العطاس خوانی در ایران و افسانهزدایی از استثناگرایی ایرانی
دوره 16، شماره 3 (ویژه نامه سید حسین العطاس و استعمارزدایی از دانش)، پاییز 1401، صفحه 102-118
https://doi.org/10.22034/jss.2023.1988285.1758
شیما وزوایی
چکیده چطور باید افسانۀ بومی تنبل اثر خارقالعادۀ حسین العطاس را در ایران خواند؟ نقد یک متفکر پسااستعماری جنوب شرق آسیا بر سرمایهداری استعماری و تأثیر آن بر تصویر برساخته از بومیان مالایی و جاوهای چه ربطی به بستر ایرانی میتواند داشته باشد؟ آیا نقد العطاس میتواند راهگشایی برای نظریهپردازیِ مفهومی ایدئولوژیک در بستر ایرانی باشد که دینامیک پیشرفت را در بازۀ بلندمدتی در تعلیق نگاه داشته است؟ این مقاله تلاش دارد به بسط ایدۀ استثناگرایی ایرانی و گفتمانهای حوالی آن بپردازد. با استفاده از نظریات العطاس بهویژه کتاب افسانۀ بومی تنبل تلاش میشود انگارههای فکری و ذهنیت برساخته دربارۀ استثنا بودن وضعیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ایرانیان توضیح داده شود و امکانهای خلق و تقویت آن توسط استبداد داخلی و شبهاستعمار در ایران مدرن بررسی شود. درنهایت استثناگرایی ایرانی در این مقاله بهمثابۀ یک ایدئولوژی متقاطع ملی، مذهبی، جنسیتی تعریف میشود که ذهنیتی درونیسازیشده در افراد عضو اجتماعات ایرانی میسازد که آنها را در وضعیت متناقض از فرادستی و فرودستی همزمان در برابر دیگری قرار میدهد.[1]
[1] برخی از ایدههای مربوط به سوژۀ این مقاله که پروژۀ پژوهشی شخصی نویسنده است، پیشتر در نهمین کنفرانس اروپایی مطالعات ایران، در سال 2019 و دانشگاه فری برلین ارائه شده است.
همچنین بخشی از استدلالهای درجشده در این مقاله پیشتر به زبان انگلیسی توسط اینجانب در مجلۀ نگرش اسلامی منتشر شده است.
Vezvaei, Sh. (2022). “Demythologizing the Myth of Iranian Exceptionalism”, Islamic Perspective, No. 27: 85-94.
نگرش دانشجویان درباب خانواده، زنان و جنسیت
دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 88-115
خدیجه کشاورز
چکیده نگرش دانشجویان به مقولاتی مانند خانواده، ازدواج، و رابطة بین دو جنس، بهدلیل جوانبودن دانشجویان، فهم ما را از طرحهای آیندة آنها برای زندگی ارتقا میدهد. امری که در سیاستگذاریهای فرهنگیـ اجتماعی بسیار تعیینکننده است. این پژوهش بر آن است تا به دنبال پاسخ به این سوالات باشد: جوانان چه نگاهی به سن ازدواج دارند، معیارهای مطلوب آنها برای ازدواج چگونه است، آیااین معیارها بهسمت برابری بین دو جنس سمتوسو یافتهاند، یا همچنان بر معیارهای متفاوت میان زنان و مردان تأکید میشود، نگاه دانشجویان به تقسیم کار جنسیتی چگونه است، نگاه دانشجویان به قوانین مدنی در حوزة خانواده و نیز اشتغال و فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی زنان چگونه است؟ پاسخ به این پرسشها درک ما را از فاصله یا توافق ارزشها و نگرشهای دانشجویان با ارزشها و نگرشهای رسمی بهبود میبخشد. بدون تردید، این نگرشها در میان دانشجویان با توجه به جنسیت، طبقة اجتماعی، قومیت، شهر محل تحصیل و... متفاوت است. تلاش ما در این مقاله فهم این گونهگونیها و تفسیر این تفاوتهاست. در این مقاله، با تکیه بر مطالعات سراجزاده، جواهری و همکاران در 1382 و 1394، تلاش میشود با درک نگرش دانشجویان در حوزة خانواده، ازدواج و روابط بین دو جنس، تفسیری از تغییرات و نیز مقاومت در این حوزهها حاصل شود. بهنظر میرسد، با نگرشها و هنجارهای برابریخواهانه در برخی زمینهها، و سنتی در زمینههای دیگر مواجهیم. بهعبارتی، شاهد تغییر در حوزههایی و نیز مقاومت در حوزههای دیگر هستیم. شاید بتوان گفت که دانشجویان با نوعی خرد ابزاری به رابطة زن و مرد نگاه میکنند، آنجاکه تغییر را به نفع خود میبینند، آن را میپذیرند و آنجا که آن را مخالف منافع خود ارزیابی میکنند، آن را رد میکنند. یعنی ما در مورد مقولات مرتبط با جنسیت، با تغییر و سازش همزمان روبهرو هستیم. روش ما در این پژوهش تحلیل ثانویه با تکیه بر پژوهش ارزشها و نگرشهای دانشجویان در دو مقطع 1382 و 1394 است. تلاش میشود روندها و تغییرات ایجادشده در طی این بازة زمانی تحلیل شود.
