورد مطالعه در نمونه­گیری

جامعه آماری

حجم جامعة آماری (نفر)

درصد

حجم نمونه (نفر)

منطقه بروجن

1400

64 %

211

منطقه بلداجی

448

21 %

66

منطقه گندمان

326

15 %

48

کل

2174

100%

325

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

تعریف نظری

اولویت­های ارزشی مادی/ فرامادی: اولویت­های ارزشی مادی به معنی اولویت دادن به امنیت جسمی و اقتصادی است. اولویت­های ارزشی فرامادی به معنای اولویت دادن به لزوم تعلق و دلبستگی به دیگران، حق ابراز نظر و کیفیت زندگی و به طور کلی مسائلی فراتر از مسائل مادی است.

امنیت سازنده: سطح امنیت در طول سال­های شکل­گیری شخصیت را امنیت سازنده گویند. در واقع، امنیت سازنده عبارت کوتاه‌شدة امنیت جانی و اقتصادی در طول سال­های شکل­گیری شخصیت فرد است (اینگلهارت، 1382: 186).

احساس امنیت اجتماعی: به فقدان هراس از تهدیدشدن یا به مخاطره افتادن ویژگی­های اساسی و ارزش­های انسانی و نبود ترس از تهدید حقوق و آزادی­های مشروع گفته می­شود (نبوی و همکاران، 1378: 17).

اعتماد اجتماعی: منظور از اعتماد اجتماعی در این پژوهش، اعتماد بین‌فردی است که به صورت افقی جهت یافته است و منعکس‌کنندة اعتماد میان شهروندان برابر است. اعتماد افقی لزوماً شدید نیست، امّا شعاع اجتماعی نسبتاً بزرگی دارد، اعتماد افقی منعکس‌کنندة "شدت پیوندهای سست" است و بیشتر برون‌گروهی است تا درون‌گروهی (گرانوویتر، 1973: 1365).

درآمد: منظور از درآمد، مقدار وجه دریافتی در ازای انجام فعالیتی است.

دارایی: به داشته­های اقتصادی فرد، اعم از اموال منقول و غیرمنقول گفته می­شود.

 

تعریف عملیاتی

برای سنجیدن اولویت­های ارزشی از دوازده گویة ارزشی اینگلهارت استفاده شده است. این دوازده گویه به صورت سه دستة چهارتایی به پاسخگویان ارائه و از آن‌ها خواسته شد تا اولویت اول و اولویت دوم خود را در هر دسته مشخص کنند. به گویه­هایی که نشان­دهندۀ اولویت­های فرامادی بودند کد 1 و به گویه­های اولویت­های مادی کد 2 داده شد. سپس برای محاسبة اولویت­های ارزشی، گویه­های کدگذاری شده با هم جمع شدند. افراد برای توصیف درصد فرامادی‌گرایی، براساس نمره­ای که کسب کرده بودند، به پنج گروه تقسیم شدند.

در تحقیقات اینگلهارت، امنیت سازنده به معنی امنیت جانی و اقتصادی در طول سال­های شکل­گیری شخصیت فرد است که شامل متغیرهای سطح تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی خانواده در دوران نوجوانی فرد می‌شود.

احساس امنیت اجتماعی با دو گویة مورد استفاده در پیمایش ملی نگرش­های ایرانیان (1380) سنجیده شد که شامل "احساس امنیت در انجام فعالیت­های اقتصادی و سرمایه­گذاری" و "دید فرد در مورد میزان احترام گذاشتن به آبرو و حیثیت افراد جامعه" است.

برای سنجش میزان اعتماد اجتماعی از گویه­های موردنظر شوسلر (1382) شامل: سه گویة "این روزها نمی­توان به کسی اعتماد کرد"، "این روزها صداقت و راستگویی کم شده است"، و "این روزها بیشتر مردم ریاکارند" استفاده شد. همة گویه­ها به صورت طیف لیکرت ارائه شدند.

درآمد: مقدار وجه دریافتی در ازای انجام فعالیت اقتصادی است که رقم درآمد ماهیانه به تومان و در سطح متغیر نسبی سنجیده شده است.

