کلیدواژه‌ها = نابرابری اجتماعی

تحلیل علی تأثیر احساس تبعیض قومی بر بیگانگی اجتماعی با نقش میانجی طرد اجتماعی (مورد مطالعه: جوانان شهرستان قروه)

دوره 19، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-55

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2066964.1911

محمد رضا حشمتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر احساس تبعیض قومی بر بیگانگی اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی طرد اجتماعی در میان جوانان شهر قروه انجام شد. این مطالعه از نوع کاربردی، با رویکرد کمّی و روش پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان ۱۸ تا ۳۰ ساله ساکن شهر قروه بود که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی، ۳۸۴ نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه ساختارمند شامل مقیاس‌های استاندارد تبعیض قومی، طرد اجتماعی و بیگانگی اجتماعی بود. نتایج مدل‌یابی معادلات ساختاری نشان داد که احساس تبعیض قومی اثر مستقیم و معناداری بر بیگانگی اجتماعی دارد و همچنین اثر مستقیم آن بر طرد اجتماعی نیز معنادار است. علاوه بر این، طرد اجتماعی تأثیر قوی‌تری بر بیگانگی اجتماعی دارد و نقش میانجی معناداری در انتقال اثر احساس تبعیض قومی ایفا می‌کند. مدل نهایی52.3 درصد از واریانس بیگانگی اجتماعی را تبیین می کند. یافته‌ها، بر نقش اساسی طرد اجتماعی در تقویت پیامدهای منفی احساس تبعیض قومی تأکید دارند و نشان‌دهنده ضرورت طراحی سیاست‌ها و مداخلات فرهنگی، آموزشی و اجتماعی برای کاهش تبعیض و طرد در جوامع چندقومیتی هستند.

مطالعه رابطة سطح توسعه‌یافتگی اقتصادی ـ اجتماعی با میزان جرائم خشن در بین استان‌ها

دوره 5، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 97-125

بیژن زارع، علی‌‌اکبر زندی‌لک

چکیده با توجه به رابطۀ معکوسی که اغلب پیشینة نظری و تجربی خارجی بین توسعه و جرائم خشن نشان داده است،‌این پرسش مطرح شد که‌ایا در‌ایران روند مشابهی وجود داشته است؟ در‌این پژوهش فرض شد که هرچه سطح توسعه‌یافتگی اقتصادی ـ اجتماعی استان‌ها در‌ایران بیشتر باشد، از میزان جرائم خشن کاسته می‌شود.برای تبیین مسئلة تحقیق از نظریه‌های فشار ساختاری و خرده‌فرهنگ خشونت استفاده شده است. روش تحقیق‌این پژوهش روش آماری است که با استفاده از داده‌های ثانویه و رسمی انجام شده است. سطوح تحلیل‌این تحقیق در سطح کلان است و واحد تحلیل استان‌های کشور (28 استان) است. دورة زمانی مورد مطالعه سال‌های 1376 تا 1380 است. برای آزمون فرضیه‌ها از آزمون‌های همبستگی پیرسون، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که رابطة مثبت و نسبتاً ضعیفی بین توسعة اقتصادی ـ اجتماعی و ابعاد آن با میزان جرائم خشن در بین استان‌ها وجود دارد، اما زمانی که هرکدام از اجزای تشکیل‌دهندة شاخص جرائم خشن (قتل، ضرب و جرح، نزاع‌های دسته‌جمعی) با توسعة اقتصادی ـ اجتماعی و ابعاد آن در رابطه گذاشته شدند، مشاهده شدکه فقط قتل (که 2/2 درصد از کل شاخص جرائم خشن را در برمی‌گیرد) رابطة معکوسی با توسعة اقتصادی ـ اجتماعی و ابعاد آن دارد.

