تجربه زیستهِ فاصلهگذاری فیزیکی و قرنطینه دوران کرونا در شهر کرمان
دوره 17، شماره 1 (ویژه نامه کرمان)، بهار 1402، صفحه 29-50
https://doi.org/10.22034/jss.2023.550777.1677
عبدالحسین دانشوری نسب
چکیده اگر چه فاصلهگذاری فیزیکی و قرنطینه در کنار استفاده از ماسک و تزریق واکسن به عنوان مهم ترین راه حلهای مقابله با بیماری کووید 19 معرفی شده است، اما تحقیقات اندکی در ایران پیامدهای اجتماعی فاصلهگذاری فیزیکی و قرنطینه را مورد مطالعه قرار داده اند. هدف پژوهش حاضر مطالعه تجربه زیسته مردم در شهر کرمان از طرح فاصلهگذاری فیزیکی و قرنطینه در دوران بیماری کووید 19 است. رویکرد مطالعه کیفی و مبتنی بر روش پدیدارشناسی است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، با 19 نفر از افراد 20 تا 60 ساله در فاصله زمانی فروردین تا شهریور 1400، مصاحبههای عمیق انجام شد. دادهها با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل و چهار مضمون اصلی: سردرگمی و بدبینی، خودپایبندی به دستورالعملها و عدم پایبندی دیگران، تغییر در الگوی کنشهای اجتماعی و اقتصادی و میل به ادغام مجدد، علی رغم ابهام نسبت به آینده استخراج شد. بر اساس یافته ها، فاصلهگذاری فیزیکی موجب تغییر در الگوی کنشهای اقتصادی و اجتماعی افراد شده است. علاوه بر این، علی رغم اینکه برخی موافق فاصلهگذاری فیزیکی و قرنطینه عمومی بودند، اما برخی دیگر مشتاقانه خواستار بازگشت به سطح بالای فعالیتهای اجتماعی دوران ماقبل کرونا بودند، به خصوص افرادی که در مشاغل کم درآمد یا ناپایدار فعالیت داشتند، احساس کردند که فاصلهگذاری فیزیکی و قرنطینه مرتبط با کووید 19 بر سلامت روان و رفاه آنان در دوران قرنطینه تاثیرات منفی داشته است.
واکاوی تجربهی زیسته زنان فروشندهِ شاغل در مراکز خرید شهر تهران
دوره 16، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 107-131
https://doi.org/10.22034/jss.2023.1986883.1754
فاطمه غلامی، مریم قاضی نژاد، سهیلا صادقی
چکیده این پژوهش درصدد است که تجربهی زیسته زنان فروشنده شاغل در مراکز خرید جدید را شرح دهد و به دلالتهای معنایی آن دست یابد. پاساژها و مالها طی سال های اخیر، در کلانشهرهایی همچون تهران گسترش یافته و اشکالی از فرهنگ مصرفی در جامعه و نیز، کار غیررسمی و زنانه شدن نیروی کار و چالشهای آن را به نمایش میگذارند. پژوهش حاضر با روش نظریه زمینهای به انجام رسیده است. برای انتخاب نمونهها از روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع و برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمهساخت یافته استفاده شده است. در نمونه پژوهش، 30 نفر از زنان فروشنده شاغل در مراکز خرید مشارکت داشته اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که زمینهها و شرایط علّی همچون خودگردانی اقتصادی، دسترسی آسان به شغل فروشندگی، زنانه بودن محیط کار، فرصتی برای دیده شدن و بازتعریف هویت زنانه در واکاوی تجربه زیسته زنان شاغل، نقش داشتهاند. در این میان، نادیده گرفتن قوانین کار، بدن های کار شامل، بدن نمایشی (تحمیل کدهای پوششی و آرایشی و الگوی مدل - فروشنده) و بدن مراقبتی، خوشرویی تصنعی، و عقلانیت مشتریمداری به عنوان راهبردها و علاقه مندی به شغل فروشندگی به عنوان شرایط مداخله گر عمل میکنند. بر اساس مطالعهی حاضر، تجربهی زیسته زنان فروشنده در مراکز خرید، تن دادن به فرودستی، شخصیت شناسی، و از خود بیگانگی را در پی داشته است. مقولهی هسته نیز به «فروشندگی به مثابه بهرهکشی»، دلالت دارد.