دارایی: با شاخص­هایی شامل داشتن سپردة بانکی نسبتاً بالا، سهام شرکت­ها و کارخانجات، زمین، مسکن و اتومبیل شخصی سنجیده شده­ که ابتدا در سطح اسمی داشتن و نداشتن سنجیده شد و سپس متغیر اصلی با جمع‌کردن تمام موارد به صورت متغیر نسبی به دست آمد.

 

اعتبار و پایایی تحقیق

برای بیشتر پرسش­های پرسش­نامه، به­خصوص متغیرهای اصلی تحقیق از قبیل ارزش­های مادی و فرامادی، ارزش‌های بقا/ابراز وجود و ارزش­های سنتی/عقلانی ـ حقوقی، از شاخص­های  اینگلهارت استفاده شده است و در برخی سنجه­ها نیز که با فرهنگ جامعة ایران سازگاری نداشتند، سنجه­های بومی به کار رفت. از آنجا که این پرسش­ها از سال 1970 میلادی پیوسته مورد بازبینی قرار گرفته و استفاده شده‌اند، به نظر می­رسد از اعتبار علمی کافی برخوردار باشند.در ایران نیز تحقیقات بسیاری با استفاده از این پرسش­نامه انجام گرفته است (آزاد ارمکی و مسقطیان، 1380 و خالقی‌فر، 1381). با وجود این، از اعتبار صوری برای ارزیابی اعتبار ابزار سنجش استفاده شد.


جدول 2. مقدار آلفای کرونباخ برخی از متغیرهای مستقل تحقیق

متغیر

میزان آلفای کرونباخ

اعتماد اجتماعی

86/0

احساس امنیت اجتماعی

82/0

 

نتایج مناسب و همسانی که از پیمایش­های مکرر اولویت­های ارزشی به دست می­آید نشان از میزان پایایی قابل قبول دوازده گویة ارزشی به کار برده شده برای سنجش اولویت­های ارزشی مادی و فرامادی دارد. برای اطمینان از پایایی این متغیر در جامعة آماری مورد مطالعه از روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. به این صورت که به ده درصد از پاسخ‌گویان ـ32 نفرـ بعد از گذشت پنج ماه، دوباره همان سؤالات داده شد و ضریب همبستگی بین جواب­های دو نوبت محاسبه گردید. ضریب همبستگی 74/0 در سطح معنی‌داری 000/0 نشانة پایایی بالای سؤالات متغیر وابستة تحقیق (اولویت­های ارزشی) است.

 

یافته­های تحقیق

یافته­های توصیفی

ویژگی­های جمعیت مورد مطالعه: در این پژوهش 8/52 درصد از پاسخ‌گویان زن و 2/47 درصد مرد بودند. 7/36 درصد دارای مدرک دیپلم و فوق دیپلم، 4/57 درصد دارای مدرک کارشناسی، 5/5 درصد دارای مدرک کارشناسی ارشد و 3/0 درصد دارای مدرک دکتری بودند. از نظر وضعیت استخدام، 7/92 درصد در استخدام رسمی، 1/6 درصد حق­التدریس و 2/1 درصد در استخدام پیمانی آموزش و پرورش بودند. 1/32 درصد از پاسخ‌گویان معلم مقطع ابتدایی، 9/23 درصد معلم مقطع راهنمایی و 44 درصد دبیر مقطع متوسطه بودند.

توصیف فراوانی و درصد افراد در هریک از 12 گویة ارزشی به شرح زیر است که در هر دسته به صورت قرینه‌ای دو ارزش مادی و دو ارزش فرامادی قرار دارند. به گونه­ای که در سه دسته، در مجموع، 6 گویه ارزش مادی و 6 گویه ارزش فرامادی قرار دارند:


جدول 3. توزیع فراوانی افراد در چهار ارزش (دسته اول)

ارزش

اولویت اول

اولویت دوم

فراوانی

درصد معتبر

فراوانی

درصد معتبر

رشد بالای اقتصادی

نیروی دفاعی قوی

بیان نظرات مردم درتصمیم­گیری­های مربوط به امور اجتماعی

زیباسازی شهرها

98

57

157

 

31

6/28

6/16

8/45

 

9

122

87

65

 

38

1/39

9/27

8/20

 

2/12

 

