کلیدواژه‌ها = حمایت اجتماعی

مشارکت ورزشی دختران دانشجو و عوامل اجتماعی موثر بر آن (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان)

دوره 17، شماره 1 (ویژه نامه کرمان)، بهار 1402، صفحه 73-95

https://doi.org/10.22034/jss.2023.552837.1689

الهه قربانی، سعیده گروسی

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی میزان مشارکت ورزشی دختران دانشجو و شناخت عوامل اجتماعی موثر بر آن است. مشارکت ورزشی به هرنوع فعالیت بدنی ملایم تا شدید که افراد در خانه، مدرسه یا  اجتماع انجام می‌دهند گفته می‌شود. بررسی مشارکت ورزشی دختران  دانشجو از آن رو اهمیت دارد که تحقیقات قبلی نشان می‌دهد نسبت قابل توجهی از دختران در ایران ورزش نمی کنند. چارچوب نظری مورد استفاده در این تحقیق، چارچوبی ترکیبی است که بر متغیرهای  تعیین کننده میزان مشارکت ورزشی تمرکز می‌کند.  روش پژوهش، پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه  بوده است. جامعه آماری این تحقیق 7700 نفر دانشجویان دختر دانشگاه شهید باهنرکرمان است که  381 نفراز آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. از شیوه نمونه گیری سهمیه ای برای انتخاب نمونه‌ها  استفاده شد. نتایج نشان داد که 4/51 درصد دانشجویان مورد مطالعه مشارکت ورزشی قهرمانی متوسطی داشته اند، 2/47  مشارکت ورزشی همگانی  متوسطی داشته اند و 4/45 درصد، مشارکت ورزشی حرفه ای پایینی داشته اند. بر اساس نتایج آزمون‌های استنباطی، سرمایه اجتماعی، جامعه پذیری ورزشی، هزینه‌های ورزشی و حمایت اجتماعی به ترتیب مهمترین متغیرهای اثرگذار بر میزان مشارکت ورزشی دانشجویان دختر هستند. نتایج رگرسیون چند متغیره حاکی از آن است که متغیرهای مستقل، حدود 70 درصد از تفییرات متغیر وابسته را تعیین می‌کنند. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، کاهش بار مسئولیت های شغلی و خانوادگی نقش مهمی در بهبود مشارکت ورزشی دختران جوان دارد.
 

حمایت اجتماعی از خانواده ایرانی در پاندمی ویروس کرونا: الزامات و راهکارها

دوره 15، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 126-149

https://doi.org/10.22034/jss.2022.550157.1666

مریم رحمانی

چکیده پاندمی ویروس کرونا با ایجاد باورهای سلامت محور خاص دوره خود (همچون دور ازهم- به یادهم، دورتر- امن تر، تعداد کمتر- سلامت بیشتر) بنیان حمایت اجتماعی که پدیدهای رابطهای است و در جامعه ایران از خلال شبکه روابط خویشاوان بلافصل بیشترین قابلیت تحقق را دارد، با چالشی جدی مواجه ساخت. پژوهش با روش استدلال منطقی، ضمن بیان چالشهای جامعه ایرانی در ارائه و دریافت حمایت اجتماعی، نظریه ها و کارکردهای حمایت اجتماعی را بیان مینماید و به بیان الزامها و راهکارهای حمایت اجتماعی از انواع خانواده ایرانی متاثر از شرایط همه گیری ویروس کرونا میپردازد. یافته های پژوهش نشان میدهد از جمله مهمترین الزامهای حمایت اجتماعی از خانواده ایرانی شناسایی موانع دریافت و ارائه حمایت اجتماعی، رصد علمی نیازهای حمایتی خانوادههای ایرانی و توجه به تمایز نیازهای حمایتی برای انواع متفاوت خانوادههای ایرانی در اجتماعات جغرافیایی/ جماعتی متنوع، ضرورت انعکاس تغییرات خانواده ایرانی
در سیاستگذاری های حمایتی و بسترسازی برای ارائه شیوه های جدید حمایت اجتماعی در شرایط پاندومی ویروس کرونا است که این بسترسازی بر دو حوزه نگرشی و نهادسازی مبتنی بر راهکارهای ایجاد کمیته جامع حمایت اجتماعی از خانواده ایرانی، تهیه بانک
اطلاعاتی پایش شرایط اجتماعی- اقتصادی- روانی خانوادههای ایرانی در شرایط پاندمی کرونا، نهادسازی در راستای تعریف بانک حمایتی و تخصص بخشی حمایتی به سازمانهای مردم نهاد و سازمانهای دولتی، توانمندسازی حمایتی خانواده ایرانی در سه سطح خرد (آموزش و آگاهی بخشی فردی)، سطح میانی (مبتنی بر عضویت خانوادههای ایرانی در گروههای حمایتی و نهادهای نوبنیاد حمایتی همچون بانک حمایتی)، و سطح کلان (متمرکز بر تسهیل گری سازمانها، نهادها و انجمنهای حمایتی) است.

