کلیدواژه‌ها = دانشجویان

مطالعة ترجیحات شغلی دانشجویان: آزادی عمل، ثبات شغلی، شایسته‌سالاری

دوره 19، شماره 1، بهار 1404، صفحه 103-128

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2066178.1910

حمزه نوذری، محمد رضا بابائی گلرودباری

چکیده این پژوهش با هدف مطالعه فهم و تصور دانشجویان از اشتغال در بخش‌های دولتی، خصوصی و خوداشتغالی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۲ نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی صورت گرفته است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها با بهره‌گیری از روش تحلیل تماتیک در سه سطح تم‌های اولیه، ثانویه و اصلی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترجیحات شغلی دانشجویان بر پایه مؤلفه‌هایی چون استقلال اقتصادی، امنیت شغلی، فرصت پیشرفت و فضای رقابتی شکل می‌گیرد. برخی دانشجویان، خوداشتغالی را به‌منزله گزینه مطلوب شغلی ترجیح می‌دهند، زیرا آن را مسیری برای کسب استقلال، تحقق خود و آزادی عمل می‌دانند. در مقابل، گروهی اشتغال در بخش دولتی را به دلیل ثبات، مزایای رفاهی و ساختار منظم برمی‌گزینند. همچنین اشتغال در بخش خصوصی نیز برای برخی به دلیل شایسته‌سالاری و فرصت‌های رشد جذاب‌تر ارزیابی می‌شود.

مطالعة پدیدة بی‌هنجاری دینی در بین دانشجویان دانشگاه‌های ایلام (ارائة نظریة مبنایی)

دوره 11، 2(ویژه ایلام)، تابستان 1396، صفحه 25-55

مقصود فراستخواه، جبار رحمانی، بهروز سپیدنامه

چکیده دین‌ یکی از کهن‌ترین نهادهای بشری است که به‌دلیل مشروعیت‌داشتنِ هنجارهایش انسجام‌آفرین است، اما دگرگونی‌های اجتماعی ممکن است سبب کاهش مشروعیت هنجارهای دینی در جامعه و استقرار هنجارهای جدید و خویش‌آفرین شوند که به پدیده‌ای به نام بی‌هنجاری دینی خواهد انجامید. در این مقاله، به‌منظور مطالعة وضعیت بی‌هنجاری دینی دربین دانشجویان دانشگاه‌های ایلام، پس از مرور مطالعات پیشین و تدوین چارچوب مفهومی در چارچوب پارادایم کیفی، سنت تفسیری و نظریة مبنایی، و با بهره‌گیری از ابزار مصاحبة نیمه‌ساختمند، داده‌های تحقیق جمع‌آوری شد. یافته‌ها نشان‌دهندة وجود پدیدة بی‌هنجاری دینی دربین گروهی از دانشجویان است که شامل مراحل دین عادی، ورود به دانشگاه، تحولات زیست دانشجویی، تردید در هنجارهای دینی، بحران مشروعیت هنجارها و استقرار نظام هنجاری جدید است. دانشجویان به‌منظور رهایی از تعارض‌های ناشی از بی‌هنجاری دینی، به ایجاد گونه‌هایی از دین‌داری خودمرجع و خنثی‌سازی اثرهای آن اقدام می‌کنند. مقولة‌ کانونی این مطالعه ناحتمیّت دین است. در این مطالعه، الگوی پارادایمیک اخذشده از داده‌ها در چارچوب نظریة مبنایی درقالب عوامل علّی، زمینه‌ای، مداخله‌ای‌، راهبردی و پیامدی ترسیم، توصیف و تشریح شده است.  