جدول 3 نشان می­دهد که 6/28 درصد از پاسخ­گویان رشد بالای اقتصادی را از میان این چهار ارزش، به‌عنوان اولویت اول و 1/39 درصد به‌عنوان اولویت دوم انتخاب کرده­اند. 6/16 درصد از افراد اطمینان از وجود نیروی دفاعی قوی در کشور را به‌عنوان اولویت اول و 9/27 درصد از پاسخ­گویان آن را به‌عنوان اولویت دوم انتخاب کرده­اند. 8/45 درصد از پاسخ­گویان حق بیشتر مردم در بیان نظراتشان در تصمیم­گیری­های مربوط به کار و امور اجتماعی را به‌عنوان اولویت اول و 8/20 درصد از پاسخ­گویان آن را به‌عنوان اولویت دوم انتخاب کرده­اند. از میان این چهار ارزش، زیباسازی شهرها کمترین اهمیت را در میان پاسخ­گویان داشته است؛ به‌گونه­ای که تنها 9 درصد از پاسخ­گویان آن را به‌عنوان اولویت اول و 2/12 درصد آن را به‌عنوان اولویت دوم انتخاب کرده­اند.

 

جدول 4. توزیع فراوانی افراد در چهار ارزش (دسته دوم)

ارزش

اولویت اول

اولویت دوم

فراوانی

درصد معتبر

فراوانی

درصد معتبر

حفظ نظم کشور

بیان نظرات مردم در تصمیمات مهم دولتی

مبارزه با افزایش قیمت­ها

دفاع از آزادی بیان

104

69

111

59

3/30

1/20

4/32

2/17

82

84

94

71

8/24

4/25

4/28

5/21

 

طبق جدول 4 از بین چهار اولویت ارزشی دستة دوم 3/30 درصد از پاسخ­گویان حفظ نظم کشور را اولویت اول خود و 8/24 درصد آن را اولویت دوم خود انتخاب کرده­اند. 1/20 درصد از پاسخ­گویان حق بیشتر مردم در بیان نظراتشان در خصوص تصمیمات مهم دولتی را به‌عنوان اولویت اول و 4/25 درصد از پاسخ­گویان این گزینه را به‌عنوان اولویت دوم خود انتخاب کرده­اند. از بین چهار ارزش دستة دوم 4/32 درصد از پاسخ­گویان مبارزه با افزایش قیمت‌ها را به عنوان اولویت اول و 4/28 درصد به‌عنوان اولویت دوم انتخاب کرده­اند. 2/17 درصد از پاسخ­گویان نیز دفاع از آزادی بیان را به‌عنوان اولویت اول و 5/21 درصد از پاسخ­گویان آن را به‌عنوان اولویت دوم خود انتخاب کرده‌اند.

 

جدول 5. توزیع فراوانی افراد در چهار ارزش (دسته سوم)

ارزش

اولویت اول

اولویت دوم

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

حفظ ثبات اقتصادی

حرکت به سوی جامعه­ای انسانی­تر

مبارزه با جرم و جنایت

حرکت به سوی جامعه­ای که ارزش اندیشه بیش از پول است.

70

109

63

101

4/20

8/31

4/18

4/29

104

82

70

80

9/30

3/24

8/20

7/23

 

طبق جدول 5، 4/20 درصد از پاسخ­گویان حفظ ثبات اقتصادی را به‌عنوان اولویت اول و 9/30 درصد از پاسخ‌گویان، این گزینه را به‌عنوان اولویت دوم خود انتخاب کرده­اند. 8/31 درصد از پاسخ­گویان حرکت به سوی جامعه­ای انسانی­تر و دوستانه­تر را به‌عنوان اولویت اول خود و 3/24 درصد آن را به‌عنوان اولویت دوم خود انتخاب کرده­اند. 4/18 درصد از پاسخ­گویان مبارزه با جرم و جنایت را به‌عنوان اولویت اول خود و 8/20 درصد از پاسخ­گویان آن را به‌عنوان اولویت دوم خود انتخاب کرده­اند. 4/29 درصد از پاسخ­گویان حرکت به سوی جامعه­ای را که در آن ارزش اندیشه بیش از پول است اولویت اول دانسته‌اند و 7/23 درصد از پاسخ­گویان نیز آن را به‌عنوان اولویت دوم خود انتخاب کرده­اند.

