تقویت اخلاق شهروندی: راهی برای گذار به مردمسالاری مشارکتی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1388، صفحه 1-15

ناصر فکوهی

چکیده امروزه در ادبیات سیاسی جهان بیش از هر چیز بحث گذار از مردمسـالاری )دموکراسـی( نماینـدگی بـه
مردمسالاری مشارکتی مطرح اسـت. دلیـل ایـن امـر آن اسـت کـه بـا رشـد جوامـع انسـانی، گسـترش
شهرنشینی و بالارفتن فرهنگ عمومی و پیچیدهتر شـدن روزافـزون سـازوکارها و روابـط انسـانی، افکـار
عمومی و اقشار گوناگون اجتماعی کمتر به سیاست و سیاستمداری به صورت حرفـهای اشـتغال دارنـد و
برعکس بیشتر تمایل دارند سرعت چرخههای سیاسی و امکـان مشـارکت مسـتقیم خـود را در مـدیریت
زندگی و سامان دادن به وضعیت عمومی و زندگی روزمـره خـویش افـزایش دهنـد. شـروع ایـن فرآینـد
سالهاست نه فقط در کشورهای توسعهیافته بلکـه در کشـورهای در حـال توسـعه از خـلال گسـترش و
تعمیق فعالیتهای سازمانهای غیر دولتی در همه زمینهها، به وجـود آمـدن سـازمانهـای غیـر دولتـی
منطقهای و بینالمللی و تأثیرگذار شدن هرچه بیشتر آنها در سیاستگذاریهای ملـی و جهـانی مشـهود
است. در این چشمانداز شهر و شهروندی نقشی اساسی دارند. این مقاله تلاش مـیکنـد سـازوکارهایی را
که میتوان برای این گذار از دولت و سیاست مبتنی بـر مـردمسـالاری نماینـدگی )تفـویض اختیـار بـه
سیاستمداران حرفهای( به مردمسالاری مشارکتی )مستقیم( در نظر گرفت بررسی نماید. تأکید ما بـر آن
است که چگونه و با استفاده از کدام منابع میتـوان و بایـد از طریـق تقویـت اخـلاق شـهروندی و تفکـر
شهروندی به این هدف نایل آمد. در واقع استدلال مقاله آن است کـه شـهروندی نـوعی تمـرین در ابعـاد
کوچک برای رسیدن به آن نوع از مردمسالاری است و بهخصـوص بـا اسـتفاده از امکانـات دیـد فناورانـه
)جامعه شبکهای( و بهکارگیری درست و مناسب تقسیمات شهری )بـه ویـژه زنـدگی محلـهای و تقسـیم
شهر به خردهپهنههای قابل مدیریت مستقیم( میتوان به سوی این اشـکال جدیـد حرکـت کـرد تـا هـم
الگویی برای گذار به واحدهای بزرگتر ارائه شود و هم به صورتی موازی مردمسـالاری نماینـدگی را نیـز
که هنوز برای تحکیم فرآیندهای ملتسازی و دولتسازی در کشوری همچون کشور مـا ضـروری اسـت،
تقویت گردد

تحلیل جامعه شناختی رفتار مصرف ماهی در شهر مشهد

دوره 3، شماره 3، پاییز 1388، صفحه 1-25

علی یوسفی، محمد تقی شریعتی

چکیده مقاله حاضر به این سؤال پاسخ میدهد که چرا با وجود مزی تهای غذایی ماهی نسب ت به سایرگوشـ تهـا، مصـرف مـاهی در
میان خانوارهای ایرانی پایین اس ت؟ مطالعه رفتار مصرف ماهی بر روی 758خانوار نمونه ساکن در شهر مشهد کـه بـه روشـی
کاملاً تصادفی انتخاب شدهاند نشان میدهد: اولاً سرانه ماهیانه مصرف ماهی در خانوارهای سـاکن مشـهد، بسـیار پـایین )130
گرم در ماه( اس ت و درصد قابل توجهی از خانوارها ) 51/4درصد( نیز ماهی مصرف نمیکنند. ثانیاً شش عامـل مهمـی کـه بـه
صور ت ترکیبی و همزمان 33/4درصد از تغییرا ت مصـرف سـرانه مـاهی در خـانوار را توضـیح مـیدهنـد، بـه ترتیـ ب میـزان
تأثیرگذاری عبار تاند از متغیرهای آگاهی مصرفی ) ،(/320برخورداری از امکانـا ت مصـرفی ) ،(/188عـادت مصـرفی )،(/154
ارزیابی فایده مصرف ) ،(/145پاداش اجتماعی مصرف ) (/128و فشار هنجاری مصرف ) .(/09ثالثاً بـین هریـک از متغیرهـای
مذکور و رفتار مصرف ماهی در خانوار، رابطه تلازمی وجود دارد، به گونهای که وقتی تأثیر سـایر متغیرهـای مـورد بررسـی بـر
روابط یکایک آنها بر مصر ف سرانه ماهی، کنترل میگردد، همبستگی آماری آنها کاملاً معنادار باقی میماند

طرد اجتماعی اقوام در آیینۀ آمار: بررسی بودجه های استانهای ترک نشین و کردنشین

دوره 4، شماره 2، تابستان 1389، صفحه 1-19

اسماعیل بلالی

چکیده ایران کشوری چند قومی است. مطالعات انجام شده در سطح ملی درباره اقوام نشان میدهد که برخی از اقوام احساس نابرابری قومی بسیار قویتری نسـبت بـه دیگـران دارنـد و توزیـع امکانات و خدمات در کشور را به نفع همه نمیدانند. بنابراین همیشه مطالبات خود را از دولت، ایفا نشده قلمداد میکنند. از جمله این اقوام کردها و ترکها هستند. هدف ما در این مقالـه بررسی این ادعا خواهد بود. مقاله حاضر به بررسی تخصیص بودجهها در ایران در دوره ده ساله  1375تا  1385پرداخته و با محاسبه سرانه بودجهها برای استانهای کردنشین و ترکنشین در هر سال و میانگین آن برای دوره ده سالۀ مذکور تفاوتهای موجود آنها را با سرانه بودجه استان تهران و در مواردی با برخی دیگر از استانهای فارسنشین مثل اصفهان مقایسه و نتایج آن را گزارش کرده است. یافتهها نشان میدهند تخصیص بودجه برای این استانها نه تنها با استانهای تهران و اصفهان تفاوت زیادی ندارد بلکه در بسیاری از موارد نمودارها نشاندهنده بودجه های بالاتر این استانها است. چارچوب نظری مقاله بر اساس نظریـه طـرد اجتمـاعی2 استوار است. براساس این نظریه افراد یا گروههایی در جامعه از برخی منابع و حقوق در جامعه محروم و به حاشیه رانده میشوند. طرد از فرآیند توسعه و طرد مـادی از جملـه ابعـاد طـرد اجتماعی محسوب میشود. مقاله حاضر از این بعد به مسئله اقوام در ایران میپردازد

