بحران اسلام حجرهای در کردستان و بررسی ظهور گفتمان مدرن در شعر چهار تن از شعرای کرد
صفحه 5-31
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2016793.1812
سامان ابراهیم زاده، سارا شریعتی مزینانی، محمدرضا اخضریان کاشانی
چکیده حجرهی مساجد و خانقاهها مهمترین نهاد تولید فرهنگ و اشاعهی مذهب در دوران پیشامدرن کردستاناند. در این مقاله افول حجرهها و گفتمان متناظر با آن، «اسلام حجرهای»، را از خلال تحولات فکری چهار شاعر برجستهی کرد بررسی کردهایم. شعرای مذکور، که از میانهی سدهی سیزدهم تا میانهی سدهی چهاردهم شمسی زیستهاند، خود تحصیلکردهی حجرهها هستند اما حجره را رها کرده و به توسعهی نوعی گفتمان مدرن کمک کردهاند. از محورهای گفتمان آنها تاریخیاندیشی و نگاه انتقادی-اجتماعی است که به مرور در تقابل با ساختار الهیاتی «اسلام صوفیانه» قرار میگیرد. استدلال ما این است که تحول گفتمانی مذکور در بستر مجموعهای از تحولات تاریخی-اجتماعی به وقوع میپیوندد که منجر به افول تدریجی مراجع سنتی اقتدار (شیوخ و خوانین) و جایگزینی آنها با جمعیتهای شهرنشین میشود. در این بررسی از دو نوع منبع استفاده کردهایم: گروه نخست آثاری هستند که برای بازسازی رویدادهای زندگی و تحولات فکری شعرای موردنظر به خدمت گرفته شدهاند و گروه دوم منابعی هستند که به ما در بازسازی تصویری کلی از دورهی تاریخی شعرای مورد بحث کمک کردهاند. بر اساس این دو منبع تلاش کردهایم تحولات فکری شخصیتها را در متن موقعیت تاریخی آنها قرار دهیم و با رفت و برگشت میان دو سطح فکری و تاریخی-اجتماعی به درکی از نسبت میان این دو دست یابیم.
مطالعهی سازوکارهای زنان بلوچ برای رساندن صدا به مدیریت روستایی (مورد مطالعه: روستای هوشک از شهرستان سراوان)
صفحه 33-58
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2029586.1842
صبورا سمنانیان، حسین ایمانی جاجرمی
چکیده زنان روستایی در حاشیۀ تصمیمسازیها قرار گرفتهاند و برای مشارکت در مقدرات اجتماع خود با مانع روبرو هستند. پژوهش حاضر به دنبال شناخت امکاناتی است که زنان از طریق آن، مطالبات و دیدگاههایشان را به مقامات و صاحبان قدرت منتقل میکنند. دادهها به روش کیفی و با مصاحبههای نیمهساختیافته با زنان روستای هوشک در استان سیستان و بلوچستان به دست آمده و مورد تحلیل تماتیک قرار گرفته است. سازوکارهای زنان روستایی علاوه بر شیوههای رایج، ابراز در گروههای مجازی (پیامرسانِ واتساپ) را در بر میگیرد. در صورت بهنتیجهنرسیدن، انتقال مطالبه به مقام بالاتر، واسطه کردن ریشسفید یا اقدام خودجوش جهت تحقق مطالبه شکل میگیرد. برخی گروهها از زنان واجد امتیازهای ویژه برای شنیدهشدن صدا هستند که عاملی تاثیرگذار بر ابراز صدای زنان روستا است. همچنین ملاحظات اجتماع روستایی نسبت به حضور و مشارکت زنان، عدم امکان حضور در جلسات روستا و تبعیضهای موجود علیه زنان در فضای مجازی به عنوان بازدارندههای ابراز صدا شناخته شدند. در زنان به ویژه با تحصیلات بالاتر، انتظار دیده و شنیدهشدن از سوی مسئولان روستایی شکلگرفته و مناسبات پیشین، کارکرد خود را از دستدادهاست. تجربۀ فضای مجازی نیز از نظر اطلاع زنان از وقایع روستا و فرصت ابراز مطالبات و دیدگاههای آنان دگرگونساز بوده است. در مجموع هرچند زنان مسیرهایی همسو با فرهنگ سنتی روستا برای بیان مطالبات خود ایجاد و به تناظر هر محدودیت، سازوکاری ابداعکردهاند اما از نظر میزان آگاهی، سهیمشدن در اطلاعات و همچنین فرصتهای ابراز صدا و مطالبه، همچنان در جایگاهی حاشیهای قرار دارند.
