سبکهای فراغتی نوجوانان در عصر دیجیتال: تبیین جامعهشناختی نقش سرمایههای خانوادگی و ارتباط با عملکرد تحصیلی
دوره 20، شماره 1، بهار 1405، صفحه 82-111
https://doi.org/10.22034/jss.2026.2097098.1991
محمد قدیمپرست بی ریا اباتری، محمد رضا اقدامی، علی یعقوبی چوبری
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر به تبیین جامعهشناختی سبکهای فراغتی نوجوانان در عصر دیجیتال و بررسی ارتباط آنها با سرمایه فرهنگی و اقتصادی خانواده و عملکرد تحصیلی پرداخته است. چارچوب نظری با بهرهگیری از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو، تبیین دیماجیو از پیوند مشارکت فرهنگی با مزیت آموزشی و دیدگاه جامعه شبکهای کاستلز تدوین شد. روش و دادهها: این پژوهش پیمایشی و مقطعی بر روی 321 دانشآموز دوره متوسطه شهرستان خمام، منتخب با نمونهگیری چندمرحلهای، انجام شد. دادههای پرسشنامه محققساخته با تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) و چرخش واریماکس، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در SPSS 26 تحلیل شدند. یافتهها: تحلیل مؤلفههای اصلی، پنج سبک فرهنگی ـ یادگیری، دیجیتال ـ ارتباطی، بدنی ـ ورزشی، رسانهای منفعل و پرخطر ـ هیجانی را شناسایی کرد که 63.7 درصد واریانس کل را تبیین کردند (KMO=0.721؛ Bartlett’s χ²(120)=1462.09؛ p<0.001). سرمایه فرهنگی در مقایسه با سرمایه اقتصادی، ارتباط گستردهتر و منسجمتری با سبکهای فراغتی داشت و فراغت فرهنگی ـ یادگیری، رسانهای منفعل و بدنی ـ ورزشی را بهطور معنادار پیشبینی کرد. فراغت دیجیتال ـ ارتباطی با سرمایههای خانوادگی رابطه معناداری نداشت و بیشتر با سن و محل سکونت مرتبط بود. در مدل چندمتغیره عملکرد تحصیلی، فراغت فرهنگی ـ یادگیری با معدل رابطه مستقل مثبت و فراغت پرخطر ـ هیجانی رابطه مستقل منفی داشت؛ سایر سبکها سهم مستقل معناداری نداشتند. بحث و نتیجهگیری: فراغت نوجوانان الگویی اجتماعی دارد و با تفاوتهای آموزشی مرتبط است. کیفیت و جهتگیری فعالیتهای فراغتی بیش از صرف دسترسی به زمان یا منابع مادی اهمیت دارد و بهرهگیری مکمل از دیدگاههای سرمایه فرهنگی و جامعه شبکهای میتواند تبیین دقیقتری از تفاوتهای فراغتی نوجوانان فراهم سازد.
واکاوی کیفی هنجارها و باورهای تسهیل کننده بزهکاری در میان نوجوانان کهنوج
دوره 17، شماره 1 (ویژه نامه کرمان)، بهار 1402، صفحه 97-118
https://doi.org/10.22034/jss.2023.555969.1700
میثم لورگی، داریوش بوستانی
چکیده این پژوهش به دنبال شناسایی و فهم بسترها و فرآیندهای تسهیل کننده بزهکاری در میان نوجوانان شهرستان کهنوج است.روش شناسی پژوهش، نظریه زمینه ای بوده است. مشارکت کنندگان، 30 نفر از نوجوانان شهرستان کهنوج بوده که با روش شیوه نمونه گیری هدفمند و راهبرد حداکثر تنوع و همچنین نمونه گیری نظری انتخاب شدند. داده ها به وسیله مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمع آوری شد.
دادهها با سه استراتژی کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجریه و تحلیل دادهها منجر به خلق 10مقوله اصلی و یک مقوله هسته گردید، که عبارتند از: بارانداز بودن منطقه و دسترسی آسان، بافتار جرم زا و جامعه پذیری جرم، ادراک محرومیت و توسعه نیافتگی، تبارهای هویت بخش، استعاره و اسطورههای بزهکاری، باورهای عامیانه تسهیل کننده، شبکه های اجتماعی و بازتولید بزهکاری، ناکامی منزلتی و مقاومت شکننده، مرزهای مبهم قانون و خرده فرهنگ بزهکاری. در نهایت مقوله هسته نیز عبارت است از: "برساخت و هم افزایی بزهکاری"
