الگوی چندسطحی از تضادهای اجتماعی دینمحور در کردستان
دوره 19، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 61-83
https://doi.org/10.22034/jss.2026.2086841.1943
سیدیاسین حسینی، حسن محدثی گیلوایی
چکیده زمینه و هدف: با وجود تأکید بخش عمدهای از ادبیات جامعهشناسی بر نقش انسجامبخش دین، شواهد نشان میدهد که دین در برخی زمینههای اجتماعی میتواند در شکلگیری، تشدید و تداوم تضادهای اجتماعی نیز نقشآفرین باشد. استان کردستان، به دلیل تنوع مذهبی، قومی و سیاسی، بستری مناسب برای مطالعه این پدیده به شمار میرود. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل الگوی چندسطحی کنش دینی در شکلگیری و بازتولید تضادهای اجتماعی در کردستان طی نیمقرن اخیر انجام شده است.
روش و دادهها: با بهرهگیری از رویکرد برساختگرایانه و روش کیفیِ ترکیبی (تحلیل تاریخی، تاریخ شفاهی و قومنگاری)، دادهها از طریق ۵۴ مصاحبه عمیق، مشاهده مشارکتی در محافل مذهبی و بررسی اسناد اجتماعی گردآوری و به شیوه پدیدارشناختی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد دین در سه سطح اجتماعی کارکردهای متمایز اما بههمپیوستهای در تولید تضاد دارد. در سطح خرد، دین بهمثابه «دانش عملی زیسته» عمل کرده و از طریق تفاوت در تفسیر مناسک و ارزشها، هم منشأ تضادهای روزمره و هم سازوکار میانجیگری و حل اختلاف است. در سطح میانه، شبکهها و جماعتهای مذهبی با تثبیت مرزهای هویتی و ادعای انحصار تفسیر دینی، تضادها را نهادینه و بازتولید میکنند و منازعه را به بخشی پایدار از روابط اجتماعی بدل میسازند. در سطح کلان، دین به زبان نمادین بیان تعارضهای سیاسی، قومی و ایدئولوژیک تبدیل شده و چارچوب مشروعیتبخش برای صورتبندی این تعارضها فراهم میآورد.
بحث و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که دین نه صرفاً عامل انسجام یا تعارض، بلکه سازوکاری چندلایه است که بسته به زمینه، میتواند تولیدکننده، تشدیدکننده، تداومبخش یا حلکننده تضادهای اجتماعی باشد؛ ازاینرو تحلیل منازعات دینی تنها در پرتو پیوند همزمان این سه سطح امکانپذیر است.
مطالعة جامعهشناختی نزاعهای خیابانی (بررسی افراد درگیر نزاع در شهر سنندج)
دوره 12، 3(اولین ویژه نامه کردستان)، پاییز 1397، صفحه 5-30
یعقوب احمدی، جمال ادهمی
چکیده هدف مطالعۀ حاضر بررسی وضعیت نزاعهای خیابانی شهروندان سنندج و عوامل و مؤلفههای مؤثر بر آن است. روش نوشتار حاضر کیفی و مبتنی بر نظریۀ زمینهای است که در آن 15 نفر از افراد درگیر در نزاعهای خیابانی ازطریق نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شده و در مطالعه مشارکت کردهاند. دادههای پژوهش بهروش مصاحبۀ نیمهساختاریافته جمعآوری شده و از روش مقایسهای مداوم استراوس و کوربین نیز برای تحلیل دادهها استفاده شده است. از میان 64 کد اولیه، هفت مقوله انتخاب شد و با توجه به روابط و مقایسة آنها، مقولۀ "بیقوارگی اجتماعیـانسداد کنش ارتباطی" بهمنزلة مقولۀ مرکزی معرفی شد. یافتههای پژوهش مبتنی بر مصاحبه با افراد درگیر در نزاعهای خیابانی و کدگذاری پاسخها، حاکی از آن است که سهدسته عوامل علّی، زمینهای و مداخلهای در الگوی پارادایمی مؤثر شناخته شدهاند: عوامل علّی شامل ضعف مهارتهای ارتباطی، کاهش آستانۀ تحمل و اختلافات مالی و خانوادگی؛ عوامل زمینهای، ازجمله شامل محل سکونت، پایگاه اجتماعیـاقتصادی و تحصیلات فرد و والدین، و مؤلفههای مهیاکنندة موقعیت نزاع و درگیری در سطح شهر سنندج بودهاند؛ عوامل مداخلهگر یا تسهیلکننده دربرگیرندة خشونت ساختاری و فقر فرهنگی بوده است. از نتایج این مطالعه برمیآید که اثر متقابل این عوامل و تعامل بین آنها زمینههای نزاع، گرایش به نزاع و درنهایت وقوع نزاع خیابانی در شهر سنندج را فراهم کرده است.
