تتو ابزار هویت و مقاومت؛ پژوهشی کیفی در کلان شهر شیراز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 مهر 1405
https://doi.org/10.22034/jss.2026.2105721.2001
سیروس احمدی، نجیم نجیمی، مریم مختاری
چکیده زمینه و هدف: تتو در سالهای اخیر در بین گروههای مختلف اجتماعی رواج یافته و نمایش آن در محیطهای عمومی متداولتر شده است. این پدیده بهویژه در بسترهایی که همزمان دارای دو وجه سنت و مدرن هستند، با حساسیتهای بیشتری همراه است. کلانشهر شیراز سومین پایتخت مذهبی ایران بستر مناسبی برای مطالعه این پدیده است. براین اساس، هدف این پژوهش آن است که «تتو» را در بستر اجتماعی شیراز مورد مطالعه قرار دهد.
روش و داده ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر مبنای نظریه زمینهای انجام شد. مشارکتکنندگان، 17 نفر افراد دارای تتو بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمهساختار یافته گردآوری، و بهصورت باز، محوری، و انتخابی کدگذاری شدند.
یافتهها: کدگذاری دادهها منجر به استخراج هفت مقوله گردید. سودمندی جسمی–روانی و حس زیباییشناختی شرایط علّی تتو هستند. عرفیشدن، شرایط زمینهای را فراهم میآورد. دیگران مهم، شرایط مداخله گر است. مبارزه و استدلال راهبردهای کنشگران در مواجهه با تتو میباشند. و بالاخره، دستاورد متضاد، پیامد انجام تتو است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش منجر به ظهور هسته با عنوان تتو ابزار هویت و مقاومت گردید. در بستر اجتماعی کلانشهر شیراز که هویت دوگانه سنّت و مدرنیته را تجربه میکند، فرد با الهام از ساختار مدرنیته کلانشهری، برای ابراز وجود و ترمیم خویشتن از تتو استفاده و با آن، احساس قدرت میکند. اما در سوی دیگر بهدلیل بافت سنتی در مواجهه با ساختارهای نهادی و گفتمانهای رسمی، با محدودیتهای اجتماعی متعددی مواجه و این تضاد را با شدت بیشتری حس میکند.
زندگی به مثابه مقاومت:تجربۀزیستۀ رانندگان شوتی شهر بانه از قاچاق کالا*
دوره 17، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 133-157
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2008663.1785
محمد یزدانی نسب، کیوان بهزادی
چکیده قاچاق کالا از دیرباز یکی از مسائل مهم اجتماعی بوده و مطالعات زیادی حول آن صورت گرفته است؛ اما عمدۀ مطالعات با نگاهی آسیب شناختی به این موضوع ورود کرده اند. در این مطالعه سعی کرده ایم به کمک روش پدیدارشناسی تفسیری و مصاحبۀ روایی سراغ تجربۀزیستۀ افرادی برویم که به صورت مستقیم درگیر قاچاق کالا هستند. به این منظور با 15 نفر از رانندگان شوتی شهر بانه، مصاحبه کرده ایم. در روایت ها، زمینۀ برآمدن قاچاق کالا، مخاطرات این شغل، استراتژی های مقابله با این مخاطرات و ادراک از قاچاق استخراج گردید. یافته ها نشان میدهند هر چند عوامل زمینه ای بستر مناسبی برای ورود به این شغل فراهم کرده است اما عواملی از قبیل سود زیاد، عدم تناسب مجازات و جرم، احتمال کم دستگیری و استراتژی های مقابله با خطر سبب ماندگاری و بازگشت مجدد به این شغل شده است. کلیت قاچاق کالا را می توان نوعی مقاومت در برابر ساختارهای نابرابر دانست. این مقاومت برای دو گروه از شوتی ها متفاوت بود که یکی را مقاومت منفعلانه و دیگری را مقاومت فعالانه نامیدیم. مقاومت منفعلانه، کنشی است که در برابر فقدان فرصت های شغلی و در واقع در برابر شرایط نابرابر داخلی صورت می گیرد و اگر کنشگر شغل مناسبی پیدا کند از این کار دست می کشد؛ مقاومت فعالانه، مربوط به کنشگرانی است که حاضر به ترک این شغل نیستند. برای این گروه که اکثریت را شامل می شوند، هر چند ورود به این شغل ناشی از نابرابری ها و فقدان فرصت های شغلی بوده است اما چنان با این شغل انس گرفته اند که هویت آنها جدای از رانندگی شوتی معنا ندارد. مقاومت این گروه هم در برابر زمینۀ نابرابر داخلی است و هم در برابر روش های مشروع کسب موفقیت در زندگی امروز.
