کلیدواژه‌ها = تحلیل مضمون

تکثر هویت‌های پسرانه: صورت‌بندی‌های جدید از پسربودگی در میان نوجوانان شهر صومعه‌سرا

دوره 19، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 84-110

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2089652.1947

مازیار نیکدل کلاشمی

چکیده زمینه و هدف: هویت‌های جنسیتی معاصر و الگوهای مردانگی دستخوش دگرگونی‌های عمیقی شده‌اند که نیازمند بررسی‌های تجربی دقیق هستند. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل الگوهای نوظهور مردانگی جوانان و کشف شیوه‌های جدید بازتعریف هویت پسرانه در میان نوجوانان پسر شهر صومعه‌سرا انجام شد تا درک عمیقی از لایه‌های پنهان جهان زیسته آنان به دست آید.
روش و داده‌ها: این پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل ۱۳ نوجوان پسر ۱۸ ساله ساکن صومعه‌سرا بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته گردآوری و تحلیل شدند.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی هفت گونه پویای مردانگی جوانان انجامید: «پسر خوش‌چهره و فرم­دار»، «پسر کاریزماتیک و مرکز توجه جمع»، «پسر روشنفکر و منتقد فرهنگی»، «پسر آرام و منطقی»، «پسر منتقد گروه‌های پسرانه»، «پسر سرمایه‌محور و واقع‌گرا» و «پسر خودساخته». یافته‌ها نشان می‌دهد که مردانگی در این منطقه از الگوهای سنتی فاصله گرفته و به شکل­های متنوع‌تری درآمده که با توجه به نمونه مورد مطالعه می­توان درمورد آن صحبت کرد.
بحث و نتیجه‌گیری: مردانگی جوانان به مجموعه‌ای پویا از سبک‌های زندگی، زیبایی‌شناختی، ذهنی و اخلاقی تبدیل شده است که در تعامل با رسانه‌های جدید، خانواده، مدرسه و شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرند. نسل جدید پسران با تمرکز بر تجربه‌های روزمره خود، به‌طور فعال در حال بازتعریف مرزهای هویت پسرانه و شیوه‌های نوین حضور خود در جهان اجتماعی هستند.

ارزیابی انتقادی نظام مشاوره خانواده در ایران: مطالعه چندموردی با رویکرد تطبیقی ایران و جهان

دوره 19، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 5-36

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2071938.1920

حسین پرکان

چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی انتقادی نظام مشاوره خانواده در ایران و مقایسه آن با رویکردهای جهانی انجام شد. این پژوهش در پی آن بود که ضمن شناسایی چالش‌های موجود در نظام مشاوره خانواده در ایران، ضرورت توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و دینی جامعه ایران در طراحی مدل‌های مشاوره خانواده را بررسی کند.
روش و داده‌ها: روش پژوهش، کیفی و از نوع مطالعه چندموردی بود. داده‌ها از طریق بررسی پرونده‌های مشاوره، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ مراجعه‌کننده در حوزه‌های پیش از ازدواج، تعارض‌های زناشویی و طلاق، و مشاهده فرایند مشاوره گردآوری شد. تحلیل داده‌ها بر اساس روش تحلیل مضمون و با استفاده از سه‌سوسازی منابع انجام گرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد نظام مشاوره خانواده در ایران با چالش‌هایی نظیر فردگرایی مشاوران، بی‌توجهی به زمینه‌های فرهنگی و دینی، تجاری‌سازی خدمات و توصیه‌های زودهنگام به طلاق مواجه است. در عین حال، یافته‌ها نشان دادند که توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و دینی جامعه ایران می‌تواند در بازطراحی مدل‌های مشاوره خانواده نقش مؤثری داشته باشد.
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در آموزش و ارزیابی مشاوران، تدوین چارچوب‌های فرهنگی–اسلامی، و توسعه نظام‌های نظارتی تأکید دارد. محدودیت اصلی تحقیق، تمرکز بر یک نمونه نسبتاً محدود و کیفی است که تعمیم‌پذیری نتایج را محدود می‌سازد. با این حال، یافته‌ها می‌توانند برای سیاست‌گذاران فرهنگی، مدیران مراکز مشاوره و پژوهشگران حوزه خانواده راهگشا باشند.