انسجام اجتماعی، دانشجو و دانشگاه در ایران
دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 54-87
محمدعلی زکی
چکیده انسجام اجتماعی یکی از مفاهیم اساسی و نیز نقطة آغاز تحلیلهای جامعهشناختی است و تبیین و تحلیل آن یکی از بنیانهای شکلگیری جامعهشناسی معاصر تلقی میشود. انسجام اجتماعی به چگونگی روابط بین فرد و جامعه میپردازد و معطوف به بررسی، تبیین، چرایی و کموکیف روابط متقابل فرد و جامعه است. بررسی انسجام اجتماعی در سازمانهای گوناگون (برای نمونه دانشگاه) و نیز بهتفکیک سطوح متنوع (برای نمونه دانشجویان) مطلوب برخی پژوهشگران بودهاست.
براساس نظریة پیوند اجتماعی هیرشی، چهار عنصر اصلی باعث انسجام اجتماعی (پیوند فرد و جامعه) میشوند که با کارکردهای چهارگانة پارسونز مقایسهپذیرند. در تحقیق حاضر از مقیاس چندگانة انسجام اجتماعی راس و استراوس (1995) استفاده شد که براساس نظریة پیوند اجتماعی هیرشی ساخته و طراحی شدهاست. تحقیق حاضر از نوع پیمایش است و اطلاعات از 200 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه اصفهان گردآوری شدهاست.
براساس نتایج تحقیق، میزان انسجام اجتماعی دانشجویان زیاد (72درصد) ارزیابی شده است. تفاوت معناداری در انسجام اجتماعی بین دختران و پسران وجود ندارد. مؤلفههای انسجام اجتماعی بهترتیب شامل تعهد، باورها، وابستگی و درگیری گزارش شده که براساس مدل پارسونز (AGIL) بهترتیب متناظر کارکردهای کسب هدف (G)، حفظ الگوها (L)، یگانگی (I) و انطباق (A) بودهاند.
مطالعۀ وفاق اجتماعی عام در جوامع شهری، روستایی و عشایری ایلام
دوره 4، شماره 2، تابستان 1389، صفحه 108-123
اسداله نقدی، خلیل کمربیگی
چکیده کشورها ـ اعم از جهان سوم یا توسعهیافته ـ از گذشته تاکنون با مسئله وفـاق روبـهرو بـودهانـد. وفـاق اجتمـاعی
میتواند به کاهش انحراف از قواعد اجتماعی، کاهش فسـاد سیاسـی، اخلاقـی و اداری، جلـوگیری از رواج پدیـدة
موسوم به پارتیبازی، خویشاوندگرایی و در کل کاهش شکاف بین اخلاق نظری و عملی و کاستن از چنـد پـارگی
و افزایش انسجام اجتماعی یاری رساند. از آنجا که ایران در حال طیکردن فرآیند توسعه است و ایلام نیـز یکـی
از استانهای کمتر توسعهیافته با مسایل اجتماعی خاص میباشد، مطالعۀ پدیدة وفـاق مـیتوانـد کمـک مـؤثری
برای برنامهریزی توسعه پایدار باشد. چهارچوب نظری این مقاله براسـاس نظریـات دورکـیم و پارسـونز بـهعنـوان
معماران نظریه وفاق اجتماعی استوار است. روش تحقیق پیمایش بـا اسـتفاده از پرسـشنامـه بـوده اسـت. حجـم
نمونه 778نفر ) 380نفر شهری، 363نفر روستایی و 35نفر از جامعۀ عشایری( میباشد. نتـایج تحلیـل آمـاری
نشان میدهد، میزان وفاق اجتماعی عام در میان کل پاسخگویان در حـد متوسـط بـوده اسـت. نتـایج آزمـون اف
نشان داد که تفاوت معنیداری از لحاظ میزان وفاق اجتماعی بین ایـن سـه جامعـه وجـود دارد. میـانگین وفـاق
اجتماعی عام در جامعۀ شهری بالاتر از دو جامعۀ دیگر بوده است. نتـایج تحلیـل رگرسـیون چنـد متغیـره رابطـۀ
معنیدار بین متغیرهای مشارکت اجتماعی، تقدیرگرایی، قشر اجتماعی و تحصیلات بـا وفـاق اجتمـاعی و متغیـر
استفاده از وسایل ارتباط جمعی با وفاق را نشان میدهد. کلیۀ متغیرهای مستقل وارد شده در معادلۀ رگرسـیونی
0/41از تغییرات واریانس متغیر وابسته را تبیین کردهاند که بیشـترین سـهم، متعلـق بـه مشـارکت اجتمـاعی و
کمترین سهم مربوط به قشر اجتماعی بوده است
