کلیدواژه‌ها = تحلیل گفتمان

توانمندسازی سیاسی زنان در پرتو نواندیشی دینی: تحلیلی از مسیر بازخوانی تا کنش اجتماعی

دوره 19، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 85-105

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2077581.1931

هدیه مرادی‌مهد، محمدتقی سبزه ای، محمد مبارکی، حمید یحیوی همدانی

چکیده زمینه و هدف: نوگرایی دینی با بازنگری در متون مذهبی و ارائه تفسیرهای تازه از آموزه‌های سنتی، در تحول نگاه به زن و گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی او در ایران پس از انقلاب اسلامی نقش داشته است. این گفتمان با بازخوانی مفاهیم بنیادین شریعت، قرائتی نو از نسبت دین و قدرت اجتماعی ارائه می‌دهد. در این چارچوب، توانمندسازی سیاسی زنان نه گفتمانی مستقل، بلکه خرده‌گفتمانی در درون نواندیشی دینی تلقی می‌شود. ازاین‌رو، پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان نوگرایان دینی و تبیین بازنگری یا گسست معنایی آن نسبت به گفتمان سنتی می‌پردازد.
روش و داده‌ها: این مقاله با بهره‌گیری از نظریه گفتمان لاکلائو و موف به تحلیل مسائل مربوط به زنان در اندیشه‌ی سه تن از نواندیشان دینی: سید مصطفی محقق داماد، حسن یوسفی اشکوری و محسن کدیور می‌پردازد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که هر سه متفکر، با تأکید بر مفاهیمی چون عدالت، عقلانیت و کرامت انسانی، درصدد برساخت گفتمانی نو هستند که در آن توانمندسازی سیاسی زنان نه از مسیر تقابل با دین، بلکه از رهگذر بازتفسیر از دین امکان‌پذیر است.
بحث و نتیجه‌گیری: توانمندسازی سیاسی زنان در گفتمان نواندیشی دینی نه نتیجه اجماع نظری، بلکه حاصل یک کشمکش گفتمانی مستمر با گفتمان فقهی ـ سنتی است. این گفتمان اگرچه موفق شده است معنای زن را از تابعیت صرف خارج کرده و او را به‌عنوان سوژه‌ای حقوق‌مند بازتعریف کند، اما همچنان در برخی موارد در مرزهای فقهی متوقف می‌ماند و از تبدیل کامل این بازتعریف به پروژه‌ای سیاسی ـ نهادی ناتوان است.

تحلیل فرایند استعلای گفتمان اسلامگرا در انقلاب اسلامی 1357

دوره 9، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 4-26

مسعود اخوان کاظمی، رضا دهقانی

چکیده رخداد انقلاب اسلامی ایران، به‌منزلة رویدادی کم‌نظیر در سال‌های پایانی قرن بیستم، توجه بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران حوزة علوم اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرد. ازاین‌رو، برای مطالعة این پدیده، از نظریات و رویکردهای گوناگون بهره گرفته شد. اکثر این نظریات به بررسی چگونگی شکل‌گیری رخداد انقلاب معطوف شده‌اند و تحلیل چرایی سلطة گفتمان اسلام‌گرا، به‌طور نظام‌مند، کمتر در کانون توجه قرار گرفته‌است. تحلیل گفتمان، به‌ویژه خوانش لاکلا و موف، به‌دلیل دارابودن قابلیت تحلیل موضوعات کلان اجتماعی، فرصت ویژه‌ای برای تبیین چرایی چیرگی و افول گفتمان‌ها به‌طور نظام‌مند و هدفمند در حوزة مطالعات جامعه‌شناسی سیاسی فراهم آورده‌است. با به‌کارگیری مفاهیم گفتمان لاکلا و موف، این پژوهش درصدد تبیین چرایی چیرگی گفتمان اسلام‌گرا در انقلاب اسلامی ایران برآمده‌است. مدعای این مقاله این است که گفتمان اسلام‌گرا با اتکا به عاملان سیاسی خود و بهره‌گیری از فرایند دوگانة برجسته‌سازی و حاشیه‌رانی، قابلیت دسترسی، اعتبار و عام‌گرایی، توانست در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی، موقعیتی مسلط را نسبت به دو گفتمان دیگر، برای خود ایجاد کند.

