کلیدواژه‌ها = مشارکت

حکمرانی داده و مشارکت در دولت رفاهِ رقومی (دیجیتال)، مطالعه موردی پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان

دوره 20، شماره 1، بهار 1405، صفحه 38-59

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2089913.1949

علی شکوری، حمید عبداللهیان، سعیده صدیقی

چکیده زمینه و هدف: این مقاله با تلفیق «عدالت داده» و «نهادگرایی تاریخی»، حکمرانی داده در «پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان» را با رویکرد تحلیل سیاست انتقادی ارزیابی می‌کند. گذار به سیاست‌گذاری اجتماعی داده‌محور با هدف ارتقای هدف‌گیری و کارآمدسازی تخصیص منابع دنبال می‌شود؛ اما پرسش اصلی آن است که این معماری تا چه حد بر مشارکت معنادار، شفافیت، پاسخ‌گویی و عدالت داده‌ای بنا شده است.
روش و داده‌ها: پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل سیاست انتقادی انجام شد. داده‌ها از بیش از ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران ارشد، معاونان، مشاوران و پژوهشگران این حوزه، حضور در بیش از ۳۵ جلسه تخصصی، و تحلیل اسناد رسمی طی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ گردآوری شد. داده‌ها با تحلیل مضمونی ترکیبی و در گفت‌وگو با عدالت داده و نهادگرایی تاریخی تفسیر شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد معماری موجود در سه سطح شهروندی، اجتماع‌محور و نهادی، الگوی متمرکزی از حکمرانی داده را بازتولید می‌کند: شهروند به موضوع رؤیت بدل می‌شود، اجتماعات محلی و نهادهای مدنی به حاشیه می‌روند، و نهادهای رفاهی از مشارکت تفسیرگرانه در داده‌ها محروم می‌مانند. ریشه‌های این الگو در مسیر نهادی پس از انقلاب و تثبیت نهادهای حمایتی جزیره‌ای است؛ مسیری که سازوکارهای چندسطحی مشارکت، شفافیت و پاسخ‌گویی را محدود کرده است.
بحث و نتیجه‌گیری: سیاست‌گذاری اجتماعی داده‌محور در ایران، بدون بازطراحی قواعد مشارکت، از جمله خوداظهاری استاندارد، حق اعتراض و توضیح‌پذیری، حق داده‌نشدن، نقش‌آفرینی اجتماعات محلی و دسترسی تفکیک‌پذیر برای نهادهای رفاهی، با خطر نابرابری دانشی، تمرکز قدرت تبیینی و مشارکت‌زدایی ساختاری مواجه است.

مطالعة جایگاه سازمان‌های مردم‌نهاد در مدیریت بحران شهر تهران

دوره 13، 2 (جامعه شناسی مصایب جمعی و مدیریت بحران)، تابستان 1398، صفحه 29-54

https://doi.org/10.22034/jss.2019.43299

کرم حبیب‌پور گتابی، بهزاد کاری جعفری

چکیده به‌دلیل ماهیت پیچیدة بحران‌ها و خطر سوانح، دولت‌ها در کشورهای توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته نمی‌توانند به‌تنهایی و به‌شکل مؤثر بحران‌ها را مدیریت کنند و حضور مردم و اجتماع در این عرصه، به‌ویژه در قالب سازمان‌های مردم‌نهاد، ضروری است. مطالعة حاضر، با اتخاذ «رویکرد مدیریت اجتماع‌محورِ خطر سوانح» و استفاده از ترکیب دو روش‌شناسی کمّی (پیمایش در میان مدیران دوازده سازمان مردم‌نهاد) و کیفی (تحلیل محتوای کیفی و مصاحبة عمیق نیمه‌ساختاریافته با 45 نفر از مسئولان و کارشناسان مدیریت بحران در شهر تهران به‌ویژه در نهادهای اجرایی و مراکز مطالعاتی و دانشگاهی)، با طرح هم‌گرا، به بررسی و تحلیل نقش سمن‌ها در مدیریت بحران شهر تهران پرداخته است. یافته‌ها نشان داد که در مجموع سمن‌های مدیریت بحران در شهر تهران عملکرد ضعیفی در این عرصه دارند. این سمن‌ها جایگاهی در سیاست‌گذاری بحران ندارند و تا حد زیادی به مؤسساتی با ماهیت خیریه‌ای و آموزشی تقلیل یافته‌اند. دلایل این ناکامی را می‌توان با استناد به مقولاتی چون فقدان نیروهای متخصص، نیت انتفاع‌گرایانة مدیران و اعضای این سازمان‌ها، فقدان چشم‌انداز و برنامة کلان و راهبردی مشخص در زمینة مدیریت بحران، تعدد سازمان‌های متولی غیرتخصصی در حوزة بحران، وابستگی به دولت، بی‌اعتمادی دولت به آنها، فقدان شبکة منسجم و در نتیجه جزیره‌ای عمل‌کردن، و نهادینه‌نشدن مفهوم بحران و سانحه توضیح داد. در مجموع، دلالت یافته‌ها بر این است که سمن‌های مدیریت بحران، به‌معنای واقعی، در مدیریت بحران مؤثر نیستند.