4/8 درصد از پاسخ­گویان دارای اولویت­های ارزشی کاملاً فرامادی­گرایانه، 8/21 درصد از آنان دارای اولویت­های ارزشی التقاطی فرامادی­گرایانه، 5/30 درصد از پاسخ­گویان دارای اولویت­های ارزشی کاملاً التقاطی،[5] 7/22 درصد از آنان دارای اولویت­های ارزشی التقاطی مادی­گرایانه و 6/16 درصد از آنان دارای اولویت­های ارزشی کاملاً مادی­گرایانه بوده­اند. چنان‌که مشاهده می­شود، تعداد معلمان دارای ارزش­های کاملاً مادی­گرایانه‌تقریباً دوبرابر افراد دارای ارزش­های کاملاً فرامادی­گرایانه است. براساس محاسبة اینگلهارت، شاخص درصد تفاوت 2/8-% =6/16% -4/8% است؛ به این معنا که 2/8%- معلمان مورد مطالعه دارای اولویت‌های ارزشی مادی­گرایانه بوده­اند.

نتایج نشان می­دهد که 1/18 درصد از پاسخ­گویان از سطح پایینی از احساس امنیت اجتماعی، 1/69 درصد از آنان از سطح متوسطی از احساس امنیت اجتماعی و فقط 8/12 درصد از پاسخ­گویان از سطح بالایی از احساس امنیت اجتماعی برخوردار بوده­اند.

در این تحقیق 9/20 درصد از پاسخ­گویان دارای سطح پایینی از امنیت سازنده، 4/63 درصد از آنان دارای سطح متوسط و 6/15 درصد دارای سطح بالایی از امنیت سازنده بوده­اند.

درآمد از شاخص­های اقتصادی بسیار مهم است. در الگوی توسعة انسانی سازمان ملل، درآمد سرانه یکی از شاخص­های توسعة انسانی قلمداد می­شود. درآمد و وضعیت اقتصادی از عناصر کلیدی نظریة اینگلهارت هستند که انتظار می­رود با افزایش میزان درآمد و بهبود شرایط اقتصادی، اولویت­های ارزشی فرد به سمت فرامادی‌گرایی سوق یابد. در این پژوهش، درآمد سرپرست خانوار 5/19 درصد از پاسخ­گویان در سطح پایین، 8/58 درصد در سطح متوسط و 8/21 درصد در سطح بالایی بوده ­است.

میزان دارایی از شاخص­های پایگاه اجتماعی افراد است و نقش بسیار مهمی در امنیت اقتصادی ایفا می­کند. در این مطالعه، دارایی شامل داشتن یا نداشتن سپردة بانکی نسبتاً بالا، سهام شرکت­ها و کارخانجات، زمین ملکی، مسکن ملکی و اتومبیل شخصی است که دارایی 1/33 درصد از پاسخ­گویان به میزان کم، دارایی 6/52 در سطح متوسط و دارایی 3/14 درصد زیاد ارزیابی شد.

6/23 درصد از پاسخ­گویان اعتماد اجتماعی سطح پایینی داشته­اند. 4/61 درصد دارای سطح متوسطی از  اعتماد اجتماعی و 15 درصد دارای سطح بالایی از اعتماد اجتماعی بوده­اند.

3/52 درصد از پاسخ­گویانِ این پژوهش زن بودند که 3/4 درصد از آنان دارای اولویت­های ارزشی فرامادی، 1/21 درصد التقاطی فرامادی، 28 درصد التقاطی، 8/24 درصد التقاطی مادی و 7/21 درصد مادی بودند. 7/47 درصد از پاسخ­گویان مرد بودند که 9/21 درصد از آنان دارای اولویت­های ارزشی فرامادی، 4/22 درصد التقاطی فرامادی، 3/33 درصد التقاطی، 4/20 درصد التقاطی مادی و 9/10 درصد مادی بودند. به بیان دیگر، مردان از اولویت­های ارزشی فرامادی بیشتری نسبت به زنان برخوردار بوده‌اند.

