فلسفة دانشگاه عامهپسند: تبارشناسی مجادلههای گفتمانی دانش
دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 149-172
علی اصغر هدایتی، محمد زینالی اُناری
چکیده در سالهای اخیر، روند روبهرشد تحصیلات تکمیلی بازار مبادلهای، بهخصوص در میدانهای نزدیک به فضاهای دانشگاهی، پدید آوردهاست. تبلیغات گسترده و وسیع با جذب نیروی خدمات کامپیوتری مربوط به پایاننامههای دانشگاهی شروع و دستآخر بهصورت غیررسمی به تبلیغاتی برای نگارش پایاننامه بهدست سوداگران این فعالیت منجر شدهاست. گذشته از شائبههای فساد علمی، این پرسش مطرح میشود که چرا برای کاری چون تحصیل و تحلیل درسی، کنشگران علمی به سفارشدادن به خدمتکارانی مجاب میشوند که از این شیوه به کسب درآمد میپردازند؟ این مقاله درپیِ پاسخ به این پرسش، ازطریق مشاهدة مردمنگارانه و تحلیل گفتمان، غلیان گفتمان مبادله، بهتأسی از کثرت الگوهای رفتار سوداگرانه و رشد رفتار گروههای کوچک محلی، را سبب انسداد زبان علم در دانشگاه میداند. علم از گفتمان مسلطش در جامعه و حتی دانشگاه افول کرده و جای خود را به سوداگری و مبادلة سادة گروههای محلی دادهاست که در بستر شهری هم بهصورت قدرتمندانهای خودنمایی میکند. بازار پایاننامهها، محل مجادله یا رویارویی دو فهم سوداگرانه و حقیقتجویانه از علم است.
«انسان دانشگاهی» ایرانی و مشکل زبان
دوره 8، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 90-108
ناصر فکوهی
چکیده کشور ما یکی از بزرگترین نسبت های دانشجویان و دانش آموختگان را در سطح عالی، به نسبت کل جمعیت در جهان دارد. با وجود این، اکثریت قریب به اتفاق کنشگران آموزش عالی معتقد به آن نیستند که «جماعت دانشگاهی» در مفهوم متعارف این واژه در ایران به وجود آمده باشد. در این مقاله ضمن تبیین این موضوع و رابطه و مباحث آن در همین حوزه از علوم، به نسبت آن با مفهوم بوردیویی «انسان دانشگاهی» و به طور خاص به اهمیت زبان و تاثیر آن در این فرایند، اشاره خواهیم کرد. پرسش اصلی مقاله بنابراین، در کنار تشریح وضعیت موجود، آن است که آیا ما با کمبود یا نبود یک «زبان دانشگاهی» نیز سروکار داریم؟ اگر آری چرا؟ و رابطه این زبان با آنچه شاید بتوان زبان متعارف اجتماعی نامید در شرایطی که انحصار علم به شدت در حال بیرون رفتن از دست دانشگاهیان است و در کشوری که از خصوصیات بارز آن چند زبانه بودن و چند فرهنگی بودن هویت هایش است، چه می تواند باشد و چگونه باید این روابط را تحلیل کرد؟ مقاله در تحلیل های اصلی خود، لزوم بازنگری ای اساسی در شیوه های تدریس، پژوهش و کنش دانشگاهی را در ساختارها و در فرایندها نشان می دهد و زبان را به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها در این راه معرفی می کند که باید «ساخته شود.
