تعداد دوره‌ها 18
تعداد شماره‌ها 63
تعداد مقالات 418
تعداد نویسندگان 750
تعداد مشاهده مقاله 649,587
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 338,065
نسبت مشاهده بر مقاله 1554.04
نسبت دریافت فایل بر مقاله 808.77
تعداد مقالات ارسال شده 935
تعداد مقالات رد شده 366
درصد عدم پذیرش 39
تعداد مقالات پذیرفته شده 89
درصد پذیرش 10
زمان پذیرش (روز) 349
تعداد پایگاه های نمایه شده 6
تعداد داوران 664

نویسندگان محترم

خواهشمند است شرایط جدید ارسال مقاله به مجله را مطالعه بفرمایید. 

همچنین راهنمای نویسندگان را به دقت مطالعه کرده و کلیه اطلاعات از جمله ایمیل سازمانی نویسندگان+ شماره تلفن نویسندگان ،اسامی انگلیسی نویسندگان  و کد ارکید ذکر شود. در صورت چاپ مقاله،  هیچ تغییری در سامانه ثبت نخواهد شد.

باتشکر

(مجله مطالعات اجتماعی ایران، نشریه‌ای است  با امتیاز رسمی انجمن جامعه‌شناسی ایران A+)

 

 «این نشریه، مقالات را با استفاده از نرم‌افزارهای مشابه یاب سیناوب، بررسی و کنترل می‌کند که اصالت تعلق آن به نویسنده مسلم شود»

 
 

 

 

 

 

فراتر از همسان‌همسری: بررسی تعیین‌کننده‌های پایداری زناشویی در ایران معاصر

صفحه 5-29

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2062641.1905

میلاد بگی، امیرحسین سلیمی

چکیده با افزایش میزان طلاق بحث‌های گسترده‌ای در مورد علل و عوامل موثر بر پایداری زناشویی مطرح شده است. در فرهنگ عامه و نیز مطالعات پیشین در ایران یکی از تعیین‌کننده‌های پایداری و تداوم ازدواج، همسان‌همسری و ویژگی‌های مشترک زوجین عنوان شده است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر همسان‌همسری بر پایداری زناشویی انجام شد. مطالعه به روش کمّی و با استفاده از تکنیک تحلیل ثانویه به بررسی داده‌های پیمایش ملی طلاق که در سال 1397-1396 انجام شده بود، پرداخت. یافته‌ها نشان داد که برخلاف بسیاری از مطالعات، همسان‌همسری (در ابعاد تحصیلی، مذهبی، قومی و سنی) تأثیر بسیار محدودی بر پایداری زناشویی دارد. در مقابل، عوامل فردی همچون سطح تحصیلات، سن، جنس، وضعیت اشتغال و ویژگی‌های رفتاری همچون استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی، تقسیم‌کار خانگی و گذران وقت در بیرون از منزل تعیین‌کننده‌های اصلی پایداری زناشویی هستند. برخلاف دیدگاه‌های سنتی، نان‌آوری زنان و مشارکت اقتصادی دو سویه در خانواده، تأثیر مثبتی بر پایداری زناشویی داشته و آن را تقویت کرده است. بر این اساس می‌توان بیان کرد در جامعه در حال گذار ایران، همسان‌همسری و شباهت‌های ظاهری یا ساختاری میان زوجین الزاماً منجر به افزایش پایداری زناشویی نمی‌شود و رفتارهای انتخابی و سبک زندگی روزمره نقش قابل‌توجهی در پایداری و تداوم زندگی مشترک دارند.

تحلیل علی تأثیر احساس تبعیض قومی بر بیگانگی اجتماعی با نقش میانجی طرد اجتماعی (مورد مطالعه: جوانان شهرستان قروه)

صفحه 31-55

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2066964.1911

محمد رضا حشمتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر احساس تبعیض قومی بر بیگانگی اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی طرد اجتماعی در میان جوانان شهر قروه انجام شد. این مطالعه از نوع کاربردی، با رویکرد کمّی و روش پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان ۱۸ تا ۳۰ ساله ساکن شهر قروه بود که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی، ۳۸۴ نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه ساختارمند شامل مقیاس‌های استاندارد تبعیض قومی، طرد اجتماعی و بیگانگی اجتماعی بود. نتایج مدل‌یابی معادلات ساختاری نشان داد که احساس تبعیض قومی اثر مستقیم و معناداری بر بیگانگی اجتماعی دارد و همچنین اثر مستقیم آن بر طرد اجتماعی نیز معنادار است. علاوه بر این، طرد اجتماعی تأثیر قوی‌تری بر بیگانگی اجتماعی دارد و نقش میانجی معناداری در انتقال اثر احساس تبعیض قومی ایفا می‌کند. مدل نهایی52.3 درصد از واریانس بیگانگی اجتماعی را تبیین می کند. یافته‌ها، بر نقش اساسی طرد اجتماعی در تقویت پیامدهای منفی احساس تبعیض قومی تأکید دارند و نشان‌دهنده ضرورت طراحی سیاست‌ها و مداخلات فرهنگی، آموزشی و اجتماعی برای کاهش تبعیض و طرد در جوامع چندقومیتی هستند.