عوامل مؤثر بر شادی کودکان در فضای باز مجتمعهای مسکونی (مورد مطالعه: دو مجتمع مسکونی در شهر شیراز)
صفحه 59-88
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2025397.1834
مرضیه شاهرودی کلور، حجت الله رشید کلویر
چکیده پژوهشِ حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر احساس شادی کودکان در فضای باز مجتمعهای مسکونی انجام شده است. شادی به عنوان یک پدیده چندبعدی، شامل ابعاد اجتماعی (ارتباطات مثبت با دیگران)، عاطفی (تجربه احساسات مثبت) و شناختی (رضایتمندی) است که در تعامل با یکدیگر تجربه کلی شادی را شکل میدهند. تحقیق، از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر نوع، کمی و به لحاظ روش، پیمایشی و توصیفی - تحلیلی است. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون تی تک دامنه و آزمون رگرسیون در نرمافزار SPSS24 تحلیل شدند. نتیجه آزمون همبستگی پیرسون با ارائه ضریب 639/0 فرضیه پژوهش مبنی بر وجود رابطه مثبت و مستقیم میان کیفیات کالبدی – محیطی فضای باز مجتمع مسکونی و احساس شادی کودکان را اثبات کرد. بیشترین شدت ارتباط، متعلق به خوانایی و وضوح محیط (633/0) و بعد از آن، فضای سبز (577/0) بوده است. میزان پیشبینیکنندگی شادی بر اساس فاکتورهای محیطی، از طریق آزمون رگرسیون به دست آمد. نتیجه آزمون نشان داد که متغیرهای نظام حرکتی سواره (169/0) و امکانات فیزیکی محیط (177/0) دارای تاثیر غیرمستقیم بر شادی میباشند. درحالیکه، سایر متغیرها دارای اثر توامان مستقیم و غیرمستقیم بودند: خوانایی و وضوح محیط (تاثیر مستقیم 271/0 و غیرمستقیم 232/0)، فضای سبز (تاثیر مستقیم 366/0 و غیرمستقیم 189/0) و دسترسیهای پیاده (تاثیر مستقیم 218/0 و غیرمستقیم 203/0). بررسی نتایج به دست آمده نشان میدهد که کودکان برای احساس رضایتمندی و شادی، فعالیت و پویایی در محیط را به داشتن تجهیزات از پیش تعیینشده در محیط ترجیح میدهند. بنابراین، پژوهشهای آتی میتواند در زمینه بررسی فعالیتهای مطلوب کودکان در فضای باز مجتمع و شناسایی قابلیتهای محیطی لازم برای این فعالیتها صورت پذیرد.
مطالعه پیامدهای توسعه بر روند خودکشی در استانهای کشور: روش تطبیقی درون کشوری
صفحه 89-120
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2025708.1835
ابراهیم صالح آبادی، طاها عشایری، مصطفی علمی مقدم
چکیده هدف پژوهش مطالعه پیامدهای توسعه بر روند خودکشی در استانهای کشور (31 استان) است. روش پژوهش، روش تطبیقی درون کشوری (از نوع طولی) و واحد تحلیل آن، استان و سال به روش مقایسه واحدهای اجتماعی است. در جمعآوری اطلاعات از تکنیک مطالعه اسنادی که شامل کتب، مقالات، تحقیقات، پایاننامهها و دادههای اسنادی ثانویه (دستدوم) و دیگر دادههای اسنادی از تارنماهای دولتی مرتبط میشود، استفادهشده است. نتایج نشان میدهد که بین توسعه اجتماعی (شهرنشینی، صنعتی شدن، تولید ناخالص داخلی)؛ توسعه اقتصادی (ضریب جینی، بیکاری (اشتغال) و فقر) و توسعه انسانی (باسوادی، آموزش، امید به زندگی) و گرایش به خودکشی رابطه معنیداری وجود دارد. درنهایت فقر بهعنوان شاخصی برای توسعهنیافتگی استانها، برخلاف ادعاها و یافتههای سایر محققان که مدعی تأثیر فزاینده بر خودکشی هستند، تأثیر آن معکوس و کاهنده بوده و با افزایش میزان فقر در استانها خودکشی کاهشیافته است. شتاب شهرنشینی و صنعتی شدن تأثیر افزایشی بر میزان خودکشی دارد. درنهایت داستان و مسأله توسعه، تنها رویه سیاه و منفی آن نبوده بلکه بعد سفید آن نیز آشکار هست و بیش از آنکه منجر به افزایش خودکشی گردد به کاهش و پایین آمدن میزان خودکشی منجر شده است.
