کلیدواژه‌ها = اخلاق اقتصادی

مسئله انسان اضافی در دولت پریبندال: مطالعه موردی روستای سلمانیه-اردوگاه در قلعه‌گنج کرمان

دوره 19، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 5-34

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2083165.1941

مرتضی رستمی سوادکوهی، نوح منوری، علیرضا ذاکری

چکیده زمینه و هدف: این مقاله به بررسی شکل‌گیری «انسان اضافی» در بستر دولت پریبندال در ایران می‌پردازد و روستای سلمانیه–اردوگاه در شهرستان قلعه‌گنج استان کرمان را به‌عنوان مطالعة موردی تحلیل می‌کند. پژوهش با تکیه بر رهیافت جامعه‌شناسی اقتصادی و اقتصاد سیاسی، و با بهره‌گیری از مفاهیم پاتریمونیالیسم و پریبندالیسم (وبر و جوزف)، فک‌شدگی اقتصاد (پولانی) و نظریة دولت، میدان و عادت‌واره (بوردیو)، به بررسی نحوة مداخله دولت و پیامدهای آن بر ساختارهای معیشتی، اخلاق اقتصادی و روابط اجتماعی محلی می‌پردازد.
روش و داده‌ها: روش تحقیق مردم نگاری انتقادی است و داده‌ها از طریق مشاهدهات میدانی پژوهشگران از ده سال حضور نامنظم در منطقه و مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از ساکنان روستا در سال ۱۴۰۳ گردآوری شده و تحلیل شده‌اند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که امتداد منطق پریبندالی دولت در قالب شبکه‌های حامی–پیرو، پروژه‌های عمرانی و اقتصادی رانتی، و سیاست‌های ناهماهنگ منابع طبیعی و کشاورزی، به فروپاشی سامان اجتماعی–اقتصادی پیشین، تضعیف همبستگی اجتماعی و حرکت به سوی فک‌شدگی اقتصاد منجر شده است. در این فرایند، اخلاق اقتصادی جدیدی مبتنی بر فردی‌شدن، تفوق ارزش پول، مهارت‌محوری ابزاری و ایدة «خواستن و تلاش فردی» شکل گرفته است.
بحث و نتیجه‌گیری: نتیجة این تحولات، شکل‌گیری گروهی از کنشگران «رهاشده» است که به‌دلیل فقدان سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و نهادی، از دسترسی به منابع و فرصت‌ها بازمانده و به «انسان‌های اضافی» بدل شده‌اند. مقاله نشان می‌دهد که مسئلة انسان اضافی قابل تقلیل به سوء‌مدیریت نیست و دست‌کم در این مورد خاص ناشی از الگوی ساختاری تلاقی پریبندالیسم و سیاست‌های اقتصادی مسلط در ایران معاصر است.

پیوند کنشِ اقتصادی و هویت دینی ـ قومیِ صابئین: مورد زرگران و میناکاران صابئی در اهواز