 

نتایج استنباطی

طبق نظر اینگلهارت، رشد و توسعة اقتصادی، که به دنبال خود امنیت و رفاه جانی و مالی را به دنبال دارد، بیشترین تأثیر را بر دگرگونی فرهنگی و تغییر اولویت­های ارزشی دارد. در این پژوهش، برای بررسی تأثیر وضعیت اقتصادی بر اولویت­های ارزشی از درآمد سرپرست خانوار و میزان دارایی و همچنین شرایط اقتصادی خانوادة فرد در دوران نوجوانی­اش در کنار متغیرهای سطح تحصیلات پدر و سطح تحصیلات مادر تحت عنوان امنیت سازنده بهره گرفته شده است.

بین دو متغیر درآمد سرپرست خانوار و اولویت­های ارزشی، با توجه به ضریب همبستگی پیرسون (107/0=آر و031/0=معنی‌داری) رابطة معناداری وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش میزان درآمد، اولویت­های ارزشی فرد به سمت مادی­گرایی سوق می­یابد.

بین دو متغیر میزان دارایی و اولویت­های ارزشی، با توجه به ضریب همبستگی پیرسون (97/0- =آر و سطح معنی­داری 089/0) رابطة معناداری وجود ندارد.

بین دو متغیر امنیت سازنده و ارزش­های مادی و فرامادی، با توجه به ضریب همبستگی (029/0=آر و سطح معنی­داری 609/0)، رابطة معناداری وجود ندارد. این نتیجه با یافته­های مطالعات اینگلهارت مغایر است و نشان می­دهد که شرایط اقتصادی خانواده در دوران نوجوانی و همچنین سطح تحصیلات والدین (عناصر متغیر امنیت سازنده) رابطۀ چندانی با اولویت­های ارزشی پاسخ­گویان این تحقیق نداشته است.

بین احساس امنیت اجتماعی و اولویت­های ارزشی، با توجه به ضریب همبستگی (196/0=آر) رابطة معناداری وجود دارد که نشان­دهندۀ وجود همبستگی مثبت و معنادار بین این دو متغیر است. این نتیجه با 99/0 اطمینان به جامعة آماری قابل تعمیم است. مقدار اف در آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان می­دهد کسانی که احساس امنیت اجتماعی پایینی دارند مادی­گراتر از کسانی هستند که احساس امنیت اجتماعی متوسط و بالایی دارند؛ همچنین افرادی که احساس امنیت متوسطی دارند نسبت به کسانی که احساس امنیت بالایی دارند مادی‌گراترند.

 

جدول 6. آزمون تفاوت میانگین اولویت­های ارزشی با توجه به میزان احساس امنیت اجتماعی

احساس امنیت اجتماعی

فراوانی

میانگین نمرة اولویت ارزشی

انحراف معیار

مقدار اف

سطح معناداری

پایین

46

7391/8

08392/1

 

891/3

 

 

 

021/0

متوسط

200

2200/9

32301/1

بالا

60

4000/9

10445/1

کل

306

1830/9

26199/1

 

ضریب همبستگی پیرسون بین این دو متغیر 065/0 و سطح معنی­داری 256/0 می­باشد.
به این معنا که رابطة معناداری بین میزان اعتماد اجتماعی و اولویت­های ارزشی پاسخ­گویان وجود ندارد.

در این پژوهش بین دو متغیر جنسیت و اولویت­های ارزشی ضریب همبستگی اتا به مقدار 189/0 وجود دارد که نشان از وجود رابطۀ معنادار بین این دو متغیر دارد. با توجه به مقدار تی (371/3) و سطح معنی­داری (001/0) تفاوت میانگین نمرة اولویت­ ارزشی در بین زنان و مردان معنادار است و زنان مادی­گراتر از مردان بوده­اند.

 

جدول 7. آزمون تفاوت میانگین جنسیت و اولویت­های ارزشی

جنسیت

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

مقدار تی

سطح معنی­داری

زن

161

4161/9

22249/1

371/3

001/0

مرد

147

9388/8

26179/1

 

ضریب همبستگی اسپیرمن به مقدار 013/0- و سطح معناداری 819/0 نشان می­دهد که رابطۀ معناداری میان اولویت­های ارزشی و گروه سنی وجود ندارد و این فرضیه تأیید نمی­شود. آزمون اف نیز به مقدار 273/1 و سطح معناداری 282/0 نشان می­دهد که گروه­های سنی متفاوت، تفاوت معناداری در زمینة اولویت­های ارزشی با یکدیگر ندارند. به بیان دیگر، تفاوت معناداری در اولویت­های ارزشی گروه­های سنی مختلف معلمان مشاهده نشد. در تحقیق آزادارمکی و مسقطیان (1380) نیز همین نتایج به ­دست آمده است، به این صورت که بین گروه‌های سنی و سنخ­های ارزشی تفاوت معناداری مشاهده نشده است. 