واکاوی انسان‌شناختی نظام خوراکی در ساختار فرهنگی هورامان

صفحه 57-76

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2055772.1891

دیانا رستمی نژادان، خلیل بیگ‌زاده

چکیده نظام خوراکی، پخت‌وپز و شیوه‌های مصرف خوراک، افزون بر نیاز زیستی بر روابط خویشاوندی، فرهنگی و اجتماعی، باورهای ملی و دینی، اسطوره‌شناختی و زیبایی‌شناختی استوار است؛ بنابر این، ساختار فرهنگی نظام خوراکی، باورها و آیین‌های آن، کاربردی دوگانه و رویکردی تقابلی دارد که برخاسته از کارکردهای ساختار فرهنگی و روابط اجتماعی است و در ساختارهای تقابل طبیعت و فرهنگ، کوچ‌نشینی و یکجانشینی، خام و پخته، مرد و زن، غلات و روغن، نان و گوشت خودنمایی می‌کند. خوراک و نظام ‌خوراکی در منطقۀ هورامان، نقش‌مایة فرهنگی، اجتماعی، آئینی و باورمندانه در سویه‌های هویّت دینی و ملی، اسطوره‌شناختی و زیبایی‌شناختی در یک نظام دوگانه و تعامل تقابلی دارد. این مقاله ویژگی‌ها و جایگاه خوراک را در ساختار فرهنگی منطقۀ هورامان با رویکرد ساختار انسان‌شناختی مبتنی بر مطالعۀ کیفی و کار میدانی، مشاهدۀ مشارکتی، مصاحبه‌های باز، روش‌ مردم‌نگاری کتابخانه‌ای و استفاده از منابع انسان‌شناسی خوراک در منطقۀ هورامان بررسی کرده‌است. دستاورد پژوهش نشان می‌دهد، خوراک افزون بر نیاز جسمانی، ساختاری دارد که بخشی از سازه‌های فرهنگی منطقة هورامان است و کاربردی مردم‌شناختی دارد؛ چنانکه نقشی سازنده در قواعد، اصول و ارز‌ش‌های حاکم بر نظام فرهنگی منطقة هورامان دارد و بخشی از باورهای ملی و دینی و ارزش‌ها و آیین‌های فرهنگی و اجتماعی این منطقه را می‌سازد.

بررسی کیفی توانمندی‌ها و چالش‌های زنان کارآفرین بومی استان گیلان

صفحه 77-102

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2062617.1904

علی اکبر سالاری پور، فاطمه یوسفی ویو، بنیامین حسن زاده باغی

چکیده نقش زنان کارآفرین در توسعه به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی تحول اقتصادی و اجتماعی در جهان امروز برجسته شده است. زنان کارآفرین بومی گیلان با داشتن توانمندی‌های بالقوه در زمینه‌های مختلف از جمله صنایعدستی، گردشگری و خدمات، می‌توانند نقش حیاتی در تقویت و توسعه اقتصادی استان ایفا کنند. باتوجه به اهمیت موضوع در ایران، این پژوهش به بررسی چالش‌های پیش روی زنان کارآفرین استان گیلان و نقش آنان در توسعه اقتصادی و اجتماعی و با توجه به ویژگی‌های فردی آنان صورت گرفت. در این راستا، از روش تحقیق کیفی بهره گرفته شد که طی آن 28 بانوی کارآفرین گیلانی خبره در حوزه‌های کشاورزی، صنایع‌دستی و فناوری به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و در مطالعه مشارکت کردند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از روش مصاحبه عمیق نیمه‌ساختارمند استفاده شد. کلیه مصاحبه‌ها ضبط و پس از تبدیل به متن به روش گرانهایم و لاندمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. حاصل کدگذاری، 122 کد باز، 9 کدمحوری و 3 مقوله اصلی است که «عوامل کلیدی محدودکننده در توسعه کسب‌وکارها»، «نقش‌آفرینی زنان کارآفرین در تحول اجتماعی و اقتصادی و اثرات چندگانه کارآفرینی بر زنان و خانواده » و «توانمندی‌ها و  استراتژی‌های موفقیت زنان کارآفرین» از آن جمله است. با توجه به نتایج به دست آمده، موفقیت زنان کارآفرین در جوامع محلی، محصول تعامل میان محدودیت‌های نهادی و مالی، حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی و ظرفیت‌های فردی و مدیریتی آنان است. ترکیب تاب‌آوری، مهارت‌های مدیریتی و شبکه‌سازی اجتماعی، توان مقابله با موانع اقتصادی و ایجاد کسب‌وکارهای پایدار و اثرگذار را فراهم می‌کند. بنابراین، کارآفرینی زنان نه تنها فعالیت اقتصادی، بلکه محرکی برای تحول اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی محسوب می‌شود.

