کلیدواژه‌ها = فرهنگ

تبارشناسی سیاست‌گذاری فرهنگی امنیت‌مدار در ایران

دوره 16، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 3-26

https://doi.org/10.22034/jss.2023.555761.1699

احمد جعفری، سید حسین سراج زاده، ابراهیم توفیق

چکیده از منظر گفتمان فرهنگی امنیت‌مدار، فرهنگ برای حکومت اهمیت راهبردی دارد، چون با امنیت و توسعۀ جامعه پیوند خورده است. از این نظر، مهندسی فرهنگی برای خلق ملتی یک پارچه اساسی است. ملتی که توانایی احیای تمدن نوین اسلامی در آینده را داشته باشد. اساساً، این گفتمان اعضای جمعیت را به صورت مادۀ خامی برای ملت-سازی می‌بیند و اگر چنین چیزی در افراد به چشم نخورد مایۀ نگرانی خواهد بود. ذیل این گفتمان، دستگاه سیاستگذاری فرهنگی سازوکار مناسبی برای تبدیل افراد به سوژه‌های منقاد است. در پژوهش حاضر، روش تبارشناسی برای فهم شرایطی به کار می‌رود که شکل‌گیری این گفتمان را ممکن کرده است. یافته‌ها حاکی از آن هستند که شکست دولت در خلق سوژه‌های منقاد به غلبه یک رویکرد محافظه‌کار در سیاستگذاری فرهنگی منجر می‌شود. به صورت ساختاری، توانایی دولت برای خلق سوژه‌های مطلوب، به ظرفیت آن برای تامین رفاه شهروندان بستگی دارد؛ اما در دوران پس از جنگ، اصلاحات اقتصادی مبتنی بر تعدیل ساختاری و پایبندی دولت به پس کشیدن از سیاست اجتماعی، به طرد اجتماعی گسترده منتهی شد. در نتیجه، توانایی سوژه‌سازی دولت به شدت تضعیف شد. در این شرایط، واقعیت اجتماعی به چشم نخبگان سیاست‌گذار به صورت تهدید دیده شد. در مواجهه با این تهدید، تمایل دولت برای امنیتی‌سازی و پلیسی‌سازی سیاستگذاری فرهنگی افزایش یافت. 
 
 

معانی فرهنگی غذای دوران بارداری: مطالعه‌ای با روش مردمنگاری

دوره 13، 4(دومین ویژه نامه یزد)، زمستان 1398، صفحه 55-77

https://doi.org/10.22034/jss.2019.47854

فریبا صدیقی

چکیده تغذیه به‌عنوان نیاز زیستی در فرهنگ‌های مختلف جلوه‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. به‌عبارتی، فرهنگ، الگوهای شناختی مطلوب برای انتخاب غذا به افراد عرضه می‌کند. مطابق با این نوع نگاه، فهم معانی تغذیه به فهم فرهنگ کمک می‌کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مردم‌نگاری به مطالعۀ فرهنگ تغذیۀ بارداری در شهر یزد پرداخت. یافته‌ها نشان داد الگوی شناختی تغذیه در بین زنان مورد مطالعه مبتنی بر دوگانۀ گرم/سرد و تر/خشک است و این الگو در دوران بارداری مطرح است. براساس یافته‌های پژوهش، الگوهای فرهنگ تغذیۀ دوران بارداری با توجه به اساطیر، خِرَد تغذیۀ مادربزرگ‌ها، میزان دسترسی زنان و خانواده‌های آن‌ها به سرمایۀ اقتصادی و دسترسی زنان به شبکۀ حمایتی خانواده تغییر می‌کند. رمزگان تغذیۀ این دوران، مرزبندی‌هایی میان زنان باتجربه/بی‌تجربه و مادران سهل‌انگار/ایدئال تعریف می‌کند. همچنین، مرزهای جنسیتی در امر تخصیص غذا بازتعریف می‌شود. مطابق با یافته‌ها، افراد با خوردن، طعم فرهنگ را درونی می‌کنند و آن را نسل به نسل انتقال می‌دهند.
 