انسجام اجتماعی، دانشجو و دانشگاه در ایران

دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 54-87

محمدعلی زکی

چکیده انسجام اجتماعی یکی از مفاهیم اساسی و نیز نقطة آغاز تحلیل‌های جامعه‌شناختی است و تبیین و تحلیل آن یکی از بنیان‌های شکل‌گیری جامعه‌شناسی معاصر تلقی می‌شود. انسجام اجتماعی به چگونگی روابط بین فرد و جامعه می‌پردازد و معطوف به بررسی، تبیین، چرایی و کم‌وکیف روابط متقابل فرد و جامعه است. بررسی انسجام اجتماعی در سازمان‌های گوناگون (برای نمونه دانشگاه) و نیز به‌تفکیک سطوح متنوع (برای نمونه دانشجویان) مطلوب برخی پژوهشگران بوده‌است. 
براساس نظریة پیوند اجتماعی هیرشی، چهار عنصر اصلی باعث انسجام اجتماعی (پیوند فرد و جامعه) می‌شوند که با کارکردهای چهارگانة پارسونز مقایسه‌پذیرند. در تحقیق حاضر از مقیاس چندگانة انسجام اجتماعی راس و استراوس (1995) استفاده شد که براساس نظریة پیوند اجتماعی هیرشی ساخته و طراحی شده‌است. تحقیق حاضر از نوع پیمایش است و اطلاعات از 200 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه اصفهان گردآوری شده‌است. 
براساس نتایج تحقیق، میزان انسجام اجتماعی دانشجویان زیاد (72درصد) ارزیابی شده است. تفاوت معناداری در انسجام اجتماعی بین دختران و پسران وجود ندارد. مؤلفه‌های انسجام اجتماعی به‌ترتیب شامل تعهد، باورها، وابستگی و درگیری گزارش شده که براساس مدل پارسونز (AGIL) به‌ترتیب متناظر کارکردهای کسب هدف (G)، حفظ الگوها (L)، یگانگی (I) و انطباق (A) بوده‌اند. 
 

عوامل اجتماعی مرتبط با تغییر در نگرش و رفتار دانشجویان نسبت به مواد مخدر

دوره 10، 2-3، تابستان 1395، صفحه 124-153

سید حسین سراج زاده، یونس اکبری، ایرج فیضی

چکیده این پژوهش در پی بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با تغییر رفتار و نگرش دانشجویان نسبت به مواد مخدر در دوره دانشجویی است. برای پی جویی این تغییر از طرح پیمایش طولی پس نگر استفاده شده است. جمعیت نمونه این تحقیق شامل 299 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه خوارزمی بوده است. نظریه­ های مورد استفاده در این پژوهش شامل نظریه پیوند اجتماعی، فرصت افتراقی، پیوند افتراقی، احساس آنومی و نظریه ناکامی (شکست عشقی و تحصیلی) است. نتایج بدست آمده بیانگر آن است که بین متغیرهای مستقل و زمینه‌ای (جنسیت، وضعیت تاهل، پایگاه اجتماعی و اقتصادی والدین، رشته تحصیلی در دانشگاه، فرصت افتراقی، التزام، پیوند افتراقی، مشغولیت به فعالیت های فوق برنامه، احساس آنومی، شکست تحصیلی، شکست عشقی) و متغیرهای وابسته (تغییر رفتار و نگرش نسبت به مواد) ارتباط معنی‌داری وجود دارد. با وجود این کیفیت رابطه این متغیرها با نگرش نسبت به مواد با کیفیت رابطه آنها با رفتار نسبت به مواد و همچنین سیگار متفاوت بود. به طور کلی می­توان گفت که شدت تغییر رفتار نسبت به مواد و سیگار بیش از تغییر نگرش بود و بیشترین رابطه بین متغیرهای التزام، مشغولیت و فرصت افتراقی و متغیرهای وابسته تغییر رفتار و نگرش نسبت به مواد بوده است.  