فراتحلیل مقالات پژوهشی در مورد پیامدهای حاشیهنشینی در نواحی شهری در بازه زمانی (1370-1401)
صفحه 121-152
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2009820.1791
ابراهیم معتمدی، منصور حقیقتیان، رضا اسماعیلی
چکیده رشد شهرنشینی در ایران با روندی سریع و شتابان همراه بوده و این رشد شتابان، مسایل و معضلاتی برای شهرهای ایران به دنبال داشته است. با توجه به اهمیت حاشیهنشینی و تأثیر آن در سطوح مختلف جامعه، این مطالعه با هدف فراتحلیل مقالات پژوهشی در مورد پیامدهای حاشیهنشینی در نواحی شهری در بازه زمانی (1370-1401) انجام شده است. روش تحقیق در این مقاله از نظر هدف کاربردی، از نظر اجرا کمی، از نظر ماهیت روشی «فراتحلیل» بوده که نوعی پژوهش توصیفی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه تحقیقات ثبت شده در در پایگاههای اطلاعاتی و تحقیقاتی در کشور است که به مساله حاشیه نشینی پرداختهاند. برای شناسایی مطالعات، یک بررسی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی مجلات صورت پذیرفت. از تعداد250 مقاله انتخاب شده در نهایت تعداد 39 مقاله حائز کلیه شرایط لازم با توجه به پروتکل انتخاب شدند. سپس با استفاده از نرم افزار CMA2 تحلیل و ارزیابی گردید. نتایج نشان داد از پیامدهای حاشیه نشینی، خشونت خانگی فیزیکی و غیرفیزیکی، انحرافات اجتماعی، کودکان کار و خیابانی و احساس ناامنی اجتماعی است. عدم برخورد بنیادین و ریشهای با پیامدهای حاشیه نشینی، موجب ظهور آنها در شکل و شمایل دیگر خواهد شد و توسعهی پایدار شهری از جنبههای زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در معرض تهدید قرار میگیرد.
بررسی تعاملات شهری؛ پویایی رفتار اجتماعی در فضاهای عمومی سنندج
صفحه 153-179
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2024704.1831
صباح الدین مفاخری، مسعود گلچین
چکیده فضاهای عمومی نقش حیاتی در شکلدهی به بافت اجتماعی یک شهر و تقویت تعاملات بین ساکنان متنوع آن دارند. مطالعات نشان دادهاند که خیابانها و فضاهای عمومی طراحی شده با زیرساخت اجتماعی قوی میتوانند به کاهش تنشهای روزمره کمک کرده و درک اجتماعی را ترویج دهند. این فضاها به عنوان نقاط دیدار عمومی عمل میکنند که افراد دارای پیشینههای مختلف در آنجا همزیست میشوند، ایدهها را تبادل میکنند و در تعاملات اجتماعی شرکت میکنند؛ این امر منجر به سرزندگی فضاهای شهری میشود.
این مطالعه به روابط پیچیده بین وضعیتهای ذهنی افراد، پویاییهای رفتار اجتماعی و عوامل محیطی موثر بر رفتار میپردازد. برای دستیابی به این هدف، نقش زیرساختهای اجتماعی، در شکلگیری روابط با غریبههای شهری مورد بررسی قرار گرفته و مفاهیم ارزشمندی را در ترویج مراقبت اجتماعی، احترام و همزیستی مسالمتآمیز در محیطهای شهری ارائه میدهد. نظر به تفکیک دو شیوه رفتار با غریبههای شهری، به روشن کردن تأثیر عوامل مختلف بر شیوههای دانایی خیابان و آداب خیابان پرداخته شده است.
سنندج، به عنوان شهری که تجربه رشد سریع جمعیت و تنوع جمعیتی را داشته، محیطی منحصر به فرد برای مطالعه همزیستی شهری ارائه میدهد. ساکنان، به واسطه مهاجرت از مناطق مختلف داخل و خارج استان کردستان به این شهر، پیشینه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متنوعی را به همراه دارند. این تنوع نه تنها منظر اجتماعی شهر را غنی میکند بلکه فرصتهایی برای تعاملات و تبادلات فرهنگی فراهم کرده است.
مقاله حاضر، در چارچوب مطالعه زندگی عمومی در خیابانهای سنندج و با هدف روشن کردن الگوهای رفتاری شهروندان در بین غریبههای شهری انجام شده و ضمن پرداختن به وضعیت همزیستی، موارد موثر بر تعاملات خیابانی را مورد بررسی قرار داده و توانسته است به درکی از چالشهای پویایی اجتماعی شهری و مکانیسمهای تعاملات در دنیای غریبهها دست پیدا کند.
با استفاده از روشهایی نظیر ضرایب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر، سعی گردیده است عوامل پنهانی که بر رفتار غریبههای شهری تأثیر میگذارند و تعاملات آنها با محیط عمومی شهر را کشف نماید. این چارچوب نظری به محققان امکان میدهد تا تعامل بین کنش فردی، اصول اجتماعی و تنظیمات فضایی در شکلدهی تجربه شهری را تحلیل کنند.