مطالعة ترجیحات شغلی دانشجویان: آزادی عمل، ثبات شغلی، شایسته‌سالاری

صفحه 103-128

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2066178.1910

حمزه نوذری، محمد رضا بابائی گلرودباری

چکیده این پژوهش با هدف مطالعه فهم و تصور دانشجویان از اشتغال در بخش‌های دولتی، خصوصی و خوداشتغالی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۲ نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی صورت گرفته است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها با بهره‌گیری از روش تحلیل تماتیک در سه سطح تم‌های اولیه، ثانویه و اصلی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترجیحات شغلی دانشجویان بر پایه مؤلفه‌هایی چون استقلال اقتصادی، امنیت شغلی، فرصت پیشرفت و فضای رقابتی شکل می‌گیرد. برخی دانشجویان، خوداشتغالی را به‌منزله گزینه مطلوب شغلی ترجیح می‌دهند، زیرا آن را مسیری برای کسب استقلال، تحقق خود و آزادی عمل می‌دانند. در مقابل، گروهی اشتغال در بخش دولتی را به دلیل ثبات، مزایای رفاهی و ساختار منظم برمی‌گزینند. همچنین اشتغال در بخش خصوصی نیز برای برخی به دلیل شایسته‌سالاری و فرصت‌های رشد جذاب‌تر ارزیابی می‌شود.

تجربه زیسته فشارهای جنسیتی در محیط کاری: مطالعه‌ موردی زنان شاغل در استان لرستان

صفحه 129-155

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2065134.1908

حسن رضا یوسفوند، الهام مرادی نژاد

چکیده هدف پژوهش حاضر کاوش تجربه زیسته زنان شاغل در یک اداره دولتی استان لرستان در مواجهه با آزار جنسی و فشارهای جنسیتی است. این مطالعه با بهره‌گیری از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. داده‌ها از طریق ۱۲ مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته عمیق با زنان شاغل جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها پنج مضمون اصلی را آشکار ساخت: آزار جنسی به‌عنوان تهدید مداوم، سکوت اجباری به‌عنوان سپر محافظتی،  بازسازی خودانگاره در برابر آزار،  تاثیر فرهنگ سازمانی مردسالار و انزوای اجتماعی به‌عنوان پیامد آزار. نتایج نشان داد آزار جنسی، متاثر از نابرابری‌های قدرت و تابوهای فرهنگی، امنیت روانی و حرفه‌ای زنان را مختل کرده و به سکوت و انزوا منجر می‌شود. این پژوهش بر ضرورت ایجاد مکانیسم‌های حمایتی، آموزش‌های ضدآزار و اصلاح ساختارهای سازمانی برای کاهش آزار جنسی تاکید دارد.

انتخاب اهدای تخمک: راهی برای رسیدن به مادری (مطالعة پدیدارشناختیِ تجربة زنان نابارور مراجعه‌کننده به پژوهشگاه رویان)