بازتاب تحولات اجتماعی در ساختار فضایی شهر قدیم گرگان در دوران اسلامی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 1-9

عابد تقوی

چکیده در پژوهشهایی که اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی صورت میدهند، توجه به رویکردهای تاریخی جامعه شناسی شـهر،
نقطه اشتراک مطالعات جامعهشناسی با علوم دیگری نظیر تاریخ، جغرافیا، انسان شناسـی وباسـتا ن شناسـی اسـت. از ایـن
منظر مطالعه سیر تحول تاریخی شهر در بستر زمان و بررسی تغییرات اجتماعی، سیاسـی، اقتصـادی و فرهنگـی جامعـه
شهری، زمینه مناسبی برای انجام تحقیقات علوم میان رشـته ا ی چـون مطالعـات اجتمـاعی و باسـتانشناسـی محسـوب
میشود. عموماًانسان شناسی و به طور اخص باستان شناسی از جمله علـومی هسـتند کـه بـه بازسـازی تحـولات اجتمـاعی و
شناسایی رفتارهای پیچیده انسانی براساس بقایای مادی و ملموس گذشته میپردازند.
پهندشت گرگان به عنوان یکی از مراکز مهم تمدن در شمال ایران، از دوران پارینهسـنگی جدیـد تـا بـه امـروز همـواره
زیستگاه انسان بوده است. شهر قدیمگرگان واقع در بخش مرکزی دشت گرگان، مهمترین بخش این پهن دشت فرهنگـی
به شمار میآید. این شهر در عصر ساسانی به صورت قلعهای نظامی با برج و باروهای بلند آرایش یافته بود و از قرون اولیه
اسلامی تا دوره ایلخانی بهطور مداوم در قالب "شهر" از مراکز مهم سلسـله هـای اسـلامی زیاریـان، علویـان، سـامانیان و
سلجوقیان به شمار میآمده است.
مقاله حاضر برآن است تا با استفاده از یافته های باستان شناسی و روش تحلیل تاریخی، بازتاب تحولات اجتماعی را در فضاهای شهری
گرگان دوران اسلامی مطالعه کند و از ترکیب جمعیتی محلات و طبقه بندی آنها برحسب موقعیت اجتماعی، اقتصادی وفرهنگـی
سخن بگوید

شاخص سازی تابع عضویت فازی، نوع شناسی و واسنجی در جامعه شناسی

دوره 3، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 1-20

مسعود چلبی

چکیده ابتدا مفهوم تابع عضویت فازی به همراه مفهوم "نوع" بهمثابه مجموعه گسسته، براساس فضای خاصیت، با ذکر مثال طرح
میشود. در ادامه، تابع چندبعدی فازی در ارتباط با چهار مفهوم وابستگی اقتصادی، قدرت اجتماعی، تمدن و فضای کنش
مورد توجه قرار میگیرد. به دنبال آن، روشهای مستقیم و غیرمستقیم تعیین توابع عضویت فازی واکاوی میشوند. در
خاتمه، مفهوم واسنجی فازی مطرح میشود. منظور از واسنجی تحت قاعده درآوردن مدارج وسیله سنجش است. در همین
زمینه، برای نمونه مفهوم "نظم اقتصادی متمرکز" به مثابه یک مجموعه هدف معرفی میشود و براساس نوعی واسنجی
فازی، ارزش عضویت تعدادی کشورها در این مجموعه با استفاده از یک مقیاس فاصلهای تعیین میشود.

تحلیل جامعه شناختی بازی های نوجوانان شهر مشهد

دوره 4، شماره 4، زمستان 1389، صفحه 1-16

حامد بخشی

چکیده مقالۀ حاضر به تحلیل محتوای بازیهای نوجوانان شهر مشهد میپردازد. در این مقاله تلاش شده با اسـتفاده از مفـاهیم
جامعهشناختی، معانی اجتماعی بازیهای نوجوانان، نظیر همکاری یا رقابت، گروهیبودن، نوع همکاری، پاداش در بازی و
نظایر آن، شناسایی و طبقهبندی شود و بر مبنای دلالتهای اجتماعی بازیها، نوعی طبقهبندی از بـازیهـا ارائـه گـردد.
جامعۀ آماری تحقیق، مجموعۀ بازیهای نوجوانان شهر مشهد بوده که از میان آنها 50بـازی پرطرفـدار بـه شـیوة غیـر
تصادفی و بر اساس میزان معروف و متداولبودن انتخاب شده است. تحلیل بازیها نشان میدهد که میزان گروهمحـوری
در بازیهای غیر رسمی کمتر از بازیهای رسمی است و فردمحوری در بازیهای غیر رسمی بیش از بازیهـای رسـمی
میباشد. به علاوه، بازیهای غیر رسمی نوجوانان بیشتر از نوع حمله و گریزند، در حالی که بازیهـای رسـمی بیشـتر در
فرم محتوایی حمله و دفاع ظاهر میشوند. همچنین، در بازیهای دخترانه حـدود و ضـوابط بـیش از بـازیهـای پسـرانه
رعایت میشود، در حالی که بازیهای پسرانه بیشتر به کسب امتیاز و موفقیت در درون قواعد بازی اهمیت میدهند. در
نهایت، این مقاله نتیجه میگیرد که به منظور نیل به جامعهپذیری جامع از طریق بازیها، بایستی بازیهای مختلف را بر
اساس دلالت های اجتماعی در سبد بازی نوجوانان قرار داد

بررسی تاثیر مجازات مجرمین مواد مخدر بر کیفیت زندگی خانواده های آنان:مورد مطالعه خانواده های زندانیان مواد مخدر شهر شیراز