طراحی الگوی خانواده مستحکم" "موضوع سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی"

دوره 11، 1 (اولین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، بهار 1396، صفحه 36-68

فاطمه حاجیان مقدم، رضا صالحی امیری، غلامرضا غفاری

چکیده هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تعیین ابعاد، مؤلفه­های اثرگذار بر استحکام خانواده است. الگوی به کار گرفته در پژوهش، رهیافتی فرارشته‌ای است که با استفاده از چارچوب نظری ترکیبی در حوزه ادبیات توسعه در زمینه کیفیت زندگی، حوزه روانشناسی و همچنین ویژگی­های خانواده مطلوب بر اساس فرهنگ بومی )اسلامی-ایرانی( و از طریق کمّی سازی مفاهیم نظری با کمک فراتحلیل مطالعات خانواده، فازهای دلفی و تحلیل عاملی صورت پذیرفته است. ابزارگردآوری داده­ها پرسشنامه محقّق ساخته است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. پایایی آن هم با روش همسانی درونی با استفاده از آلفا کرون باخ برای بخش های مختلف؛ بالاتر از %74 درصد تائید شد.
الگوی پیشنهادی این پژوهش دارای ساختار چند بعدی و متأثر از عوامل متعدد است و ویژگی­های خانواده مستحکم ایرانی را معرفی می­نماید .این الگو بر پایه ۴ اصل بنیادین،29 مؤلفه کلیدی در ابعاد سه گانه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی؛چشم­اندازی یکپارچه و کل­نگرانه درباره خانواده مستحکم ارائه می­دهد.
 

مفاهیم فرهنگی مناقشه‌برانگیز در کتاب‌های آموزش زبان انگلیسی ایران: بررسی مقایسه‌ای نظرات اساتید علوم‌انسانی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 65-89

محمد عامریان، آرام رضا صادقی

چکیده این پژوهش به مقایسة نظر استادان رشته‌های حوزة علوم‌انسانی دربارة برخی مفاهیم فرهنگی مناقشه‌برانگیز یا دارای قبح عمومی موجود در کتاب‌های آموزش زبان انگلیسی در ایران می‌پردازد. بدین‌منظور، با مراجعه به کتاب‌های رایج آموزش زبان انگلیسی، مشاوره با استادان زبان انگلیسی و علوم‌اجتماعی و بررسی دید عمومی جامعه، فهرستی از 20 واژة مبیّن مفاهیم یادشده درقالب پرسش‌نامه‌ای تشریحی و دارای ارزش‌گذاری عددی تهیه شد و برای نظردهی در اختیار استادان مشارکت‌کننده قرار گرفت. جامعة آماری این تحقیق برای بررسی‌های مقایسه‌ای، تعمداً محدود و شامل استادان رشته‌های زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات انگلیسی، زبان‌شناسی همگانی، زبان و ادبیات عرب، الهیات، و فقه و مبانی حقوق اسلامی در دانشگاه سمنان بوده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان‌دهندة خنثی‌بودن تعداد بیشتری از مفاهیم مزبور برای استادان رشته‌های زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات انگلیسی و زبان‌شناسی و درواقع تساهل و مسامحة آنها درقبال این مفاهیم بود. درمقابل، پاسخ استادان رشته‌های حوزة الهیات، معارف اسلامی و زبان عربی حاکی از آن بود که این استادان مؤانست کمتری با واژه‌های یادشده دارند و برای مفاهیم فرهنگی مزبور قبحبیشتری قائل‌اند. به‌عقیدة انجام‌دهندگان این پژوهش، داشتن پیشینة تحصیلی زبانی و درنتیجه آشنایی بیشتر با ادبیات و فرهنگ غرب در دستة اول و داشتن سابقة تحصیلی در حوزة مذهب و نگاه ارزشی و دینی قوی‌تر به‌دلیل تسلط بر مبانی اسلامی و فقهی در دستة دوم از دلایل احتمالی نتایج به‌دست‌آمده است.*
* . با تشکر از سرکار خانم فروغ کرم‌پور دانشجوی دانشگاه سمنان که ما را در انجام این پژوهش یاری دادند.