نابرابری اجتماعی در فضای شهری مشهد : برآوردی از نابرابریهای درآمدی و تحصیلی در نواحی شهر

دوره 4، شماره 4، زمستان 1389، صفحه 97-125

علی یوسفی، سمیه ورشوئی

چکیده نابرابری اجتماعی در فضای شهری حاصل دسترسـی افتراقـی نـواحی شـهر بـه منـابع
ارزشمند اجتماعی چون ثروت مادی، قدرت، منزلت و سـرمایۀ فرهنگـی اسـت. نتـایج
محاسبۀ دو نوع نابرابری درآمدی و تحصیلی با اسـتفاده از شـاخص ضـریب جینـی در
نواحی چهل گانۀ شهر مشهد که دادههای اولیۀ آن از پیمایش وسیع اجتماعی در شـهر
مشهد در سال 1387گرفته شـده، نشـان مـیدهـد: اولاً میـزان نـابرابری درآمـدی و
تحصیلی شهر مشهد به ترتیب برابر 0.355و 0.267است. ثانیاً بـر مبنـای دو سـنجۀ
نابرابری درآمدی و تحصیلی میتوان نواحی چهل گانۀ شهر مشهد را به سـه خوشـه یـا
دستۀ کاملاً متمایز تقسیم کرد. در خوشه های اول تا سـوم بـه ترتیـب 23 ،(%30) 12
) (% 57/5و (%12/5) 5ناحیه از نواحی شهر عضـویت پیـدا مـیکننـد. ثالثـاً در بـین
خوشه های سه گانۀ نواحی، نظمی سلسلهمراتبی از لحاظ برخورداری از درآمـد خـانوار،
تحصیلات سرپرست و همچنین شدت نابرابریهای درآمدی و تحصیلی برقرار است، اما
این نظم در مورد دو دسته متغیر مذکور، برعکس است: در حالی که سطح برخـورداری
خوشه ها جنبه نزولی دارد، در مورد شدت نابرابری عکس این وضعیت صادق است. این
وضعیت بهروشنی حاکی از توسعۀ نامتوازن فضایی شـهر مشـهد اسـت. بـهعـلاوه، اگـر
ملاک منصفانه بودن توزیع منابع در بین نواحی، مزیت توزیع برای محرومتـرین نـواحی
منظور شود، در این صورت وضعیت موجود توزیـع درآمـد و تحصـیل در بـین نـواحی
چهل گانۀ شهر مشهد دلالت روشنی بر وجود نابرابری غیرمنصفانه در این شهر دارد.

طبقات و تحرک اجتماعی در فارس و بوشهر

دوره 1، شماره 1، بهار 1385، صفحه 201-234

علی اصغر مقدس، جلیل ایران محبوب

چکیده هدف این مقاله مطالعه وضع طبقات اجتماعی و تحرک اجتماعی در چهار شهر استان فارس و شهر بوشهر از استان بوشهر است.با انتخاب تصادفی این چهار شهر و انتخاب شهری بندری در جنوب امکان مقایسه بیشتر فراهم آمد.نمونه ای با حجم 1833 از بین جمعیت شاغل این پنج شهر به صورت تصادفی یرگزیده شده است و طبقات اجتماعی بر حسب معیارهای قدرت اقتصادی،قدرت سازمانی و قدرت تخصصی مورد بررسی قرار گرفته است.تحرک اجتماعی نیز بر حسب تحرک طبقاتی و شغلی و انواع آن یعنی تحرک صعودی و نزولی و افقی و تحرک فرانسلی و بین نسلی نیز مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها نشلن  میدهد که در نیم قرت اخیر در جامعه شهری ما تحرک شغلی عمیقی صورت پذیرفته است که عامل موثر در آن تحصیلات و تغییر ساختار شغلی در جوامع جدید است. طبقات و اقشار اجتماعی نیز دچار تحول و تغییر قرار گرفته است،لکن تحرک طبقاتی به سهولت تحرک شغلی نیست.ثروت و قدرت سازمانی دو استوانه اصلی طبقات اجتماعی اند که دسترسی به آنها به سادگی دسترسی به تحصیل و مدرک رسمی نیست.شهرهای مختلف فارس و بوشهر از نظر طبقات و تحرک اجتماعی تفاوتهایی دارند. در شهری مانند بوشهر جامعه بسته تر و ئر شهری مانند آباده و کازرون جامعه از نظر تحرک اجتماعی بازتر است.