دوره 1، شماره 1، بهار 1385، صفحه 2-19

حبیب احمدی، محمد تقی ایمان

چکیده در جرم شناسی و بررسی علمی جرایم،توجه به قربانی و قربانی شناسی جایگاه ویژهای داشته و علاوه بر جرایم و مجرمین آنچه مورد مطالعه قرار میگیرد قربانیان جرایم است( برور وهانتر،1377). با توجه به اینکه بیشتر فعالیتهای مربوط به مواد مخدر به وسیله افراد عادی و گروه های محروم جامعه انجام می شود،بنابراین،دستگیری و زندانی شدن این افراد تاثیر جدی بر کیفیت زندگی خانواده های آنها خواهد گذاشت و اعضای این خانواده ها به عنوان قزبانیان مواد مخدر و مجازات زندان سرپرست خانواده می باشند.مساله اساسی در این پژوهش بررسی کیفیت زندگی خانواده های زندانیان مواد مخدر در مقایسه با قبل از زندانی شدن سرپرست خانواده بوده است.این پژوهش با استفاده از نظریه کنترل اجتماعی در جامعه شناسی انحرافات و نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو در روان شناسی اجتماعی انجام شده است.نظریه کنترل اجتماعی بر این پیش فرض استوار است که در بررسی تاثیر زندان بر خانواده های زندانیان می بایست بر روابط درون خانواده و گرایش فرزندان به بزهکاری توجه نمود.نظریه مازلو به ابعاد مختلف کیفیت زندگی اعم از مادی و غیر مادی توجه نموده است.این پژوهش با روش پیمایشی انجام شده است.جامعه آماری در این پژوهش همسران زندانیان مواد مخدر شهر شیراز بوده اند که 500 نفر آنان به طور تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه مورد پرسشگری قرار گرفته اند. نتایج از آزمون تی نشان  می دهد که وضعیت امرار معاش خانواده،روابط اجتماعی اعضای خانواده،وضعیت تحصیلی فرزندان،نحوه جامعه پذیری فرزندان،بهداشت روانی خانواده،کنترل فرزندان و تمایل آنان به رفتار بزهکارانه،به عنوان متغیرهای سنجش کیفیت زندگی،در مقایسه با قبل از زندانی شدن سرپرست خانواده تفاوت معنی داری وجود دارد. بنابراین مجازات مجرمین مواد مخدر تاثیر منفی بر کیفیت زندگی خانواده های آنان داشته است.

پیامدهای اجتماعی اختلال هویت جنسی: سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی تغییرجنس‌خواهان در ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 3-22

فاطمه جواهری، مرتضی حسین‌زاده

چکیده همانند سایر کشورها در ایران نیز برخی افراد از هویت جنسی خود راضی نیستند و تلاش می‌‌کنند آن را تغییر دهند. هرچند نظام حقوقی جامعة ایران عمل تغییر جنس را (تحت شرایطی) مجاز می‌داند، افراد تغییرجنس‌خواه در فرایند تغییر جنس و حتی بعد از آن در زندگی فردی و اجتماعی خود با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو هستند. این وضعیت موجودی سرمایة اجتماعی و سطح کیفیت زندگی آن‌ها را کاهش می‌دهد. نوشتار حاضر با تکیه بر دیدگاه لین که معتقد است کیفیت زندگی نوعی بازگشت سرمایة اجتماعی است، ابتدا میزان سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی جوانان تغییرجنس‌خواه ایرانی را توصیف می‌کند، سپس با الهام از دیدگاه لین رابطة میان سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی آن‌ها را تحلیل می‌نماید. اطلاعات تحقیق در سال 1387 از طریق روش پیمایش و پرس‌وجو از 168 نفر از افراد تحت پوشش مراکز مختلف سازمان بهزیستی کل کشور گردآوری شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میانگین سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی پاسخ‌گویان از میانگین ریاضی مورد انتظار پایین‌تر است و بین این دو عامل رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. نازل بودن میزان سرمایة اجتماعی تغییرجنس‌خواهان باعث شده بازگشت در بعد اظهاری سرمایة اجتماعی آن‌ها یعنی کیفیت زندگی‌شان تضعیف شود.  

شاخص های توسعه انسانی و فرهنگ سیاسی دموکراتیک(تحلیل ثانویه داده های پیمایش ارزش های جهانی برای استانهای ایران)

دوره 6، شماره 1، بهار 1391، صفحه 3-32

یعقوب احمدی، رسول ربانی، آزاد نمکی

چکیده اهمیت نقش ارزش های توده در گذار به دموکراسی در سالهای اخیر برجستگی خاصی یافته است.اگرچه دیرینه شناسی مفهومی حکایت از تاکید اندیشمندانی مانند ارسطو و افلاطون بر اهمیت نقش ارزش های شهروندان در سیاست دارد،در دهه های اخیر و به طور خاص با مطالعه"فرهنگ مدنی"آلموند  و وربا بود که توجهات بیش از پیش به این سو رهنمون شد.مطالعه حاضر نیز در همان راستا،البته با طرح نظریات و تجربیات نو، درباره ارزشها انجام گرفته است.داده های مورد استفاده برای آزمون فرضیه اصلی تحقیق از مجموعه داده های پیمایشی جهانی ارزشها(WVS) ،موج پیمایش سالهای 2005 تا 2008 اخذ شده است.این پیمایش در ایران در سال 2007 با 2667 نمونه آماری به انجام رسیده است.در این مجموعه داده ها استان محل سکونت پاسخگو در یکی از متغیرهای آن ثبت شده است و بر این اساس، امکان مقایسه میزان ارزش های رهایی بخش پاسخگویان به تفکیک استانی مهیا شده است.در این پژوهش استانهایی که تعداد نمونه آنها در مجموعه داده ها زیر 40 نفر بود حذف شدند،لذا تحلیل نوشتار حاضر مبتنی بر 21 استان از مجموع استانهای ایران بوده و با در نظر گرفتن استانهای خراسان جنوبی و شمالی که داده های آنها در استان خراسان رضوی ادغام شده اند در مجموع تحلیلها مبتنی بر 19 استان باقی مانده خواهد بود. نتایج حاکی از ارتباط معنی دار میان وضعیت شاخص توسعه انسانی)HDI),و زیرمجموعه های آن یعنی درآمد سرانه،امید به زندگی و سطح آموزش با ارزش های رهایی بخش یعنی نوع دموکراتیک فرهنگ سیاسی است.یافته ها همچنین نشان از آن دارند که شاخص توسعه انسانی به تنهایی بیش از 28.2 درصد از واریانس گونه دموکراتیک فرهنگ سیاسی در استانهای ایران را تبیین می کند.

