بررسی عوامل مؤثر بر تخلفات رانندگی موتورسواران (مطالعهای در شهر کرمان)
صفحه 5-36
مهدی امیرکافی
چکیده تخلفات رانندگی درمیان موتورسیکلتسواران یکی از مسائل اصلی در بروز ترافیک بهشمار میرود. تحقیقات نشان میدهد که رانندگی ناایمن آنان نقش مهمی در حوادث رانندگی دارد. تحقیق حاضر با بهرهگیری از نظریة رفتار برنامهریزیشده و دیدگاه هنجاری به بررسی برخی عوامل و گرایشهای اجتماعی تخلفات رانندگی موتورسواران میپردازد. این تحقیق از نوع پیمایشی است که با استفاده از شیوة نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای با 473 نفر از موتورسواران بالای 18 سال مصاحبه کرده است. نتایج نشان داد متغیرهای گرایش به انجام تخلف، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری ادراکشده (احساس کنترل رفتاری) اثر معنیداری بر قصد و نیت موتورسواران برای انجام تخلفات رانندگی دارد. تأثیر قصد رفتاری، عدالت رویهای و احساس الزام در پیروی از قوانین ترافیکی بر تخلفات رانندگی نیز زیاد است. درمجموع، نتایج تحلیل رگرسیون نشان میدهد متغیرهای قصد رفتاری و احساس کنترل رفتاری مربوط به نظریة رفتار برنامهریزیشده و متغیرهای عدالت رویهای و احساس الزام در پیروی از قوانین ترافیکی مربوط به دیدگاه هنجاری 35 درصد از تغییرات تخلف رانندگی موتورسواران را توضیح میدهد.
رابطة مصرف و هویت (پژوهشی در شهر کرمان)
صفحه 37-55
زهیرمصطفی بلوردی، سجاد مرادی، منصور عرب
چکیده پرسش از کیستی خویش، از قدیمیترین پرسشهای پیشروی انسان است که در عصر حاضر نهتنها رنگ کهنگی به خود نگرفته، بلکه به یکی از اساسیترین پرسشهای وجودی انسان بدل شده است. مشکله این پرسش ازآنجا آغاز میشود که تغییرات شتابان اجتماعی و فرهنگی معاصر، منابع هویتساز سنتی را مضمحل کرده و وظیفة برساخت هویت را به خود افراد واگذار کرده است. این تغییرات درکنار رشد فردیت و اهمیت فزایندة فردیشدن، مصرف کالاها و خدمات را به یکی از مهمترین ابزارهای برساخت هویت تبدیل کردهاند. مقالة حاضر در همین زمینه نوشته شده و هدف آن بررسی رابطة میان الگوهای مصرف و هویت فردی است. پس از مرور ادبیات نظری درباب هویت و مصرف، چارچوب نظری تحقیق برمبنای دیدگاههای گیدنز و نظریهپردازان پستمدرن ساخته شده و براساس آن مفاهیم و متغیرها تعریف شدهاند. تحقیق به روش پیمایش با ابزار پرسشنامه و با استفاده از نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای درمیان جوانان شهر کرمان صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهند تمایل به مصرف زیاد در حوزههای بصری مانند پوشاک و آرایش در قیاس با مصرف فرهنگی نمود برجستهتری درمیان جوانان دارد. نسبت رشد هویت مدرن درمیان مردان بیشتر از زنان بوده و برعکس، توزیع نسبت زنان در هویتهای سنتی بیشتر از مردان است. بهعلاوه، هرچقدر میزان پرداختن به رفتارهای مصرفی بیشتر و نگرش به مصرف مثبتتر بوده است، میزان رشد هویت مدرن نیز افزایش یافته است.
بازنمایی بسترهای تسهیلکنندة مصرف مواد مخدر در دانشجویان (تحقیقی کیفی درباب دانشجویان مبتلا به اعتیاد در دانشگاه شهید باهنر کرمان)
صفحه 56-74
داریوش بوستانی، روحالله خواجهدولتآباد
چکیده این پژوهش بهدنبال شناسایی و فهم بسترهای تسهیلکنندة مصرف مواد مخدر درمیان دانشجویان مبتلا به اعتیاد در دانشگاه شهیدباهنر کرمان است. در اینزمینه، پانزدهتن از دانشجویان وابسته و مبتلا به مصرف مواد تحت بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روششناسی کیفیِ نظریة زمینهای صورت گرفته است. پنج مقولة اصلی و یک مقولة هسته ازخلال کدگذاری دادهها استخراج شدند. اعتیاد از نمای نزدیک (اعتیاد در خانواده)، همگشتی و معاشرت با افراد مصرفکننده، همذاتپنداری و الگوپذیری از الگوهای نقش، عادیسازی ذهنیت مصرف مواد، تداول مکانی و محلهای مصرف مواد و بستر مهیای زودآشنایی و مشاهدهگری رفتارها و تعاملات مصرفمحور، از مقولههای استخراجی اثرند. میتوان با مداقة کلی در مقولههای پژوهش گفت که گرایش و ابتلا به اعتیاد درمیان دانشجویان تحت بررسی، تحت تأثیر بسترهای تسهیلکنندهای چون مشاهده، همگشتی و تداول محلهای و مکانی مصرف، قبل از ورود آنها به دانشگاه بارگذاری شده و همذاتپنداری، الگوپذیری و عادیشدن ذهنیت مصرف مواد در چنین بسترهایی در اعتیاد آنها نقش بسزایی داشته است.