 

جدول 8. آزمون تفاوت میانگین اولویت­های ارزشی گروه­های سنی مختلف

گروه سنی

فراوانی

میانگین نمرة اولویت ارزشی

انحراف معیار

مقدار اف

سطح معناداری

35-23

109

1468/9

31110/1

 

273/1

 

 

 

282/0

 

 

45-36

179

2570/9

23201/1

55-46

20

8000/8

23969/1

کل

308

1883/9

26218/1

 

نتایج تحلیل رگرسیون نشان می­دهد که از بین تمام متغیرهایی که وارد معادله شده­اند، درنهایت، سه متغیر جنسیت، احساس امنیت اجتماعی و درآمد معنی­دار بوده­اند و توانسته­اند خود را در معادله حفظ کنند. طبق یافته­های به دست آمده، بتای احساس امنیت اجتماعی برابر با 167/0، بتای جنسیت برابر با 197/0 و بتای درآمد برابر با 114/0 برآورد شده است. در این مطالعه ضریب تعیین برابر با 082/0 می‌باشد. به بیان دیگر، متغیرهای وارد شده به معادله توانسته­اند 2/8 درصد از واریانس تغییرات مربوط به متغیر اولویت­های ارزشی را تبیین کنند.

 

جدول 9. ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون دربارة عوامل مؤثر بر اولویت­های ارزشی

متغیرهای مستقل

بی

بتا

انحراف معیار

تی

معناداری

مقدار ثابت

احساس امنیت اجتماعی

جنسیت

درآمد

339/8

107/0

499/0-

017/1

-

167/0

197/0-

114/0

301/0

036/0

143/0

000/0

738/27

977/2

501/3-

011/2

000/0

003/0

001/0

045/0

286/0= آر                                082/0 = مجذور آر

 

مقایسة فراوانی مادیگرایان و فرامادیگرایان تحقیق با داده­های جهانی

 

شکل 1 افزایش فرامادی‌گرایان را در طی بیش از دو دهه در نه کشور غربی نشان می­دهد. آمار مربوط به ایران از تحقیق حاضر (1389) و تحقیق خالقی‌فر (1381) اقتباس شده است. در تحقیق خالقی‌فر درصد مادی‌گرایان 7/35%- و در تحقیق حاضر2/8%- می­باشد. افزایش چشمگیر فرامادی‌گرایان ممکن است ناشی از دو دلیل باشد: رشد وسائل ارتباط جمعی و امکان استفاده از فناوری­های اطلاعات و ارتباطات جدید از قبیل اینترنت و ماهواره که باعث شده افراد در معرض اطلاعات به­روز و ارزش­های جدید قرار گیرند. چنان­که استفاده از اینترنت و ماهواره با اولویت­های ارزشی دارای ضریب همبستگی پیرسون به مقدار140/0-  می­باشد که در سطح معناداری بیش از 95 درصد قابل تعمیم به جامعة آماری است؛ به این معنا که افراد فرامادی­گرا بیشتر از فناوری­های ارتباطی فراملی استفاده می­کنند و بنابراین در معرض ارزش‌های جدید قرار می­گیرند. دلیل دوم احتمالاً مربوط به تفاوت در جامعة آماری مطالعة کنونی و مطالعة خالقی­فر است. جامعة آماری تحقیق خالقی‌فر در سال 1381 دانشجویان بودند. طبیعی است که دانشجویان به دلیل اینکه فاقد شغل و درآمدند، نسبت به معلمان تحقیق حاضر که امنیت شغلی (7/92 درصد استخدام رسمی) و درآمد متوسط دارند و 8/94 درصد متأهل هستند، دارای اولویت­های ارزشی مادی­گرایانه­تری باشند. با درنظرگرفتن این موارد، باز می­توان نتیجه­ گرفت که طبق گفتة اینگلهارت (1378) افزایش یک درصد ارزش­های فرامادی در سال، در ایران ـ حداقل در بین تحصیل­کرده­ها ـ قابل مشاهده است.

