کلیدواژه‌ها = شرق‌شناسی

بررسی انگاره‌های ذهنی روس‌ها دربارۀایرانیان بر مبنای سفرنامه‌های روسی

دوره 16، شماره 3 (ویژه نامه سید حسین العطاس و استعمارزدایی از دانش)، پاییز 1401، صفحه 81-96

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1995958.1766

الهه کریمی ریابی، مازیار مظفری فلارتی

چکیده جهانگردان و مسافران غالباً نقش مهمی در توسعۀشرق‌شناسی داشته‌اند و سفرنامه‌ها، یکی از منابع ارزشمند در شرق‌شناسی هستند. سفرنامه‌های روسی دربارۀ ایران در قرن 19 میلادی حاوی نکات فراوانی دربارۀنوع دیدگاه روس‌ها به ایرانیان و همچنین برداشت و درک آن‌ها از خودشاناست. ایران به‌عنوان یک کشور آسیایی و روسیه به‌عنوان کشوری که خود را اروپایی می‌دانست، روابط پرفرازونشیبی در قرن 19 داشته‌اند. در این پژوهش با تکیه بر نظریات جامعه‌شناس معاصر، پروفسور سید حسین العطاس، دیدگاه رو‌س‌ها به ایران و زوایای زندگی فرهنگی و اجتماعی این کشور براساس سفرنامه‌هاو گزارش‌های روسی که در قرن 19 میلادی نگاشته شده مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین به این سؤال پاسخ داده می‌شود که روس‌ها به‌عنوان یک استعمارگر اروپایی چطور به زندگی مردم ایران نگاه می‌کردند و در سفرنامه‌های روسی چه تصویری از ایران به‌عنوان یک کشور مستقل آسیایی ترسیم شده است؟ همچنین تلاش خواهیم کرد تا مؤلفه‌هایی را که به اعتقاد پروفسور العطاس در شرق‌شناسی اروپایی وجود دارد، در چند نمونه از سفرنامه‌های روسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی، نقش سفرنامه‌ها در شکل‌گیری انگاره‌های ذهنی راجع به ایران را تحلیل می‌کند.

صورت بندی تجدد دفاعی در کشورهای اسلامی /باز خوانی تطبیقی آرای اجتماعی بدیع الزمان سعید نورسی و سید جلال الدین اسد آبادی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 54-74

هادی سلیمانی قره‌‌گل

چکیده تجدد دفاعی بازنمای تلاش‌ متفکران اسلامی اوائل قرن بیستم برای رویارویی با تجدد و منطق شرق‌شناختی برآمده از آن در وضعیتی پسااستعماری است. این گفتمان از تجدد، با وارونه‌کردن ایده‌های مرکزی شرق‌شناسی ذیل مفاهیمی ازقبیل «پرسش از انحطاط و عقب‌ماندگی»، «تلقی ایده‌آلیستی از انحطاط و پیشرفت» و «برخورد گزینشی با تمدن غرب»، تلاش دارد اسلام را با مقتضیات منطق مسلط انطباق دهد و به مدد امر مدرن به دفاع از «امر ناب» برساخته بپردازد. مقالۀ پیش‌رو برمبنای چارچوب تحلیل گفتمان و با تکیه بر منطق شرق‌شناسی وارونه، درصدد است تا با بازخوانی تطبیقی آرای اجتماعی نورسی و سیدجمال، به خوانش بخشی از این مواجهه و واکاوی گفتمان برآمده از آن مبادرت کند. بازخوانی انتقادی آرای این دو متفکر نشان می‌دهد که با وجود تلاش نورسی و سیدجمال برای دفاع از اسلام و نهادهای آن دربرابر یورش استعمار، تلاش‌های نظری این‌دو، با فروغلتیدن در تلۀ شرق‌شناسی به بازتولید آن منجر شده است.