فراتر از همسانهمسری: بررسی تعیینکنندههای پایداری زناشویی در ایران معاصر
دوره 19، شماره 1، بهار 1404، صفحه 5-29
https://doi.org/10.22034/jss.2025.2062641.1905
میلاد بگی، امیرحسین سلیمی
چکیده با افزایش میزان طلاق بحثهای گستردهای در مورد علل و عوامل موثر بر پایداری زناشویی مطرح شده است. در فرهنگ عامه و نیز مطالعات پیشین در ایران یکی از تعیینکنندههای پایداری و تداوم ازدواج، همسانهمسری و ویژگیهای مشترک زوجین عنوان شده است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر همسانهمسری بر پایداری زناشویی انجام شد. مطالعه به روش کمّی و با استفاده از تکنیک تحلیل ثانویه به بررسی دادههای پیمایش ملی طلاق که در سال 1397-1396 انجام شده بود، پرداخت. یافتهها نشان داد که برخلاف بسیاری از مطالعات، همسانهمسری (در ابعاد تحصیلی، مذهبی، قومی و سنی) تأثیر بسیار محدودی بر پایداری زناشویی دارد. در مقابل، عوامل فردی همچون سطح تحصیلات، سن، جنس، وضعیت اشتغال و ویژگیهای رفتاری همچون استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی، تقسیمکار خانگی و گذران وقت در بیرون از منزل تعیینکنندههای اصلی پایداری زناشویی هستند. برخلاف دیدگاههای سنتی، نانآوری زنان و مشارکت اقتصادی دو سویه در خانواده، تأثیر مثبتی بر پایداری زناشویی داشته و آن را تقویت کرده است. بر این اساس میتوان بیان کرد در جامعه در حال گذار ایران، همسانهمسری و شباهتهای ظاهری یا ساختاری میان زوجین الزاماً منجر به افزایش پایداری زناشویی نمیشود و رفتارهای انتخابی و سبک زندگی روزمره نقش قابلتوجهی در پایداری و تداوم زندگی مشترک دارند.
تبیین جامعه شناختی تاب آوری زنان شهر تهران در مواجهه با بیماری کرونا
دوره 14، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 59-82
https://doi.org/10.22034/jss.2020.243854
معصومه چراغی، مجید کفاشی، نیر پیراَهری، علی بقایی سرابی، مجید کاشانی
چکیده مدیریت بحران قبل و بعد از رخداد در ایران در شرایط مطلوبی قرار ندارد و پس از زلزله و سیل و بیماری و ...، آسیبهای زیادی به مردم و بویژه زنان وارد میشود. معمولاً افراد سانحهدیده قادر نیستند بهآسانی به شرایط متعادل و سازگار بازگردند. در چنین شرایطی بررسی میزان تابآوری و عوامل مؤثر بر آن به منظور کاهش آسیبپذیری و افزایش تابآوری در وقوع بحرانها ضروری مینماید. این پژوهش به منظور تبیین جامعهشناختی تابآوری زنان در مواجهه با بیماری کرونا در مناطق 3 و 12 شهر تهران صورت گرفته است. تحقیق با استفاده از روش پیمایشی انجام شده. ابزارهایی که برای سنجش تابآوری استفاده شده است: پرسشنامه در محمدی (1384)، سبک زندگی (پرسشنامۀ سبک زندگی)، دیدگاه اعتقادی (پرسشنامۀ جهتگیری مذهبی آلپورت)، آموزش دوران کودکی (پرسشنامۀ کیفیت زندگی)، رضایتمندی از زندگی (پرسشنامۀ رضایت از زندگی) است. 402 نفر از زنان 15 تا 69 ساله ساکن در دو منطقۀ 3 و 12 تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونهگیری با استفاده از روش سهمیهای صورت گرفت. بر اساس یافتههای پژوهش، بین تابآوری و متغیرهای دیدگاه اعتقادی، آموزش دوران کودکی، و توانمندی جسمانی زنان، در منطقۀ 12 رابطه وجود دارد. همچنین بین تابآوری و متغیرهای سبک زندگی، آموزش دوران کودکی، و رضایتمندی از زندگی زنان، در منطقۀ 3 رابطه وجود دارد. در هر دو منطقه دیدگاه اعتقادی زنان بیشترین تأثیر را بر متغیر تابآوری دارد.