 

بحث و نتیجه­گیری

اگر چه شرایط سنی شاغلان در آموزش و پروش به‌گونه­ای است که کمتر بحث تفاوت نسلی به لحاظ سنی در آن نمود می­یابد، تفاوت سنی بین شاغلان نزدیک به سن بازنشستگی و شاغلان جوان‌تر، که در این پژوهش 32 سال است، می­تواند زمینه­ای برای شناخت تفاوت سنی در بررسی تحول ارزشی و فرهنگی باشد. در بررسی فرضیه­ها مشخص شد که تفاوتی بین اولویت­های ارزشی گروه­های مختلف سنی معلمان وجود ندارد. حتی بین اولویت­های ارزشی گروه­های سنی اول و سوم که تفاوت سنی آن‌ها به 32 سال (در حد یک نسل) می­رسد، تفاوت معناداری وجود نداشته است. این یافته با توجه به نظریة کمیابی و جامعه­پذیری قابل تبیین است، زیرا شرایط اقتصادی کشور برای گروه­های سنی مختلف، چنان‌که برای نسل­های اروپایی مورد مطالعه در پیمایش ارزش­های جهانی متفاوت بود، تغییر بسیار اساسی نداشته است. بنابراین، می­توان چنین نتیجه­ گرفت که تفاوت در اولویت­های ارزشی گروه­های سنی، که در جوامع پیشرفتة صنعتی رخ داده و نشانة تحول فرهنگی در این کشورها است، در کشور ما به وقوع نپیوسته است. در این پژوهش تفاوت میانگین نمرة اولویت ارزشی نشان داد که زنان مادی­گراتر از مردان بوده­اند. در بسیاری از پژوهش­های پیشین (داریاپور، 1381 و رایکمن و هوستون، 2003) نیز ارزش­های زنان و مردان در برخی موارد با یکدیگر تفاوت داشته­اند. مادی­گراتر بودن زنان با فرضیة کمیابی اینگلهارت قابل توجیه است؛ به این صورت که زنان به دلیل نداشتن درآمد و عدم امنیت اقتصادی به اولویت­های ارزشی مادی­گرایانه اهمّیت بیشتری می­دهند. هرچند زنان جامعة آماری ما معلمان بودند که دارای درآمد هستند، به دلیل بافت سنتی جامعه، که مردان به‌عنوان مدیر خانه، مسئول و تصمیم­گیرنده در مسائل اقتصادی خانواده هستند، همچنان زنان دچار عدم امنیت اقتصادی یا به تعبیر اینگلهارت عدم امنیت وجودی هستند، یا دست‌کم احساس عدم امنیت اقتصادی در آن‌ها درونی شده است و بنابراین طبیعی است که به اولویت­های مادی­گرایانه اهمّیت بیشتری دهند.

یافتة جالب توجه در این پژوهش این است که برخلاف نظریة اینگلهارت عوامل اقتصادی از قبیل امنیت سازنده، امکانات زندگی، درآمد، یا رابطة معناداری با اولویت­های ارزشی نداشتند یا رابطه‌شان ضعیف بود. احساس امنیت اجتماعی رابطة معناداری با اولویت­های ارزشی پاسخ­گویان داشت؛ به این صورت که افرادی که در این متغیر (احساس امنیت اجتماعی) نمرة پایینی کسب کرده بودند، فرامادی­گرا بودند. در واقع، افرادی که در متغیر احساس امنیت اجتماعی نمرة پایینی کسب کرده­اند گزینه­هایی را انتخاب کرده‌اند مانند حرکت به سوی جامعه­ای انسانی­تر و دوستانه­تر یا دادن فرصت بیشتر به مردم برای بیان نظرشان درخصوص تصمیمات دولتی و تصمیم­گیری­های مربوط به کار و اجتماع، که گزینه‌هایی مربوط به ارزش­های فرامادی هستند. متغیر احساس امنیت اجتماعی از جنس شرایط سیاسی و اجتماعی است و با امنیت اقتصادی ـ که مدنظر مادی‌گرایان است ـ متفاوت است. این متغیر بیشتر به احساس افراد دربارة ثبات تصمیم­گیری­های حاکمیت سیاسی مرتبط است


 

آزاد ارمکی، تقی و حسن خادمی (1382) «ترجیحات ارزشی دانش­آموزان تهرانی»، نامة پژوهش فرهنگی، سال هشتم، شمارۀ 8: 28-3.

