کلیدواژه‌ها = دانشجو

خانواده در میان ذهنیت دانشجویان دانشگاه‌های تهران؛ مطالعه‌ای کیفی

دوره 16، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 97-121

https://doi.org/10.22034/jss.2023.526282.1595

خدیجه کشاورز

چکیده ذهنیت دانشجویان دانشگاه‌های تهران نسبت‌به مناسبات میان جنسیتی در خانواده و تصورات و انتظارات آنان از خانوادۀ مطلوب خود موضوع این تحقیق است. رویکرد روش‌شناختی پژوهش حاضر، رویکردی کیفی است. از میان دانشجویان سه دانشگاه تهران، امیرکبیر و الزهرا با 32 دانشجوی دختر و پسر در خرداد و تیر 1399 مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته انجام شد. داده‌های به‌دست‌آمده با روش تحلیل تماتیک بررسی شدند. یافته‌های پژوهش در سه محور انتظارات از زندگی مشترک، هرم قدرت در خانواده و تقسیم جنسی کار خانگی نشان می‌دهند که دختران و اغلب پسران مشارکت‌کننده در پژوهش به خانواده نگاهی مثبت دارند و آن را مأمن آرامش‌بخشی می‌خواهند که فرصت‌های رشد و بالندگی را برای اعضایش فراهم کند. بخش مهمی از مشارکت‌کنندگان به خانوادۀ‌ پدرسالار نقد دارند و برای خود خانوادۀ برابرتر مطالبه می‌کنند. رابطۀ فرادست ـ فرودست مردانه ـ زنانه در جنبه‌های مهمی از زندگی برای بخش مهمی از مشارکت‌کنندگان مورد تردید واقع شده است، گرچه این گرایش همچنان در میان بخشی از مشارکت‌کنندگان وجود دارد. درنهایت می‌توان دال مرکزی یافته‌های تحقیق را ابهام هنجاری در نگرش دانشجویان نسبت‌به خانواده دانست. آن‌ها الگوی خانوادۀ پدرسالار را نقد می‌کنند، اما در شناخت و پذیرش الزامات خانوادۀ مدنی با ابهام روبه‌رو هستند. این ابهام مختص دانشجویان نیست و بخشی از تغییرات بزرگ‌تر در مناسبات جنسیتی و الگوی خانواده در ایران امروز است.    

نگرش دانشجویان درباب خانواده، زنان و جنسیت

دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 88-115

خدیجه کشاورز

چکیده  نگرش دانشجویان به مقولاتی مانند خانواده، ازدواج، و رابطة بین دو جنس، به‌دلیل جوان‌بودن دانشجویان، فهم ما را از طرح‌های آیندة آنها برای زندگی ارتقا می‌دهد. امری که در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی‌ـ اجتماعی بسیار تعیین‌کننده است. این پژوهش بر آن است تا به دنبال پاسخ به این سوالات باشد: جوانان چه نگاهی به سن ازدواج دارند، معیارهای مطلوب آنها برای ازدواج چگونه است، آیااین معیارها به‌سمت برابری بین دو جنس سمت‌وسو یافته‌اند، یا همچنان بر معیارهای متفاوت میان زنان و مردان تأکید می‌شود، نگاه دانشجویان به تقسیم کار جنسیتی چگونه است، نگاه دانشجویان به قوانین مدنی در حوزة خانواده و نیز اشتغال و فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی زنان چگونه است؟ پاسخ به این پرسش‌ها درک ما را از فاصله یا توافق ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان با ارزش‌ها و نگرش‌های رسمی بهبود می‌بخشد. بدون تردید، این نگرش‌ها در میان دانشجویان با توجه به جنسیت، طبقة اجتماعی، قومیت، شهر محل تحصیل و... متفاوت است. تلاش ما در این مقاله فهم این گونه‌گونی‌ها و تفسیر این تفاوت‌هاست. در این مقاله، با تکیه بر مطالعات سراج‌زاده، جواهری و همکاران در 1382 و 1394، تلاش می‌شود با درک نگرش دانشجویان در حوزة خانواده، ازدواج و روابط بین دو جنس، تفسیری از تغییرات و نیز مقاومت در این حوزه‌ها حاصل شود. به‌نظر می‌رسد، با نگرش‌ها و هنجارهای برابری‌خواهانه در برخی زمینه‌ها، و سنتی در زمینه‌های دیگر مواجهیم. به‌عبارتی، شاهد تغییر در حوزه‌هایی و نیز مقاومت در حوزه‌های دیگر هستیم. شاید بتوان گفت که دانشجویان با نوعی خرد ابزاری به رابطة زن و مرد نگاه می‌کنند، آنجاکه تغییر را به نفع خود می‌بینند، آن را می‌پذیرند و آنجا که آن‌ را مخالف منافع خود ارزیابی می‌کنند، آن‌ را رد می‌کنند. یعنی ما در مورد مقولات مرتبط با جنسیت، با تغییر و سازش هم‌زمان روبه‌رو هستیم. روش ما در این پژوهش تحلیل ثانویه با تکیه بر پژوهش ارزش‌ها و نگرش‌های دانشجویان در دو مقطع 1382 و 1394 است. تلاش می‌شود روندها و تغییرات ایجادشده در طی این بازة زمانی تحلیل شود.
 