آزمون رابطۀ اختلال اجتماعی، حمایت اجتماعی و عزت نفس جوانان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 3-27

منصوره اعظم آزاده، سیده مریم عبادی

چکیده عزت نفس، که یکی از مؤلفه های شخصیت رشدیافته و پایدار است، در بسیاری از
گفتمانها ازجمله توسعه و سیاست اجتماعی اهمیت محوری دارد. مقالۀ حاضر با هدف
بررسی چگونگی و میزان عزت نفس در میان جوانان و برخی عوامل تأثیرگذار بر آن،
همچون اختلالات اجتماعی و حمایت اجتماعی، در نظر دارد به تبیین چرایی و
چگونگی شکل گیری این مؤلفۀ مهم شخصیتی بپردازد. چارچوب نظری پژوهش بیان
میکند وجود انواع اختلالات اجتماعی در جامعه، روابط عاطفی و حمایتی میان افراد را
کاهش میدهد و ازاین طریق بر عزت نفس جوانان اثر میگذارد. به عبارت دیگر، انواع
اختلالات اجتماعی بر روابط عاطفی بین افراد در حوزههای مختلف اجتماعی، اعم از
خانوادگی، دوستی و خویشاوندی تأثیر می نهد و موجب عدم حمایت افراد از یکدیگر
میشود. دریافتن کردن حمایتهای اجتماعی در نظام شخصیت اختلال ایجاد میکند و
از عزت نفس افراد می کاهد. این مقاله با استفاده از روش پیمایش فرضیۀ فوق را به
آزمون میگذارد.
نتایج تحلیلهای آماری نشان میدهد که متغیرهای نامبرده، یعنی حمایت و
اختلال اجتماعی، با عزت نفس جوانان رابطۀ معناداری دارد. بدین معنی که هرچه میزان
حمایت دریافتی افراد بیشتر باشد، عزت نفس آنها افزایش مییابد و با بالارفتن میزان
اختلالات اجتماعی عزت نفس جوانان کمتر میشود. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان  میدهد 3411از واریانس عزت نفس را متغیرهای اختلال و حمایت اجتماعی تبیین و
پیش بینی میکند. تحلیل آماری لیزرل نیز مدل تحقیق را تأیید میکند و نشان
میدهد این مدل از برازش نسبتاً خوبی برخوردار است

بررسی جایگاه زنان در اندیشة علامه طباطبایی در تفسیر المیزان: دوگانة زن آسمانی- زن زمینی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 3-24

سوسن باستانی، زهرا حیدرزاده

چکیده هدف مقاله بررسی جایگاه زنان در آرای علامه طباطبایی در تفسیر المیزان است. دیدگاه علامه طباطبایی، در جایگاه یکی از مهم‌ترین مفسران شیعی معاصر، از اهمیت و تأثیر بسیار برخوردار است. پژوهش با استفاده از چارچوب نظری الیزابت شوسلر فیورنزا و با روش هرمنوتیک انتقادی رهایی‌بخش انجام شده است. هرمنوتیک انتقادی رهایی‌بخش دین را واجد عناصر سازنده و رهایی‌بخش برای پاسخگویی به مسائل و مشکلات انسان امروز می‌داند و به کاوش در الاهیات می‌پردازد تا عواملی را که رهایی و توانمندی زنان را موجب می‌شوند بیابد و به‌کار ببندد. مقاله با این پیش‌فرض که نظریة اجتماعی هر متفکر از هستی‌شناسی و انسان‌شناسی او متأثر است، برای آشنایی با نظریة اجتماعی علامه طباطبایی در المیزان، ابتدا نگاه هستی‌شناختی و انسان‌شناختی و سپس نگاه او به زن را بررسی و نقد کرده است. بررسی نگاه هستی‌شناختی و انسان‌شناختی علامه حاکی از آن است که علامه زن را در خلقت موجودی مشابه با مرد و برابر با او در شأن و شخصیت انسانی می‌داند. اما نظریة اجتماعی علامه از هستی‌شناسی و انسان‌شناسی فلسفی او فاصله می‌گیرد. از دیدگاه او، زن و مرد ازمنظر طبیعی با یکدیگر متفاوت هستند و درنتیجة این تفاوت، از حقوق اجتماعی متفاوتی برخوردارند. از مقایسة نگاه هستی‌شناختی و انسان‌شناختی علامه با نظریة اجتماعی او می‌توان دوگانة زن آسمانی-زن زمینی را نتیجه گرفت. علامه در تفسیر خود از زن و مرد عام سخن می‌گوید؛ زیرا همه را در همة زمان‌ها و مکان‌ها تابع وضعیت زیستی‌شان می‌بیند. درحالی‌که در عالم واقع زنان و مردان خاص وجود دارندکه تحت وضعیت اجتماعی، تاریخی و فرهنگی خاص رشد یافته‌اند و تربیت شده‌اند.

پاندمی کرونا و خشونت علیه زنان (مطالعه‌ای موردی در بین زنان شهر رشت) •

دوره 15، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 3-25

https://doi.org/10.22034/jss.2021.250976

سمانه کوهستانی، محبوبه علیجانی

چکیده پیامدهای ناشی از پاندمی کوویدـ 19 عواقب ناخواسته‌ای بر زنان داشته و تبعات قرنطینۀ‌ طولانی‌مدت در منزل را بر آنان تحمیل کرده است؛ به‌طوری‌که ارتباط خانوادگی را در معرض تنش قرار داده و به اعمال خشونت خانگی علیه زنان منجر شده است. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد ارائۀ بینشی جامعه‌شناختی درمورد تبعات ناشی از اقدامات کنترلی پاندمی کوویدـ 19 بر زنان و تجربۀ خشونت علیه آنان، با استفاده از روش کیفی و مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساخت‌یافته با پانزده نفر از زنان شهر رشت انجام شد و داده‌ها نیز با کمک تکنیک تحلیل مضمون استخراج شدند. براساس نتایج پژوهش، پاندمی کوویدـ 19 به بروز مشاجرات کلامی در بین زوجین متأثر از مشکلات اقتصادی، بازتولید تصورات قالبی، هراس تشدیدیافته و افزایش مسئولیت‌های زنان در مواجهه با بیماری و کنترل آن منجر شده و علاوه‌بر این، اقدامات کنترلی قرنطینه، استیصال روحی در زنان، خشونت مضاعف و استمرار چرخۀ خشونت را درپی داشته است.
 