بررسی نقش حمایت اجتماعی و مصرف ورزش در تبیین مشارکت ورزشی (مطالعهای دربارة زنان استان ایلام)

دوره 11، 2(ویژه ایلام)، تابستان 1396، صفحه 120-145

علی نوروزی، امیر ملکی، مهربان پارسامهر، حمید قاسمی

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی نقش حمایت اجتماعی و مصرف ورزش در تبیین مشارکت ورزشی زنان است. این تحقیق با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. داده‌ها ازطریق پرسش‌نامه جمع‌آوری، استخراج و تحلیل شد. جامعة آماری تحقیق را زنان 19سال‌به‌بالای استان ایلام با حجم نمونة 500 نفر تشکیل داده‌اند. نمونه‌ها به‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای شناسایی شدند. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمودن الگوی تحقیق، از رگرسیون تک‌متغیره و الگوسازی معادله‌های ساختاری با نرم‌افزار آموس استفاده شده است. نتایج نشان داد که زنان استان ایلام به‌ترتیب در ورزش حرفه‌ای (15 درصد)، ورزش منظم (18.8 درصد)، ورزش سلامت‌محور (17 درصد)، ورزش تفریحی (15.2 درصد) و فعالیت بدنی کم و نامنظم (8 درصد) مشارکت دارند. علاوه‌براین، 26 درصد زنان هیچ فعالیت ورزشی‌ای ندارند. میانگین مشارکت ورزشی زنان استان ایلام 125 دقیقه بوده در هفته و دامنة آن برای افراد ورزشکار بین 10 تا 600 دقیقه نوسان داشته است. نتایج تحلیلی تحقیق حاکی از این است که حمایت اجتماعی و مصرف ورزش توانسته‌اند به‌ترتیب 0.53 و 0.46 و درمجموع به‌طور معناداری تا 0.62 از واریانس مشارکت ورزشی زنان را پیش‌بینی کنند.

نگرش به مرگ نمونه‌ای منتخب از سالمندان شهرتهران

دوره 10، 2-3، تابستان 1395، صفحه 77-101

فاطمه جواهری، مرجانه یزدانی

چکیده در این نوشتار نگرش نمونه ای منتخب از سالمندان ساکن شهرتهران درمورد مرگ یکی از چالش برانگیزترین تجربیات انسان تحلیل شده است. نگرش به مرگ بر اساس ابعاد پنجگانه پذیرش طبیعی مرگ، خلاصی از مشکلات، آخرت گرایانه، اجتناب وترس از مرگ اندازه گیری شد. سپس نقش پایبندی دینی، اعتماد به پزشکی و حمایت اجتماعی بر نوع نگرش به  مرگ بررسی شد. به این منظور 390 نفر از سالمندان تهرانی از سه بخش بالا  (منطقه 3 و1 )، مرکز  (منطقه 8 و5) و جنوب  (منطقه 19و15) انتخاب شدند. یافته‌ها حاکی از آن است که هر سه متغیر پایبندی دینی، اعتماد به پزشکی و بهره مندی از حمایت اجتماعی با ابعاد مختلف نگرش به مرگ رابطه دارد. پایبندی دینی قوی پذیرش مرگ را تسهیل می‌کند و اعتماد به پزشکی، موجب اجتناب از مرگ و ترس از آن می‌شود. افرادی که از حمایت اجتماعی بهره مندتر هستند، از اندیشه مرگ بیشتر دوری می‌گزینند و کمتر آن را به عنوان راه نجات از مشکلات درنظر می‌گیرند. به این ترتیب می‌توان گفت برخورداری از حمایت اجتماعی و اعتماد به کارایی علم پزشکی امید به بیشتر زنده ماندن یا تعلق به زندگی را افزایش می‌دهد.   