شاخص های توسعه انسانی و فرهنگ سیاسی دموکراتیک(تحلیل ثانویه داده های پیمایش ارزش های جهانی برای استانهای ایران)

دوره 6، شماره 1، بهار 1391، صفحه 3-32

یعقوب احمدی، رسول ربانی، آزاد نمکی

چکیده اهمیت نقش ارزش های توده در گذار به دموکراسی در سالهای اخیر برجستگی خاصی یافته است.اگرچه دیرینه شناسی مفهومی حکایت از تاکید اندیشمندانی مانند ارسطو و افلاطون بر اهمیت نقش ارزش های شهروندان در سیاست دارد،در دهه های اخیر و به طور خاص با مطالعه"فرهنگ مدنی"آلموند  و وربا بود که توجهات بیش از پیش به این سو رهنمون شد.مطالعه حاضر نیز در همان راستا،البته با طرح نظریات و تجربیات نو، درباره ارزشها انجام گرفته است.داده های مورد استفاده برای آزمون فرضیه اصلی تحقیق از مجموعه داده های پیمایشی جهانی ارزشها(WVS) ،موج پیمایش سالهای 2005 تا 2008 اخذ شده است.این پیمایش در ایران در سال 2007 با 2667 نمونه آماری به انجام رسیده است.در این مجموعه داده ها استان محل سکونت پاسخگو در یکی از متغیرهای آن ثبت شده است و بر این اساس، امکان مقایسه میزان ارزش های رهایی بخش پاسخگویان به تفکیک استانی مهیا شده است.در این پژوهش استانهایی که تعداد نمونه آنها در مجموعه داده ها زیر 40 نفر بود حذف شدند،لذا تحلیل نوشتار حاضر مبتنی بر 21 استان از مجموع استانهای ایران بوده و با در نظر گرفتن استانهای خراسان جنوبی و شمالی که داده های آنها در استان خراسان رضوی ادغام شده اند در مجموع تحلیلها مبتنی بر 19 استان باقی مانده خواهد بود. نتایج حاکی از ارتباط معنی دار میان وضعیت شاخص توسعه انسانی)HDI),و زیرمجموعه های آن یعنی درآمد سرانه،امید به زندگی و سطح آموزش با ارزش های رهایی بخش یعنی نوع دموکراتیک فرهنگ سیاسی است.یافته ها همچنین نشان از آن دارند که شاخص توسعه انسانی به تنهایی بیش از 28.2 درصد از واریانس گونه دموکراتیک فرهنگ سیاسی در استانهای ایران را تبیین می کند.

طرح "روش‌شناسی گفتگو" در پژوهش‌های فرهنگی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 132-153

منیژه مقصودی، جبار رحمانی

چکیده روش‌شناسی در تحقیقات انسان‌شناختی، همانند سایر رشته‌های علوم اجتماعی، بخش بسیار اساسی پژوهش به‌شمار می‌آید. با وجود ادعاهایی که دربارة عام بودن روش‌شناسی‌ها وجود دارد، در حوزة انسان‌شناختی می‌بایست این مسئله را پذیرفت که روش‌شناسی‌های موجود برحسب نوع رابطة پژوهشگران فرهنگی با موضوع تحقیق و شرایط و زمینه‌های این رابطه شکل گرفته‌اند. این رابطه در زمینه‌ای از پیش‌فرض‌های روش‌شناختی آن علم و نوع رابطة سیاسی که میان محقق و موضوع به طور ضمنی و صریح وجود دارد شکل می‌گیرند. این موضوع را بیش از همه می‌توان در تحقیق در زمینة مسائل بومی که محقق هم جزئی از آن است دید. این نوع پژوهش‌ها خارج از عرف روش‌شناسی پژوهش‌های فرهنگی در انسان‌شناسی است که محققی غریبه و غربی، در مورد مردمی بومی و غیرغربی به پژوهش می‌پردازد. در این مقاله بر مبنای کار میدانی انسان‌شناختی در حوزة مناسک دینی در ایران (حوزه‌ای که خود محققان هم بدان تعلق داشته‌اند)، به طرح روش‌شناسی گفتگویی برای انسان‌شناسی بومی خواهیم پرداخت. برای این هدف با نقد معرفت‌شناختی پارادایم روش‌شناسی انسان‌شناختی و کاستی‌های آن برای انسان‌شناسی بومی، و با توجه به این بحث که فرهنگ بیش از همه در حوزة ناخودآگاه ذهن مردم قرار دارد، روش‌شناسی گفتگوی معطوف به خودآگاهی مطرح شده است. بر مبنای این روش‌شناسی، گفتگو مناسب‌ترین راهی است که دانش ضمنی‌ای که محقق و موضوع در آن مشترک هستند، در قالب گفتار، به سطح خودآگاه و به موضوعی برای تأملات انسان‌شناختی و فرهنگی تبدیل شود.