تحلیل مناسبات خانوادگی در دوران کرونا: مادرسری محنت بار

دوره 16، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-27

https://doi.org/10.22034/jss.2022.542453.1623

یعقوب احمدی، پرویز سبحانی، بی نظیر جلالی

چکیده کووید-19 بدل به پاندمی ناگواری شده است که اثرات آن تا سطح ترومای جمعی تشخیص داده شده است. اقدامات و پروتکل ها برای مواجهه با این پاندمی تقریبا به اندازه خود بیماری پیامدهای نگوار به بار آورده است و خانه و خانواده به عنوان امن ترین و البته مهمترین مرکز مقابله با بیماری به واسطه تشدید اقداماتی مانند فاصله گذاری اجتماعی و قرنطینه از اهمیت بسیاری برخوردار شده و البته همزمان دچار مخاطرات جدی از خشونت تا جدایی و بحران تربیتی و... شده است.
نوشتار حاضر با انجام نوعی تحلیل کیفی درصدد شناسایی مناسبات و مخاطرات خانواده در کردستان در این دوران بحران برآمده است. روش مطالعه حاضر گرانند تئوری و نمونه از متخصصین و مطلعین کلیدی بوده است که تا حد اشباع انجام مصاحبه ها ادامه یافته است.
نتایج مطالعه حاکی است که بازگشت به خانه و اهمیت ماندن در آن برای مقابله با کرونا سبب اهمیت مادر و زن در مناسبات خانوادگی شده است، اما این اهمیت در حقیقت به معنای سری و سروری نیست و بلکه محنت افزا و اندوهناک بوده است. نتایج همچنین، حاکی از برجستگی مقولاتی مانند فروبستگی اجتماعی، اتمیزه شدن خانواده، بحران تربیتی و فراغتی و مواردی از این دست به عنوان مقولات محوری بوده است.

حسین العطاس در باب دانش استعماری و دانش مستقل

دوره 16، شماره 3 (ویژه نامه سید حسین العطاس و استعمارزدایی از دانش)، پاییز 1401، صفحه 3-22

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1996350.1769

سید فرید العطاس

چکیده دورۀ اصلی تفکر العطاس را دوران استعمار، به‌ویژه مالایای بریتانیا و هند شرقی هلند تشکیل می‌دهد. او به‌عنوان یک دانشجو در دانشگاه آمستردام در دهۀ 1950 میلادی، اولین مقالۀ خود را دربارۀ مسئله استعمار نوشت و مسائل ایجادشده توسط استعمار را به سه دسته تقسیم کرد. دستۀ سوم که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد، مشکلات غیرمادی، یعنی جامعه‌شناسانه، روانشناختی و مسائل اخلاقی خلقشده توسط استعمار است که به نظر العطاس بیشتر صدمات استعمار از همین دسته به جوامع تحت استعمار رسیده و همین حوزه است که مانع رسیدن به راه‌حل برای بسیاری از مسائل اجتماعی شده است. در همین دوره بود که العطاس نقش بسیار مهمی برای نخبگان در توسعه قائل شد. به عقیدۀ او نخبگان حاکم که تربیتشدۀ دوران استعمار هستند دارای کمبود یک نظام فکری یکپارچه بودند و نتوانستند سنتزی میان میراث فرهنگی خود و تفکر غربی پیدا کنند. این مقاله نگرش و رویکرد استعمارزدایانۀ العطاس را از منظر نظری، روش‌شناسی و بسترهای موجود شرح می‌دهد.

بین‌رشته‌ای‌شدن جامعه‌شناسی در ایران: فرصت‌ها، چالش‌ها و تهدیدها

دوره 5، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 4-20

جواد افشارکهن

چکیده بین‌رشته‌ای‌شدن گرایشی است که به‌نحوی فزاینده در قلمرو مطالعات و دانش‌های به‌هم‌پیوسته و مرتبط یا نزدیک به یکدیگر مورد توجه قرار گرفته است. هرچند دربارة معنا و مفهوم این تمایل نظری و عملی اختلاف‌نظرهای قابل توجه وجود دارد، انکارناپذیر است که دلایل قابل‌اعتنایی در مورد ضرورت پرداختن به آن ارائه گردیده است. در ایران، با توجه به شرایط و وضعیت جامعه‌شناسی، به شکل خاص، و علوم اجتماعی، به شکل عام، می‌توان به طرح پرسش از کارکردها، موانع و کژکارکردهای مترتب بر این تمایل برای افزایش میزان کارآمدی و بهره‌مندی مناسب از این علوم پرداخت. لذا، می‌توان به پرسش دربارة فرصت‌ها و امکانات ناشی از جهت‌گیری بین‌رشته‌ای، موانع و چالش‌های پیش روی آن، و معایب و کژکارکردهای ناشی از این سیاستگذاری علمی برای دانش جامعه‌شناسی اشاره کرد. بر این اساس، هدف این مقاله، بحث و بررسی دربارة ضرورت‌ها و پیامدهای مرتبط با تأمل و تلاش در جهت ایجاد فضای مطالعات بین‌رشته‌ای در حوزة جامعه‌شناسی ایران و مشخص‌کردن نتایج حاصل از آن است. این تحقیق، با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای، در ابتدا به شرح زمینه‌های شکل‌گیری مطالعات بین‌رشته‌ای می‌پردازد. پس از آن، تلاش می‌شود وضعیت جامعه‌شناسی در ایران در ارتباط با این تمایل مطالعاتی مورد بررسی قرار گیرد.نتایج این تحقیق نشان می‌دهد بین‌رشته‌ای‌شدن آموزش‌ها و پژوهش‌های جامعه‌شناسی در ایران، اگرچه می‌تواند بر برخی کاستی‌ها و نقصان‌های مشهود مطالعات اجتماعی فائق آید و برنامه‌های تحقیقاتی ثمربخشی را سامان دهد و احتمالاً به طرح نظام‌وارة مسائل اجتماعی (پروبلماتیک) جامعة ایران کمک کند، چنین گرایشی همزمان با موانع متعدد نظری (دشواری‌های مفهومی، روشی، تئوریک) و عملی (دشواری‌های برآمده از ویژگی‌های جامعة علمی، نظام و زیست جهان اجتماعی) متعددی روبه‌روست.  