تحلیل جامعهشناختی رابطه سبک زندگی و هویت ملی (نمونهای مطالعاتی در چهار شهراستان لرستان)
دوره 9، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 27-52
نورالدین اله دادی، محمد جواد زاهدی، هوشنگ نایبی، شهناز صداقت زادگان
چکیده هویت ملی یکی از مقولههای بسیار مهم و اساسی است که در سالهای اخیر هم در ادبیات سیاسی، اجتماعی و هم در سیاستگذاریهای فرهنگی به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است. سبک زندگی از جمله عوامل مهمی است که تأثیر
تعیینکنندهای بر هویت ملی دارد. برخلاف جامعه سنتی در جامعه معاصر به واسطه ظهور جامعه مصرفی، سبک زندگی و تعین بخشی آن در حوزههای دیگر و از جمله هویت ملی اهمیت بیشتری یافته است. این مقاله به دنبال تبیین رابطه میان سبک زندگی و هویت ملی در چهار شهر استان لرستان شامل خرم آباد، بروجرد، دورود و الشتر است. استراتژی این تحقیق قیاسی و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمعآوری دادهها استفاده شده است. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان میدهد که سبک زندگی مدرن به شکل مستقیم 5/0 درصد و ملی تأثیر میگذارد. همچنین در زمینه تأثیر سبک زندگی بر روی دینداری نتایج نشان میدهد که سبک مدرن 7/0- درصد منفی بر روی دینداری تأثیر میگذارد و سبک سنتی 19/0 درصد بر روی دینداری تأثیر میگذارد. بنابراین سبک زندگی مدرن و سنتی به صورت غیر مستقیم و از طریق دینداری نیز بر هویت ملی اثر گذارند. علاوه بر آن در زمیته تأثیر دینداری بر روی هویت ملی نیز دینداری به شکل مستقیم 21/0 درصد بر هویت ملی تأثیر میگذارد.
سبک سنتی 33/0 درصد بر هویت
دوگانۀ زائر ـ سیاح در تجربۀ زیستۀ سه نسل: مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه شهیدبهشتی
دوره 6، 3-4، پاییز 1391، صفحه 5-26
سید سالار اجتهدنژاد کاشانی، نسرینالسادات قوامی
چکیده مقالۀ حاضر به بررسی جامعهشناختی تمایزهای نظری میان دو مفهوم زیارت و سیاحت بهعنوان دو نوع کنش اجتماعی و دو مفهوم دارای قرابت با سبکهای متمایز زندگی میپردازد و دو پدیدۀ زائر و سیاح را بهعنوان دو هویت گفتمانی مورد مطالعه قرار میدهد و بر این اساس به جستجوی این تمایز در تجربیات سه نسل از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی میپردازد و میکوشد تفاوتهای نسلی موجود در تجربۀ زیستۀ این سه نسل را درخصوص زیارت و سیاحت آشکار سازد. برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش از تکنیک مصاحبۀ عمیق استفاده شده و به این منظور با 15 نفر از کارمندان سه نسل این دانشگاه مصاحبههایی انجام گرفته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که کاهشی محسوس در گرایش نسل سوم پاسخگویان به مقولۀ زیارت در مقایسه با نسلهای اول و دوم حاصل شده است. همچنین در ذهنیتهای پاسخگویان تمایزی مفهومی میان سیاحت و زیارت اماکن مذهبی خارج از کشور وجود دارد. این تمایز میان سیاحت و سفرهای زیارتی داخل کشور کمتر به چشم میخورد.
