کلیدواژه‌ها = سلطه

امر مسلط و سیاست مقاومت: برساخت گفتمانی هویت اجتماعی در کشاکش متون نهادی و تجربة زیسته‌ (مطالعه‌ای درباب جوانان شهر سنندج)

دوره 12، 3(اولین ویژه نامه کردستان)، پاییز 1397، صفحه 31-51

مسعود بیننده، جهانگیر محمودی

چکیده در پژوهش حاضر، نحوة مواجهة جوانان با گفتمان هویتی حاکم و شیوه‌های مقاومت، مذاکره یا موافقت آنان با این گفتمان، درعین دسترسی به گفتمان‌های دیگر، مطالعه می‌شود. به‌این‌منظور، از حوزه‌های نظری مرتبط با مطالعات فرهنگی و برساخت‌گرایی در چارچوب نظریة تحلیل گفتمان استفاده شده است. چارچوب نظری پژوهش از ترکیب نظری رویکرد لکلائو و موفه درباب سلطه و گفتمان و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استوارت هال به‌دست آمده است. در این پژوهش، از روش‌شناسی تحلیل گفتمان استفاده شده است. در ابتدا، با ٣٨ نفر از جوانان شهر سنندج مصاحبة عمیق و نیمه‌ساخت‌یافته به‌عمل آمد. سپس، متون فراهم‌آمده از مصاحبه درمقایسه‌با متون گفتمان هویت رسمی، که درقالب «منشور تربیتی نسل جوان» بازنمایی شده است، قرار گرفت و پیوندها و منازعه‌های گفتمانی آنها تحلیل شد. مطابق یافته‌های تحقیق، عرصة نظم هویتی جوانان کانون منازعه و رقابت فرادستیِ گفتمان‌های متنوعی است که هرکدام برطبق موقعیت گفتمانی خود برای فراخوانی جوانان و برساخت هویت آنها می‌کوشند. دراین‌میان، گفتمان‌های مخالف و معارض گفتمان هویتی مسلط (اصول‌گرایی در چارچوب انقلاب اسلامی)، بیشترین حضور و تأثیر را در تکوین هویت اجتماعی جوانان شهر سنندج در ابعاد سه‌گانة ملی، قومی و مذهبی داشته‌اند. سرانجام اینکه، ناسازگاری الگوی هویتی رسمی با خواسته‌ها و موقعیت جوانان بحران هویت و ناکارآمدی را به‌دنبال داشته است.
 

تحلیل فرایند استعلای گفتمان اسلامگرا در انقلاب اسلامی 1357

دوره 9، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 4-26

مسعود اخوان کاظمی، رضا دهقانی

چکیده رخداد انقلاب اسلامی ایران، به‌منزلة رویدادی کم‌نظیر در سال‌های پایانی قرن بیستم، توجه بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران حوزة علوم اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرد. ازاین‌رو، برای مطالعة این پدیده، از نظریات و رویکردهای گوناگون بهره گرفته شد. اکثر این نظریات به بررسی چگونگی شکل‌گیری رخداد انقلاب معطوف شده‌اند و تحلیل چرایی سلطة گفتمان اسلام‌گرا، به‌طور نظام‌مند، کمتر در کانون توجه قرار گرفته‌است. تحلیل گفتمان، به‌ویژه خوانش لاکلا و موف، به‌دلیل دارابودن قابلیت تحلیل موضوعات کلان اجتماعی، فرصت ویژه‌ای برای تبیین چرایی چیرگی و افول گفتمان‌ها به‌طور نظام‌مند و هدفمند در حوزة مطالعات جامعه‌شناسی سیاسی فراهم آورده‌است. با به‌کارگیری مفاهیم گفتمان لاکلا و موف، این پژوهش درصدد تبیین چرایی چیرگی گفتمان اسلام‌گرا در انقلاب اسلامی ایران برآمده‌است. مدعای این مقاله این است که گفتمان اسلام‌گرا با اتکا به عاملان سیاسی خود و بهره‌گیری از فرایند دوگانة برجسته‌سازی و حاشیه‌رانی، قابلیت دسترسی، اعتبار و عام‌گرایی، توانست در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی، موقعیتی مسلط را نسبت به دو گفتمان دیگر، برای خود ایجاد کند.