کلیدواژه‌ها = یزد

تأثیر مؤلفه‌های مدرنیته بر ابعاد عرفی شدن دین (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه یزد)

دوره 14، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 54-79

https://doi.org/10.22034/jss.2021.244228

مهربان پارسامهر، یاسین خرم‌پور، حسام کرایی

چکیده عرفی شدن باعث شده که نقش دین و کارکردهای آن در زمینۀ اجتماعی و فردی فرو ریزد. مدرنیته و مؤلفه‌های آن (جهانی شدن، فردگرایی، علم‌گرایی) فرآیند عرفی شدن را شدت بخشیدند. این تحقیق به روش پیمایش به بررسی تأثیر مؤلفه‌های مدرنیته بر ابعاد عرفی شدن دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه یزد پرداخته است. روش نمونه‌گیری به صورت طبقه‌ای و برای سنجش متغیرها از پرسش‌نامۀ محقق استفاده شد. بر اساس نتایج تحقیق، بین مؤلفه­های مدرنیته (فردگرایی و جهانی ­شدن و علم­گرایی) و عرفی شدن دانشجویان رابطۀ مستقیم و معنادار وجود دارد (001/0p <). مدل معادلات ساختاری نشان داد که میزان تأثیر مؤلفه­های مدرنیته بر عرفی شدن دانشجویان، 47/0 است که نشان‌دهندۀ رابطۀ مستقیم این دو متغیر
می­باشد. به طور کلی یافته‌های تحقیق نشان دادند که مدرنیته و عناصر آن نقش اساسی در گسترش فرآیند عرفی شدن داشته است، به صورتی که در اقشار جوان و دانشجو، به علت تغییرات نسلی، پذیرش عناصر عرفی شدن و مدرنیته برای آنها آسان­تر می باشد.
 

زمینه‌ها و پیامدهای ازدواج زودهنگام دختران 13 تا 16 ساله (شهرستان اردکان، یزد)

دوره 13، 4(دومین ویژه نامه یزد)، زمستان 1398، صفحه 31-54

https://doi.org/10.22034/jss.2019.47853

سیدرضا جوادیان، الهام شمالی احمدآبادی، محمد ترکاشوند مرادآبادی، محدثه عابدی

چکیده ازدواج نقش حساسی در زندگی انسان بر عهده دارد و داشتن آمادگی لازم از نظر جسمی، روانی و اجتماعی برای آن ضروری است؛ لذا در قوانین بیشتر کشورها، حداقل سنی برای آن در نظر گرفته می‌شود. ازدواج قبل از 18سالگی که دختران بیشتر در معرض آن هستند، آسیب‌ها و عوارضی را برای فرد ایجاد می‌کند. هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ زمینه‌ها و پیامد‌‌های ازدواج دختران نوجوان در شهرستان اردکان است. برای این منظور از روش کیفی و راهبرد تئوری زمینه‌ای بهره گرفته شده است. برای انجام این پژوهش، با پانزده زن که در سنین بین 13 تا 16 سال ازدواج کرده‌اند، مصاحبه شد. جمع‌آوری اطلاعات تا اشباع نظری ادامه یافت. سپس داده‌ها با استفاده از روش کدگذاری نظری تحلیل شد؛ درنتیجه، 54 مفهوم، 15 مقولۀ فرعی و 4 مقولۀ اصلی به دست آمد. درمورد زمینه‌های ازدواج زودهنگام ۳ مقولۀ اصلی حاصل شد. مقولۀ اول، عوامل مربوط به فرد است که پاسخ‌گویی به نیازها، ضعف مهارت‌های زندگی، فرار از شرایط سخت خانواده و تسهیل‌گرهای ازدواج را شامل می‌شود. مقولۀ دوم، عوامل والدینی است که اقتدار والدین، نگرانی‌های والدین، اعتقادات فرهنگی-مذهبی والدین و مشکلات خانوادگی را در بر می‌گیرد. مقولۀ سوم نیز عامل اعتقادات و باور‌‌های سنتی است. پیامدهای ازدواج زودهنگام نیز در یک مقولۀ اصلی و 6 مقولۀ فرعی، شامل مشکلات مربوط به بارداری و زایمان سخت، ضعف مهارت‌های زندگی مشترک، خشونت جسمی و عاطفی، کمبود قدرت در منزل، احساس نارضایتی از زندگی و بازماندن از رشد اجتماعی مشخص شدند. به نظر می‌‌رسد ازدواج دختران زیر 18 سال، بیشتر یک ازدواج کنشی، احساسی، جبرانی، پاسخگرانه و نابالغ است. بنابراین، در سیاست‌های جمعیتیِ مشوق ازدواج باید مراقب بود که این‌گونه ازدواج‌ها افزایش پیدا نکند.
 