نکاتی تحلیلی و روش‌شناختی دربارة تحلیل گفتمان (با نگاهی به پژوهش‌های ایرانی)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 4-29

سهیلا صادقی فسائی، محمد روزخوش

چکیده تحلیل گفتمان از رویکردهای تحلیلی و پژوهشی مهم در علوم انسانی معاصر است که به رویکردی محبوب و حتی "مُد پژوهشی" در میان محققان ایرانی بدل شده است. این مقاله درقالب روایت تورفینگ از سه نسلِ نظریة گفتمان (که در آن مفهوم نسل بر شیوة تحلیل دلالت می‌کند نه توالی و ترتیب زمانی) به ارزیابی پژوهش‌های ایرانی تحلیل گفتمان می‌پردازد. نسل اول نظریة گفتمان رویکردهایی مانند تحلیل گفت‌وگو و روان‌شناسی گفتمانی را دربرمی‌گیرد. این نسل از توجه محققان ایرانی بی‌نصیب مانده است. نظریة گفتمان فوکو بر هردو نسل بعدی مؤثر بوده است، اما تحلیل گفتمان فوکویی رویکردی است بسیار متنوع که برحسب نوع و اهداف تحقیق از آثار یا مفاهیم فوکو گزینش می‌کند. در نسل دوم، گفتمان به متن‌های نوشتاری یا گفتاری محدود نمی‌شود، بلکه مجموعة گسترده‌تری از پرکتیس‌های[1] اجتماعی را دربرمی‌گیرد. تحلیل انتقادی گفتمان مهم‌ترین رویکرد در این نسل است. در ایران استفاده از این رویکرد و به‌ویژه نظریة فرکلاف بسیار رایج است، اما تمایز میان پرکتیس گفتمانی و پرکتیس اجتماعی و لزوم استفاده از نظریة اجتماعی متناسب در بیشتر پژوهش‌های ایرانی نادیده انگاشته می‌شود. نسل سوم، کل حوزة اجتماعی را شبکه‌ای از فرایندها تلقی می‌کند که در آن معنا خلق می‌شود. نظریة گفتمان سیاسی مهم‌ترین رویکرد این نسل است و در ایران نمونه‌های متعددی از این نوع پژوهش می‌توان یافت. این مقاله به برخی نمونه‌های ایرانیِ هرکدام از رویکردهای مذکور پرداخته است.     

تحلیل گفتمان محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم

دوره 5، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 23-47

جهانگیر جهانگیری، سجاد فتاحی

چکیده در مقالة پیش‌رو سعی بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان ارائه‌شده از سوی محمود احمدی‌نژاد، نامزد دور دهم انتخابات ریاست جمهوری، تحلیل شود. روش به‌کارگرفته‌شده جهت استخراج دال‌های این گفتمان تحلیل بینامتنی و بیناگفتمانی پیشنهادی در روش ـ نظریة فرکلاف است. در ادامه دال‌های استخراج‌شده در چهارچوب نظری یعنی روش ـ نظریة لاکلاو و موفه قرار گرفتند تا با ارائة تصویری کلی ما را در فهم چگونگی مفصل‌بندی دال‌ها در کنار یکدیگر، نحوة تعریف و بازتعریف دال‌ها توسط دال مرکزی، چگونگی انسجام آن‌ها حول دال برتر و نیز ایجاد مرزهای ضدیتی به منظور غلبة هژمونیک بر سایر گفتمان‌های موجود در این عرصه یاری نمایند. دال برتری که به این گفتمان انسجام بخشیده و سایر دال‌ها را حول خود مفصل‌بندی کرده مدیریت مردمی است.