نویسنده = موسوی، سیدمحسن

مطالعۀ تطبیقی احساس نابرابری جنسیتی و عوامل اجتماعی مرتبط با آن (مورد مطالعه: مادران و دختران شهر یزد)

دوره 13، 4(دومین ویژه نامه یزد)، زمستان 1398، صفحه 138-163

https://doi.org/10.22034/jss.2019.47857

محمد مبارکی، سیدمحسن موسوی، زهرا کشمیری

چکیده نابرابری جنسیتی یکی از پدیده‌هایی است که در بیشتر جوامع بشری دیده می‌شود و به‌عنوان مسئله‌ای اجتماعی، همانند سایر پدیده‌های اجتماعی، تحت‌تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. هدف اصلی این پژوهش مقایسۀ احساس نابرابری جنسیتی بین نسل مادران و دختران و بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس نابرابری جنسیتی است. روش اجرای پژوهش، پیمایش بوده و جامعۀ آماری آن تمام مادران 30 تا ۶۴ ساله و دختران 15 تا ۱۹ سالۀ شهر یزد است. نمونه‌گیری به روش نمونه‌گیری احتمالی چند‌مرحله‌ای بوده و روش تعیین حجم نمونه از طریق فرمول کوکران با حجم نمونۀ 488 نفر انتخاب شده است. یافته‌های تحقیق نشان داد احساس نابرابری جنسیتی مادران بیشتر از دختران است. همچنین، نتایج نشان داد که در گروه دختران، فقط سه متغیر باورهای قالبی جنسیتی، هنجارهای جنسیتی و ساختار قدرت بر احساس نابرابری جنسیتی اثر مستقیمِ معنادار داشته‌اند و مابقی متغیرهای ساختاری، صرفاً اثر غیرمستقیم داشته‌اند که درمجموع، 23درصد از واریانس احساس نابرابری جنسیتی را تبیین می‌کنند. اما در گروه مادران فقط دو متغیر باورهای قالبی جنسیتی و ساختار قدرت بر احساس نابرابری جنسیتی اثر مستقیمِ معنادار داشته‌اند و مابقی متغیرهای ساختاری، صرفاً اثر غیرمستقیم داشته‌اند که درمجموع، 19درصد از واریانس احساس نابرابری جنسیتی را تبیین می‌کنند.
 

تحلیلی بر فرهنگ شهروندی و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: استان لرستان)

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 31-59

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38122

ولی بهرامی، محسن نیازی، سیدمحسن موسوی، مهران سهراب‌زاده

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل فرهنگ شهروندیِ افراد 18 تا 65 سال در استان لرستان و عوامل مؤثر بر آن است. پرسش اصلی این است که وضعیت فرهنگ شهروندی در استان لرستان چگونه است و عوامل مؤثر بر آن کدام‌اند. پژوهش حاضر از  نظر روش کمی و از دیدگاهِ جهت پژوهش کاربردی است که با ابزار پرسش‌نامه جمع‌آوری شده است. حجم نمونه 852 نفر برآورد شده و شیوة نمونه‌گیری چندمرحله‌ای بوده است، به‌طوری که پس از رعایت مراحل نمونه‌گیری از شش شهرستان خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، کوهدشت، الشتر و پلدختر، از هر شهرستان یک شهر و دو روستا متناسب با حجم جمعیت، انتخاب شدند. در پژوهش حاضر، از رویکرد جمهوری‌گرایی (مدنی و جدید) و تلفیقی از نظریه‌های مارشال، ترنر، جانوسکی و روثستاین استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که میانگین نمرة شاخص فرهنگ شهروندی برابر با 07/108 از ۱۴۱ است که مقدار آن نسبتاً بالاست. نتایج پژوهش نشان داد که هرچند برحسب خاستگاه زندگی شهروندان (روستا، عشیره و شهر)، تفاوت معناداری در فرهنگ شهروندی وجود دارد، مردان تفاوت معناداری نشان نداد. بین متغیرهای پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استفاده از رسانه‌های جمعی با فرهنگ شهروندی نیز رابطة معناداری وجود نداشت. نتایج اجرای آزمون هم‌بستگی پیرسون، وجود رابطة مثبت و قوی متغیر هویت اجتماعی، رابطة مثبت و متوسط متغیرهای احساس امنیت اقتصادی، اعتماد اجتماعی و گرایش به تعلقات قومی‌ـ‌طایفه‌ای و رابطة مثبت و ضعیف متغیر پنداشت از عملکرد نظام سیاسی را با فرهنگ شهروندی تأیید کرد. نتایج الگوی معادلات ساختاری نیز نشان می‌دهد که در مجموع متغیرهای پیش‌گفته می‌توانند ۵۳ درصد از واریانس کلی متغیر وابستة فرهنگ شهروندی را تبیین کنند.