اعتماد به احزاب سیاسی مطالع های دربارة دانشجویان دکتری دانشگاه تربیت مدرس

دوره 9، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 108-134

علی ساعی، فرشید خضری

چکیده موضوع این مقاله تحلیل جامعه شناختی اعتماد به احزاب سیاسی و مسئلة آن ناظر بر نهادینه نشدن احزاب سیاسی در ایران است. با الهام از نظریه های زتومکا و اوفه، ساختار منطقی دستگاه نظری پژوهش به اینصورت فرمول بندی شده است: کارآمدی با شرط وجود انسجام هنجاری و شفافیت سازمانی به اعتماد به احزاب سیاسی منجر میشود. این استدلال ازطریق گزارههای مشاهدهای ارزیابی شده است. در این تحقیق، برای داوری تجربی درباب فرضیه ها از روش رگرسیون استفاده شده است. جمعیت آماری این پژوهش دانشجویان دورة دکتری سایت مرکزی دانشگاه تربیتمدرس هستند. نتایج به دستآمده حاکی از آن است که میان اعتماد به احزاب سیاسی و ترکیب خطی 0 درصد همتغییری وجود دارد. نسبتی از کل واریانس / متغیرهای مستقل بهاندازة 78 متغیر وابسته، که ازطریق مشارکت نسبی متغیرهای مستقل تبیین شده است، معادل 0/609 درصد است. وزن کارآمدی در تبیین اعتماد به احزاب سیاسی بیشتر از دیگر متغیرهای مستقل موجود در تحلیل است.

بررسی عوامل و انگیزه های پیدایش و گسترش دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی در ایران مطالعه موردی: استان مازندران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 54-70

ابراهیم صالحی عمران، قربانعلی ابراهیمی، ملیحه حسین زاده

چکیده مقاله حاضر به بررسی عوامل و انگیزههـای شـکلگیـری و توسـعه دانشـگاههـا و مؤسسـات آمـوزش عـالی غیردولتـی-
غیرانتفاعی میپردازد. در سالهای گذشته، بخش آموزش عالی ایران، شاهد گسترش کمی دانشگاهها و مشارکت گسترده
بخش غیردولتی در حوزه آموزش بوده است. به عبارت دیگر، تحولاتی در ساختار آموزش عالی ایران صورت گرفته که تـا
حدودی چهره آن را تغییر داده است. یکی از این تحولات، افزایش نسبی و قابل توجه سهم بخش خصوصی یا غیردولتـی
در آموزش عالی ایران بوده است. بدین معنی که در سالهای گذشته، از یکسو شاهد تأسیس دانشگاههای غیرانتفاعی از
سوی اشخاص حقیقی در قالب هیئت مؤسس بودهایم و از طرف دیگر، درصد قابل تـوجهی از جوانـان متقاضـی آمـوزش
عالی، با هزینه شخصی در دانشگاههای غیرانتفاعی مشغول به تحصیل شدهاند. به این ترتیب، اندکی از فشـار بـار مـالی و
اجتماعی بر روی دولت کاسته شده و شهروندان عرضهکننده و تقاضاکننده آموزش عالی آن را به دوش کشیدهاند. در این
مقاله، با استفاده از دادههای تجربی حاصل از پیمایش، علل و انگیزههای پیدایش و گسترش آموزش عالی غیرانتفاعی در
ایران بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق، مؤسسان دانشگاههای غیرانتفاعی در ایران و دانشجویان شاغل به تحصـیل
در دانشگاههای غیرانتفاعی استان مازندران بودهاند. نتایج تحقیق ضمن تأیید نتایج برخی پژوهشهای میدانی گذشـته و
نظریههای به خدمتگرفته، حاکی از آن است که مهمترین عوامل و انگیزههـای گسـترش آمـوزش عـالی غیرانتفـاعی یـا
خصوصی در ایران عبارتاند از فشارهای اجتماعی، نیازهای حرفهای و اقتصادی جامعه، نـابرابری بـین عرضـه و تقاضـای
آموزش عالی، تقاضامحور شدن آموزش عالی، گوناگونی تقاضا، عقلانیشدن تقاضاها و غیره