کلیدواژه‌ها = نگرش

دو صد گفته چون نیم کردار نیست: نقدی روششناختی بر تکنیکهای پرسشنامه و مصاحبه

دوره 14، شماره 1، بهار 1399، صفحه 94-119

https://doi.org/10.22034/jss.2020.242374

محمدرضا طالبان

چکیده گفتارها و کردارها، عناصر اصلی فعالیت انسانهـا در حیـات اجتمـاعی شـان هسـتند و چگونگی ارتباط این دو، همـواره یکـی از دغدغـه هـای اصـلی بـرای دانشـمندان علـوم اجتماعی، بهویژه جامعه شناسان، در جهت درک و تبیـین کـنشهـای اجتمـاعی بـوده است. در این راستا، مشکل ناهمسازی گفتارها با کردارها، مسـئله ای روششـناختی بـا نتایج آشکار برای تحقیقات جامعـه شـناختی بـوده اسـت؛ چـون رایـجتـرین روشهـا و تکنیکهای تحقیق مورد استفادة جامعهشناسان (یعنی پیمایشها و مصاحبه ها) بر این فرضِ اثباتنشده استوارند که تطابقی نسبی میان پاسخهای افراد به سـؤالات پژوهشـی درخصوص کردارهایشان و کردار واقعی آنان در حیات اجتماعی وجـود خواهـد داشـت. این مقاله به بررسی دلالتهـای روششناسـانة ایـن اسـتدلال برخـی جامعـه شناسـان پرداخته است مبنی بر اینکه چیزی که مردم میگویند، غالباً پیشبینی ضعیفی است از چیزی که عملاً انجام میدهند. درنتیجه، پیمایشگران و مصاحبه گرانی که ادعاهایشـان را روی اظهارات کلامی افراد استوار میسازند، باید روشن کنند که به تحلیل آن چیزی که مردم واقعاً انجام میدهند نمیپردازند، بلکه فقط به تحلیل آن چیزی میپردازند که مردم ادعا کرده اند که انجام مـیدهنـد؛ مگـر آنکـه نشـان دهنـد کـه اظهـارات مـردم درخصوص انجام یک کردار خاص، قدرت پیشبینی کنندگی آن کردار یارفتار را دارد.

نگرش دانشجویان درباب خانواده، زنان و جنسیت

دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 88-115

خدیجه کشاورز

چکیده  نگرش دانشجویان به مقولاتی مانند خانواده، ازدواج، و رابطة بین دو جنس، به‌دلیل جوان‌بودن دانشجویان، فهم ما را از طرح‌های آیندة آنها برای زندگی ارتقا می‌دهد. امری که در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی‌ـ اجتماعی بسیار تعیین‌کننده است. این پژوهش بر آن است تا به دنبال پاسخ به این سوالات باشد: جوانان چه نگاهی به سن ازدواج دارند، معیارهای مطلوب آنها برای ازدواج چگونه است، آیااین معیارها به‌سمت برابری بین دو جنس سمت‌وسو یافته‌اند، یا همچنان بر معیارهای متفاوت میان زنان و مردان تأکید می‌شود، نگاه دانشجویان به تقسیم کار جنسیتی چگونه است، نگاه دانشجویان به قوانین مدنی در حوزة خانواده و نیز اشتغال و فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی زنان چگونه است؟ پاسخ به این پرسش‌ها درک ما را از فاصله یا توافق ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان با ارزش‌ها و نگرش‌های رسمی بهبود می‌بخشد. بدون تردید، این نگرش‌ها در میان دانشجویان با توجه به جنسیت، طبقة اجتماعی، قومیت، شهر محل تحصیل و... متفاوت است. تلاش ما در این مقاله فهم این گونه‌گونی‌ها و تفسیر این تفاوت‌هاست. در این مقاله، با تکیه بر مطالعات سراج‌زاده، جواهری و همکاران در 1382 و 1394، تلاش می‌شود با درک نگرش دانشجویان در حوزة خانواده، ازدواج و روابط بین دو جنس، تفسیری از تغییرات و نیز مقاومت در این حوزه‌ها حاصل شود. به‌نظر می‌رسد، با نگرش‌ها و هنجارهای برابری‌خواهانه در برخی زمینه‌ها، و سنتی در زمینه‌های دیگر مواجهیم. به‌عبارتی، شاهد تغییر در حوزه‌هایی و نیز مقاومت در حوزه‌های دیگر هستیم. شاید بتوان گفت که دانشجویان با نوعی خرد ابزاری به رابطة زن و مرد نگاه می‌کنند، آنجاکه تغییر را به نفع خود می‌بینند، آن را می‌پذیرند و آنجا که آن‌ را مخالف منافع خود ارزیابی می‌کنند، آن‌ را رد می‌کنند. یعنی ما در مورد مقولات مرتبط با جنسیت، با تغییر و سازش هم‌زمان روبه‌رو هستیم. روش ما در این پژوهش تحلیل ثانویه با تکیه بر پژوهش ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان در دو مقطع 1382 و 1394 است. تلاش می‌شود روندها و تغییرات ایجادشده در طی این بازة زمانی تحلیل شود.
 