معانی فرهنگی غذای دوران بارداری: مطالعه‌ای با روش مردمنگاری

دوره 13، 4(دومین ویژه نامه یزد)، زمستان 1398، صفحه 55-77

https://doi.org/10.22034/jss.2019.47854

فریبا صدیقی

چکیده تغذیه به‌عنوان نیاز زیستی در فرهنگ‌های مختلف جلوه‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. به‌عبارتی، فرهنگ، الگوهای شناختی مطلوب برای انتخاب غذا به افراد عرضه می‌کند. مطابق با این نوع نگاه، فهم معانی تغذیه به فهم فرهنگ کمک می‌کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مردم‌نگاری به مطالعۀ فرهنگ تغذیۀ بارداری در شهر یزد پرداخت. یافته‌ها نشان داد الگوی شناختی تغذیه در بین زنان مورد مطالعه مبتنی بر دوگانۀ گرم/سرد و تر/خشک است و این الگو در دوران بارداری مطرح است. براساس یافته‌های پژوهش، الگوهای فرهنگ تغذیۀ دوران بارداری با توجه به اساطیر، خِرَد تغذیۀ مادربزرگ‌ها، میزان دسترسی زنان و خانواده‌های آن‌ها به سرمایۀ اقتصادی و دسترسی زنان به شبکۀ حمایتی خانواده تغییر می‌کند. رمزگان تغذیۀ این دوران، مرزبندی‌هایی میان زنان باتجربه/بی‌تجربه و مادران سهل‌انگار/ایدئال تعریف می‌کند. همچنین، مرزهای جنسیتی در امر تخصیص غذا بازتعریف می‌شود. مطابق با یافته‌ها، افراد با خوردن، طعم فرهنگ را درونی می‌کنند و آن را نسل به نسل انتقال می‌دهند.
 

اخلاق اقتصادی یزدیها: سازگاری فعالانه

دوره 13، 4(دومین ویژه نامه یزد)، زمستان 1398، صفحه 111-137

https://doi.org/10.22034/jss.2019.47856

ابوالفضل مرشدی، منوچهر علی نژاد

چکیده در این مقاله به دنبال آن هستیم که الگوی اخلاق اقتصادی یزدی‌ها را معرفی کنیم و با نگاهی تاریخی، محیطی نهادی را ترسیم کنیم که هم‌زمان هم تجلی و هم نگه‌دارندۀ‌ این الگوی اخلاقی در یزد بوده است. مبانی نظری و روش‌شناختی مقاله مبتنی است بر آرای ماکس وبر، جامعه‌شناس شهیر آلمانی، و داده‌های تحقیق از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل محتوای کیفی اسناد (سفرنامۀ‌‌ جهانگردان دربارۀ‌ یزد، زندگی‌نامه و خاطرات افراد سرشناس یزدی و غیریزدی دربارۀ‌ یزد) و مصاحبۀ‌ اکتشافی با مطلعان و افراد خبرۀ‌ مرتبط با موضوع فراهم شد. بنابر یافته‌های تحقیق، می‌توان «خودساختگی» را مؤلفۀ‌ اصلی اخلاق اقتصادی عامۀ‌ مردم یزد، و «قدرت فکری ترکیب‌گری» را مؤلفۀ‌ اصلی اخلاق اقتصادی تجار و صنعتگران یزدی دانست. معماری هم‌زیستانه، سنت قوی وقف و خیریه، اقتصاد تجاری و صنعتی بازفرآورانه و مهاجرپذیری و مهاجرفرستی یزد، با اخلاق اقتصادی یزدی‌ها رابطه‌ای دوسویه داشته است؛ یعنی از سویی به‌مثابۀ محیطی نهادی عمل کرده که این اخلاق در آن نضج و پرورش یافته و از سوی دیگر، خود آن تجلی و نمود این اخلاق اقتصادی است. درمجموع، می‌توان مؤلفۀ‌ اصلی اخلاق اقتصادی یزدی‌ها را «سازگاری فعالانۀ‌« آنان دانست که دارای سه بعد است: «سازگاری با نظام هستی» که در خداباوری و دین‌داری یزدی‌ها ظهور یافته است، «سازگاری با محیط طبیعی و اقلیم» که در سازه‌های طبیعی و معماری پایدار شهر متجلی شده است و «سازگاری با محیط اجتماعی» که در پذیرش اقلیت‌های دینی زرتشتی و یهودی و نیز حمله‌نکردن به شهرهای هم‌جوار در طول تاریخ نمود یافته است. نکتۀ‌ کلیدی آن است که این سازگاری منفعلانه نبوده، بلکه فعالانه و مبتکرانه بوده است؛ یعنی با کار و کوشش فراوان و تلاش برای آبادانی جهان و بهره‌گیری مناسب از آن همراه بوده است.
 

بررسی رابطۀ احساس امنیت اجتماعی و نظام ارزشی جوانان (مطالعه‌ای دربارة دانشجویان دانشگاه یزد)

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 103-127

اکبر زارع شاه‌آبادی، رحمت‌اله ترکان

چکیده اولویت‌های ارزشی افراد متأثر از عوامل گوناگون متفاوت است که این موضوع بر رفتارها وکنش‌های اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارد. یکی از نیازهای اولیه و مهم امنیت اجتماعی است که ضمن اینکه از سطوح نیازهای مادی متأثر است، بر سطوح دیگر نظام ارزشی هم اثر می‌گذارد. این مطالعه با استفاده از نظریه‌های سلسله‌مراتب نیازهای مازلو و نظریة تحول ارزشی (فرهنگی) اینگلهارت، درصدد شناخت اولویت‌های ارزشی دانشجویان و ارتباط متقابل آنها با احساس امنیت اجتماعی است. داده‌های پژوهش به شیوة پیمایش و با استفاده از پرسش‌نامة محقق‌ساخته گردآوری شده است. حجم نمونه شامل 324 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد در سال 1390ـ1391 بوده است که به شیوة طبقه‌ای انتخاب شده بودند. یافته‌ها نشان دادند که دانشجویان اولویت‌های ارزشی مادی‌گرایانه دارند و تفاوتی در اولویت‌های ارزشی مادی و فرامادی برحسب متغیرهای زمینه‌ای (سن، جنس، رشتة تحصیلی، وضعیت تأهل، و پایگاه اقتصادی-اجتماعی) مشاهده نشد. احساس امنیت اجتماعی نیز با متغیر وابستة ارزش‌های مادی همبستگی معکوس و معنادار و با متغیر ارزش‌های فرامادی همبستگی مثبت و معنادار دارد.