کلیدواژه‌ها = هویت اجتماعی

تحلیلی بر فرهنگ شهروندی و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: استان لرستان)

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 31-59

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38122

ولی بهرامی، محسن نیازی، سیدمحسن موسوی، مهران سهراب‌زاده

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل فرهنگ شهروندیِ افراد 18 تا 65 سال در استان لرستان و عوامل مؤثر بر آن است. پرسش اصلی این است که وضعیت فرهنگ شهروندی در استان لرستان چگونه است و عوامل مؤثر بر آن کدام‌اند. پژوهش حاضر از  نظر روش کمی و از دیدگاهِ جهت پژوهش کاربردی است که با ابزار پرسش‌نامه جمع‌آوری شده است. حجم نمونه 852 نفر برآورد شده و شیوة نمونه‌گیری چندمرحله‌ای بوده است، به‌طوری که پس از رعایت مراحل نمونه‌گیری از شش شهرستان خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، کوهدشت، الشتر و پلدختر، از هر شهرستان یک شهر و دو روستا متناسب با حجم جمعیت، انتخاب شدند. در پژوهش حاضر، از رویکرد جمهوری‌گرایی (مدنی و جدید) و تلفیقی از نظریه‌های مارشال، ترنر، جانوسکی و روثستاین استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که میانگین نمرة شاخص فرهنگ شهروندی برابر با 07/108 از ۱۴۱ است که مقدار آن نسبتاً بالاست. نتایج پژوهش نشان داد که هرچند برحسب خاستگاه زندگی شهروندان (روستا، عشیره و شهر)، تفاوت معناداری در فرهنگ شهروندی وجود دارد، مردان تفاوت معناداری نشان نداد. بین متغیرهای پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استفاده از رسانه‌های جمعی با فرهنگ شهروندی نیز رابطة معناداری وجود نداشت. نتایج اجرای آزمون هم‌بستگی پیرسون، وجود رابطة مثبت و قوی متغیر هویت اجتماعی، رابطة مثبت و متوسط متغیرهای احساس امنیت اقتصادی، اعتماد اجتماعی و گرایش به تعلقات قومی‌ـ‌طایفه‌ای و رابطة مثبت و ضعیف متغیر پنداشت از عملکرد نظام سیاسی را با فرهنگ شهروندی تأیید کرد. نتایج الگوی معادلات ساختاری نیز نشان می‌دهد که در مجموع متغیرهای پیش‌گفته می‌توانند ۵۳ درصد از واریانس کلی متغیر وابستة فرهنگ شهروندی را تبیین کنند.
 

امر مسلط و سیاست مقاومت: برساخت گفتمانی هویت اجتماعی در کشاکش متون نهادی و تجربة زیسته‌ (مطالعه‌ای درباب جوانان شهر سنندج)

دوره 12، 3(اولین ویژه نامه کردستان)، پاییز 1397، صفحه 31-51

مسعود بیننده، جهانگیر محمودی

چکیده در پژوهش حاضر، نحوة مواجهة جوانان با گفتمان هویتی حاکم و شیوه‌های مقاومت، مذاکره یا موافقت آنان با این گفتمان، درعین دسترسی به گفتمان‌های دیگر، مطالعه می‌شود. به‌این‌منظور، از حوزه‌های نظری مرتبط با مطالعات فرهنگی و برساخت‌گرایی در چارچوب نظریة تحلیل گفتمان استفاده شده است. چارچوب نظری پژوهش از ترکیب نظری رویکرد لکلائو و موفه درباب سلطه و گفتمان و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استوارت هال به‌دست آمده است. در این پژوهش، از روش‌شناسی تحلیل گفتمان استفاده شده است. در ابتدا، با ٣٨ نفر از جوانان شهر سنندج مصاحبة عمیق و نیمه‌ساخت‌یافته به‌عمل آمد. سپس، متون فراهم‌آمده از مصاحبه درمقایسه‌با متون گفتمان هویت رسمی، که درقالب «منشور تربیتی نسل جوان» بازنمایی شده است، قرار گرفت و پیوندها و منازعه‌های گفتمانی آنها تحلیل شد. مطابق یافته‌های تحقیق، عرصة نظم هویتی جوانان کانون منازعه و رقابت فرادستیِ گفتمان‌های متنوعی است که هرکدام برطبق موقعیت گفتمانی خود برای فراخوانی جوانان و برساخت هویت آنها می‌کوشند. دراین‌میان، گفتمان‌های مخالف و معارض گفتمان هویتی مسلط (اصول‌گرایی در چارچوب انقلاب اسلامی)، بیشترین حضور و تأثیر را در تکوین هویت اجتماعی جوانان شهر سنندج در ابعاد سه‌گانة ملی، قومی و مذهبی داشته‌اند. سرانجام اینکه، ناسازگاری الگوی هویتی رسمی با خواسته‌ها و موقعیت جوانان بحران هویت و ناکارآمدی را به‌دنبال داشته است.
 

چهار محور مطالعات اجتماعی در ایران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 54-76

کرامت ‏اله راسخ

چکیده جامعه‌شناسی در دو قرن گذشته تلاش کرده است تا از الگوی تبیینی واحدی در این رشتۀ علمی برخوردار شود. لیکن این تلاش‌ها با موفقیت همراه نبوده است. امروزه تردید وجود دارد که این رشته به دلایل گوناگون از امکان تحقق چنین هدفی برخوردار باشد. طرح نظریة مدرنیتۀ چندگانه نقش کلیدی در پیدایش این تردید داشته است. بر اساس این رویکرد نظری، مدرنیتۀ غربی تنها راه تحول اجتماعی در شرایط کنونی نیست، بلکه یکی از راه‌های نوسازی اجتماعی است.  این مقاله درصدد طرح مبانی نظری به منظور آغاز تلاش برای تعیین حدود و امکانات مطالعات جامعه‌شناختی در ایران است. طبیعی است که مطالعات اجتماعی در ایران باید از چارچوب‌های خاص خودش برخوردار باشد. به منظور رسیدن به این چارچوب، نخست پنج ویژگی جامعه‌شناسی از دیدگاه غیراثبات‌گرایانه تعیین شد. علم جامعه‌شناسی بر این اساس از خصلت جهانی، گفتمانی، بازتابی، عصری و ایدئولوژیک و سرانجام روایتی برخوردار است. سپس براساس این پنج ویژگی، چهار حوزة دگرگونی اجتماعی، هویت اجتماعی، ایدئولوژی پژوهشی و روشن‏فکرپژوهی به‏منزلة محورهای اصلی مطالعات مسائل اجتماعی در ایران تعیین شدند.