پژوهش عملیِ مشارکتی بهمنزلة رویکرد آموزشی توانمندساز (تجربة مرکز دوستدار کودک مشتاق)
صفحه 75-103
سیامک زندرضوی، فریما قراری
چکیده در دانش جامعهشناسی مدرسه فضایی اجتماعی مبتنی بر روابط قدرت نابرابر تعریف میشود که در آن دانشآموزان بهلحاظ سلسلهمراتب قدرت در پایینترین سطح قرار دارند. پیامد قدرتنداشتن برای گروهی از دانشآموزان ترک تحصیل، افت تحصیلی، بیرغبتی به حضور در مدرسه، و انواع خشونتهاست که نوعی واکنش درمقابل وضعیت موجود است. سه پدیده اصلی بر حضور کودکان در مدرسه اثر دارد که عبارتاند از: شنیدهشدن صدای آنان، توانمندسازی ومشارکت آنان. برای تحقق سه اصل مزبور در مدرسهها روش پژوهشی عملی مشارکتی پیشنهاد شده است که اجرای آن در مراحل "نگاه کنید، فکر کنید و عمل کنید"، امکان شنیدهشدن بیشتر صدای دانشآموزان وتوانمندسازی افزونتر و مشارکت بیشتر آنا ن را فراهم میآورد. این مقاله تجربة اجرای این روش ـرویکرد آموزشیـ را در مرکز دوستدار کودک مشتاق گزارش کرده است. این مرکز از سال 1385 بهمثابة پروژة آموزشی، پژوهشی و اطلاعرسانی برای سوادآموزی به کودکان بازمانده از تحصیل توسط انجمن دوستداران کودک کرمان در شهر کرمان راهاندازی شده است. نتایج نشان داد برای ایجاد زمینة حضور مؤثر کودکان در فضای اجتماعی مدرسه، روش پژوهش عملی مشارکتی مفید و کارساز است.
رابطة حمایت اجتماعی عملکردی با چگونگی کیفیت زندگی زنان متأهل شهر کرمان پس از زایمان
صفحه 104-127
سعیده گروسی، زهرا خداپرست
چکیده دوران پس از زایمان یکی از مراحل اساسی زندگی زنان است که مسائل روانی، جسمانی و اجتماعی متعددی را برای ایشان پدید میآورد؛ ازاینرو مطالعة مسائل مربوط به این دوره از زندگی زنان مهم است. کیفیت زندگی زنان، که بهمعنای درک فرد از وضعیت زندگیاش با توجه به فرهنگ و نظامهای ارزشی و ارتباط آن با اهداف، انتظارات، علایق، استانداردها و تجربههای زندگی است، ممکن است در این مرحله دستخوش تغییر شود. این پژوهش سعی دارد علاوهبر بررسی کیفیت زندگی زنان در این دوران، عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را تحلیل کند. با استفاده از نظریة حمایت اجتماعی عملکردی یا حمایت اجتماعی ادراکشده، تأثیر انواع حمایتهای اجتماعی دریافتی زنان بر کیفیت زندگی ایشان سنجیده شد. جامعة آماری شامل کلیة زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر کرمان است (که ششماه قبل از تکمیل پرسشنامه ها، زایمان کردهاند). تعداد نمونه 373 زن بود. اطلاعات با استفاده از پرسشنامة های اس.اف 36 و حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسشنامة پژوهشگرساختة حمایت پس از زایمان جمعآوری شد.یافتهها نشان داد کیفیت زندگی (بهصورت کلی) بیشتر زنان در حد متوسط است. اکثر زنان از حمایت اجتماعی کل و حمایت خانواده برخوردارند و حمایت دوستان غالباً در حد متوسط است. اکثر زنان به میزان زیادی از حمایت مادی همسر پس از زایمان، حمایت خدماتی، مشورتی، اطلاعاتی و عاطفی اطرافیان (خانواده و همسر) برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مهمترین پیشبینیکنندههای کیفیت زندگی زنان در درجة اول حمایت خاص همسر و در مرحلة بعد حمایتهای کلی دریافتی فرد است.
بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیتپذیری اجتماعی جوانان (مطالعة دانشجویان دانشگاه شهیدباهنر کرمان)
صفحه 128-152
لیلا یزدانپناه، فاطمه حکمت
چکیده مقالة حاضر به بررسی مسئولیتپذیری اجتماعی میپردازد که نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیتهای گوناگون به دلیل تقید به دیگران است. جهت سنجش عوامل مؤثر بر آن از نظریههای مختلف مثل نظریههای نوعدوستی متقابل، اعتماد و مشارکت، یادگیری اجتماعی باندورا و نظریة نقش اجتماعی استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامة محققساخته بوده است. این پژوهش درمیان 404 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهیدباهنر کرمان صورت گرفته که با روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شدهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که احساس عزت نفس، شیوة فرزندپروری منسجم، صمیمی و پاسخگو، مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی، اعتماد اجتماعی بینشخصی، اعتماد تعمیمیافته و نهادی و جنسیت و پایگاه اقتصادی اجتماعی متغیرهای تأثیرگذار بر مسئولیتپذیری اجتماعی هستند.
