بازنمایی اعتیاد زنان در اسناد سیاستی کشور و چشمانداز آینده
دوره 18، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 59-82
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2047101.1876
سمیه سلیمانی، سید حسین سراج زاده، صلاح الدین قادری
چکیده مواجهه با مصرف مواد مخدر در اکثر جوامع، با توجه به فراوانی بالای اعتیاد مردان نسبت به زنان، بیشتر یک پدیده مردانه بوده است و تفاوتهای جنسیتی در این حوزه لحاظ نمیشده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اسناد بالادستی و برنامهها و سیاستهای کلی حوزه مواد مخدر و اعتیاد، به دنبال بررسی و ایجاد حساسیت جنسیتی در این حوزه است.
این پژوهش از نوع کیفی است که اسناد سیاستی در حوزه مواد مخدر و اعتیاد در ایران در فاصله سالهای 1384 تا 1397 ، با تکنیک تحلیل مضمون مطالعه شدهاند. بر اساس یافتههای پژوهش، متناسب با افزایش میزان سهم زنان در حوزه اعتیاد و حساسشدن بیشتر جامعه نسبت به برابری جنسیتی و مسائل زنان، آگاهی و حساسیت جنسیتی در برنامهها و اسناد هم بیشتر دیده میشود. اما این حساسیت هنوز به صورت متناسب و کافی در اسناد سیاستی انعکاس پیدا نکرده است و اکثر اسناد سیاستی و برنامههای حوزه مواد مخدر بدون تفکیک جنسیتی است.
این امر باعث میشود برنامههای مواجهه، کنترل، کاهش آسیب و درمان اعتیاد بدون لحاظ کردن ویژگیها و شرایط زنان طراحی و اجرا شود. درنتیجه، اسناد سیاستی مانعی برای مواجهه واقعگرایانه با پدیده اعتیاد زنان هستند. حوزه سیاستگذاری و برنامهریزی اعتیاد باید معطوف به برنامهها و الگوهایی باشد که به ویژگیهای جنسیتی زنان حساس باشند و آنرا در حوزه پیشگیری، درمان و کاهش آسیب مورد توجه قرار دهند.
تحلیل محتوای عمقی و اجرای آن بهوسیلة نرمافزار ام. آر. پی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 128-157
مهدی محسنیانراد
چکیده انگیزة نگارش مقالة حاضر انتشار عمومی نرمافزار ام. آر. پی[1] از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری در سطح دانشگاههای کشور است. نرمافزاری که حاصل تلاش بیش از دو دهه محققان کشور است و از طریق آن میتوان یک روش تحلیل محتوای مختلط کمی ـ کیفی را به نام «تحلیل محتوای عمقی» اجرا کرد و از این طریق، بیش از هریک از دو روش کمی یا کیفی به واقعیت نزدیک شد. مقاله با بحث دربارة سه نهضت کمی، کیفی و مختلط آغاز میشود. آنگاه به توضیح دربارة ساختار، کاربرد و پیشینة روش میپردازد. درخلال این توضیح، ضمن اشاره به پروژهها، رسالهها و پایاننامههایی که با روش مذکور اجرا شدهاند، در هر مورد، از مثالهای مرتبط استفاده میکند.
در انتها، از این ادعا دفاع میکند که با روش پیشنهادی میتوان «بازنمایی» را نیز انجام داد و شواهد «کلیشهسازی» و «نقاط محوری» متن را از طریق تهیة ماتریسهای ضرایب همبستگی فی و «مدل تقارن» به دست آورد.
[1]. Multidisciplinary Research Package
ملاحظات روش شناختی در مطالعات فرهنگی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 112-131
محمد رضایی
چکیده مسئلۀ روش توجه چندانی را در مطالعات فرهنگی به خود جلب نکرده است. شاید نشـود ایـن غیبـت را نـوعی غفلـت یـا
اهمال تلقی کرد، بلکه بهتر است از وجود مناقشه بر سر این موضوع سخن گفت که آیا مطالعات فرهنگی مـیتوانـد روش-
شناسی و تکنیک های متمایزی داشته باشد یا خیر؟ در این مقاله، ابتدا دربارة مناقشۀ مذکور بحث مـیشـود و سـپس، بـه
مسائل مهمی پرداخته میشود که هرگونه بحث از روش مطالعات فرهنگی ناگزیر از توجه به آنهاست. دوگانـه هـای کمـی/
کیفی، معرفتشناسی طرفدار بازنمایی/ اصالت ضد بازنمایی، چارچوب های رشته ای/ غیررشتهای، تجربـه/ نظریـه و بـالاخره،
روش و نسبت آن با استراتژی های رهایی بخشی از جملۀ محورهای عمدة بحث در این مقاله اند.