دوره 8، شماره 1، بهار 1393، صفحه 6-21

نسرین ایزدیار، شیرین احمدنیا، سیدمحمد سیدمیرزایی، سیدعلی آذین، محمد یزدانی صفا

چکیده استفاده از شیوة اهدای تخمک ازجمله فناوری‌های کمک ‌باروری (ART) است که در سال‌های اخیر به دنبال موفقیت روزافزون آن به زنان ناباروری که به دلیل مشکلات تخمدان یا دیگر موضوع‌های پزشکی قادر به فرزندآوری با تخمک خود نیستند، امید بسیار زیادی برای رسیدن به آرزوی داشتن فرزند بخشیده است. شناخت تجربة زنان نابارور در دورة دشوار تصمیم‌گیری برای استفاده از اهدای تخمک و ترجیح این شیوة درمان به دیگر راه‌های جایگزین (فرزندپذیری یا ادامة زندگی بدون فرزند)، بسیار بااهمیت می‌نماید و پژوهش‌های انگشت‌‌شماری در سطح داخلی با توجه به موضوعات اجتماعی و فرهنگی خاص کشور برای شناخت این پدیده صورت گرفته ‌است.مقالة حاضر به توصیف تجربة زنان نابارور از انتخاب اهدای تخمک به‌مثابة راهی برای رسیدن به مادری می‌پردازد. محقق با هدف شناخت و توصیف این تجربه از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده کرده است و یازده مشارکت‌کننده را تحت مصاحبة ‌عمیق نیمه‌ساختاریافته قرار داده است. مشارکت‌کنندگان این پژوهش از میان زنانی که برای درمان اهدای تخمک به پژوهشگاه رویان مراجعه کرده بودند، به شیوة نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. اجرای پژوهش و تحلیل داده‌ها براساس طرح عملی کلایزی انجام شد. یافته‌ها حاصل از توصیف‌های زنان شامل شش عبارت اصلی است: امکان حفظ محرمانگی در اهدای تخمک، امکان تجربة‌ حاملگی، زایمان و شیردهی در اهدای تخمک، انتقال ژنتیک شوهر، تأثیر زمان در انتخاب اهدای تخمک، مجازبودن اهدای تخمک  به ‌لحاظ شرعی، بار عاطفی و اجتماعی ناباروری.  

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی مطالعهای درباب شهروندان بالای 18 سال شهر کرج

دوره 9، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 64-87

بیژن زارع، مجید روهنده

چکیده لزوم مشارکت مردم در تمام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی امروزه در همة جوامع پذیرفته شده و روزبهروز نیز بر اهمیت آن افزوده میشود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی انجام شده است. در این تحقیق، با استفاده از نظریه های تلفیقی مشارکت به منزلة پشتوانة نظری، رابطة بین رضایت مندی اجتماعی و سیاسی، دینداری، رسانهها و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با مشارکت تحت بررسی قرار گرفت. روشی که در تحقیق حاضر به کار رفته پیمایش است و از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جمعیت تحقیق کلیة شهروندان بالای 18 سال شهر کرج است که 400 نفر از میان آنها به مثابة نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای رگرسیون خطی دومتغیره، آزمون تی، و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. درنهایت، مشخص شد که رضایت مندی سیاسی 33 درصد از 19 درصد از / تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهد، دینداری نیز 6 تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند. بین هریک از متغیرهای رضایت مندی اجتماعی، رسانة جمعی، درآمد و جنسیت با مشارکت اجتماعی- سیاسی هم رابطة معنادار مشاهده شد. پساز ورود همزمان متغیرهای اصلی و متغیرهای شخصی شهروندان به مدل تحقیق، مشخص شد که درمجموع متغیرهای تحقیق 41 درصد از تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهند. نتایج تحقیق حاضر از برازش بالای نظریة تحقیق با یافته های تجربی مشاهدهشده حکایت دارد.

امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی (مطالعه موردی: جوانان 29-15 ساله شهر قاین)

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 71-102

غلامرضا خوش‌فر، آرزو محمدی، فاطمه محمدزاده، راضیه محمدی، فاطمه اکبرزاده

چکیده مفهوم سلامت اجتماعی، در کنار سایر ابعاد سلامتی (جسمی، روانی، معنوی) از جایگاه قابل توجهی برخوردار می‌باشد و تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد، یکی از مهم‌ترین این عوامل امنیت و به‌ویژه امنیت اجتماعی است. با توجه به این مهم؛ پژوهش حاضر با  هدف شناسایی رابطه امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی جوانان 15تا29 ساله شهر قاین با تکیه بر نظریه سلامت اجتماعی کییز و رویکرد مدرن به امنیت اجتماعی انجام شده است. این پژوهش به روش پیمایشی و با انتخاب تصادفی 376 نفر به‌عنوان حجم نمونه و با تکیه بر ابزار پرسشنامه انجام شده است. یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که رابطه معنی‌دار و مستقیمی بین امنیت ‌اجتماعی و سلامت ‌اجتماعی جوانان شهر قاین وجود دارد. همچنین بین امنیت اجتماعی و ابعاد یکپارچگی، پذیرش، مشارکت و شکوفایی اجتماعی رابطه معنی‌دار و مثبت برقرار است که بیشترین شدت همبستگی با بعد پذیرش اجتماعی و کمترین همبستگی با بعد یکپارچگی اجتماعی می‌باشد. در عین حال، بین امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی رابطه معنی‌داری وجود ندارد.  

بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی جوانان (مطالعة دانشجویان دانشگاه شهیدباهنر کرمان)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 128-152

لیلا یزدان‌پناه، فاطمه حکمت

چکیده مقالة حاضر به بررسی مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌پردازد که نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیت‌های گوناگون به دلیل تقید به دیگران است. جهت سنجش عوامل مؤثر بر آن از نظریه‌های مختلف مثل نظریه‌های نوع‌دوستی متقابل، اعتماد و مشارکت، یادگیری اجتماعی باندورا و نظریة نقش اجتماعی استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامة محقق‌ساخته بوده است. این پژوهش درمیان 404 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهیدباهنر کرمان صورت گرفته که با روش نمونه‌گیری تصادفی نظام‌مند انتخاب شده‌اند.  نتایج تحقیق نشان می‌دهد که احساس عزت نفس، شیوة فرزندپروری منسجم، صمیمی و پاسخگو، مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی، اعتماد اجتماعی بین‌شخصی، اعتماد تعمیم‌یافته و نهادی و جنسیت و پایگاه اقتصادی اجتماعی متغیرهای تأثیرگذار بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی هستند.

روش‌های تحقیق تلفیقی، جنبش سوم روش‌شناختی در علوم اجتماعی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 158-181

محسن نیازی

چکیده شیوه‌های تحقیق تلفیقی را جنبش سوم روش‌شناختی نامیده‌اند. این بدان معناست که اکنون برای ارتقای روش‌شناختی تحقیق، که با رویکردهای کمی و سپس کیفی آغاز شده‌ است، لازم است رویکردهای تحقیق تلفیقی در تحقیقات اجتماعی دنبال شوند. رویکردهای عمده در تحقیقات انسانی- اجتماعی در طی جنبش‌های متعدد روش‌شناختی مسیر پیشرفت روش‌های تحقیق را پیموده‌اند. موج اول روش‌شناسی با کمیّت‌گرایی و تجربه‌گرایی آغاز گردید. پس از یک دوره غلبة کمّی‌گرایی، نقص روش‌‌های کمی در نشان‌دادن افکار و نیّات مردم دربارة فعالیت‌ها و وقایع خاص و پیچیده مشخص گردید. موج دوم روش‌شناختی تحت عنوان تحقیق کیفی در دهه‌های 80-1970 میلادی با تأکید بر ادراک فرآیندهایی که به نتایج مورد مطالعه منجر می‌شوند، گسترش یافت. در دهة اخیر، محدودیت‌‌های روش‌های کیفی در تعمیم یافته‌ها، درهم‌آمیزی یافته‌های تحقیق با ارزش‌های خاص محقق و مشکلات اعتبار و پایایی داده‌ها به‌عنوان چالش‌های مهم فراروی تحقیقات کیفی معرفی شده‌اند. از این رو، توجه به رویکرد تلفیقی به‌عنوان جنبش سوم روش‌شناختی از اهمیتی خاص برخوردار است. ایدة اصلی روش تلفیقی که از آن به رویکرد چندخصلتی، چندروشی یا شیوة آمیخته نیز یاد می‌شود، این است که ترکیب رویکردهای کمی و کیفی درک مناسب‌تر و جامع‌تری از موضوعات تحقیق به دست می‌دهد. در این رویکرد، ضعف‌ها و محدودیت‌های هریک از تحقیقات کمّی و کیفی جبران می‌شود. همچنین، این شیوه شواهد و مدارک جامع‌تری را برای پژوهش موضوع تحقیق ارائه می‌دهد و به محقق کمک می‌کند تا به سؤالاتی پاسخ دهد که رویکردهای کمّی یا کیفی به تنهایی نمی‌توانند پاسخگوی آن‌ها باشند. هدف اصلی این مطالعه بررسی تطبیقی روش‌شناسی کمّی و کیفی و شناسایی محدودیت‌های روش‌شناختی هریک از این دو رویکرد و ارائة مدل تلفیقی به‌عنوان راهکار اساسی روش‌شناختی در مطالعات انسانی- اجتماعی است.

ابر واژگان

نشریات مرتبط