مفاهیم فرهنگی مناقشهبرانگیز در کتابهای آموزش زبان انگلیسی ایران: بررسی مقایسهای نظرات اساتید علومانسانی
دوره 8، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 65-89
محمد عامریان، آرام رضا صادقی
چکیده این پژوهش به مقایسة نظر استادان رشتههای حوزة علومانسانی دربارة برخی مفاهیم فرهنگی مناقشهبرانگیز یا دارای قبح عمومی موجود در کتابهای آموزش زبان انگلیسی در ایران میپردازد. بدینمنظور، با مراجعه به کتابهای رایج آموزش زبان انگلیسی، مشاوره با استادان زبان انگلیسی و علوماجتماعی و بررسی دید عمومی جامعه، فهرستی از 20 واژة مبیّن مفاهیم یادشده درقالب پرسشنامهای تشریحی و دارای ارزشگذاری عددی تهیه شد و برای نظردهی در اختیار استادان مشارکتکننده قرار گرفت. جامعة آماری این تحقیق برای بررسیهای مقایسهای، تعمداً محدود و شامل استادان رشتههای زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات انگلیسی، زبانشناسی همگانی، زبان و ادبیات عرب، الهیات، و فقه و مبانی حقوق اسلامی در دانشگاه سمنان بوده است. نتایج حاصل از پژوهش نشاندهندة خنثیبودن تعداد بیشتری از مفاهیم مزبور برای استادان رشتههای زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات انگلیسی و زبانشناسی و درواقع تساهل و مسامحة آنها درقبال این مفاهیم بود. درمقابل، پاسخ استادان رشتههای حوزة الهیات، معارف اسلامی و زبان عربی حاکی از آن بود که این استادان مؤانست کمتری با واژههای یادشده دارند و برای مفاهیم فرهنگی مزبور قبحبیشتری قائلاند. بهعقیدة انجامدهندگان این پژوهش، داشتن پیشینة تحصیلی زبانی و درنتیجه آشنایی بیشتر با ادبیات و فرهنگ غرب در دستة اول و داشتن سابقة تحصیلی در حوزة مذهب و نگاه ارزشی و دینی قویتر بهدلیل تسلط بر مبانی اسلامی و فقهی در دستة دوم از دلایل احتمالی نتایج بهدستآمده است.*
* . با تشکر از سرکار خانم فروغ کرمپور دانشجوی دانشگاه سمنان که ما را در انجام این پژوهش یاری دادند.
مطالعة انسانشناختی هویت زبانی مهاجران افغان در ایران
دوره 8، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 109-128
حسین میرزائی
چکیده به باور بسیاری از اندیشمندان حوزة زبانشناسی و انسانشناسی "زبان" پایة هویت بهشمار میآید، چه دو مفهوم هویت و زبان در پیوندی ناگسستنی با یکدیگر قرار دارند. حتی برخی از آنان معتقدند نخستین نشانة هویت، یعنی نامهای فردی، از جنس زبان است. ما در این پژوهش با استفاده از دادههای میدانی، امر زبانی و رابطة آن را با متغیرهای دیگری مانند سن، جنس، قومیت و ملیت در بین مهاجران افغان بررسی و سعی کردهایم ارتباط آن را با مقولة هویت نشان دهیم. بعد از گذشت ربع قرن از حضور وسیع افغانها در ایران، هماکنون نسل دوم و سوم مهاجران درحال تجربة موقعیتی تازه هستند تا بتوانند به هویت جدیدی دست یابند. این فرایند، که ناگزیر از درون نوعی نابهسامانی هویتی عبور میکند، بهتدریج خود را در جامعة مهاجران نمایان میسازد. هویت جدید بدونشک ازخلال زبان صورت میپذیرد. به نظر ما، شکلگیری این هویت میتواند در زمینهسازی حضور رسمی اقلیت جدید "ایرانی-افغان" در ایران بهطور مؤثری عمل کند. بنابراین، هویداست که زبان فارسی افغان، نه فقط ازسوی مهاجران در ایران، بلکه در خود کشور افغانستان نیز درمعرض آسیبها و تهدیدهای کموبیش جدی قرار گرفته است.