ادراک و تجربه دانش‌آموزان از خشونت در مدرسه: علل و زمینه‌ها

دوره 19، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 106-132

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2068725.1915

شکیلا اکبری، داریوش بوستانی

چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی به واکاوی زمینه‌های بروز خشونت در مدارس ابتدایی از منظر دانش‌آموزان پایه سوم و چهارم در شهر شیراز می‌پردازد. باوجود نقش تعیین‌کننده‌ی مدرسه در جامعه‌پذیری، این فضا هم‌زمان بستر شکل‌گیری انواعی از روابط قدرت، انضباط و تعاملات روزمره نیز هست که می‌تواند زمینه‌ساز تجربه‌های متفاوتی برای کودکان باشد. این تحقیق تلاش کرده است با تمرکز بر ادارک کودکان به‌عنوان کنشگران فعال فضای آموزشی، که در مطالعات پیشین عمدتاً نادیده گرفته شده‌اند، و با هدف پر کردن خلأ پژوهشی ناشی از کمبود مطالعات کیفی جامعه‌شناختی، تصویری واقع‌گرایانه و چندوجهی از پدیده خشونت در مدرسه ارائه دهد.
روش و داده‌ها: پژوهش با روش‌شناسی کیفی و در میدان تحقیق شهر شیراز انجام شد. اطلاعات از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ دانش‌آموز (دختر و پسر) مقطع سوم و چهارم ابتدایی گردآوری گردید. مشارکت‌کنندگان با حداکثر تنوع از نظر پایگاه اجتماعی و اقتصادی و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون استفاده شد؛ بدین ترتیب که ابتدا کدگذاری اولیه صورت گرفت و سپس مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج شدند. برای کسب اطمینان از صحّت داده‌ها از استراتژی بررسی توسط اعضا استفاده گردید.
یافته‌ها: تحلیل مضامین به شناسایی شش مقوله‌ی اصلی انجامید و یافته‌ها در شش دسته اصلی سازمان یافتند: شلوغی فضای آموزشی، قوانین انعطاف‌ناپذیر، ویژگی‌های معلّم، ساختار فیزیکی خشونت‌زا، کودک‌ستیزی نظام‌مند و ناهماهنگی مسئولان مدرسه.
بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که خشونت در مدرسه پدیده‌ای چندوجهی و درهم‌تنیده است که در نتیجه ارتباط عوامل ساختاری، فرهنگی و بین‌فردی شکل می‌گیرد. این یافته‌ها مؤید آن‌اند که تجربه خشونت در محیط آموزشی، امری گسسته و تصادفی نیست بلکه در بستری از مناسبات قدرت، کلیشه‌های فرهنگی و ساختارهای تاریخی آموزش بازتولید می‌شود . برهم کنش این عوامل منجر به بازتولید خشونت به اشکال نمادین، ساختاری و مستقیم در محیط مدرسه می‌شوند که ضرورت بازنگری در سیاست‌ها و ساختارهای تربیتی موجود را با توجه به صدای کودکان به عنوان محور اصلی گوشزد می‌کند.

تحلیل مضمون آسیب های مطبوعات محلی شهرستان خرم آباد از نگاه روزنامه نگاران محلی

دوره 15، شماره 4 (ویژه نامه لرستان)، زمستان 1400، صفحه 109-131

https://doi.org/10.22034/jss.2022.537066.1587

سید نورالدین رضوی زاده، داریوش شعبان

چکیده مطبوعات محلی با توجه به ظرفیت های که در ارائه تحلیل ها و گزارش های توسعه ای دارند به عنوان موتور محرک توسعه منطقه ای محسوب می شوند. شناخت مسائل و آسیب ها این نشریات، جهت رفع و درنتیجه بهبود عملکرد آنها ضروری است؛ از این منظر ضمن مروری بر تاریخچه ، ویژگی ها و کارکرد مطبوعات محلی ، با روش تحلیل مضامین آسیب ها، مشکلات و چالش های مطبوعات محلی شهرستان خرم آباد که جز نشریات محلی باسابقه و ریشه دار کشور است را به عنوان نمونه ای از مطبوعات محلی سایر مناطق کشور از نگاه 12 نفر از رونامه نگاران محلی بررسی کرده ایم و نتایج را در قالب جدول و شبکه مضامین ارائه داده ایم. کیفیت ضعیف مطبوعات، فعالان غیرحرفه ای مطبوعات، فعالیت در نظام هنجاری رسانه ای شبه اقتدارگرا، مشکلات اقتصادی و تبدیل شدن مطبوعات محلی به رسانه ی غیر مرجع از مضامین فراگیر استخراج شده از سایر مضامین می باشد.