مطالعه‌رابطه‌سرمایه‌فرهنگی‌با‌نگرش‌زنان‌معلم‌نسبت‌به‌تبعیض‌جنسیتی

دوره 8، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 55-74

ضیاء هاشمی، مجید موحد مجد، محبوبه پیروزان

چکیده در مطالعه حاضر به روش پیمایش، 122نفر از زنان معل نواحی چهارگانه مقاطع مبتلف شوهر شویراز
مورد بررسی قرار گرفتهاند. نظریه تبعیض جنسیتی پیر بوردیو بهعنوان چهارچوب نظری مورد اسوتفاده
قرار گرفته است. بوردیو در نظریه خود تبعیض جنسیتی را به گونهای جامع در ارتبا با انواع سرمایه از
جمله سرمایه فرهنگی در نظر میگیرد. در اینجا سرمایهفرهنگی با شاخ هایی چون وضعیت تحصیلی
افراد، شرکت در انجمنها و کلاسهای فرهنگی-هنری، استفاده از محصوولات فرهنگوی-هنوری، میوزان
مطالعه، نوع رشته ورزشی، و میزان استفاده از رسانهها سنجیده شده اسوت. بوهطوور کلوی یافتوههوای
پژوهش حاکی از ان است که پاسبگویانی که از میزان بیشتر سرمایه فرهنگی برخوردار بودنود نگورش
منفیتری نسبت به نابرابری جنسیتی داشتهاند.
این مطالعه دارای 62فرضیه بوده است، 7فرضیه تایید و سه فرضویه رد شودهانود. از بوین متغیرهوای
زمینهای تنها متغییر وضعیت تاهل پاسبگویان با نگرش انها به تبعیض جنسیتی رابطه معناداری داشته
است. از بین متغیرهای ویژگیهای تحصیلی، متغیر رشته تحصیلی با نگرش نسبت به تبعیض جنسیتی
رابطه معناداری وجود داشت.
در تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره با تکنیک اجرایی گاجبهگاج پیشرونده، شش متغیور، میوزان
استفاده از رسانهها، دینداری، نوع ورزش، احساس طبقاتی، رشتهی تحصیلی و میزان آَشونایی بوا زبوان
خارجی شانس ورود به مدل پیشبینی را یافتند. در این میان متغیرهای دینوداری، احسواس طبقواتی
(بالا)، آشنایی با زبان خارجی (ک و اصلا) به صورت مستقی و مثبت قادر به پیشبینی تغییرات، متغیر
وابسته هستند

مطالعه‌رابطه‌بین‌سرمایه‌اجتماعی‌و‌نگرش‌به‌نابرابری‌جنسیتی‌در‌شیراز

دوره 8، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 75-96

حلیمه عنایت، بیژن خواجه نوری، نرجس نره ای

چکیده هدف از این مطالعه بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و نگرش زنان نسبت به نابرابریهای جنسویتی
است. نگرش به نابرابری جنسیتی در شش بعد مشارکت سیاسی و اجتماعی، اشوتغال و کوار، خوانواده،
قوانین حقوقی و مدنی و کلیشههای جنسیتی رایج مورد بررسی قرار گرفت. سرمایه اجتماعی نیز در سه
سطح، سرمایه اجتماعی برون گروهی، درون گروهی و ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه
از نظریه پیربوردیو و منابع بهعنوان چارچوب نظری استفاده شده است. روش این تحقیق پیمایش است.
جمعیت نمونه آن 122نفر از زنان 02سال به بالای ساکن در شهر شیراز میباشد. یافتههوای مطالعوه
نشان میدهد %31/7از پاسبگویان دارای بالاترین سطح نگرش نسبت به نابرابری میباشوند. نوابرابری
در بعد حقوقی و مدنی بیشترین درصد را به خود اختصاص داده. یافتهها همچنین نشان مویدهود کوه
فقط 67/5درصد از پاسبگویان دارای سرمایه اجتماعی بالایی هستند و رابطه بین سرمایه اجتمواعی و
نگرش به نابرابری جنسیتی یک رابطه معنادار و مثبت بوده است. نتایج نیز نشان مویدهود کوه رابطوه
معنی داری بین تحصیلات زنان، وضعیت اشوتغال پاسوبگو، نووع شوغل، تحصویلات همسور، و تعوداد
فرزندان، و متغیر وابسته (نگرش به نابرابری جنسیتی) وجود دارد.

عوامل موثر در نگرش زنان به مشارکت سیاسی در استان گلستان(مطالعه موردی:شهرستان گنبد کاووس)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1385، صفحه 111-123

حسین کردی

چکیده سنجش نگرش زنان شهرستان گنبد کاووس به مشارکت سیاسی و سطح این مشارکت و عوامل موثر در آن موضوع مقاله حاضر می باشد.جامعه آماری این مطالعه شامل زنان شهرستان مذکور در رده سنی 15-59 ساله بوده و نمونه ای به حجم 251 نفر به تفکیک مناطق شهری و روستایی انتخاب گردید و با روش پیمایش حضوری داده ها جمع آوری شد.یافته ها نشان می دهد که اکثریت زنان مورد مطالعه نگرش مثبت  به مشارکت سیاسی دارند  به ویژه این نگرش جهت احراز مناصب  با نخبگی سیاسی کاملا مشهود می باشد.در این رابطه میزان تحصیلات نقش اساسی دارد و محل سکونت و سن و شغل مادر و قومیت در مراتب بعدی قرار دارند.ضرایب تحلیل مسیر نشان میدهد که سوا د با تاثیر پذیری از سن و محل سکونت مناسبترین نبیین کننده متغیر نگرش مشارکت سیاسی زنان است.