کلیدواژه‌ها = مردم‌نگاری

قدم زدن با نسل زِد؛ مردم‌نگاری زیست‌جهان نسل زِد در فضاهای عمومی شهر بروجرد

دوره 19، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 133-161

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2090141.1950

فرشاد گودرزی

چکیده زمینه و هدف: این پژوهش با هدف واکاوی مردم‌نگارانه زیست‌جهان و تجربه‌ زیسته نسل زد در فضاهای عمومی و پاتوق‌های شهری بروجرد انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی بازپس‌گیری «حق به شهر» و تولید «فضاهای زیسته» توسط نوجوانانی است که در شکاف میان سنت‌های بومی و الگوهای جهانی زیست می‌کنند.
روش و دادهها: روش‌شناسی این مطالعه، مردم‌نگاری با تأکید بر مشاهده مشارکتی، مصاحبه‌های عمیق و واکاوی نشانه‌شناختی در پاتوق‌های کلیدی (خیابان تختی، پاساژ نیلوفر، میدان شهدا و بوستان فدک) طی سال ۱۴۰۴ بوده است.
یافتهها: یافته‌های پژوهش نشان داد که نسل زد در بروجرد از طریق «تاکتیک‌های حضور»، فضاهای تجاری و تفریحی را به «صحنه‌های اجرای هویت» بدل کرده و با استفاده از استایل اورسایز، موسیقی دریل و مناسک بدنمند (نظیر ویپینگ)، نظم انضباطی شهر را به چالش می‌کشد. در این میان، بهره‌گیری از زبان غیررسمی، واجد کارکردی «کارناوالی» است که با وارونگی موقت نظم حاکم، خیابان را به ابزاری برای اشغال نمادین فضا تبدیل می‌کند. تحلیل داده‌ها حاکی از شکل‌گیری «فردگرایی جمعی» در اکیپ‌های نئوقبیله‌ای است که از طریق «زیست هیبریدی»، پاتوق را به رسانه‌ای برای کسب سرمایه خرده‌فرهنگی تبدیل می‌کنند.
بحث و نتیجهگیری: نتایج نشان می‌دهد که فراتر از اشتراکات فرهنگی، تفاوت‌های جنسیتی همچنان در الگوهای حضور و مدیریت بدن تداوم دارد؛ فرآیندی که «بازآرایی جنسیتی» در قالب‌های نوین صورت‌بندی می‌کند. این نسل با مدیریت تأثر در مواجهه با «دیگری هنجارگذار»، سوژگی خود را در شهرهای میانی بازتعریف کرده و بر ضرورت گذار مدیریت شهری از رویکردهای طردکننده به سمت به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و فضایی تأکید دارد تا شکاف میان شهر رسمی و شهر زیسته ترمیم یابد.

کودکان رنج‌کش‌‌ و تقلای اخلاقی: پژوهشی مردم‌‌شناختی در محله‌ای حاشیه‌نشین در تبریز

