نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی نراق، ایران

10.22034/jss.2021.124549.1407

چکیده

چکیده
هدف: در مقالۀ حاضر آراءِ میشل فوکو دربارۀ انقلاب اسلامی ایران بازخوانی شده و سپس چالش‌های دولت‌سازی در جامعۀ پساانقلابی ایران با تکیه بر تحلیل فوکو از دولت مدرن مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.
روش/رویکرد:تحلیل مفهومی
یافته‌ها: فوکو انقلاب اسلامی ایران را تجلی ارادۀ جمعی ایرانیان برای مقاومت در برابر سلطه و رسیدن به رهایی می‌دید. به‌عقیدۀ فوکو ایرانیان می‌خواستند به کمک اسلام شیعی مسیر جدیدی در تاریخ باز کنند و تجربۀ زندگی و هویت خود را دگرگون کنند. از طرف دیگر، دولت مدرن مبتنی بر اصل مصلحت دولت شکل گرفته است که با حکومت‌مندی و زیست‌سیاست پیوند خورده و تحکیم و توسعۀ قدرت دولت را مقدم بر هر امر دیگری می‌داند. مصلحت دولت ایجاب می‌کند که دولت با کمک ضوابط حقوقی، تکنولوژی‌های امنیتی و تکنولوژی‌های انضباطی به نظارت، کنترل، بهنجارسازی و تنبیه مردم بپردازد. از این‌رو رابطۀ بین انقلاب و دولت مورد، رابطه‌ای مسئله‌دار خواهد بود.
نتیجه‌گیری: بین انقلابی‌گری و دولت‌سازی شکافی پرناشدنی وجود دارد. دولت‌سازی در جامعۀ پساانقلابی، الزاماً بر مبنای آرمان‌های انقلاب پیش نخواهد رفت و همواره بین مصلحت دولت و آزادی و عدالتی که در انقلاب مطالبه می‌شده، تنش وجود دارد.

کلیدواژه‌ها