پیشنهاد الگو و روشی چندبعدی برای سنجش فساد در آموزشعالی

دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 116-148

داود حسینی هاشم‌زاده، محمد فاضلی، حسن محدثی گیلوایی

چکیده هدف اصلی مقالة حاضر پیشنهاد الگو و روشی چند‌بعدی برای سنجش فساد در آموزش‌عالی با تأکید بر فساد دانشگاهی است. پس از مرور مختصری بر پیشینه، ابزارها و شاخص­های مختلف سنجش فساد، به تشریح الگوی سنجش و روش پیشنهادی برای سنجش فساد دانشگاهی پرداخته شده‌است. طراحی الگوی سنجش فساد در دانشگاه بر دو اندیشة اساسی مبتنی است: 1) هر سازمان اجتماعی دو قلمرو فعالیت اصلی دارد: قلمرو فعالیت درونی، که در طی آن تعامل نیروهای سازمان با یکدیگر شکل می­گیرد، و دوم قلمرو فعالیت بیرونی، که در آن تعامل سازمان با محیط و دیگر سازمان­های اجتماعی تحقق می­یابد. مهم­ترین طریق سنجش کیفیت فعالیت اعضای سازمان مراجعه به کسانی است که نزدیک­ترین تجربه­ها و ادراک‌ها را از عملکرد آن سازمان دارند و در طی سال­ها ارتباط با سازمان، نگرشی نسبتاً مطابق با واقع دربارة آن پیدا کرده­اند. برمبنای این نقاط عزیمت نظری، و 2) مصاحبه­های اکتشافی با کنشگران دانشگاهی، روش سنجش پیشنهاد می­شود. روش سنجش پیشنهادی، برخلاف بسیاری از روش­های سنجش، به­صورت هم‌زمان، دارای ویژگی­های سهولت و سرعت کاربرد، مقایسه‌پذیربودن نتایج، چندبعدی‌بودن شاخص، گردآوری داده­ها و اطلاعات از منابع مختلف و استفاده از ابزارهای چندگانه برای گروه­های مختلف پاسخگویان، مبتنی بر معیارهای چندگانة سنجش تجربة فساد، نگرش به فساد و ادراک فساد در میان کنشگران نهاد علم درقالب شش پودمان (ماژول) (دست‌کم سه گروه اعضای هیئت‌علمی، دانشجویان، و کارمندان مراکز آموزشی و پژوهشی) است. هر پودمان پوشش‌دهندة تجربه­ها، ادراکات، و نگرش­ها دربارة انواع فعالیت نیروهای سازندة سازمان است. این الگو و روش، ابعاد، مؤلفه­ها و شاخص‌های مختلفی برای سنجش فساد دانشگاهی ارائه می‌دهد. بدین‌ترتیب، این امکان را فراهم می­کند تا تغییرات میزان فساد در آموزش‌عالی و نظام دانشگاهی در دوره­های زمانی مختلف سنجیده و مقایسه شود. این الگو سنجش اثربخشیِ راهبردهای مبارزه با فساد در نظام دانشگاهی را نیز امکان‌پذیر می­کند. افزون‌براین، امکان مقایسه و رتبه­بندی دانشگاه­ها در نمرة فساد را مهیا می­کند.
 

