از جنبش اصلاحات تا دموکراسی خیابان: تحلیل طبقاتی جنبشهای اجتماعی پساانقلابی در ایران
دوره 18، شماره 1، بهار 1403، صفحه 111-132
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2009019.1787
نیما شجاعی
چکیده این مقاله از منظر جامعهشناسی سیاسی، جنبشهای اجتماعی سالهای 1376-1402 را مورد بررسی و تببین قرار داده است. در این مقاله، در مورد تحولات اجتماعی و سیاسی سالهای پس از جنگ ایران و عراق، نشان داده شده است که جنبشهای اجتماعی این سالها را میتوان با توجه به تحلیل طبقاتی ملهم از نظریه اریک الین رایت، حرکت از «جنبش اصلاحات» بهسوی «دموکراسی خیابان» نامگذاری کرد، و نشان داد که حاملان اصلی این جنبشهای اجتماعی در ابتدا «طبقه متوسط» بوده و کمکم شامل «طبقهی متوسط فقیر» شدند. در این تحقیق، از روش تحلیل تطبیقیـتاریخی (از نوع تحلیل روایتی) استفاده شده است که در آن با شناسایی بزنگاههای تاریخی، نقش کنشگران سیاسی در ارتباط با ساختار سیاسی موجودرای شناخت ماهیت جنبشهای اجتماعی پساانقلابی در ایران مورد تحلیل قرار میگیرد. با توجه به نتایج این مقاله، باید گفت که دموکراسی خیابان، برعکسِ جنبش اصلاحات: 1) کنشمحور، 2) عملگرا، 3) بدون رهبری، 4) فاقد سازماندهی، 5) معطوف به مصائب زندگی روزمره و 6) رخدادمحور است. بعلاوه، گفتنی است که هدف اصلی «جنبش اصلاحات» عدالت سیاسی بود، اما هدف اصلی «دموکراسی خیابان» عدالت اجتماعی و بهدنبال کاهش «نابرابری» و «فساد» و افزایش «سرمایهی اجتماعی» است.