مطالعۀ کیفی فرایند درک و تصور کنشگران از موانع و منافع درکشدۀ فردی در پیشگیری از بیماری کوویدـ19
دوره 16، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 122-143
https://doi.org/10.22034/jss.2023.528551.1522
مرضیه شهریاری، عبدالرضا نواح
چکیده بررسی اپیدمیهای جدید نیازمند نوعی تفسیر برساختی و تبارشناسانه جهت تجزیه و تحلیل زمینۀ بروز آن است. هدف پژوهش حاضر، فهم تجربۀ زیستۀ کنشگران از موانع و منافع درکشده در پیشگیری از بیماری کرونا در استان خوزستان است. بدین منظور در قالب یک طرح کیفی، 24 نفر از شهروندان، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبۀ عمیق نیمهساختاریافته مورد مطالعه قرار گرفتند و درنهایت، دادههای حاصل از آنها با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل تجارب مشارکتکنندگان شامل هشت مضمون اصلی به ترتیب شامل نگاه اسطورهای به بیماری، مناسکگرایی، نقش کنشگران محلی، عدم تعلق اجتماعی، چارهاندیشی برای هویت ضایعشده، ضعف رسانه بهعنوان میانجی پرقدرت، عدم نظارت مسئولان، فقدان قدرت به توانمندی است. طبق یافتهها، نقش ساختار ـ عاملیت در اتخاذ رفتار پیشگیریکننده از ویروس کرونا حائز اهمیت است.
بازسازی معنایی تجربة زیستة زنان سالمند از قرنطینه در دوران همهگیری کرونا در شهر مشهد•
دوره 15، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 76-100
https://doi.org/10.22034/jss.2021.250981
شفیعه قدرتی، سمانه باهوش، حسین قدرتی
چکیده همهگیری کرونا پیامدهای بسیاری برای تمام افراد در تمام جوامع داشت. تحقیق حاضر به بررسی تجارب زنان سالمند میپردازد. روش تحقیق از نوع کیفی و برپایۀ «نظریۀ دادهبنیاد» است. تعداد بیست نمونه بهصورت هدفمند از طریق نمونهگیری گلولهبرفی انتخاب شدند و مصاحبهها تا رسیدن به مرحلۀ اشباع نظری ادامه داشتند. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و مدل پارادایمی شامل شرایط علّی (ساخت ذهنی کنشگر)، زمینه و بستر (ساخت اجتماعی کنشگر)، شرایط مداخلهگر (ساخت انگیزشی کنشگر)، راهبردها (راهبردهای فعالانه، انفعالی و اجتنابمدار)، و پیامدها (پیامد مثبت و منفی) هستند. مقولۀ هستهای «اثر تجمعی تعاملی نظام ذهنی، اجتماعی، انگیزشی بر کنش» شناخته شد. نتیجۀ تحقیق حاکی از آن است که تجربۀ زیستۀ زنان سالمند، برساختۀ تأثیرات ساخت ذهنی، اجتماعی و انگیزشی بر روی کنشهای آنان است.
انتخاب اهدای تخمک: راهی برای رسیدن به مادری (مطالعة پدیدارشناختیِ تجربة زنان نابارور مراجعهکننده به پژوهشگاه رویان)
دوره 8، شماره 1، بهار 1393، صفحه 6-21
نسرین ایزدیار، شیرین احمدنیا، سیدمحمد سیدمیرزایی، سیدعلی آذین، محمد یزدانی صفا
چکیده استفاده از شیوة اهدای تخمک ازجمله فناوریهای کمک باروری (ART) است که در سالهای اخیر به دنبال موفقیت روزافزون آن به زنان ناباروری که به دلیل مشکلات تخمدان یا دیگر موضوعهای پزشکی قادر به فرزندآوری با تخمک خود نیستند، امید بسیار زیادی برای رسیدن به آرزوی داشتن فرزند بخشیده است. شناخت تجربة زنان نابارور در دورة دشوار تصمیمگیری برای استفاده از اهدای تخمک و ترجیح این شیوة درمان به دیگر راههای جایگزین (فرزندپذیری یا ادامة زندگی بدون فرزند)، بسیار بااهمیت مینماید و پژوهشهای انگشتشماری در سطح داخلی با توجه به موضوعات اجتماعی و فرهنگی خاص کشور برای شناخت این پدیده صورت گرفته است.مقالة حاضر به توصیف تجربة زنان نابارور از انتخاب اهدای تخمک بهمثابة راهی برای رسیدن به مادری میپردازد. محقق با هدف شناخت و توصیف این تجربه از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده کرده است و یازده مشارکتکننده را تحت مصاحبة عمیق نیمهساختاریافته قرار داده است. مشارکتکنندگان این پژوهش از میان زنانی که برای درمان اهدای تخمک به پژوهشگاه رویان مراجعه کرده بودند، به شیوة نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. اجرای پژوهش و تحلیل دادهها براساس طرح عملی کلایزی انجام شد. یافتهها حاصل از توصیفهای زنان شامل شش عبارت اصلی است: امکان حفظ محرمانگی در اهدای تخمک، امکان تجربة حاملگی، زایمان و شیردهی در اهدای تخمک، انتقال ژنتیک شوهر، تأثیر زمان در انتخاب اهدای تخمک، مجازبودن اهدای تخمک به لحاظ شرعی، بار عاطفی و اجتماعی ناباروری.