بررسی رابطۀ احساس امنیت اجتماعی و نظام ارزشی جوانان (مطالعه‌ای دربارة دانشجویان دانشگاه یزد)

دوره 9، شماره 1، بهار 1394، صفحه 103-127

اکبر زارع شاه‌آبادی، رحمت‌اله ترکان

چکیده اولویت‌های ارزشی افراد متأثر از عوامل گوناگون متفاوت است که این موضوع بر رفتارها وکنش‌های اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارد. یکی از نیازهای اولیه و مهم امنیت اجتماعی است که ضمن اینکه از سطوح نیازهای مادی متأثر است، بر سطوح دیگر نظام ارزشی هم اثر می‌گذارد. این مطالعه با استفاده از نظریه‌های سلسله‌مراتب نیازهای مازلو و نظریة تحول ارزشی (فرهنگی) اینگلهارت، درصدد شناخت اولویت‌های ارزشی دانشجویان و ارتباط متقابل آنها با احساس امنیت اجتماعی است. داده‌های پژوهش به شیوة پیمایش و با استفاده از پرسش‌نامة محقق‌ساخته گردآوری شده است. حجم نمونه شامل 324 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد در سال 1390ـ1391 بوده است که به شیوة طبقه‌ای انتخاب شده بودند. یافته‌ها نشان دادند که دانشجویان اولویت‌های ارزشی مادی‌گرایانه دارند و تفاوتی در اولویت‌های ارزشی مادی و فرامادی برحسب متغیرهای زمینه‌ای (سن، جنس، رشتة تحصیلی، وضعیت تأهل، و پایگاه اقتصادی-اجتماعی) مشاهده نشد. احساس امنیت اجتماعی نیز با متغیر وابستة ارزش‌های مادی همبستگی معکوس و معنادار و با متغیر ارزش‌های فرامادی همبستگی مثبت و معنادار دارد.

بازنمایی بسترهای تسهیل‌‌کنندة مصرف مواد مخدر در دانشجویان (تحقیقی کیفی درباب دانشجویان مبتلا به اعتیاد در دانشگاه شهید باهنر کرمان)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 56-74

داریوش بوستانی، روح‌الله خواجه‌دولت‌آباد

چکیده این پژوهش به‌دنبال شناسایی و فهم بسترهای تسهیل‌کنندة مصرف مواد مخدر درمیان دانشجویان مبتلا به اعتیاد در دانشگاه شهیدباهنر کرمان است. در این‌زمینه، پانزده‌تن از دانشجویان وابسته و مبتلا به مصرف مواد تحت بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش‌شناسی کیفیِ نظریة زمینه‌ای صورت گرفته است. پنج مقولة اصلی و یک مقولة هسته ازخلال کدگذاری داده‌ها استخراج شدند. اعتیاد از نمای نزدیک (اعتیاد در خانواده)، هم‌گشتی و معاشرت با افراد مصرف‌کننده، هم‌ذات‌پنداری و الگوپذیری از الگو‌های نقش، عادی‌سازی ذهنیت مصرف مواد، تداول مکانی و محله‌ای مصرف مواد و بستر مهیای زود‌آشنایی و مشاهده‌گری رفتارها و تعاملات مصرف‌محور، از مقوله‌های استخراجی اثرند. می‌توان با مداقة کلی در مقوله‌های پژوهش گفت که گرایش و ابتلا به اعتیاد درمیان دانشجویان تحت بررسی، تحت تأثیر بسترهای تسهیل‌کننده‌ای چون مشاهده، هم‌گشتی و تداول محله‌ای و مکانی مصرف، قبل از ورود آنها به دانشگاه بارگذاری شده و هم‌ذات‌پنداری، الگو‌پذیری و عادی‌شدن ذهنیت مصرف مواد در چنین بسترهایی در اعتیاد آنها نقش بسزایی داشته است.