رابطة حمایت اجتماعی عملکردی با چگونگی کیفیت زندگی زنان متأهل شهر کرمان پس از زایمان

دوره 8، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 104-127

سعیده گروسی، زهرا خداپرست

چکیده دوران پس از زایمان یکی از مراحل اساسی زندگی زنان است که مسائل روانی، جسمانی و اجتماعی متعددی را برای ایشان پدید می‌آورد؛ ازاین‌رو مطالعة مسائل مربوط به این دوره از زندگی زنان مهم است. کیفیت زندگی زنان، که به‌معنای درک فرد از وضعیت زندگی‌اش با توجه به فرهنگ و نظام‌های ارزشی و ارتباط آن با اهداف، انتظارات، علایق، استانداردها و تجربه‌های زندگی است، ممکن است در این مرحله دست‌خوش تغییر شود. این پژوهش سعی دارد علاوه‌بر بررسی کیفیت زندگی زنان در این دوران، عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را تحلیل کند. با استفاده از نظریة حمایت اجتماعی عملکردی یا حمایت اجتماعی ادراک‌شده، تأثیر انواع حمایت‌های اجتماعی دریافتی زنان بر کیفیت زندگی ایشان سنجیده شد. جامعة آماری شامل کلیة زنان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر کرمان است (که شش‌ماه قبل از تکمیل پرسشنامه ها، زایمان کرده‌اند). تعداد نمونه 373 زن بود. اطلاعات با استفاده از پرسش‌نامة های اس.اف 36 و حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسش‌نامة پژوهشگرساختة حمایت پس از زایمان جمع‌آوری شد.یافته‌ها نشان داد کیفیت زندگی (به‌صورت کلی) بیشتر زنان در حد متوسط است. اکثر زنان از حمایت اجتماعی کل و حمایت خانواده برخوردارند و حمایت دوستان غالباً در حد متوسط است. اکثر زنان به میزان زیادی از حمایت مادی همسر پس از زایمان، حمایت خدماتی، مشورتی، اطلاعاتی و عاطفی اطرافیان (خانواده و همسر) برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های کیفیت زندگی زنان در درجة اول حمایت خاص همسر و در مرحلة بعد حمایت‌های کلی دریافتی فرد است.  

رویکرد فرایند استرس در جامعه‌شناسی سلامت روان: مطالعة جامعه‌شناختی استرس

دوره 8، شماره 1، بهار 1393، صفحه 49-87

محمداسماعیل ریاحی، لادن رهبری

چکیده رویکرد فرایند استرس، هم‌سو با مطالعة تأثیر عوامل اجتماعی بر ایجاد و توزیع اختلالات روانی ناشی از استرس، در دهة 1980 شکل گرفت و از همان زمان تاکنون سیطرة خود را در مطالعات جامعه‌شناسی سلامت روان حفظ کرده است. الگوی فرایند استرس شامل سه مولفة اصلی است: منابع اجتماعی تولید استرس، عوامل روانی- اجتماعی تعدیل‌کننده یا میانجی استرس و واکنش به استرس. این رویکرد دارای این پیش‌فرض اساسی است که تمام رویدادهای خوشایند و ناخوشایند زندگی منبع تولید استرس هستند؛ گرچه به‌لحاظ تداوم زمانی، می‌توان پیوستاری از ضربه‌های شدید روانی (تروما) تا استرس‌زاهای مزمن را ترسیم کرد. همچنین، مهم‌ترین عوامل تعدیل‌کنندة تأثیر استرس،‌ حمایت اجتماعی (ساختاری یا کارکردی) و نیز شیوه‌های مقابلة فردی هستند. درنهایت، واکنش به استرس، تحت ‌تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی، ازقبیل فرهنگ‌های عواطف، هنجارهای اجتماعی و فرایند یادگیری اجتماعی چگونگی بروز عواطف شکل می‌گیرد. تمرکز رویکرد فرایند استرس به‌مثابة چارچوبی جامعه‌شناختی، بر نقش ساختارهای کلان و بافت اجتماعی در تولید الگوهای غیرتصادفی توزیع اختلالات روانی ناشی از استرس است. نوشتار حاضر لزوماً به دنبال برداشتن گام‌هایی عملی به منظور فهم جامعه‌شناختی استرس نیست، بلکه هدف اصلی آن، اشاره به مسائلی است که به هنگام مطالعة اجتماعی استرس باید کانون توجه جامعه‌شناسان قرار بگیرد. ازآنجاکه راهبرد اساسی پژوهش‌های اجتماعی، شناسایی حلقه‌های اتصال سامانه‌های اجتماعی با استرس فردی است، این مقاله سعی کرده است با پیشنهاد چارچوبی مفهومی و تحلیلی، به گسترش حوزة جامعه‌شناسی استرس کمک کند

