تحلیل ظرفیتهای سیاستگذاری نهاد خانواده در ایران برای گسترش اشکال مشروع خانواده
دوره 11، 3(دومین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)، پاییز 1396، صفحه 104-125
مینا عزیزی، سیدحسن حسینی
چکیده با توجه به تغییراتی که در سالهای اخیر در حوزۀ خانواده و بهویژه درقالب شکلهایی از همزیستی شاهد بودهایم، و با درنظرگرفتن اولویتی که نظام جمهوری اسلامی برای تداوم و تقویت اشکال مشروع خانواده قائل است، پرداختن به موضوع منابع و موانع مشروعیت در صورتهای سنتی خانواده و این زیستهای نوظهور ضروری مینماید. در این مقاله کوشیدهایم با مرور نظریههای موجود در این حوزه و با استفاده از روش مصاحبۀ تخصصی با نخبگانی از طیفهای فکری گوناگون، ازیکسو، و تحلیل نظرهای آنها در نسبت با مبانی نظری مرورشده، ازسوی دیگر، به درک بهتری از روند تغییرات حوزۀ خانواده، منابع و موانع مشروعیت اشکال متنوع خانواده، نسبت رویکردهای سیاستگذارانه و اشکال مشروعیتبخشی در شکلگیری ازدواج و نیز بدیلهای حمایت از آتیۀ نهاد خانواده در ایران برسیم. نتایج این مطالعه حاکی از این واقعیت است که همچنان روزنههای امیدوارکنندهای برای گشایشهای نظری، مفهومی و اعتقادی وجود دارد و میتوان با فراهمکردن امکان گفتوگو میان سنتهای نظری موجود، بر مقبولیت اقدام به تشکیل خانواده درمیان جوانان نسل حاضر افزود.
واکاوی شاخصهای توسعه اجتماعی ایران (رویکردی بر برنامههای توسعه)
دوره 10، 2-3، تابستان 1395، صفحه 183-205
سمیرا متقی
چکیده چندلایگی و چند وجهی بودن فرایند توسعه و نقش برنامه های کلان دولتها در راستای تحقق آن، یکی از ضرورتهای پرداخت به آن بهویژه در جوامع رو به توسعه است. توازن میان ابعاد کیفی و کمی توسعه، میتواند کارآمدی دولت در بخشهای مختلف جامعه را تبیین کند و در مقابل، برجستگی یکی از ابعاد، سبب به حاشیه رفتن ابعاد دیگر توسعه و پیدایش تبعیض در جامعه میشود. با توجه به امنیت شاخصهای توسعه، تحقیق حاضر با استفاده از شاخصهای توسعه اجتماعی و با رویکردی توصیفی - تحلیلی به بررسی وضعیت عرصه های عمومی و رسمی اجتماعی در ایران طی برنامه های اول تا پنجم توسعه و در دوره زمانی 1368 تا 1394 پرداخته است. تببین جامعه شناختی برنامه های اول تا پنجم توسعه نشان داد که دولت و نهادهای رسمی حاکمیتی نقش عمده و انحصاری در سیاستگذاری و اجرای برنامه های توسعه دارند. به رسمیت شناخته نشدن عرصه های عمومی سبب شده است تا برنامه های توسعه در ایران از انعکاس همه واقعیتها و لایه های چندگانه توسعه در کشور ناتوان باشد. شاخصهای شکلی و صورتگرایانه به دلیل نگرش مکانیکی و تحکمی به جامعه در برنامه های توسعه مورد بررسی، موفقیت نسبی داشته اما در انعکاس و مدیریت ابعاد ارگانیکی و تفاهمی ناتوان بوده است. در میان برنامه های توسعه، در برنامه اول و سوم بیش از دیگر برنامه ها بر
شاخصهای غیرارگانیکی تأکید شده است.
