کلیدواژه‌ها = جبر بولی

تحلیل جامعه‌شناختی مسیرهای علّی منتهی به انواع رفتارهای اقدام به خودکشی در نوجوانان در معرض خطر شهر مشهد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2090175.1953

منصوره گلی، مرضیه ابراهیمی

چکیده زمینه و هدف: اقدام به خودکشی در میان نوجوانان پدیده‌ای چندبعدی است که تبیین آن تنها با عوامل فردی امکان‌پذیر نیست و مستلزم توجه به زمینه‌های خانوادگی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ترکیب‌های علّی مؤثر بر انواع رفتارهای اقدام به خودکشی در نوجوانان شهر مشهد انجام شد. روش و دادهها: این پژوهش با رویکرد ترکیبی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مقایسه‌ای کیفی مبتنی بر منطق جبر بولی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با ۶۱ نوجوان ۱۵ تا ۱۸ ساله دارای تجربه اقدام به خودکشی ناموفق گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان با نمونه‌گیری هدفمند و رعایت اصل حداکثر تنوع انتخاب شدند. یافتهها: یافته‌ها چهار سنخ اصلی اقدام به خودکشی شامل «فرار از رنج»، «تکانشیواکنشی»، «اعتراضیپیام‌رسان» و «وجودی» را آشکار ساخت. روابط ناکارآمد خانوادگی شرط علّی محوری در همه سنخ‌ها بود. در سنخ فرار از رنج، هم‌زمانی فروپاشی ساختاری خانواده، انزوای اجتماعی و فشارهای محیطی نقش تعیین‌کننده داشت. سنخ تکانشیواکنشی در خانواده‌های دارای انسجام نسبی اما روابط عاطفی آسیب‌زا شکل گرفت. سنخ وجودی با تنهایی ساختاری و بحران معنا و سنخ اعتراضیپیام‌رسان با فقدان کانال‌های مشروع برای بیان اعتراض و فشارهای محیطی تبیین شد. بحث و نتیجهگیری: یافته‌ها نشان می‌دهد ناکارآمدی خانواده، در تعامل با ضعف نهادهای میانجی و حمایتی، نوجوانان را در چرخه‌ای از رنج و بن‌بست ساختاری قرار داده و مسیرهای متفاوت اقدام به خودکشی را شکل می‌دهد. ازاین‌رو، پیشگیری مؤثر مستلزم مداخلاتی فراتر از سطح فردی، مبتنی بر تقویت خانواده و توسعه شبکه‌های حمایتی و اجتماعی است.

تحلیل تطبیقی تأثیر پیکربندی نهادی-عاملیتی بر خلقیات و توسعه با رویکرد جبر بولی (مورد مطالعه لرستان پیشکوه و پشتکوه از دوره صفویه تا پایان پهلوی)

دوره 15، شماره 4 (ویژه نامه لرستان)، زمستان 1400، صفحه 28-54

https://doi.org/10.22034/jss.2022.529220.1524

علی ایار، تقی ازاد ارمکی

چکیده مطالعات جامعه‌شناسی تاریخی جامعه ایرانی، به علت غفت از اجتماعات محلی، با ارائه تصویری یکدست از جامعه، مانع فراهم شدن فهمی تاریخی و فرایندی از مسائل اجتماعات محلی در جامعه ایران شده است. در این مقاله سعی بر آن است که با لحاظ نمودن فرض کثرت و تنوع جامعه ایرانی و از سویی دگر تمرکز بر نهادها و نیروهای متکثر اجتماعی که در حیات اجتماع محلی موثر بوده اند، به تبییی متمایز از موضوع مورد مطالعه بپردازد. این مقاله با روش تاریخی تفسیری و تبیینی با استفاده از جبر بولی، براساس رویکرد نهادگرایی تاریخی، تحلیلی متفاوت از وضعیت خلقیات و توسعه در لرستان پیشکوه و پشتکوه( لرستان و ایلام)از دوره صفویه تا پایان پهلوی ارائه می‌کند که در آن بر نقش شرایط جهانی، نهادها و عاملیت‌های متعدد اجتماعی تأکید می‌شود. در این روایت، پیکربندی نهادی لرستان پشتکوه و پیشکوه بازه زمانی موردمطالعه با عنایت به میراث به‌جای مانده از دوره صفوی با وصف «غیاب نهادی و نیرویی»، مبتنی بر شبکه نسبتا پیچیده‌ای از روابط متقابل بین نهاد های در تعامل با شرایط جهانی، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استدلال این است که وضعیت نهادی ریشه در دوره‌های قبلی داشته با تداوم خود توانسته است بر شکل‌گیری خلقیات و توسعه‌ این منطقه تأثیرگذار باشد. بنابراین می توان این گونه استلال نمود که " خلقیات" و" توسعه نیافتگی" لرستان، برآیندهای علی ترکیبی زمانمند است.

انقلابهای عربی: مطالعهای تطبیقیـ تاریخی (دلالتهایی نظری درباب نظریه های متأثر از انقلاب اسلامی)

دوره 10، شماره 1، بهار 1395، صفحه 137-162

امیر عظیمی دولت آبادی

چکیده موج انقلاب‌ها و شورشهای مردمی که از دسامبر 2010 اکثر کشورهای عربی را در برگرفت از رخدادهای نادر تاریخی محسوب میشود. در این رخداد، چهار رژیم اقتدارگرا در تونس، مصر، لیبی و یمن یکی پس از دیگری بهواسطه انقلاب‌های مردمی در سال 2011 از هم فروپاشیدند و بسیاری دیگر نیز با چالشهای جدی مواجه شدند. در این تحقیق تلاش شده است تا در پرتو دستگاه نظری برآمده از مهم‌ترین سازه‌های نظریه‌های مطرح انقلاب‌ها، به این پرسش پاسخ دهیم که: چه عللی و با چه ترکیب یا ترکیب‌هایی، به وقوع انقلاب در کشورهای عربی منجر شده‌است؟ بدین‌منظور، روش تطبیقی‌ـ تاریخی (کیفی)، با تکنیک اختلاف میل و جبر بولی انتخاب شد و شش‌کشور عربی (تونس، مصر، لیبی و یمن به‌مثابۀ موردهای انقلابی، و الجزایر و مراکش به‌مثابۀ موردهای غیرانقلابی) در یک دورۀ زمانی شش‌ساله (2005 تا 2010) تحت[U1]  مطالعه [DU2] قرار گرفت. با مطالعۀ این کشورها و مقایسۀ آنها با یکدیگر، بسیاری از سازه‌های مهم نظریه‌های انقلاب، شأن علّی خود را از دست دادند و نتوانستند تمایزی میان موردهای انقلابی و غیرانقلابی ایجاد کنند. این مطالعه نشان می‌دهد که انقلاب‌های عربی محصول ترکیب متفاوتی از شروط علّی هستند و عوامل علّی مشترک میان آنها اندک بوده‌است. حتی نظریه‌های متأخر انقلاب، که به‌واسطۀ وقوع انقلاب اسلامی به عناصر تبیینی جدیدی مجهز شده بودند، [DU3] نمی‌توانند تبیینی مجاب‌کننده از واقعۀ انقلاب در کشورهای عربی ارائه دهند.