آزمون رابطۀ اختلال اجتماعی، حمایت اجتماعی و عزت نفس جوانان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 3-27

منصوره اعظم آزاده، سیده مریم عبادی

چکیده عزت نفس، که یکی از مؤلفه های شخصیت رشدیافته و پایدار است، در بسیاری از
گفتمانها ازجمله توسعه و سیاست اجتماعی اهمیت محوری دارد. مقالۀ حاضر با هدف
بررسی چگونگی و میزان عزت نفس در میان جوانان و برخی عوامل تأثیرگذار بر آن،
همچون اختلالات اجتماعی و حمایت اجتماعی، در نظر دارد به تبیین چرایی و
چگونگی شکل گیری این مؤلفۀ مهم شخصیتی بپردازد. چارچوب نظری پژوهش بیان
میکند وجود انواع اختلالات اجتماعی در جامعه، روابط عاطفی و حمایتی میان افراد را
کاهش میدهد و ازاین طریق بر عزت نفس جوانان اثر میگذارد. به عبارت دیگر، انواع
اختلالات اجتماعی بر روابط عاطفی بین افراد در حوزههای مختلف اجتماعی، اعم از
خانوادگی، دوستی و خویشاوندی تأثیر می نهد و موجب عدم حمایت افراد از یکدیگر
میشود. دریافتن کردن حمایتهای اجتماعی در نظام شخصیت اختلال ایجاد میکند و
از عزت نفس افراد می کاهد. این مقاله با استفاده از روش پیمایش فرضیۀ فوق را به
آزمون میگذارد.
نتایج تحلیلهای آماری نشان میدهد که متغیرهای نامبرده، یعنی حمایت و
اختلال اجتماعی، با عزت نفس جوانان رابطۀ معناداری دارد. بدین معنی که هرچه میزان
حمایت دریافتی افراد بیشتر باشد، عزت نفس آنها افزایش مییابد و با بالارفتن میزان
اختلالات اجتماعی عزت نفس جوانان کمتر میشود. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان  میدهد 3411از واریانس عزت نفس را متغیرهای اختلال و حمایت اجتماعی تبیین و
پیش بینی میکند. تحلیل آماری لیزرل نیز مدل تحقیق را تأیید میکند و نشان
میدهد این مدل از برازش نسبتاً خوبی برخوردار است

اثربخشی برنامه های معتادان گمنام در نگرش معتادان به مواد مخدر

دوره 3، شماره 3، پاییز 1388، صفحه 123-170

اکبر علیوردی نیا

چکیده هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان اثربخشی برنامه های انجمـن معتـادان
گمنام بر گرایش به مواد مخدر بـوده اسـت. روش تحقیـق، پیمایشـی و ابـزار
جمعآوری اطلاعات نیز پرسشنامه میباشد. جامعه آماری عبارت است از کلیه
معتادان گمنام ایران، که در جلسات و برنامه های معتادان گمنام مشارکت دارند.
در مجموع تعداد 581نفر افراد مورد مطالعـه بـا روش نمونـه گیـری تصـادفی
خوشه ا ی چند مرحله ای انتخاب گردیدند. چهارچوب نظری این پژوهش مبتنی
بر جوانبی از نظریه های کنترل اجتماعی، سرمایه اجتماعی و انحـراف و نظریـه
ترکیبی خودکنترلی گاتفردسن و هیرشی میباشد. نتایج تحقیق نشان میدهد که
مشارکت در جلسات و برنامه بهبودی دوازده قدمی معتـادان گمنـام در تغییـر
نگرش و بهبود اعضای آن مؤثر بوده است. یافتههای بـه دسـت آمـده در ایـن
زمینه موافق با مطالعات انجامشدة پیشین در خارج از کشور میباشد.