بررسی تغییرات سرمایة اجتماعی در بلایای طبیعی مطالعة تأثیر سیلاب لرستان در فروردین 1398

دوره 13، 2 (جامعه شناسی مصایب جمعی و مدیریت بحران)، تابستان 1398، صفحه 123-147

https://doi.org/10.22034/jss.2019.43303

مجتبی ترکارانی، الهام مرادی‌نژاد

چکیده هدف پژوهش حاضر، مطالعة تغییر ابعاد سرمایة اجتماعی در مراحل سه‌گانة (قبل، حین و پس از) سیلاب فروردین 1398 در استان لرستان است. در این پژوهش، از روش کیفی و مقایسه‌ای جهت شناخت و مقایسة ابعاد مختلف سرمایة اجتماعی در مراحل مختلف سیل استفاده شده است. جهت گردآوری اطلاعات، با مدیران، کارشناسان، امدادگران، افراد سیل‌زده، و نیز گروه متمرکز مصاحبه شده است. یافته‌ها نشان داد ابعاد سرمایة اجتماعی در مراحل سه‌گانة بحران تغییر کرده است؛ به این شکل که در بعد آگاهی، جامعه از ادراک تقدیرگرایانة­ بلایای طبیعی، به درک انسان‌ساخت و دولت‌ساخت‌بودن بلایای طبیعی رسیده است. در بعد اعتماد، جامعه از کم‌‌اعتمادی بین دولت و ملت، به بی‌اعتنایی و بدبینی تغییر نگرش داده، و در بعد مشارکت، از مشارکت سنتی و بی‌سازمان، به انفعال مردم محلی و وابستگی بیشتر مردم به دولت رسیده است.
 
 

بررسی عوامل موثر بر مشارکت در شرکتهای تعاونی مصرف کارمندی مطالعه موردی:شرکت تعاونی مصرف کارکنان اداره راه و ترابری استان کرمان

دوره 5، شماره 1، بهار 1390، صفحه 153-175

علی اصغر مقصودی

چکیده در آغاز قرن 21، شرکتهای تعاونی مصرف،به عنوان پیشگام نهضت تعاون و اولین نوع رسمی شرکتهای تعاونی در جهان،همچون انواع دیگر شرکتهای تعاونی،با بحرانهایی چون بحران سرمایه،ایوئولوژی،مشروعیت و مدیریت مواجه هستند.این بحران به حدی جدی است که فلسفه وجودی آنها را نیز تحت الشعاع قرار داده است.این شرایط بر بیشتر کشورهای جهان از جمله ایران حاکم است.اتحادیه بین المللی تعاون به عنوان مهم ترین مرجع رسمی نهضت تعاون در جهان، معنی دار ساختن عضویت اعضا  در شرکتهای تعاونی را  کارسازتریت راهکار جهت رویارویی با این بحران ها می داند.به همین دلیل،کمیته بین المللی تحقیقات این اتحادیه،مطالعات گستردهای انجام داده و از کشورهای عضو نیز خواسته است تا تحقیقات مشابهی را انجام دهند.این پژوهش به پیروی از این رویکرد جهانی برای بنای چارچوب نظری خود مفاهیم و نظریه های مرتبط با مشارکت و عوامل موثر بر آن را با تاکید بر سرمایه اجتماعی به طور عام و همین مفاهیم را با تاکید بر سرمایه اجتماعی در شرکتهای تعاونی مصرف کارمندی به طور خاص مورد بحث و بررسی قرار داده است.با توجه به تاثیر عوامل زمینه ای بر مشارکت و نیز ضرورت انعطاف پذیری روش مورد استفاده این تحقیق،رویکرد غالب در انجام این پژوهش کیفی است،اما از روش های کمی نیز استفاده شده است.گردآوری اطلاعات با بهره گیری از انجام مطالعه موردی ابزاری و توضیحی و استفاده از ابزارهای مشاهده نظام مند و غیر مداخله ای،پرسش نامه و مصاحبه طراحی شده و بررسی اسناد انجام گرفته است.نمونه گیری از اعضا جهت تکمیل پرسش نامه تصادفی است و با همه اعضای هئیت مدیره ،بازرسان و مدیر عامل مصاحبه هدفمند و طراحی شده انجام گرفته است.تحلیل داده ها نیز با استفاده از تحلیل محتوا و بهره گیری از الگوی به کارگیری قیاسی مقوله ها انجام گرفته است تا در نهایت ،به نظریه ای زمینه ای بینجامد.نظریه ای که بتواند بای افزایش مشارکت اعضا در تعاونی های مصرف کارمندی به کار گرفته شود.راه کارهای پیشنهادی برای افزایش مشارکت اعضا در شرکتهای تعاونی مصرف کارمندی،با رویکرد افزایش سرمایه اجتماعی در دو شکل شناختی و ساختاری در حوزه های دارای زمینه و ظرفیت تحقق مشارکت اعضا در این نوع شرکتها،ارائه شده است