اقتصاد سوگواری

دوره 7، شماره 1، بهار 1392، صفحه 4-29

عمادالدین باقی

چکیده اساس این تحقیق در بیان نظریة همآغوشی حوزههای عرفی و قدسی، دین و دنیا و
امور لاهوتی و ناسوتی و نقد تصور رایج حقیقی دانستن دوگانه بینی در این عرصه است.
این تحقیق در ادامة نوشتههای دیگر نگارنده و مطالعات تجربی برای نشاندادن
اعتباری بودن این تفکیک بوده و اینبار موضوع سوگواریها را برای اثبات تجربی نظریة
خویش برگزیده است. بخشی از تحقیق در زمینة وسایل سوگواری است و میخواهد
نشان دهد که نابانگاری دربارة کنشهای مذهبی و برچسب قدسیزدن صرف به آن با
واقعیت اجتماعی همخوانی ندارد و در واقعیت اجتماعی امور قدسی کاملاً از امور
دنیوی منتزع نیستند، چنانکه سوگواریها با وجود جلوة مذهبی و معنوی خود
به شیوه های گوناگونی با زندگی مردم پیوند دارند. از جمله اینکه گردش مالی عظیمی
در پشت سوگواریها نهفته است که در دوام این کنش مؤثر است

تحلیل جامعه‏ شناختی سلفی‏ گری به‏ مثابۀ یکی از منابع هویت ‏ساز در کردستان ایران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 4-29

منصوره اعظم آزاده، هاوژین بقالی

چکیده با پایان جنگ سرد و عقب‏نشینی سوسیالیسم دربرابر نظام سرمایه‏داری و شکست روند نوسازی در بین دولت‏های جهان اسلام،   زمینه برای رشد فکری جریانی ایدئولوژیک و سیاسی در خاورمیانه با عنوان اسلام مقاومت مهیا‏ شد. اگرچه این جریان بدون توجه به مرز‏های جغرافیایی و ملی در سراسر جهان حضور پیدا کرده است، به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی در برخی مناطق حضوری پررنگ‏تر و مؤثرتر داشته است. بعد از حملۀ نیروهای ائتلاف در سال 2003 میلادی به عراق، مناطق کردنشین عراق و ایران از جمله مناطقی هستند که این جریان فکری و اجتماعی را با عنوان سلفی‏گری در بین خود پذیرفته‏اند. این مقاله درصدد است که ضمن معرفی این جریان اجتماعی و تقسیمات درونی آن، به چرایی و چگونگی تبدیل سلفی‏گری به منبعی هویتی برخی از کردهای اهل سنت ایران بپردازد. بدین‏منظور، مقاله با بهره‏گیری از روش مطالعۀ موردی و استفاده از تکنیک مشاهدۀ همراه با مصاحبه و کدگذاری نظری و مضمونی در میان جمعیت هدف، به‏ گردآوری اطلاعات مورد نیاز در نظام معنایی و جهان‏بینی و تفکر اجتماعی کردهای سلفی ایران پرداخته است. نتایج نشان می‏دهد که تفکر سلفی حول محور مفاهیمی‏ همچون توحید، تکفیر، جهاد، طاغوت،  آرمان‏گرایی، شمولیت دین و... شکل ‏گرفته است. همچنین ساختار و چگونگی سازماندهی سلفی‏های کرد ایران را می‏توان در قالب چهار‏ گروه جهادی‏های رادیکال، جهادی‏های میانه‏رو، غیرجهادی‏های سنتی و غیرجهادی‏های محافظه‏کار مقوله‏بندی کرد. در نهایت و با بهره‏گیری از اطلاعات به دست آمده به نظر می‏رسد سلفی‏گری با تأکید بر مفهوم اعتراض به وضع موجود، با تأکید و پایبندی بر گذشتۀ آرمانی اسلام و با داشتن برچسب تندروی و بنیاد‏گرایی، در واقع نوعی هویت مقاومت مبتنی بر مفهوم شمولیت دین در برابر گفتمان غالب و سکولار جامعۀ کُرد را مطرح می‏کند و بدین وسیله آن را برای دیگران به نمایش می‏گذارد.  

عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با احساس امنیت در فضای خانواده

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 4-24

حسین افراسیابی، یاسین پورخرم، سجاد ممبینی

چکیده خانواده از بنیادی‌ترین عوامل توسعة فردی و اجتماعی در جوامع مختلف است و نقش بی‌بدیلی در رشد احساس امنیت کنشگران اجتماعی دارد. برای آنکه خانواده نقش و کارکرد اجتماعی خود را به‌خوبی انجام دهد، قبل‌از هرچیز باید از فضایی امن و پویا برخوردار باشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با احساس امنیت در فضای خانواده‌های شهر شیراز انجام شد. رویکرد تحقیق کمی و روش آن پیمایشی بوده است. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامة محقق‌ساخته جمع‌آوری شد. برای پایایی پرسش‌نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جامعة آماری شامل خانواده‌های شهر شیراز بوده است که به‌ این‌منظور 500 خانواده به شیوة طبقه‌ای تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که رابطة معناداری بین احساس امنیت در فضای خانواده با میزان دین‌داری، رضایت از زندگی، امکانات زندگی، انحرافات اجتماعی، روابط اجتماعی، تحصیلات والدین و درآمد خانواده وجود دارد. براساس رگرسیون چندمتغیره، رضایت از زندگی و انحرافات اجتماعی اعضای خانواده، مهم‌ترین متغیرهای تبیین‌کنندة احساس امنیت در فضای خانواده افراد مورد مطالعه است. 

نقش ارتباطات میان فردی در مشارکت سیاسی مطالعة موردی: انتخابات نهمین دورة مجلس شورای اسلامی در شهر تهران

دوره 9، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 4-28

هادی خانیکی، مصطفی رهبر

چکیده مقالة حاضر حاصل مطالعهای درباب ارتباطات میانفردی و بررسی نقش آن در مشارکت سیاسی و مقایسة تأثیر ارتباطات میانفردی و رسانهها در انتخابات است. به این منظور، نظریة جریان دومرحلهای ارتباطات لازارسفلد، که رابینسون آن را تکمیل و اصلاح کرده است، مبنا قرار گرفت. براساس نظریة رابینسون، جامعه دستکم به سه بخش رهبران، پیروان و افراد غیرفعال تقسیم می شود و جریان اطلاعات انتشاریافته از سوی رسانه همة بخش ها ی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. علاوهبرآن، اطلاعات ونفوذ از رهبران به پیروان جریان مییابد. نمونة آماری این مطالعه 840 نفر تعیین شد که با روش پیمایش و تکنیک مصاحبة ساختمند، دادهها از مناطق 22 گانة شهر تهران در انتخابات مجلس « ارتباطات میانفردی » جمعآوری شدند. طبق نتایج به دست آمده شورای اسلامی در سال 90 قویتر و مؤثرتر از رسانه ه ای جمعی بوده است. علاوه براین، شهروندان در این تحقیق براساس ارتباطات میان فردی در رفتار سیاسی به پنج دستة فردگرا، منفعل، پیرو، رهبر و گفتوگویی تقسیم شدند و مشارکت سیاسی و مصرف رسانه ای هریک بررسی شد.