دوره 18، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-26

https://doi.org/10.22034/jss.2025.551837.1684

اصغر ایزدی جیران

چکیده آثار مردم‌نگارانۀ‌ اولیه کودکان را دریافت‌کنندگان‌‌ منفعل فرهنگ بازنمایی می‌کردند‌‌، اما آثار اخیر آن‌ها را همچون سوژه‌هایی‌‌ تجربه‌کننده‌‌ و دارای معنا و ارزش می‌دانند‌‌ که باید برای علم اجتماعی جدی گرفته شوند. این مقاله با تکیه بر پژوهش میدانی مردم‌نگارانه‌‌، چگونگی تجربۀ کودکی در یک محلۀ‌‌ حاشیه‌نشین‌‌ را بررسی می‌کند. تحقیق میدانی‌‌ در محلۀ‌‌ قُپانلار در تبریز طی سال‌های‌‌ 1394 تا 1399 انجام شده و جمع‌آوری داده‌ها از طریق مشارکت، مشاهده و گفت‌وگو صورت گرفته است.  این مطالعۀ مردم‌شناختی‌‌ بر شرایط واقعی زیست کودکان، انتظارات خانواده‌ها‌‌ و سازمان‌های‌‌ غیردولتی از آن‌ها و واکنش کودکان به زندگی فقیرانه متمرکز است. روایت مردم‌نگارانۀ‌‌ کودکان حاشیه‌نشین‌‌ از دوران جنینی آغاز می‌شود‌‌؛ زمانی که کودکان تحت تأثیر کالایی‌سازی‌‌ خدمات بهداشتی، دچار ضعف و نقص می‌شوند‌‌. سپس کودکان گرسنگی و میل‌های سرکوب‌شده را تجربه می‌کنند. آن‌ها دوران بیکاری شدید پدرهای کارگر و زندگی در کوچه‌های صدپله‌ای و خانه‌های روی تپه‌ها با سقف‌های ترک‌خورده و در حال ریزش را تجربه می‌کنند. کودکان قُپانلار به هفت‌سالگی‌‌ که می‌رسند‌‌، قربانی خشونت نمادین سازمان‌های‌‌ غیردولتی و خانواده‌هایشان‌‌ می‌شوند‌‌؛ چون در شرایط کالایی‌سازی‌‌ آموزش، سبک زندگی طبقات بالاتر بر آن‌ها تحمیل می‌شود. با وجود این، واکنش کودکان به چنین شرایطی «تقلایی اخلاقی» است. آن‌ها که پدر و مادرهایشان  را در رویارویی با فقر تنها می‌یابند‌‌، با دوختن کفش و زباله‌گردی، از آن‌ها حمایت می‌کنند.  

مرزنشینی بدون مردان: مردم‌نگاری روزمره‌ زنان هورامان

دوره 17، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 29-51

https://doi.org/10.22034/jss.2024.2022425.1826

سحر باباصفری، نافع باباصفری

چکیده فرصت‌ها و چالش‌های مرز، بیشتر از آن‌چه به نظر می‌رسد به زنان گره خورده است. پژوهش‌های مرز، کنشگران مرد را مورد کنکاش قرار می‌دهند و عموماً زنان مرزنشین مورد غفلت بوده‌اند. هورامان به عنوان منطقه‌ای مرزی، هم چون دیگر مناطق مرزی کردستان، همواره با فرصت‌ها و چالش‌هایی روبرو بوده است چنان‌ که در سال‌های اخیر مردانی از هورامان ایران به عنوان «کارگران مرزی مهاجر» به صورت روزمزد، به دور از خانواده در کردستان عراق مشغول به کار می‌شوند. این پژوهش به روش مردم‌نگاری و بر مبنای مفاهیم اینترسکشنالیتی(درهم‌تنیدگی) تدوین شده است تا به واکاوی زیست‌جهان روزمره‌ زنان هورامی مرزنشین بپردازد. بر پایه این پژوهش می‌توان گفت که به طور عام، مرکزنشینان و به طور خاص جامعه دانشگاهی، نیازمند آگاهی بیشتری از شیوه‌های مختلف زندگی زنان مرزنشین هستند و باید در تغییرات اجتماعی به راه‌هایی که مورد نظر زنان مرزنشین می‌باشد اهتمام بیشتری نشان داده شود و این امر نیازمندِ نزدیک شدن به افق‌های زنان مرزنشین و توجه به تعاریف زنان از زنانگی، هویت، تبعیض‌ها و دیگر دغدغه‌های روزمره زنان مرزنشینی است که بیشتر ایام سال را باید بدون حضور مردان خانواده، در رنج سپری نموده و بار زندگی را به دوش بکشند. نتایج این مردم‌نگاری نشان می‌دهد رفع چالش‌های روزمره‌ زنان منطقه هورامان، پیش از آن که با هژمونی نظام مردسالارانه مواجه شود با عواملی دست به گریبان است که مانع توانمندسازی نه فقط زنان بلکه مردان نیز هست. بر این مبنا، رفع تبعیض‌های خاص زنان، به تنهایی میسر نیست زیرا به شکل پیچیده‌ای با تبعیض‌ها علیه مردان درهم تنیده است.