نویسنده = Fouladiyan، Majid

Stigma and Discrimination Against People Living with HIV in Dental Care: A Field Study of Dentists' Practices and Patients' Experiences of Concealing Their HIV Status in Mashhad

دوره 19، Vol. 19, No. 4, Special Issue, Medical Sociology، زمستان 1404، صفحه 5-24

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2086899.1944

Majid Fouladiyan، Saeedeh Jafaraghaei، Mahdi Faezi

چکیده Background and aim: Despite advances in HIV prevention and treatment, stigma and discrimination against People Living with HIV (PLHIV) remain pervasive within healthcare settings, particularly in dental care. This study explored the multilayered processes of exclusion and concealment experienced by PLHIV in dental services, with a particular focus on the discrepancy between dentists' professional knowledge and clinical practice and the lived experiences of patients in Mashhad, Iran. Data and method: A qualitative field study was conducted using two complementary components. First, participant observation was employed to examine the clinical practices of 55 dentists across three socioeconomic districts of Mashhad under real-world conditions, with the researcher presenting as a person living with HIV. Second, semi-structured interviews were conducted with eight PLHIV recruited through a Behavioral Diseases Counseling Center. Observational and interview data were analyzed using qualitative content analysis. Findings: Of the 55 dentists observed, 38 demonstrated exclusionary practices by refusing treatment or referring patients elsewhere. Exclusion was most prevalent in the high socioeconomic district and least common in the low socioeconomic district. Referral to designated treatment centers emerged as the dominant exclusionary practice, often resulting in prolonged treatment-seeking pathways. Interview findings indicated that fear of stigma, shame, anger, and hopelessness shaped patients' experiences following HIV diagnosis. Concealment of HIV status functioned as a strategy for balancing the need for treatment against anticipated discrimination. While supportive institutional environments enhanced quality of life and social participation, discriminatory experiences within healthcare, family, educational, and occupational settings reinforced concealment and internalized stigma. Conclusion: The exclusion of PLHIV from dental care reflects not technical limitations but the social construction of HIV, a persistent knowledge–practice gap among dental professionals, and deficiencies in health policy and regulatory oversight. Strengthening regulatory mechanisms, implementing simulation-based practical training for healthcare providers, and reinforcing anti-discrimination policies are essential to reducing institutional stigma and improving equitable access to dental care.

رنج بی‌پایان فراموش‌شدگی، زندگی در سکونت‌گاه‌های غیررسمی بدون هویت قانونی

دوره 19، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 111-137

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2077264.1929

فرزین جیرانی، فاطمه صدرنبوی، مجید فولادیان، مهناز امیرپور

چکیده زمینه و هدف: مسئله عدم برخورداری از شناسنامه در ایران، با توجه به ثبت واقعه تولد در مدت‌زمانی کوتاه، حکایت از وقوع بی‌عدالتی بین‌نسلی دارد. فقدان هویت قانونی، افراد را به حاشیه‌نشینی و مهاجرت ناگزیر می‌کند؛ ازاین‌رو، نباید آنان را با سایر گروه‌های حاشیه‌نشین یکسان دانست. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق در معنای زندگی از دید افراد فاقد هویت قانونی و بازنمایی درک و تجربه زیسته این افراد انجام شد.
روش و دادهها: این پژوهش مبتنی بر پارادایم تفسیری و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت‌کنندگان با استفاده از نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که با 15 مشارکت‌کننده حاصل شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختمند گردآوری و پس از پیاده‌سازی، از طریق کدگذاری اولیه، کدگذاری متمرکز و کدگذاری نظری تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری نظری نیز از روش مقایسه مستمر بهره گرفته شد.
یافتهها: یافته‌ها در قالب شش مضمون اصلی و نُه مضمون فرعی نشان داد که افراد فاقد هویت در این زیستجهان، با تجربه مداوم ترس از رد مرز شدن، محرومیت از حقوق اولیه، طرد، اضطراب، تنفر از خود و آسیب پذیری دائمی ر‌و‌به‌رو هستند. افراد فاقد هویت حسی ناخوشایندی به اجداد خود دارند که سرنوشت شوم زمان حال آنان را رقم زده‌اند. آزادی‌های فردی و حقوق شهروندی آنان به حالت تعلیق درآمده است و افراد فاقد هویت از نظر قانونی به انسان‌هایی بی‌نام و نامرئی تبدیل شده‌اند؛ ازاین‌رو، هیچ امیدی به آینده ندارند.
بحث و نتیجهگیری: یافته‌های پژوهش امکان درک معانی ذهنی مشارکتکنندگان را فراهم می‌کند. زیست فاقد هویت، اجباری است که نسل‌های پیشین به این مردم تحمیل کرده‌اند. بی‌هویتی چیزی فراتر از فقر در همه شکل‌های آن است؛ زیرا، بدون هویت همه راهحل‌ها برای حل مشکلات به «دریافت شناسنامه و پیدا کردن هویت قانونی» منتهی می‌شود.

چالش ها و استراتژی های آشکارسازی هویت جنسیتی مردان ترنس در شهر مشهد

دوره 18، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 133-157

https://doi.org/10.22034/jss.2025.2063771.1907

مجید فولادیان، امیرآراد قراول، فاطمه درخشان فر

چکیده آشکارسازی هویت جنسیتی مردان ترنس در بافت‌های فرهنگی‌ـ‌مذهبی همچون مشهد، صرفاً امری شخصی یا روان‌شناختی نیست، بلکه کنشی اجتماعی و پرمخاطره است که در تقابل با نظم مسلط جنسیتی، قدرت نهادی و گفتمان‌های مردسالارانه شکل می‌گیرد. این پژوهش با هدف شناسایی چالش‌ها و راهبردهای مردان ترنس در فرآیند آشکارسازی و تثبیت هویت جنسی، با تمرکز بر تجربه زیسته آنان در مشهد، به روش کیفی و با تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ مرد ترنس (۲۲ تا ۳۰ ساله) گردآوری و با شیوه نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی نمونه ها انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها در سه سطح فردی، میانه و کلان و با بهره‌گیری از نظریه‌های گافمن، باتلر، گیدنز، آرچر و وست و زیمرمن صورت گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که مشارکت‌کنندگان با چالش‌هایی همچون اضطراب، بی‌ثباتی هویتی، طرد خانوادگی، خشونت خانگی، بوروکراسی تبعیض‌آمیز و انگ اجتماعی مواجهند. در پاسخ به چالش ها، افراد ترنس از راهبردهایی چون پنهان‌سازی گزینشی، مدیریت بدن، سرمایه اجتماعی، ترک محیط‌های ناسازگار و بازتعریف مردانگی بهره می‌گیرند. هویت مردانه در مردان ترنس، فرآیندی در حال شکل‌گیری و بازتعریف مداوم است که در دل نظارت اجتماعی و بر پایه تعامل با محیط اجتماعی تکوین می‌یابد. این تحلیل نشان می‌دهد جنسیت، بدن و عاملیت در تجربه ترنس‌بودگی، مفاهیمی سیال و زمینه‌مندند. از مهم‌ترین محدودیت‌های پژوهش، دشواری در دسترسی به مشارکت‌کننده به‌دلیل حساسیت موضوع و ملاحظات امنیتی در بافت فرهنگی‌ـ‌اجتماعی مشهد بود.