آزاد ارمکی، تقی و بهمن مسقطیان (1380) «تغییرات فرهنگی در استان مازندران: آزمون تجربی نظریۀ اینگلهارت»، پژوهش­نامۀ علوم انسانی و اجتماعی، سال اول، شماره سوم: 40-13.

اینگلهارت، رونالد و پل آبرامسون (1378) «امنیت اقتصادی و دگرگونی ارزشی»، ترجمة شهناز شفیع‌خانی، نامة پژوهش، شمارة 15و14: 105- 59.

اینگلهارت، رونالد (1382) تحول فرهنگی در جامعة پیشرفتة صنعتی، ترجمة مریم وتر، چاپ دوم، تهران: کویر.

اینگلهارت، رونالد (1386) «نوسازی و پسانوسازی»، ترجمة علی مرتضویان، ارغنون، شمارة 13: 34-1.

خالقی‌فر، مجید (1381) «بررسی ارزش­های مادی و فرامادی جوانان تحصیل­کردة ایرانی، عوامل مؤثر بر آن و رابطة آن با برخی از نشانگان فرهنگی»، نامة پژوهش فرهنگی، سال هفتم، دورة جدید، شمارة 3: 158-107.

خلیفه، عبدالطیف محمد (1378) بررسی روان­شناختی تحول ارزش­ها، ترجمة سید حسین سیدی، مشهد: آستان قدس رضوی.

داریاپور، زهرا (1381) «بررسی رابطة اولویت­های ارزشی شهروندان تهرانی با جنسیت»، نامة پژوهش فرهنگی، سال هفتم، دورة جدید، شمارة 3: 83-106.

کلارک، هارولد و نیتیش دات (1378) «سنجش تغییر ارزش­ها در جوامع صنعتی غربی: تأثیر بیکاری»، ترجمة فرحناز توکلی، نامة پژوهش، شمارة 14و 15: 54-31.

گیدنز، آنتونی (1382) جامعه‌شناسی، ترجمة منوچهر صبوری، چاپ نهم، تهران: نی.

نبوی، عبدالحسین، علی‌حسین حسین‌زاده و هاجر حسینی (1388) «بررسی تأثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی و هویت قومی بر احساس امنیت اجتماعی»، فصلنامة دانش اجتماعی، سال دهم، شمارة 2: 36-9.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1380)ارزشها و نگرشهای ایرانیان، تهران: دفتر طرح‎های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موج اوّل، ویرایش اول.

Gallagher, T. (2001) "The Value OrientationsMethod: A Tool to Help Understand Cultural Differences", Journal of Extension, 39  (6): 1-6.

Granovetter, M. S. (1973) "The Strength of Weak Ties", American Journal of Sociology, 78: 1360-80.

Grondona, M. (2000) "A Cultural Typology of Economic Development", in L. E. Harrison and S. P. Huntington (Eds.). Culture Matters: How Values Shape Human Progress? New York: Basic Books: 44-59.

Inglehart, R. (1997) Modernization and Post-Modernization: Cultural, Economic and Political Change in 43 Societies, Princeton: Princeton University Press.

Inglehart, R. (1999) "Universalism and Postmodern Values", The Washington Quarterly, 23 (1): 215-228.

Inglehart, R. and Baker  E. W. (2000) "Modernization, Cultural Change and the Persistence of Traditional Values", American Sociological Review, 65: 19-51.

Lin, N. (1976) Foundations of Social Research, New york: Mc Graw-Hill.

Ryckman, R. M. and D. M. Houston (2003) “Value Priorities in American and British University Students”, The Journal of Social Psychology, 143 (1): 127-138.

Schwartz. S. H. and G. Sagie (2000) "Value Consensus and Importance", Journal of Cross-Cultural Psychology, 31 (4): 465-497.