کلیدواژه‌ها = گیلان

بررسی کیفی توانمندی‌ها و چالش‌های زنان کارآفرین بومی استان گیلان

دوره 19، شماره 1، بهار 1404، صفحه 77-102

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2062617.1904

علی اکبر سالاری پور، فاطمه یوسفی ویو، بنیامین حسن زاده باغی

چکیده نقش زنان کارآفرین در توسعه به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی تحول اقتصادی و اجتماعی در جهان امروز برجسته شده است. زنان کارآفرین بومی گیلان با داشتن توانمندی‌های بالقوه در زمینه‌های مختلف از جمله صنایعدستی، گردشگری و خدمات، می‌توانند نقش حیاتی در تقویت و توسعه اقتصادی استان ایفا کنند. باتوجه به اهمیت موضوع در ایران، این پژوهش به بررسی چالش‌های پیش روی زنان کارآفرین استان گیلان و نقش آنان در توسعه اقتصادی و اجتماعی و با توجه به ویژگی‌های فردی آنان صورت گرفت. در این راستا، از روش تحقیق کیفی بهره گرفته شد که طی آن 28 بانوی کارآفرین گیلانی خبره در حوزه‌های کشاورزی، صنایع‌دستی و فناوری به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و در مطالعه مشارکت کردند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از روش مصاحبه عمیق نیمه‌ساختارمند استفاده شد. کلیه مصاحبه‌ها ضبط و پس از تبدیل به متن به روش گرانهایم و لاندمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. حاصل کدگذاری، 122 کد باز، 9 کدمحوری و 3 مقوله اصلی است که «عوامل کلیدی محدودکننده در توسعه کسب‌وکارها»، «نقش‌آفرینی زنان کارآفرین در تحول اجتماعی و اقتصادی و اثرات چندگانه کارآفرینی بر زنان و خانواده » و «توانمندی‌ها و  استراتژی‌های موفقیت زنان کارآفرین» از آن جمله است. با توجه به نتایج به دست آمده، موفقیت زنان کارآفرین در جوامع محلی، محصول تعامل میان محدودیت‌های نهادی و مالی، حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی و ظرفیت‌های فردی و مدیریتی آنان است. ترکیب تاب‌آوری، مهارت‌های مدیریتی و شبکه‌سازی اجتماعی، توان مقابله با موانع اقتصادی و ایجاد کسب‌وکارهای پایدار و اثرگذار را فراهم می‌کند. بنابراین، کارآفرینی زنان نه تنها فعالیت اقتصادی، بلکه محرکی برای تحول اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی محسوب می‌شود.

ماکیان‌داری و ارتباط آن با نهادهای اجتماعی در جامعۀ روستایی گیلان

دوره 9، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 60-83

سید هاشم موسوی

چکیده مقالۀ حاضر گزارشی از پژوهشی میدانی در جامعۀ روستایی گیلان است  که به توصیف فرهنگ ماکیان‌داری می‌پردازد و نشان می‌دهد که ماکیان‌داری با نهادهای اجتماعی (خانواده و ازدواج، مذهب، حقوق و اقتصاد) ارتباط دارد و در آیینۀ فولکلور و سنت‌های شفاهی بازتاب وسیعی داشته‌است. حجم وسیع اطلاعات بازیافته از سنت‌های شفاهی روستاییان گیلانی، که شامل سنت‌های گفتاری، سنت‌های مادی و سنت‌های رفتاری است، اهمیت این سنت‌ها را در اندیشه و پیشه و فرهنگ مردم این منطقه نماین می‌کند؛ تاآنجاکه می‌توانیم حوزۀ فرهنگی گیلان‌زمین را "حوزۀ تمدن مرغ و تخم‌مرغ" بنامیم. این پژوهش از روش‌های انسان‌شناختی (مشاهده همراه با مشارکت، مصاحبه، مطالعۀ اسنادی و...) سود جسته‌است.  

مخالف‌خوانی‌های دانش‌آموزی و گفتمان مدرسه مطالعة دانش‌آموزان استان گیلان

دوره 9، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 139-166

علی یعقوبی

چکیده هدف اصلی این مقاله مطالعة کیفی مخالف­خوانی­های دانش­آموزی و گفتمان
مدرسه­ای است. مطالعه با تکیه بر موردپژوهی جمعی و نمونه­گیری هدفمند از مصاحبه­های نیمه­سازمان­یافته، فردی و گروهی (گروه متمرکز) انجام شده‌است. به‌این‌منظور، با یازده‌نفر به­صورت فردی و یکصدنفر به‌صورت گروهی (درقالب پانزده‌جلسه) مصاحبه شد. سپس، مصاحبه­ها به‌شیوة تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که هرچه ذهنیت خانواده با مدرسه مشترک باشد، ارزش­های مدرسه به­سهولت بازتولید می­شود و متعاقب آن، مخالف­خوانی­های
دانش­آموزی تقلیل می­یابد. کنش دانش­آموزان درمقابل قواعد مدرسه صرفاً اطاعت محض نیست، بلکه خلاقیت­هایی در زندگی روزمرۀ دانش­آموزان وجود دارد که برمبنای نظریۀ طفره می‌روند و به‌شیوه­های ابتکاری آنها را کنار می­گذارند. این شیوه­ها بسیاری از کردارهای زندگی روزمره، مانند ترک کلاس و مدرسه، استتار، غافل‌گیری، احتیاط، رازداری، بازی، نیرنگ، بدن­نمایی، نوع مصرف و... را شامل می­شوددوسرتو کنشگران از اجرای دقیق قوانین و اعمال رویه­های گفتمانی 

کارکردهای علمی انجمن های دانشجویی( مطالعه موردی در دانشگاه های گیلان،مازندران،و تهران)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1385، صفحه 62-82

محمود شارع پور، محمد فاضلی

چکیده در هر اجتماع علمی سازمانهایی وجود دارند که برای تقویت آن اجتماع علمی نقش های متعددی را ایفا می کنند.سازمانهایی که دستاوردهای علمی را منتشر میکنند ،مراکز تحقیقاتی و انجمنهای علمی از جمله این سازمانها هستند.بررسی نقش هر یک از اینها در ساختار نظام و اجتماع علمی بخشی از حوزه کاری جامعه شناسی علم است.انجمنهای علمی در این میان نقش مهمی دارند. در سال 1378 وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری با ابلاغ آئین نامه ای، تشکیا انجمن های علمی دانشجویی را اعلام کرد.در مدت بسیار کوتاهی،تعداد زیادی از این انجمن ها در دانشگاه ایجاد شد و دانشجویان زیادی به فعالیت در آنان پرداختند.اهداف زیادی از تاسیس این انجمن ها مدنظر بوده است،لیکن در این مقاله از موضوع جامعه شناسی علم به بازتعریف کارکردهای محتمل برای این انجمن ها پرداخته می شود.در ضمن به کمک مطالعه ای تجربی در سه دانشگاه تهران،مازندران و گیلان،میزان تحقق برخی کارکردهای متصور برای آن ها ارزیابی خواهد شد.