جامعهشناسی الهیات کرونا: چالشهای مذهبی و برونداد نهایی
دوره 14، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 6-31
https://doi.org/10.22034/jss.2020.244636
عمادالدین باقی، هادی درویشی
چکیده محور اصلی مقالۀ حاضر، گزارشِ چالشهای رخدادۀ مذهبی در بحران کرونا و مصادیق و جزئیاتی از این چالش در ایران با نگاهی جامعهشناختی است. با توجه به فرضیات و پیشبینیهای گوناگون مطرحشده، از جمله افول دین و دینداری و چیرگی سکولاریسم بر اثر بحران کرونا، و چالشهای سهمگینی که در برابر مذهب برانگیخته است، مقاله به برونداد این چالشها و پاسخ به این پرسش میپردازد که آیا در دورۀ پساکرونا دین تضعیف میشود یا به محاق میرود؟
روش مطالعه، اسنادی و گزارشی ـ توصیفی و تحلیلی است و نظریۀ کارکردگرایی دورکیم[1] و وبر[2] به عنوان چارچوب تئوریک مقاله در نظر گرفته شده است.
در پایان، این نتیجه به دست آمده است که بر اثر بحران کرونا کارکردهای دین در ابعادی تضعیف، و در ابعادی دیگر، تقویت شده است؛ همان طور که تجربۀ تاریخی نشان میدهد که دین، تحت تأثیر چالشهای عظیم ممکن است تغییر صورت و گفتمان پیدا کند اما از بین نمیرود.
[1] David Émile Durkheim
[2] Maximilian Karl Emil Weber
امر مسلط و سیاست مقاومت: برساخت گفتمانی هویت اجتماعی در کشاکش متون نهادی و تجربة زیسته (مطالعهای درباب جوانان شهر سنندج)
دوره 12، 3(اولین ویژه نامه کردستان)، پاییز 1397، صفحه 31-51
مسعود بیننده، جهانگیر محمودی
چکیده در پژوهش حاضر، نحوة مواجهة جوانان با گفتمان هویتی حاکم و شیوههای مقاومت، مذاکره یا موافقت آنان با این گفتمان، درعین دسترسی به گفتمانهای دیگر، مطالعه میشود. بهاینمنظور، از حوزههای نظری مرتبط با مطالعات فرهنگی و برساختگرایی در چارچوب نظریة تحلیل گفتمان استفاده شده است. چارچوب نظری پژوهش از ترکیب نظری رویکرد لکلائو و موفه درباب سلطه و گفتمان و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استوارت هال بهدست آمده است. در این پژوهش، از روششناسی تحلیل گفتمان استفاده شده است. در ابتدا، با ٣٨ نفر از جوانان شهر سنندج مصاحبة عمیق و نیمهساختیافته بهعمل آمد. سپس، متون فراهمآمده از مصاحبه درمقایسهبا متون گفتمان هویت رسمی، که درقالب «منشور تربیتی نسل جوان» بازنمایی شده است، قرار گرفت و پیوندها و منازعههای گفتمانی آنها تحلیل شد. مطابق یافتههای تحقیق، عرصة نظم هویتی جوانان کانون منازعه و رقابت فرادستیِ گفتمانهای متنوعی است که هرکدام برطبق موقعیت گفتمانی خود برای فراخوانی جوانان و برساخت هویت آنها میکوشند. دراینمیان، گفتمانهای مخالف و معارض گفتمان هویتی مسلط (اصولگرایی در چارچوب انقلاب اسلامی)، بیشترین حضور و تأثیر را در تکوین هویت اجتماعی جوانان شهر سنندج در ابعاد سهگانة ملی، قومی و مذهبی داشتهاند. سرانجام اینکه، ناسازگاری الگوی هویتی رسمی با خواستهها و موقعیت جوانان بحران هویت و ناکارآمدی را بهدنبال داشته است.