اسلام بنیادگرا در تقابل با اسلام صوفیانه (تحلیل ریشه‌های جامعه‌شناختی رشد سلفی‌گری در کردستان)

دوره 10، 2-3، تابستان 1395، صفحه 4-35

یعقوب احمدی، آزاد نمکی

چکیده به‌لحاظ تاریخی، نگرش نهادینه‌شدة دینی در کردستان، نوعی اسلام عرفانی و صوفیانه بوده‌است که فرقه‌های گوناگونش، با وجود تفاوت­ در مناسک و نظام سلسله­مراتبی­شان، جملگی، تمایزی بنیادین با انواع نگرش­های شریعت­مدار و فقه­محور داشته­اند. از میان مکاتب گوناگون عرفانی، دو طریقت قادری و نقشبندی بیشترین پایگاه اجتماعی را در میان کردهای اهل سنت کسب کرده و حوزة نفوذ خود را در سرتاسر کردستان گسترده­اند. عوامل متعددی نظیر وقوع انقلاب اسلامی شیعی در ایران و برآمدن ایدئولوژی شیعی ازیک­سو و انواع ایدئولوژی­های بنیادگرایانة سنی و شعله­ورشدن رقابت میان آنان در ملل اسلامی، ازسوی دیگر، تأثیری بنیادین بر نگرش­های دینی همة جوامع مسلمان و نیز کردستان داشته‌است. تبدیل‌شدن این جریان پان‌اسلامی به خوانشی جدی و پرطرفدار در جهان اسلام و حمایت­های مالی، آموزشی و گاه لجستیکِ محافل و جریان‌های قدرتمند عربی و اسلامی از باورمندان به این نحله در کردستان، به‌مثابة عوامل اثرگذار، و نیز وجود عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کمک‌کنندة داخلی، به‌مثابة عوامل زمینه‌ای، بستر مناسبی برای رشد و نضج آن در کردستان فراهم آورده‌است. این پژوهش، به‌شیوه­ای اسنادی و با تکیه بر منابع تاریخی، شواهد میدانی و رسانه­ای و آمارهای منتشرشدة بین­المللی، به بررسی شیوه­های ورود و علل رشد و گسترش اسلام سلفی در میان کردهای اهل سنت ایران می­پردازد. به‌نظر می­رسد، تغییرات سریع­تر از آنچه تصور می­شود، درحال روی‌دادن است و کردستان نیز همانند دیگر مناطق سنی‌نشین خاورمیانه، از امواج بنیادگرایی شعله­ور خاورمیانه در امان نباشد.  

الگوی داده‌بنیاد شبکه‌های یادگیری‌ـ‌ نوآوری دانشجویی

دوره 11، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 4-33

امین باقری، محمد یمنی‌دوزی سرخابی، مقصود فراستخواه، اباصلت خراسانی

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی و تدوین الگوی نظری تبیین وضعیت موجود شبکه‌سازی دانشجویان در فرآیند یادگیری‌ـ نوآوری است. این پژوهش با رویکرد کیفی اکتشافی و با روش داده‌بنیاد (اشتراوس و کوربین) انجام شده است. جامعة تحقیق را 47 نفر از دانشجویان منتخب دانشگاه‌های شهیدبهشتی، علوم‌پزشکی شهیدبهشتی، تهران و صنعتی‌شریف تشکیل داده‌اند که با روش نمونه‌گیری نظری هدفمند و دردسترس انتخاب شده‌اند. داده‌های حاصل از «مصاحبة عمیق و نیمه‌ساختارمند» با روش کیفی مقوله‌بندی نظام‌مند تحلیل شدند. یافته‌ها درباب الگوی شبکة یادگیری‌ـ نوآوری دانشجویان حاکی از این است که مدیریت منظومة یادگیری، به‌مثابة مقولة محوری و مبنای شبکه‌سازی اجتماعی دانشجویان قرار می‌گیرد. بدین‌صورت، برخلاف رویکرد کارکردی مرسوم مبنی بر نقش تسهیل‌کنندة شبکه‌سازی در مسیر یادگیری‌ـ نوآوری، منظومة یادگیری است که شبکه‌های بین‌فردی دانشجویان را شکل می‌دهد؛ بنابراین، دامنة وسیعی از حضور اجتماعی آگاهانه و چندبعدی تا سرگردانی اجتماعی در بستر اجتماعی تحصیل جریان می‌یابد که درنهایت پیامدهای گوناگونی از تحقق نوآوری تا فرسودگی تحصیلی را سبب می‌شود.  

تجربة پذیرش فرزندخواندگی به‌مثابة مسئلة اجتماعی (مطالعة خانوادة جانبازان قطع‌نخاعی)