دوره 14، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 103-119

https://doi.org/10.22034/jss.2020.244230

حسن محدثی گیلوایی، زهرا سمندی‌زاده شوشتری

چکیده وجود فرهنگ­ها و اقوام  و ادیان گوناگون از جمله مسائلی است که به کشور ما ایران، ساختار ویژه­ای بخشیده است. پیروان آیین صابئین مندایی یکی از
مغفول­مانده­ترین اقلیت­های دینی و قومی است که در استان خوزستان و به‌خصوص در شهر اهواز زندگی می­کنند. میناکاری روی طلا و نقره از مشاغل سنتی مندائیان است که امروزه صابئین با آن شناخته می‌شوند. این مقاله با هدف توصیف و تفسیر
روی­آوری صابئین مندائی اهواز به عنوان یک اقلیت قومی ـ دینی به حرفۀ زرگری و میناکاری روی طلا و نقره و استمرار آن تا به امروز است. مطالعه در زمرۀ پژوهش‌های کیفی است و با رویکرد قوم‌نگارانه انجام شده و  برای گردآوری داده­ها از ابزار مشاهده و  مصاحبۀ نیمه­ساخت­یافته استفاده شده است.  برای تحلیل داده‌ها نیز از روش تحلیل مضمونی بهره گرفته شده است. بر اساس یافته­های تحقیق، پیوند وثیقی بین حرفه و شغل صابئین  و هویت دینی ـ قومی آنان وجود دارد و همین امر سبب تداوم حرفۀ زرگری و میناکاری بر روی طلا و نقره در بین  آنان شده است. همچنین یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد صابئین مندائی با اشتغال به  حرفۀ  زرگری و میناکاری و با استفاده از زبان تصویر یا نقر نقوش بر فلزات و به‌ویژه فلزات گران‌بهای طلا و نقره به بیان اعتقادات دینی و سرگذشت تاریخی خود به مردمان سرزمین‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، پرداخته‌اند، و  از آن به‌ عنوان ابزاری برای «هویت‌یابی قومی و دینی» خود استفاده می‌کنند.
 
 
 

اخلاق اقتصادی یزدیها: سازگاری فعالانه

دوره 13، 4(دومین ویژه نامه یزد)، زمستان 1398، صفحه 111-137

https://doi.org/10.22034/jss.2019.47856

ابوالفضل مرشدی، منوچهر علی نژاد

چکیده در این مقاله به دنبال آن هستیم که الگوی اخلاق اقتصادی یزدی‌ها را معرفی کنیم و با نگاهی تاریخی، محیطی نهادی را ترسیم کنیم که هم‌زمان هم تجلی و هم نگه‌دارندۀ‌ این الگوی اخلاقی در یزد بوده است. مبانی نظری و روش‌شناختی مقاله مبتنی است بر آرای ماکس وبر، جامعه‌شناس شهیر آلمانی، و داده‌های تحقیق از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل محتوای کیفی اسناد (سفرنامۀ‌‌ جهانگردان دربارۀ‌ یزد، زندگی‌نامه و خاطرات افراد سرشناس یزدی و غیریزدی دربارۀ‌ یزد) و مصاحبۀ‌ اکتشافی با مطلعان و افراد خبرۀ‌ مرتبط با موضوع فراهم شد. بنابر یافته‌های تحقیق، می‌توان «خودساختگی» را مؤلفۀ‌ اصلی اخلاق اقتصادی عامۀ‌ مردم یزد، و «قدرت فکری ترکیب‌گری» را مؤلفۀ‌ اصلی اخلاق اقتصادی تجار و صنعتگران یزدی دانست. معماری هم‌زیستانه، سنت قوی وقف و خیریه، اقتصاد تجاری و صنعتی بازفرآورانه و مهاجرپذیری و مهاجرفرستی یزد، با اخلاق اقتصادی یزدی‌ها رابطه‌ای دوسویه داشته است؛ یعنی از سویی به‌مثابۀ محیطی نهادی عمل کرده که این اخلاق در آن نضج و پرورش یافته و از سوی دیگر، خود آن تجلی و نمود این اخلاق اقتصادی است. درمجموع، می‌توان مؤلفۀ‌ اصلی اخلاق اقتصادی یزدی‌ها را «سازگاری فعالانۀ‌« آنان دانست که دارای سه بعد است: «سازگاری با نظام هستی» که در خداباوری و دین‌داری یزدی‌ها ظهور یافته است، «سازگاری با محیط طبیعی و اقلیم» که در سازه‌های طبیعی و معماری پایدار شهر متجلی شده است و «سازگاری با محیط اجتماعی» که در پذیرش اقلیت‌های دینی زرتشتی و یهودی و نیز حمله‌نکردن به شهرهای هم‌جوار در طول تاریخ نمود یافته است. نکتۀ‌ کلیدی آن است که این سازگاری منفعلانه نبوده، بلکه فعالانه و مبتکرانه بوده است؛ یعنی با کار و کوشش فراوان و تلاش برای آبادانی جهان و بهره‌گیری مناسب از آن همراه بوده است.