دوره 12، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 4-27

سیدحسن حسینی، قاسم اویسی فردویی

چکیده موضوع مقالة حاضر مسئلة پذیرفتن فرزندخوانده، ابعاد مختلف آن و نیز تجربة زیستة خانواده‌های جانبازان قطع‌نخاعی درباب فرزندخوانده است. موضوع فرزندخواندگی در خانوادة جانبازان زمانی معنی پیدا می‌کند که بسیاری از جانبازان قطع‌نخاعی، به‌دلیل ناتوانی جسمی و جنسی، قابلیت داشتن فرزند را ندارند و به‌ناچار، به پذیرفتن فرزند روی می‌آورند. حال، سؤال این است که آنها موقعیت خود را پس از پذیرفتن فرزند و نحوة مواجهه با آن چگونه روایت می‌کنند. با چه دشواری‌های احتمالی دراین‌زمینه مواجه شده‌اند؟ به‌نظر می‌رسد خانواده‌ها با دشواری‌های مختلفی مواجه شده‌اند که پیش‌بینی‌پذیر نبوده است. انتخاب روش نظریة مبنایی، به‌مثابة روشی کیفی، نخست، به فهم عمیق‌تر موضوع می‌انجامد، و دوم، به بسط بیشتر مفاهیم نظری و امکان نظریه‌سازی دراین‌باره کمک می‌کند. سوژه‌های تحقیق را 20 نفر از جانبازان قطع‌نخاعی (اعم از قطع‌نخاع از کمر و قطع‌نخاع از گردن) در سه شهر تهران، قم و اصفهان تشکیل داده‌اند. مطابق یافته‌ها، جانبازان در مواجهه با مشکلاتی چون تنهایی و بروز اختلافات خانوادگی ناشی از آن، به‌منظور ایجاد پیوندهای بیشتر عاطفی، مناسب‌ترین راه را پذیرفتن فرزندخوانده تشخیص داده‌اند، اما به‌مرور زمان با رسیدن فرزند به سن بلوغ، به‌ویژه از دورة دبیرستان به بعد، خانواده‌ها با مسائل و دشواری‌های چندوجهی مواجه شده‌اند. پنهان‌کردن موضوع فرزندخوانده با عنوان «راز بزرگ»، مسئلة «محرم و نامحرمی»، برخورد اقوام و دوستان، موضوع تک‌فرزندی، موانع حقوقی، دشواری‌های عرفی و عدم پذیرش جامعه «طرد یا ترحم اجتماعی» را می‌توان ازجمله مسائل پذیرفتن فرزندخوانده در چنین خانواده‌هایی برشمرد. 
 

ضرورت وجودی و اهمیت کارکردی بازگشت به اجتماعات محلی (گسست‌ها و فرصت‌ها)

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 4-30

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38121

محسن ابراهیم‌پور

چکیده کارکرد و نقش تاریخی جامعة روستایی ژرفتـر و گسـتردهتـر از فرهنـگ کشـاورزی و عرضة مازاد تولید و نیروی انسانی به بخشهای شهری، صنعتی، هنری و تجاری اسـت. در حوزة کشاورزی، فرآیندهای عمقیشدن کشت و اکتشافات و اختراعات مربوط به آن معلولِ سرشت ارزشمند جامعة روستایی است. ایـن پـژوهش بـا اسـتفاده از روشهـای اسنادی و پیمایشی اجرا شد. از میان حدود 3000 کتاب و گزارش علمـی و پژوهشـی، سیصد منبع با همکاری دانشجویان ارشد توسـعة روسـتایی مـرور و مقولـهبنـدی شـد. نگارنده با استفاده از دادههای پیمایشی و آمارهای نمونـهای، بـه تحلیـل شـاخصهـای روستایی و کشاورزی پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که در طول دهة اول انقـلاب و در پی توسعة مشارکتی، استانداردهای زیستی بسیاری از روسـتاها و منـاطق محـروم افزایش یافته، میزان مرگومیر اطفال کاهش پیدا کرده و سـطح برخـورداری و آگـاهی روستاییان بالا رفته است، اما در پی بخشیشدن ساختار توسعة روستایی، که دیرزمـانی تا سطح وزارتخانه ارتقا یافته بود، بسیاری از شاخصهای توسعه در دو دهة اخیـر سـیر نزولی داشته است. باوجوداین، جوامع روستاییای که 38/5 درصد اراضی زراعی دارنـد، بیش از 50 درصد محصولات غذایی و 70 درصد محصولات کاربردی را تولید میکنند. ازآنجاکه توسعة روستایی و رشد کشاورزی دو روی یک سکهاند، پیشـرفت هـمزمـان وتوأمان جوامع روستایی و کشاورزی و کاهش حاشیهنشینی شهری در گرو تحقق اصول راهبردی حمایتگرایی نوین قرین موفقیت خواهد بود. ازطـرف دیگـر، نسـبت متوسـط درآمد خانوار روستایی، از 60 درصد در سال 1391، به 56 درصـد در سـالهـای اخیـر تنزل یافته است. افزایش ضریب انگل و روند فزایندة نابرابری بـین جوامـع روسـتایی و شهری هم در افزایش سوءتغذیه و بیماری و شتاب حاشیهگزینی مؤثر است. درنتیجـه، ضروریترین راهکار جهت تعدیل طغیان حاشـیه علیـه مـتن، بازگشـت بـه اجتماعـات محلی و ایجاد نهاد هماهنگی و مدیریت توسعة روستایی است. این مقاله بـه شـرح چگونگی و فرآیند چنین کوششی میپردازد.

بررسی عوامل موثر بر دلبستگی به منطقه مسکونی :مطالعه موردی :شهر کرمان"

دوره 5، شماره 1، بهار 1390، صفحه 5-41

مهدی امیر کافی، شکوفه فتحی

چکیده دلبستگی به مکان مسکونی مبین احساس تعلقی است که افراد نسبت به محله مسکونی خود دارند.این پیونده های عاطفی<به ویژه با خاطرات،تجربیات و حوادث مهم زندگی اشخاص مرتبط است.دلبستگی به محیط های مسکونی از آن رو اهمیت دارد که عمل جمعی را تسهیل میکند،مشارکت سازمانی را افزایش میدهد،سرمایه گذاری را تشویق میکند و فرصت مناسبی جهت رشد و توسعه اجتماعی محلات مسکونی فراهم می سازد.تحقیق حاضر با بهره گیری از الگوی نظام مند ،مفهوم ارزش کاربری محله مسکونی و نظریه بی سازمانی اجتماعی،به مطالعه دلبستگی به محله مسکونی می پردازد و علل آن را مورد بررسی قرار میدهد.این تحقیق از نوع پیمایشی است که در آن با استفاده از نمونه خوشه ای چند مرحله ای با 320 نفر از افراد بالای 20 سال ،ساکن در مناطق مسکونی شهر کرمان مصاحبه شده است که در بین آنها،اطلاعات 300 پرسشنامه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.یافته ها نشان داد که متغیرهای پیوندهای اجتماعی محلی ،دسترسی به امکانات و تسهیلات ،احساس امنیت و نظم اجتماعی،اثرات معنی داری بر دلبستگی به محله مسکونی دارند.همچنین،تاثیر غیرمستقیم متغیر مدت اقامت که از طریق پیوندهای اجتماعی محلی صورت می گیرد،بیش از تاثیر مستقیم آن بر متغیرهای وابسته است.در مجموع نتایج تاثیر رگرسیون،نشان میدهد که متغیرهای اصلی تحقیق 59 درصد از تغییرات دلبستگی به محله مسکونی را تبیین کرده است.